تربیتی ، فرهنگی ،سیاسی ، اجتماعی، هنری

 

باسمه تعالی

حجاب

حجاب نشانه ی معرفت است  . هر قدر معرفت به ارزش موجودی بیشتر باشد حجاب حساسیت و منزلت بیشتری خواهد داشت و توجه بیشتر به خود اختصاص خواهد داد .

حجاب نشانه ی ارزش دانی و قدر شناسی است . حجاب نشان منزلت شناسی است .

حجاب نشان اوج آزادی است هر که حجاب ندارد آزادی ندارد .

حجاب از والایی و بالایی شخصیت نشأت گرفته است هر قدر حجاب حساب شده تر باشد نشانگر شخصیت بالاتر است .

حجاب از اهمیت انسان حکایت دارد .

حجاب از معرفت انسان به ارزش زندگی و حیات حکایت دارد که هر قدر فهم از ارزش حیات بیشتر باشد حجاب اهمیت و توجه بیشتر خواهد یافت .

حجاب تهدید حیات نیست تمدید حیات است و مایه و پایه ی حیات است .

حجاب جانی تازه به زندگی می بخشد و به لطافت آن می افزاید وآزادی مخصوص و فراخور شأن انسان را تضمین می بخشد .

حجاب از کمال جویی هر موجودی است و کمال جویی نیز در ظرف حجاب نضج می گیرد و نشو نما می یابد و حس جاودانگی را اشباع و جاودانگی را محقق می سازد .

آنان که حجاب را مورد حمله و تاخت و تاز قرار می دهند کسانی هستند که یا بی بهره از سلامت و بهداشت شعورند  ، شعوری که فراخور انسان است و یا جاهلند و یا سفیهند و یا عناد دارند و یا چپاولگر و یا آمیخته ای از اینها .

از سلامت شعور بی بهره اند که حیات و حجاب در سبد شعوری آنها نمی گنجد .

جاهلند که معنی حیات را نمی دانند که حیات ظرف و جانمایه لازم دارد وحجاب جانمایه ی حیات است و حیات بدون حجاب وجود ندارد .

سفیهند که ترازوی عقلی آنان ارزش حقیقی حیات را درست درنمی یابد و تفاوت ها را بر نمی تابد .

چپاولگرند که می خواهند گوهرحیات را تاراج کنند و نامی ازحیات باقی نگذارند .

 

کمال بارعی –  تبریز

 http://kbareei.andishvaran.ir 

http://www.bareei.blogfa.com

bareeik@iran.ir

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 0:54  توسط کمال بارعی  | 

باسمه تعالی 

 

اثر شادی حقیقی  

 

 

خستگی نمی آورد .

دلزدگی نمی آورد .

سیری ایجاد نمی کند .

شور و شعف بیش از پیش می بخشد .

آمادگی فعالیت بیشتر می بخشد . 

امنیت آفرین است . ( فردی و اجتماعی ؛ درونی و بیرونی )

سلامتی را تهدید نمی کند .

هوشیاری می بخشد و غفلت سازی نمی کند .

بر طول عمر می افزاید .

تمام اعضای بدن سهم خود را برمی دارد .

عامل حیات است .

انبساط خاطر و رشد فکری می آورد .

ﻳﺄس و ناامیدی و افسردگی ندارد .

جامع نگری می بخشد .

امید ساز و امید بخش است .

مقتضای سرشت و فطرت انسان است و لحظه لحظه ی انسان را دلپذیر می سازد .

عمق می بخشد .

حریم شناس است .

جور و جفا و اجحاف ندارد .

باافراط و تفریط سازگاری ندارد .

دست آویز برای تخطئه ، تخریب ، تمسخر ، حیف و میل شخصیت قرار نمی گیرد .

کینه و کدورت آفرین نیست .

بستر آفرین تفکر و تعقل است .

کمال بارعی –  تبریز

 http://kbareei.andishvaran.ir 

http://www.bareei.blogfa.com

bareeik@iran.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 23:44  توسط کمال بارعی  | 

 

باسمه تعالی                 

شعائر الهی نشان از هستی شمولی یکتا دین الهی       

       ماه مبارک رمضان  و دیگر شعائر الهی نشان از هستی شمولی یکتا دین الهی یعنی  اسلام  است  که در تمام مراتب وجودساری و جاری می با شد ؛ بنا بر ا ین  بر همگان  فرض است که افکار ،  گفتار  ، کردار و اعمال خود رابر پایه و مایه ی اسلام قرار دهدپس سخن گفتن از جهانی شدن تحصیل حاصل است .

