یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴

معلم فداکار

عکس/ معلم فداکار روستای پَرن

آقای سلیمانی فرد، هر روز برای رفت و آمد به محل کار خود مسافتی نزدیک به 20 کیلومتر پیاده طی می‌کند. او می‌گوید بزرگترین مشکلش در طول مسیر،وجود حیوانات وحشی از قبیل خرس،گراز و پلنگ است که چند باری نیز با آنها مواجه شده است.
گروه چند رسانه ای مشرق - آقای محمد علی سلیمانی فرد معاون و معلم مدرسه ابتدایی روستای پَرِن،هر روز مسافتی نزدیک به 20 کیلومتر را پیش روی خود دارد تا به این مدرسه برود. او نیمی از این مسیر را پیاده و نیم دیگری را با ماشین طی می‌کند.
آقای سلیمانی فرد مسیر خود را از خانه (روستای کندوا) در ساعت 5:30 صبح آغاز و با گذشت از مسیری صعب العبور و خطرناک خود را به جاده هراز می رساند. سپس از آنجا تا ابتدای جاده روستای پرن را با خودروهای گذری می‌رود و پس از پیاده شدن مجددا مسیر باقی مانده را پیاده تا بالای کوه طی می‌کند. او می‌گوید بزرگترین مشکلش در طول مسیر،وجود حیوانات وحشی از قبیل خرس،گراز و پلنگ است که چند باری نیز با آنها مواجه شده است.
 
 
عکس: محسن کرامت
منبع : مشرق
نوشته شده توسط کمال بارعی در 11:51 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴

9 نكته هنگام خريد مسكن

9 نكته هنگام خريد مسكن

روزنامه جوان نوشت:
 
اگر تصميم به خريد داريد لطفاً به نكات زير توجه كنيد، حسرت برآورده شدن اين آرزو را نخوريد، پيش از خريد و هنگام خريد به راهكارهاي زير توجه بفرماييد:

۱- قدرت خريد خود را در نظر بگيريد و در سطح فعلي خود يا پايين‌تر از سطح فعلي خود ملك و ساختمان بخريد. وقتي در سطح خود يا پايين‌تر از سطح خود خريد مي‌كنيد از قدرت مالي و چانه زني و اعتماد به نفس بيشتري برخوردار هستيد و امكان خريد به صرفه تري داريد.   ۲- بخشي از سود هر معامله‌اي در زمان خريد، نهفته است. سعي كنيد به پايين‌ترين قيمت منطقه، خريد كنيد و هر چه بيشتر تخفيف بگيريد. سود زمان خريد را به راحتي از دست ندهيد.

3- از افراد بد نام يا مسئله دار، ملك يا ساختمان نخريد. به احتمال بسيار، پس از خريد اينگونه املاك و ساختمان‌ها دچار مشكلات قانوني و قضايي و ثبتي خواهيد شد و امكان فروش چنين املاك و ساختمان‌هايي را به راحتي نخواهيد داشت.

4- ملك يا ساختماني كه عملاً كاربري صنفي و كارگاهي ولي در سند كاربري مسكوني دارد را بدون دريافت مفاصا حساب مالياتي و تأمين اجتماعي و نيز مفاصا حساب شهرداري نخريد.

5- به صحت و اصالت اسناد مالكيت هنگام خريد املاك و ساختمان‌ها توجه بسياري داشته باشيد.

6- از انجام استعلامات لازمه قانوني از ثبت، منابع طبيعي، زمين شهري، شهرداري و... تحت هيچ شرايطي صرف نظر نكنيد و آن را به طرف مقابل نسپاريد. بهتر است اخذ اين استعلامات را يا خودتان انجام دهيد يا وكيل و نماينده مورد اعتمادتان.

7- تطبيق حدود و مساحت ملك با سند مالكيت را حتماً و به دقت انجام دهيد و بازديد از ملك براي احراز عدم وجود متصرف ديگر و احراز عدم وجود معارض اعم از معارض متصرف يا معارض غير متصرف در مالكيت يا منافع ملك مورد معامله را فراموش نفرماييد.