 منبع : کتاب الکترونیکی پیام های اساتید

 پیامهای ماندگار و مناسبتی اساتید حلقه های علمی

استاد کمال   بارعی   -  دانشگاه : فرهنگیان

استان   آذربایجان شرقی    شهرستان  تبریز

مسئول حلقه علمی  اخلاق در قرآن و روایات

http://kbareei.andishvaran.ir

http://www.bareei.blogfa.com


برچسب‌ها: رمضان, شعائر, هستی شمولی, جهانی
+ نوشته شده در  جمعه بیستم تیر 1393ساعت 1:13  توسط کمال بارعی  | 

باسمه تعالی

یک بحث درچندین سؤال

« مبنا » یعنی چه ؟

انواع « مبنا » چیست ؟

چرا انسان نمی تواند برای خود و دیگران « مبنا » تعریف و تعیین نماید ؟

« مبنا سازی »یا « مصنوعی » یا « ساختگی » چه آسیب هایی را برای نظر فردی و اجتماعی دارد ؟

« دین » چند تاست ؟

آیا می شود کلمه ی « دین » را جمع بست ؟ چرا ؟

« دین » امر بیرونی است یا درونی ؟

کارکرد « دین » از بیرون به درون است یا از درون به بیرون و یا هر دو ؟

ناقص و کامل بودن دین یعنی چه ؟

آیا « دین »  و « علم » جدا هستند چرا ؟

آیا « دین » و « سیاست » سر ناسازگاری دارند ؟ چرا ؟

آیا « دین » و « صنعت »  و « پیشرفت » از هم جدایند ؟

آیا « عرفان » از « دین » جداست ؟

هدف عرفان های ساختگی چیست ؟ ویژگی این عرفان ها چیست ؟

آیا « دین » عامل عقب ماندگی است ؟ چرا ؟

عنوانی به نام « کارشناس مذهبی »  درست است ؟ چرا ؟ یعنی چه ؟

خود کشی و آسیب رساندن به بدن امری درست است ؟ چرا ؟

جایگاه « دین » در موجودات کجاست ؟

آیا « ورود و خروج » از « دین » امکان دارد چرا ؟

آیا « اجبار » در « دین » می تواند اتفاق بیفتد و ممکن است ؟ چرا ؟

آیا انسان می تواند جمادات و گیاهان و حیوانات و حتی انسان و ملائک را مورد پرستش و اله و معبود قرار دهد چرا ؟

قلمرو زمانی  و مکانی « دین » تا کجاست ؟

آیا ظلم در « دین » وجود دارد ؟ 

موجودات در چه صورتی حق وحقوق خود را دریافت می دارند ؟

« دین » محدودیت است یا عین آزادی ؟ چرا ؟

آیا معادل و ترجمه ی « اصطلاحات » و « عبارات » جامع معانی آنهاست ؟ چرا ؟

آیا اصطلاحات و عبارات « دین » می توانند معادل بر دار باشند یا خیر چرا ؟

چرا باید اصطلاحات و عبارات « دین » را به کار برد و از معادل سازی آنها خود داری کرد ؟

اصطلاحات و عباراتی از « دین » که معادل بردار نیستند را نام ببرید ؟

آیا « دین » فقط برای انسان است ؟ چرا ؟

آیا دین جنسیتی است ؟

آیا تقسیم موجودات به « جاندار » و «  بی جان » درست است ؟ چرا ؟ و این تقسیم بندی ناشی از چیست ؟

آیا تقسیم موجودات به « باشعور »  و « بی شعور » درست است ؟ چرا ؟ و این تقسیم بندی ناشی از چیست ؟

معنی « قرآن » یعنی چه ؟

قلمرو زمانی و مکانی قرآن تا کجاست ؟

نسبت قرآن و سایر کتب نازله از جانب الله تبارک و تعالی چیست ؟

برای دست یابی به کتب نازله ی حقیقی چه باید کرد چرا ؟

آیا نبیی و رسولی از جانب الله تبارک و تعالی با ادوات جنگی و کشت و کشتار برانگیخته شده است ؟ چرا ؟

« آزادی » یعنی چه ؟

آیا امری به نام « اخراج » می تواند در تعلیم و تربیت وجود داشته باشد ؟

چرا « تنبیه بدنی »  یا « آزار و اذیت جسمی و روحی » در عرصه ی تعلیم و تربیت نمی تواند وجود داشته باشد؟

آیا احکامی که در بر دارنده ی حد وحدود هستند ؛ مثل قصاص و تازیانه ، خشونت و آزار و اذیت و شکنجه به شمار می روند . چرا ؟

چرا انبیاء و رسولان الهی صلوات الله علیهم اجمعین کمترین اختلافی در هدف و دعوت باهمدیگر ندارند؟

آیا انسان « حیوان ناطق » و « اسب حیوان صاهل » و « الاغ حیوان ناهق » است ؟ چرا ؟

انواع « عرفان » ها را بنویسید ؟

انواع « ازدواج » را بنویسید ؟

چند نوع نگرش می توان نسبت به انسان داشت و کدام درست است؟

انسان ها از نظر هدف چند دسته اند ؟

انواع حکومت و فرق حکومت دینی با سایر حکومت ها چیست ؟

انواع انتخاب و فرق انتخاب دینی با سایر انتخاب ها ؟

آیا میدان دادن  به روح انسانی به معنای نادیده گرفتن سایر ابعاد روحی انسان است ؟

انسان در نوع خود دارای چند نوع حکومت است ؟

آیا دین گریزی امکان دارد ؟

برخی رفتار دینداران را باعث دین گریزی می دانند ؟آیا دینداران چه کسانی هستند و آیا رفتار آنان برگرفته از دین است که باعث دین زدگی می شود در این صورت آیا آنان باز دیندار تلقی می شوند ؟