8- ملك يا ساختمان موروثي را بدون حضور وكيل يا مشاور مجرب حقوقي نخريد.

9- ملك يا ساختماني كه در رهن بانك يا اشخاص ديگر است را هرگز نخريد.

نوشته شده توسط کمال بارعی در 10:42 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴

تردیدهای اساسی درباره استانى شدن انتخابات

تردیدهای اساسی درباره استانى شدن انتخابات                            

خبرگزاری تسنیم:این اولین بار نیست که موضوع استانى شدن انتخابات مجلس مطرح مى شود بلکه از مجلس پنجم تاکنون این موضوع مطرح بوده و در هر مقطعى با یک دلیل خاص رد یا به تعویق افتاده است.                               

                               

                        

به گزارش خبرگزاری تسنیم، روز چهارشنبه گذشته نمایندگان محترم مردم در خانه ملت به کلیات طرحى رأى  دادند که در صورت تصویب نهایى و البته تأیید شوراى نگهبان، انتخابات مجلس شوراى اسلامى از این پس به صورت استانى برگزار خواهد شد. بدین معنى که به جاى این که هر شهرستان وکیل یا وکلاى خود را انتخاب و راهى  بهارستان نمایند، از این پس این انتخاب استانى صورت گرفته و افراد انتخاب شده نماینده یک استان خواهند بود نه یک شهر خاص. البته این اولین بار نیست که موضوع استانى شدن انتخابات مجلس مطرح مى شود بلکه از مجلس پنجم تاکنون این موضوع مطرح بوده و در هر مقطعى با یک دلیل خاص رد یا به تعویق افتاده است.