انواع حجاب ؟

انواع موسیقی ؟

آیا موسیقی می تواند شیر حیوان را افزایش دهد ؟ چگونه ؟ حجم شیر افزایش می یابد ؟ کیفیت شیر چگونه خواهد بود ؟

آیا مثل « با یک گل بهار نمی شود » می تواند درست باشد ؟ رسوخ چنین تفکری در جامعه چه آثاری خواهد داشت ؟

آیا مثل « هر جا بروی آسمان یک رنگ است » درست است ؟ رسوخ چنین تفکری در جامعه چه آثاری خواهد داشت؟

آیا موسیقی درمانی درست است ؟ چگونه ؟

ابعاد وجودی انسان را نام ببرید ؟

ارزش جسم به چیست ؟

هدف انسان چیست ؟

مراتب روح در انسان چیست ؟

آیا انسان می تواند صدای انواع موجودات را ایجاد نماید چرا ؟

آیا هنر در دین وجود دارد یا خیر؟ کدام هنر ؟

صدای حیوانات را آوردن و ایجاد کردن هنر است یا خیر ؟

انواع شخصیت ها چیست ؟

انسان یاید عدالت داشته باشد تحقق عدالت در چه صورتی است ؟

کدام شخصیت ، زیبنده ی انسان است ؟

برخی درهنگام عصبانیت ، انسان دیگر را با برخی حیوانات مقایسه می کند و بعضاً یاد می نماید آیا این امر درست است چرا ؟ و چه اشکالی دارد

برخی اسامی را نمی توان به انسان قرار داد چرا ؟

هریک از دستگاه های موجود در جسم انسان دارای حق وحقوق است آنها را با ذکر هر دستگاه توضیح دهید ؟

انواع ارتباطات انسان را بنویسید ؟

چرا نمی توان با سایر موجودات هرنوع رفتاری را انجام داد؟

جایگاه ادوات جنگی ازمنظر دین چگونه است ؟

زبان مادری یعنی چه ؟

دروغ مصلحت آمیز یعنی چه ؟

چرا نماز را باید عربی خواند ؟

الله تبارک و تعالی چه نیازی به عبادات دارد ؟

آیا دین نصب کردنی است ؟

جایگاه انسان در دین چیست ؟

هرکس عقیده ای دارد و محترم است چگونه تفسیر و توضیح می شود ؟

همه ی ایران برای ایرانیان چگونه توجیه می شود ؟

آیا دین صدمه و آسیب می بیند ؟ چرا ؟

آیا دین از بین می رود ؟

اگر بخواهید یک بنر در ولادت و شهادت هر یک از معصومین صلوات الله علیهم اجمعین بنویسید ، چه می نویسید ؟

" نه غزه ، نه لبنان ، جانم فداي ايران" ، « تبریز، باکی ، آنکارا بیز هارا فارسلار هارا » چگونه تحلیل می شود ؟

« یل یاتار  طوفان  یاتار یاتماز حسینن پرچمی » ، « یل یاتار ، طوفان یاتار ، یاتماز تراختور بایداقی »

« اصل دین » یا « اصول دین » یا هر دو ؟چرا؟

کمال بارعی –  تبریز

 http://kbareei.andishvaran.ir

http://www.bareei.blogfa.com

هوالبارع

 


برچسب‌ها: مبنا, دین, انسان, پیشرفت, موسیقی
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 0:13  توسط کمال بارعی  | 

باسمه تعالی

 

روشنفکری حقیقی

 

     روشنفکری حقیقی و نجات بخش از آثار پر برکت تفقّه در دین است . بدون تفقّه و تعمّق در دین ، روشنفکری به روشنگری منجر نخواهد شد بلکه هم خود را به هلاکت خواهد انداخت و هم دیگران را به وادی ضلالت خواهد کشاند و به خاک مضلّت خواهد سپرد .

برای نجات از این هر دو باید دست به دامان ثقلین شد که متن دین است .

جور و جفایی که روشنفکر مآب ها بر ابنای بشر روا داشته اند ، هیچ ظالمی مبتلا نگشته است چون این بسترسازان جور ، کار دیده بانی ظلم و ضلالت را کرده اند .  به نام عدل ، به نشر و بسط ظلم کوشیده اند و موجبات نضج ، نشو و نمای ظالمان و جائران را فراهم  آورده اند و وادی ظلم و ظالمان را سرزمین موعود توصیف کرده اند .

وجهه ی همّت روشنفکر مآبان بر آراستن ظلم و تزکیه ی ستمگران  قرار دارد . در این  خوش خدمتی از هیچ شگرد شیطانی دریغ نمی ورزند . به راه انداختن انواع ترورها مانند ترور شخصیّت از این شگردها بحساب می آید تا بین مردم و عالمان حقیقی دین حائل ایجاد کنند      .  .