در بخشى از ماده چهارم این طرح که روز نهم آذرماه سال گذشته با 169 امضا، تقدیم هیأت رئیسه شد، آمده است: «از هر حوزه فرعى داوطلب یا داوطلبانى که بالاترین راى را در کل استان به دست آورده اند، نماینده یا نمایندگان استان از آن شهرستان محسوب مى شوند.» پرداختن نمایندگان به بررسى امور ملى و پرهیز از صرف اوقات نمایندگى براى امور جزئى با حفظ ویژگى محلى و ملى بودن مسؤولیت نمایندگى و جایگزین کردن برنامه محورى به جاى شخص محورى، ارتقاى سطح کیفى و افزایش کارایى مجلس از طریق ایجاد امکان انتخاب داوطلبان شاخص تر با صلاحیت هاى برتر، حذف رقابت هاى شدید و اختلاف برانگیز قومى و قبیله اى، کاهش تعداد داوطلبان و هزینه هاى اجرایى انتخابات، افزایش مشارکت عمومى  شهروندان، عادلانه شدن نظام انتخاباتى و ایجاد فرصت هاى برابر براى آحاد افراد ملت، کنترل تخلفاتى نظیر خرید رأى و بالاخره تقویت فرهنگ تحزب ازجمله دلایل توجیهى است که در مقدمه این طرح توسط طراحان آن به عنوان ضرورت انجام این مهم ذکر شده است. در نهایت، کلیات طرح استانى شدن قانون انتخابات مجلس شوراى اسلامى با پنج ماده و 2 تبصره از تصویب نمایندگان گذشت و براى بررسى بیشتر به کمیسیون امور شوراها ارجاع شد تا پس از کارشناسى دقیق تر براى تصویب جزئیات آن در هفته آینده به صحن علنى مجلس برگردانده شود.
موافقان این طرح چه استدلال هایى را مطرح مى کنند؟  موافقان این طرح تاکنون استدلال هاى ذیل را ارائه کرده اند: 1- برخى ها معتقدند، نظام انتخاباتى موجود در کشور ما درباره مجلس به دلیل شرایط حاکم بر آن پاسخگوى نیازهاى  موجود نیست و باید اصلاح شود. این عده مى گویند، به دلیل این که نمایندگان مجلس به طور مستقیم از حوزه هاى انتخابیه کوچک انتخاب مى شوند، بیش از حد با موضوعات محلى درگیر مى شوند و همین امر باعث مى شود از مسایل کلان کشور و قانونگذارى درباره موضوعات مهم کشور باز بمانند. 2- کارشناسانى که موافق استانى شدن انتخابات مجلس هستند، مى گویند، ما باید سازوکار انتخاب نمایندگان مجلس را تخصصى تر کرده و ترتیبى بدهیم که نمایندگان به جاى انتخاب از حوزه هاى کوچک، از حوزه هاى بزرگ و استانى  انتخاب شوند، به این ترتیب نماینده از موضوعات و ارجاعات جزیى دور شده و به مسایل کلان کشور مى پردازد، به این ترتیب اثر قومیت گرایى و قبیله محورى در انتخاب نمایندگان کاهش مى یابد و نماینده مى تواند به صورت تخصصى تر انتخاب شود. 3- استانى شدن انتخابات زمینه کار تشکیلاتى و حزبى و جریانى را فراهم مى کند. 4- سطح افراد منتخب از نظر شهرت، سابقه اجرایى، شخصیت ملى و استانى داشتن ارتقا مى یابد. 5- زمینه تخلفات انتخاباتى و رفتارهاى غیرمنطقى (خرید و فروش راى، شام دادن، مراسم فاتحه رفتن) و فریبکارى تا حدودى کاهش مى یابد. 6-استانى شدن انتخابات و نماینده استان بودن موجب مى شود تا نمایندگان، تنها به حوزه انتخابیه خود (شهرستان ) توجه نکنند و به بقیه استان هم بپردازند. 7- نماینده از درخواست هاى جزیى مردم نجات پیدا مى کند و بر روى مسائل کلان تمرکز مى کند. 8- نماینده چون شخصیت ملى از ظرفیت مجلس براى محبوبیت و شهرت و آینده شخصى استفاده نمى کند. 9- کاهش تعداد داوطلبان و هزینه هاى اجرایى انتخابات از دیگر دستاوردهاى استانى شدن است. 10- عادلانه شدن نظام انتخاباتى و ایجاد فرصت هاى برابر براى آحاد افراد ملت. 11- اکنون شهرهاى بزرگ ازجمله مرکز استان ها، چند نماینده دارند؛ درحالى که شهرهاى کوچک، تنها یک نماینده دارند. بنابراین، آن چند نماینده با هم متحد مى شوند و سعى مى کنند بیشتر امکانات و اشتغال را در شهرهاى حوزه انتخابیه خود ایجاد کنند.
مهم ترین ایرادات  مهم ترین ایراداتى که به طرح استانى شدن انتخابات وارد است را شاید بتوان در نکات ذیل خلاصه کرد: 1. کاهش  انگیزه و مشارکت مردم در انتخابات: افرایش مشارکت مردم در انتخابات یکى از موضوعاتى است که طراحان عنوان کرده اند اما نگارنده معتقد است با تصویب نهایى و اجراى این طرح نه تنها مشارکت افزایش نخواهد یافت که درصد قابل توجهى نیز کاهش خواهد یافت. براى دلیل این مدعا بایستى انتخابات هاى ادوار گذشته پارلمان در شهرهاى بزرگ را شاهد مثال آورد که نسبت به شهرهاى کوچک، مشارکت مردم بسیار پایین تر است چراکه علقه اى که مردم شهرهاى کوچک و متوسط براى انتخاب وکیل خود در خانه ملت دارند در شهرهایى مانند تهران قابل لمس نیست. در انتخابات مجلس شهرهاى کوچک، میانگین مشارکت مردم در ادوار گذشته بالاى 70 درصد است اما مى بینیم که در شهرهایى مانند تهران به دلیل عدم شناخته بودن صدها کاندیدا، درصد مشارکت پایین تر از این ارقام است. این در حالى  است که در انتخابات ریاست جمهورى تفاوت درصد مشارکت میان شهرهاى بزرگ و کوچک خیلى قابل قیاس نیست. 2. احزاب و کانون هاى قدرت و ثروت، جایگزین نخبگان مستقل و مردمى: در قانون انتخابات کنونى در بسیارى از شهرها، افرادى که در میان مردم شهر خود به تدین، خدمت و مردمى بودن شهره اند در معرض راى مردم قرار مى گیرند کما این که بسیارى از این افراد در 9 مجلس گذشته وارد پارلمان شده اند و منشا خدمات فراوانى براى کشور و منطقه خود بوده اند اما با استانى شدن انتخابات، این لیست احزاب و ائتلاف ها هستند که جایگزین مى شوند و عملا فرصتى  براى عرض اندام افراد مستقلى که خواهان حضور در احزاب و جریانات سیاسى نیستند نخواهد بود. 3. تعداد کاندیداها و هزینه هاى تبلیغاتى افزایش مى یابد نه کاهش: بر خلاف نظر طراحان استانى شدن، از آنجا که حوزه جغرافیایى راى با طرح فعلى از یک شهرستان به استان ارتقا خواهد یافت، به همان نسبت هزینه تبلیغات انتخاباتى نیز افرایش خواهد یافت و با این فرض تنها افراد صاحب مکنت و مقام و هم چنین وامداران احزاب و کانون هاى قدرت و ثروت در معرض انتخاب قرار مى گیرند و افراد معمولى امکان تبلیغ در سطح گسترده یک استان را ندارند. در خصوص کاهش کاندیداها نیز که در طرح آمده شاید بتوان تهران را به عنوان شاهد مثالى خوب ذکر کرد. ما در شهر بزرگى مانند تهران در سالیان گذشته شاهدیم که به نسبت تعداد نمایندگانش در خانه ملت، داراى بیشترین کاندیدا بوده و گاها براى هر صندلى نمایندگى مردم تهران، حدود 100 الى 200 نفر داوطلب بوده اند که این امر با وضعیت فعلى به سراسر کشور تعمیم خواهد یافت و احتمالا باید منتظر افزایش چند برابرى کاندیداها در سراسر کشور باشیم که این موضوع هزینه هاى اجراى انتخابات را به نسبت افزایش خواهد داد. 4. خدشه دار شدن وحدت ملى: در حال حاضر از دورافتاده ترین نقاط ایران که پایتخت نشینان شاید سالى یک بار هم اسم آن ها را نشنوند، داراى صندلى نمایندگى در پارلمان هستند و این تنها تریبونى است که مشکلات آن ها را به گوش مسؤولان کشورى مى رساند، از طرفى وکلاى ملت ناچارند چه براى کسب راى ورود به انتخابات و چه بعد از ورود به پارلمان، به محله ها و روستاهاى حوزه راى خود سر بزنند و جویاى مشکلات آنان باشند و همین موضوع است که به مردم مناطق محروم  انگیزه مشارکت در انتخابات را مى دهد اما با استانى شدن  انگیزه حضور در مناطق محروم و روستاها براى نمایندگان کاهش خواهد یافت و این افراد تمام هم و غم خود را روى مرکز استان و شهرهاى بزرگ حوزه خود متمرکز خواهند کرد. این موضوع قطعا به وحدت و انسجام ملى ضربه