     برای گرفتار نیامدن در دام روشنفکران بی مایه ی بی پایه و سراب نما و ضلالت فرجام باید دست عالمان حقیقی دین را فشرد و به تفقّه و تعمّق در دین کوشید و در راه عزّت گام برداشت و به وادی ایمن و سعادت درآمد  .

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن

ظلمات است بترس از خطر گمراهی

کمال بارعی –  تبریز

 http://kbareei.andishvaran.ir 

http://www.bareei.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 18:44  توسط کمال بارعی  | 

باسمه تعالی             

 

هدف تربیت الهی             

     

     هدف تربیت الهی فراخور شأن و منزلت انسان ، حفظ استقلال حقیقی او به دست خود اوست . این استقلال نشانه هایی دارد که برخی از آنها عبارتند از :

     توانمندی فکری و سلامت فکری ، بصیرت و تدبیر ، نفی و اثبات ، پیروی از حق و حقیقت ، اتقان در عمل ، ثبات قدم در حقّ ، اسیر نداشتن افراط و تفریط و کندروی و تندروی نشدن  ، برخورداری از آزادی حقیقی ، اتخاذ تصمیم بموقع ، بجا و منطبق با حقّ ، موضع گیری بحقّ . در امان ماندن از خرافات و خرافه گرایی ، متنعّم به دید ملکوتی گشتن .

کمال  بارعی   تبریز

 http://kbareei.andishvaran.ir

http://www.bareei.blogfa.com

هوالبارع

+ نوشته شده در  جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 17:49  توسط کمال بارعی  | 

آزار جنسی دانش‌آموزان

کد خبر: ۴۰۷۰۲۲

تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۷ - 10 June 2014

 

روزنامه شهروند نوشت:

حالا یک ماه از آن روز می‌گذرد؛ وقتی پدر و مادر ۲ دانش‌آموز یک دبستان پسرانه در شهرک دانشگاه تهران به دادگاه کیفری رفتند و از ناظم مدرسه پسرشان شکایت کردند؛ آنها در شکایتشان گفتند متوجه شده‌اند ناظم مدرسه پسرشان را آزار و اذیت جنسی داده است. بعد از آن معاون این مدرسه بازداشت شد و حالا پرونده در شعبه ۷۹ دادگاه کیفری تهران در جریان است. بعد از گذشت یک‌ماه از این اتفاق و در حالی‌ که هنوز مسئولان آموزش‌وپرورش در این‌باره واکنشی نشان نداده‌اند، فعالان حقوق کودک از مدرسه دیگری می‌گویند که معاون آن هم، تعدادی از دانش‌آموزان را آزار و اذیت کرده است. حالا این حمیدرضا کفاش، معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش‌وپرورش است که به‌عنوان اولین مسئول این وزارتخانه در گفت‌وگو با «شهروند» این دو اتفاق را تأیید می‌کند. او می‌گوید در ایران نمی‌توان مسائل مربوط به امور جنسی را در کتاب‌ها آورد یا مستقیم به دانش‌آموزان آموزش داد، بلکه باید فکری به حال آموزش خانواده‌های دانش‌آموزان کرد.

آقای کفاش در چند هفته گذشته دو پرونده درباره آزار و اذیت جنسی کودکان توسط ناظم دو مدرسه در تهران در دادگاه کیفری تهران بازشده؛ یکی مربوط است به دبستانی در شهرک دانشگاه تهران در نزدیکی جاده مخصوص کرج و طبق گزارش‌های رسیده، ناظم مدرسه به ۶دانش‌آموز تجاوز کرده است. هنوز هیچ مسئولی از وزارت آموزش‌وپرورش، اتفاقات این پرونده را تأیید نکرده است. آیا گزارشی دراین‌باره به شما رسیده؟

بله گزارشی در این‌باره به من رسیده است.

پس این اتفاق را تأیید می‌کنید؟

بله تأیید می‌کنم.

هر دو پرونده را تأیید می‌کنید؟ پرونده دوم، مربوط به آزار و اذیت جنسی دانش‌آموزان توسط ناظمشان است و در حال حاضر آنها و خانواده‌هایشان در حال پیگیری این موضوع و اثبات آن هستند.

بله، هر دو پرونده را تأیید می‌کنم و گزارش آنها به من رسیده است. به هر حال ما ۱۲‌میلیون و ۳۰۰ دانش‌آموز در کشور داریم. شنیدن خبرهای مربوط به اتفاقات اینچنینی، هر انسان آزاده‌ای را در هرجای دنیا ناراحت می‌کند و لازم هم نیست حتما مسلمان باشد، چنین موضوعاتی واقعا دردناک و اتفاق واقعا شنیعی است. نکته بعدی این است که بشر است دیگر. نمی‌خواهم بگویم که بشر جایزالخطاست ولی در زمان معصوم هم خطا وجود داشته است. ما الان قانون و شرایط احراز این موضوع را داریم که محکم است. الان هم اداره آموزش‌وپرورش شهر تهران با این‌که یکی ، دو مورد اتفاق اینچنینی افتاده، در این‌باره مدعی است. ما معتقدیم باید با هر کسی که در این حادثه نقش داشته، به‌شدت برخورد شود.

ولی از طرف دیگر خود کسانی که شما می‌گویید مدعی این موضوعند به خانواده‌های دانش‌آموزان آزاردیده گفته‌اند به این شرط به بچه‌هایشان کمک می‌کنند که با رسانه‌ها همکاری نکنند و به نوعی آنها را ترسانده‌اند.راستش را بخواهید، اعتقاد من هم همین است. فرض کنید که این اتفاق برای خانواده من یا شما افتاده بود. آیا حق ما نبود انتظار این را داشته باشیم که فرد خاطی به اشد مجازات برسد ولی نخواهیم همسایه‌مان هم بفهمد؟ از نظر شما رسانه‌ای کردن این موضوع، وجه مثبت بیشتری دارد یا منفی؟


از نظر من هم وجه مثبت دارد هم منفی. ولی نکته مثبت این موضوع این است که وقتی خانواده‌های بیشتری از این اتفاق باخبر شوند از این به بعد برای ثبت‌نام فرزندانشان در مدارس تحقیق بیشتری خواهند کرد و حساس‌تر خواهند شد تا این‌طور نباشد که بعد از گذشت یکی، دو‌سال از آزار دیدن فرزندانشان آن هم به دست ناظم مدرسه، تازه از آن باخبر شوند.

حس من این است که رسانه‌ای شدن این اتفاقات، ضربه‌ای که به جامعه می‌زند به مراتب بیشتر از نکته‌های مثبت آن است. ببینید، یک موقع هست همین یکی، دو مورد که مثلا الان در تهران داریم در یک شهر شده ۲۰ یا ۳۰ مورد، در این صورت من حرف شما را قبول دارم ولی در تهران بزرگ در طول یک سال، یکی، دو مورد اتفاق افتاده و این قابل رسانه‌ای کردن نیست.

البته همین دو مورد را الان ما خبردار شده‌ایم در حالی‌ که فعالان اجتماعی که به‌طور مستقیم در حوزه کودک آزاری کار می‌کنند، می‌گویند تعداد این اتفاقات، بیشتر از این حرف‌هاست و موارد کمی به آنها یا به رسانه‌ها گزارش می‌شود.

به‌هرحال من این موضوع را به‌عنوان یک پدیده اجتماعی نمی‌بینم و آن را یک پدیده موردی می‌دانم. با این‌که مثلا در کشورهای غربی اتفاقات اینچنینی، خیلی بیشتر از ایران است، باز هم فضای روانی برای آن راه نمی‌اندازند و بیشتر مراقبت می‌کنند. من معتقد به آموزش هستم. من معتقدم قبل از این‌که مدیر و معاون مدرسه منصوب شوند، باید ۳۰ تا ۴۰ ساعت آموزش‌های مختلف ببینند که بعد شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.

سوال هم همین جاست. شما که معتقد به آموزشید، آیا این اعتقاد را ندارید که در مراحل گزینش مسئولان مدارس باید مراحلی هم مانند تست سلامت روانی و جنسی آنها وجود داشته باشد؟

به‌هرحال چنین گزینش‌هایی در حال حاضر وجود دارد. اگر نبود که چنین اتفاقاتی، یکی، دو مورد نبود.

خب همین به قول شما، یکی، دو مورد، آن هم در یک بازه زمانی کوتاه، چرا باید اتفاق بیفتد؟

به‌هرحال، تصادف رانندگی در کشور اتفاق می‌افتد، نمی‌توان گفت راهنمایی و رانندگی کارش را نمی‌کند. نُرم حوادث اجتماعی، در یک حد طبیعی است.

اما آیا این حق کسانی که قربانیان این افرادند است که اتفاقی که برایشان افتاده، انکار شود یا تهدید شوند و آن‌طور که لازم است، پرونده‌شان پیگیری نشود؟

رسانه‌ای کردن، پیگیری و آموزش سه موضوع متفاوت است. اگر شما به‌عنوان یک شهروند بگویید که چرا حراست آموزش و پرورش و دیگر قسمت‌های این وزارتخانه این موضوع را پیگیری نکرده، حق دارید، ولی وقتی این اتفاق نیفتاده و ما پیگیر این موضوعیم، این حرف بجا نیست.

ولی پدر یکی از بچه‌هایی که معاون مدرسه او را آزار داده، در مصاحبه‌ای که با انجمن حمایت از حقوق کودکان کرده، گفته حراست کل آموزش و پرورش به او گفته این موضوع را لازم نیست پیگیری کند و چنین اتفاق‌هایی در آموزش و پرورش می‌افتد.

منظور کسی که در حراست بوده و این حرف را زده، این بوده که این موضوع را رسانه‌ای نکند نه چیز دیگری. معلوم است، ما ایرانی‌ایم و دوست نداریم وقتی یکی، دو اتفاق اینچنینی در تهران می‌افتد، در رسانه‌های خارجی پخش شود. در حالی ‌که در کشورهای غربی روزی ۵ مورد از این اتفاقات می‌افتد و آنها اجازه نمی‌دهند کسی خبردار شود. به هر حال کشور ما کشوری اسلامی است و به همین دلیل هم است که چنین اتفاقاتی در ایران کم است. وقتی بعضی اشکالات ما را شبکه‌های خارجی پخش می‌کنند، غیرت ملی ما کجا رفته است؟ وقتی برای خانواده‌ای مشکلی پیش می‌آید، دوست ندارند در رسانه‌ها مطرح شود ولی دوست دارد یک فرد محرم با او صحبت کند و تا زمان به نتیجه رسیدن پرونده، او را یاری کند. رسانه‌ای کردن پدیده‌های منفی نه در کشور ما که در همه کشورهای دنیا، پسندیده نیست ولی آسیب‌شناسی چرا.

حالا جدا از بحث رسانه‌ای شدن این موضوع، آیا شما به‌عنوان معاون وزیر آموزش و پرورش این قول را به بچه‌هایی که آزار جنسی دیده‌اند می‌دهید که آنها را رها نکنید؟

بله، همین الان هم این موضوع در حال پیگیری است و آموزش و پرورش در این‌باره مدعی است. اداره کل آموزش و پرورش تهران مدعی مجازات این مجرمان است و به دادگاه شکایت برده.

غیر از پیگیری حقوقی، برای خود بچه‌ها و خانواده‌هایشان هم در نظر دارید کاری انجام دهید؟

بله، این بچه‌ها در حال حاضر نیاز به خدمات روانکاوی و توانبخشی دارند. این موضوعی است که پیش آمده و خاطیان هم باید به اشد مجازات برسند. آموزش و پرورش هم از همان روز اول ابلاغیه‌های آنها را لغو کرد و پیگیری‌های حقوقی را هم انجام می‌دهد. از طرف دیگر خیلی سریع برای تغییر نیروهای انسانی این دو مدرسه اقدام شده.

مدیر مدرسه شهرک دانشگاه در منطقه ۹ هنوز مشغول به کار است یا عزل شده؟

خیر. معاون مدرسه که خاطی بود همان روز اول، دستگیر و عزل شد و مدیر هم با این‌که مقصر نبود و اشتباهش این بود که این موضوع را نفهمیده و کشف نکرده بود، عزل شد.

در حال حاضر در پرونده مدرسه شهرک دانشگاه تهران، دقیقا چه تعداد دانش‌آموز درگیرند؟

تعداد آنها را نمی‌توانم اعلام کنم.

تعداد ۶نفر را که اعلام شده. غیر از آنها چند نفر؟

خب اگر می‌دانید، می‌دانید دیگر؛ پرسیدن ندارد! این پرونده حکم قضایی می‌خواهد و نمی‌توان حالا جزییات آن را اعلام کرد. وقتی این موضوع اثبات شد، جزییات آن اعلام می‌شود.

نام این مدرسه چیست؟

نام مدرسه دقیقا خاطرم نیست ولی در گزارشی که دارم نام مدرسه قید شده است. موارد این شکلی را ما در آموزش و پرورش منطقه حل می‌کنیم و همه‌اش مربوط به وزارتخانه نیست. به نظر من خانواده‌ها نباید این موضوع را به هیچ‌وجه بیش از این رسانه‌ای کنند و باید برای حل مشکلات بچه‌ها پیگیری حقوقی و مشورت روانشناسی کنند. اگر این بچه‌ها در معرض رسانه‌ها قرار گیرند، دردشان رفع نمی‌شود و دیگر قابل علاج نیستند. اگر حالا هم یک روانشناس این بچه‌ها را ببیند، اولین حرفی که می‌زند این است که باید آنها را به یک مکان ناشناس برد.

خب این ادامه همان فرهنگ ایزوله کردن و پنهانکاری است. این بچه‌ها چون آموزش لازم را ندیده بودند، بدن خود و حق بر بدنشان را نمی‌شناختند و کسی در این‌باره با آنها حرف نزده بود، حتی نمی‌دانستند معاون مدرسه با آنها چه کار می‌کند. به نظر شما جدا کردن این بچه‌ها از بقیه، آن هم بعد از این اتفاق تلخ، کار درستی است؟

بخشی از آموزش دست والدین است و بخشی دست آموزش و پرورش است و هر دوی اینها باید این آموزش‌هایی را که لازم است به بچه‌ها بدهند.

با توجه به اتفاقات اخیر، آیا شما در معاونت پرورشی برنامه‌ای ندارید که در قالب جزوه، این مسائل و این‌که بدن بچه‌ها چیست و حق بدن آنها چیست آموزش بدهید یا با دفتر تالیف کتب درسی دراین‌باره مذاکره‌ای نکرده‌اید؟

ما دفتر پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی داریم و برای آسیب‌های محرمانه و آشکار برنامه دارد. ولی موضوع این‌جاست که اگر پوشش این برنامه‌ها صددرصد هم باشد، باز آسیب پیش می‌آید. آسیب اجتماعی وجود دارد که ما شناخت آسیب‌ها را درس می‌دهیم وگرنه نمی‌دادیم.

ولی در کتاب‌های درسی مسائل مربوط به آسیب‌های اجتماعی مانند همین آزار و اذیت‌های جنسی آموزش داده نمی‌شود یا این آموزش‌ها خیلی کم است.

ببینید! کشور ما جمهوری اسلامی ایران است؛ نه غربی است و نه اروپایی. هزار جا مدعی آموزش‌هایی‌اند که ما در مدارس می‌دهیم. مثلا سازمان پژوهش چند وقت پیش درباره پیشگیری از ایدز به میدان آمد و شروع به دادن آموزش‌هایی کرد ولی بلافاصله صدای خیلی‌ها از نقاط مختلف بلند شد و گفتند یعنی چه و چه دلیلی وجود دارد که چنین آموزش‌هایی وجود داشته باشد. بنابراین این‌طور نیست که مثلا ما آموزش‌های مربوط به حق بدن دانش‌آموزان را در جزوه‌هایی چاپ کنیم و به تیراژ میلیونی هم برسانیم و بتوانیم راحت کارمان را پیش ببریم. از نظر من این بیشتر از آن‌که به آموزش و پرورش مربوط باشد به فضای اجتماعی ما مربوط است.

ولی بچه‌ها، ۱۲‌سال تأثیرگذار زندگیشان را در اختیار آموزش و پرورشند، چطور می‌توان گفت آموزش‌هایی اینچنینی به آموزش و پرورش مربوط نیست؟

این یک واقعیت است که نمی‌توان همه مسائل را در جمع آموزش داد. مثلا مسائل مربوط به بلوغ و... در وهله اول به عهده خانواده‌هاست. من یادم می‌آید به ژنو رفته بودم، وارد یک دبیرستان مختلط شدم و به مدیر گفتم این بچه‌ها سیگار می‌کشند و...، آیا شما به آنها آموزش نمی‌دهید؟ او گفت نه، ما با آنها کار نداریم با خانواده‌هایشان کار داریم. مسائل تعلیم و تربیت، پیچیده است و نمی‌توان همه نوع آموزشی را به همه و در هر سنی داد. نمی‌توان در یک کلاس ۴۰ نفره ابتدایی، معلم وارد شود و بگوید بچه‌ها من امروز می‌خواهم به شما بگویم حق بدن شما چیست. یکی ممکن است بداند، یکی ممکن است خانواده‌اش سنتی باشد و برود خانه بگوید معلم‌مان چنین چیزی گفت، فردا پدر و مادرش می‌آیند و در مدرسه را گل می‌گیرند. این‌طور موارد را در کشور ما نمی‌توان به راحتی آموزش داد. در خیلی از کشورهای خارجی هم نمی‌توان به راحتی مسائل جنسی را آموزش داد. باید این مسائل برای خانواده‌ها، دختران در سن ازدواج و... طبقه‌بندی شود.

ولی همین آموزش برای خانواده‌های دانش‌آموزان هم درحال حاضر وجود ندارد. آیا مثلا انجمن اولیا و مربیان بالاخره می‌خواهد از لباس فعالیت‌هایی مانند جمع کردن کمک مالی برای مدارس بیرون بیاید و فعال‌تر کارکند یا نه؟ شما برنامه‌ای برای فعال‌تر کردن این انجمن ندارید؟

من با شما در این‌باره هم عقیده‌ام. من می‌پذیرم که ما باید در حوزه آموزش خانواده‌ها و هشدار پدر و مادر فعال‌تر باشیم. مادر اولین کسی است که اگر باهوش باشد باید در خانواده مسأله‌ای برای فرزندش به وجود آمد، متوجه شود. این آموزش‌ها باید ویژه باشد. مثلا مسائل ازدواج را نمی‌توان در کتاب‌های درسی دختران و پسران آورد؟ در کجای دنیا چنین اتفاقی می‌افتد؟ بعضی از آموزش‌ها در آستانه ازدواج است و جایش در دبیرستان‌ها نیست. مثلا در بعضی کشورها، کسانی که می‌خواهند ازدواج کنند باید یک دوره آموزشی ۱۵ ساعته را بگذرانند و بعد گواهی ازدواج می‌گیرند ولی این آموزش‌ها در حال حاضر در کشور ما به صورت شکلی در آمده.

که همین آموزش‌های شکلی هم حالا درحال کمرنگ شدن است یا در مجلس حرف از حذف آن است.

به هرحال جای این آموزش‌ها در مدرسه نیست و باید فکر دیگری برای آن کرد. اینها آموزش خانواده می‌خواهد. من هم موافقم که فعالیت‌های انجمن اولیا و مربیان به جمع کردن کمک مالی محدود شده در حالی‌ که دادن این آموزش‌ها به خانواده‌ها، وظیفه آن است. مثلا شما ببینید چرا این اتفاق آزار و اذیت جنسی در مدرسه علوی و رفاه نیفتاده؟ چون در این مدارس آموزش خانواده‌ها به صورت پایه به پایه وجود دارد. ما در این زمینه ضعف داریم و نیازمند توسعه آموزشی هستیم. من قبول دارم که ما باید آموزش را به ویژه در دوره ابتدایی بین خانواده‌ها ببریم و مسائل مربوط به حق بدن و بلوغ را به آنها آموزش دهیم تا به بچه‌ها منتقل کنند. در فرهنگ ما که فرهنگ دینی است و افراد مختلفی دراین‌باره تصمیم می‌گیرند، موضوع باید سنجیده شود. مثلا نمی‌شود وزارت بهداشت جزوه‌ای را منتشر کند و بگوید بچه‌ها باید آن را بخوانند، چون با ۱۰ جای دیگر باید هماهنگ شود.

این‌طور هم که به نظر می‌رسد این هماهنگی‌ها بسیار سخت است و شاید هیچ‌وقت اتفاق نیفتد.

نمی توان به این اندازه هم ناامید بود.

خب اگر این‌طور است چرا جزوه‌های پیشگیری از ابتلا به ایدز، دوباره به مدارس برنمی‌گردند؟

من با آن جزوه‌ها مخالف بودم. آموزش، تبلیغات نیست که برایش جزوه چاپ و پخش کنیم. من می‌گویم که اگر این آموزش‌ها حساب شده نباشد ممکن است خطاهای جنسی را به دانش‌آموزان آموزش هم بدهد و تولید خطا کند.

ولی در همه این سال‌ها به دلیل همین آموزش‌هایی که به بچه‌ها داده نشد و پنهان‌کاری شد، خیلی‌ها بیشتر دچار خطا شدند و موقع ازدواجشان مشکل پیدا کردند. خب چرا وقتی فعالان اجتماعی زیادی وجود دارند که اعلام می‌کنند به‌طور رایگان به بچه‌ها آموزش می‌دهند، چرا این آموزش‌ها وجود نداشته باشد؟

من معتقدم در این حوزه علاوه بر آموزش خانواده‌ها باید در دانشگاه فرهنگیان و کتاب‌های درسی و متون آموزشی و پرورشی تجدیدنظر جدی درباره مسائل روز کنیم.

سال‌هاست که ایران به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته و دولت موظف است مفاد آن را به بچه‌ها آموزش دهد. فکر نمی‌کنید دیگر وقت آن است که این اتفاق در ایران بیفتد؟

بله موافقم. کنوانسیون حقوق کودک در پیش‌نویس منشور حقوق شهروندی و دانش‌آموزی آمده و در سه قسمت حقوق اساسی، آموزش و حمایتی این مسائل مطرح شده است.

منتقدان معتقدند سال‌هاست که فعالیت معلمان پرورشی نمایشی شده و کارآیی چندانی در مدارس ندارند. آیا برای به روز کردن اطلاعات آنها و کارآمدترکردنشان برنامه‌ای ندارید؟

بله، محور برنامه‌ سال ۹۳ ما پرورش است و راه آن هم به‌روزرسانی اطلاعات معلمان پرورشی و مشاوران است.

درباره آموزش مسائل جنسی به آنها هم برنامه‌ای دارید؟

بله ولی به معلمان پرورشی‌ای که مادر یا پدر باشند، این آموزش‌ها را می‌دهیم نه کسانی که مجردند. اشکال ما این است که آدم‌هایی به این آموزش‌ها وارد می‌شوند که خودشان متوجه این مسائل نیستند.

منبع تابناک

۹۳/۳/۲۰

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 15:12  توسط کمال بارعی  | 

باسمه تعالی

 

 

وحشت  بی تدبیری  . 

 

 

چهار کشته و 27 مجروح تلفات انسانی طوفان تهران !

 چهار کشته و 27 مجروح تلفات انسانی طوفان تهران !

 چهار کشته و 27 مجروح تلفات انسانی طوفان تهران !

چهار کشته و 27 مجروح تلفات انسانی طوفان تهران !

چهار کشته و 27 مجروح تلفات انسانی طوفان تهران !

 

 

بلوک سیمانی,دختر

 

 


برچسب‌ها: وحشت, بی تدبیری
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 9:34  توسط کمال بارعی  | 

باسمه تعالی

http://dl.beheshtdl.in/92/farvardin/agha-va-emam2-3-n.jpg

 

سروده ی امام خامنه ای ادام الله  ظلّه العالی

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی


برچسب‌ها: امام, خال, لبی, خراباتی, واعظ
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 9:20  توسط کمال بارعی  | 

باسمه تعالی

         

          انتظار فرج از نیمه ی خرداد           

 

http://dl.beheshtdl.in/92/farvardin/agha-va-emam2-3-n.jpg

 

سروده ای از امام خمینی رحمة الله تعالی علیه  

 

از غم دوست در این میکده فریاد کشم

دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم

داد بیداد که در محفل ما رندی نیست

که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم

عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری

بار هجران وصالش به دل شاد کشم

در غمت ای گل شاداب من ای خسرو من

جور مجنون ببرم تیشه فرهاد کشم

سالها می گذرد حادثه ها می آید

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم 


برچسب‌ها: انتظار, فرج, امام, عاشقم, مجنون
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 9:9  توسط کمال بارعی  |