خواهد زد. 5. افزایش تضادهاى قومى و قبیله اى: حذف رقابت هاى شدید و اختلاف برانگیز قومى و قبیله اى ازجمله دلایلى است که در مقدمه این طرح آمده اما مشخص نیست با کدام استدلال قرار است این مهم اتفاق بیفتد که به نظر نگارنده دقیقا بر عکس آن محقق خواهد شد. همانگونه که مى دانیم ایران از نظر تنوع قومیتى در جهان در ردیف اولین کشورهاست و حتى شاهدیم گاها در یک استان شاهد زیست چندین قومیت با لهجه هاى متنوع هستیم. در قانون فعلى، فرهنگ ها و قومیت هاى مختلف هر کدام داراى یک یا چندین نماینده مستقل در مجلس هستند و در بیشتر شهرها و مناطق نیز رقابت درون قومیتى است اما با استانى شدن از آنجا که ائتلاف ها و لیست ها قرار است به جاى  افراد وارد عرصه انتخابات شوند با رقابت قومیت ها و لهجه ها و زبان ها با هم این تضادها بیشتر خواهد شد. کمااین که در حال حاضر نیز در حوزه هاى رایى که دو یا چند شهر داراى یک نماینده واحد در مجلس هستند، این اختلافات خود را نشان مى دهند و گاها شاهد رخدادهاى ناخوشایندى در این خصوص بوده ایم. البته طراحان سعى کرده اند با استثناکردن چند منطقه و شهر از استانى شدن، این مشکل را به نوعى حل کنند اما مشکل تنها یک منطقه و دومنطقه نیست بلکه با استانى کردن انتخابات، زمینه تشدید اختلافات قومى و قبیله اى مهیا خواهد شد. 6. غفلت از رسیدگى به مردم محروم: صداى مردم مستضعف حاشیه نشین شنیده نخواهد شد. مسائل و مشکلات کوچک مردم بدون متولى مى شود و این با خط مشى کلى نظام که رسیدگى به مردم محروم است، تعارض دارد. 7. زمینه بروز استعدادها و معرفى چهره هاى جدید در شهرستان ها منتفى مى شود.
 نظر احتمالى شوراى نگهبان  طبیعى است هر طرحى که از طرف نمایندگان داده مى شود و یا لایحه اى که از طرف دولت مى آید، داراى نقاط ضعف و قوتى باشد و بالطبع موافقین و مخالفینى را هم در پى خواهد داشت. اما چه ضرورت فورى و فوتى ایجاب مى کرده است که نمایندگان محترم با تغییر در دستور کار مجلس، این طرح را با اولویت در دستور بررسى قرار دهند، موضوعى است که تاکنون مکتوم مانده و به سؤال جدى در افکار عمومى تبدیل شده است که حتماً مى باید هیأت رئیسه محترم مجلس شوراى اسلامى پاسخگوى آن باشد. طرح استانى  شدن انتخابات مسبوق به سابقه بوده و پیش از این نیز در سال 1386 و آستانه مجلس هشتم براى اجراى  آزمایشى در 6 استان اصفهان، آذربایجان شرقى، زنجان، فارس، گیلان و لرستان به تصویب مجلس رسیده بود که شوراى نگهبان آن را مغایر با قانون اساسى و شرع تشخیص داده و رد کرده بود. بعید به نظر مى رسد اشکالات واردشده این شورا در طرح جدید برطرف شده باشد لذا کارشناسان پیش بینى مى کنند که این طرح همچون گذشته از خاکریز نهاد نظارتى مجلس عبور نخواهد کرد و در صورت اصرار نمایندگان موافق، ناگزیر طرح از مجمع تشخیص مصلحت نظام سر در خواهد آورد. از آنجایى که سیاست هاى کلى قانون انتخابات در دستور کار این مجمع بوده و موادى نیز از آن به تصویب رسیده و نیمه تمام مانده است و با عنایت به فضاى عمومى مجمع و مخالفت صریح معاون پارلمانى رئیس جمهور، هیچ شانسى براى طرح استانى شدن انتخابات براى اخذ مصوبه از مجمع تشخیص مصلحت نظام قابل تصور نیست. شوراى نگهبان در سال 86 درباره طرح مشابهى، اظهارنظر کرده است. برخى ایرادات، ازجمله اصل 65 قانون اساسى  و مربوط به تحمیل هزینه ها در قالب طرح بود یا اصل 62 قانون اساسى، بنابراین امکان این که طرح استانى شدن انتخابات رد شود، وجود دارد. ایرادات دیگرى که در اظهارنظر شوراى نگهبان نقش محورى داشت، به بندهایى از اصل سوم قانون اساسى، به ویژه بند هشت مربوط بود که مقرر مى داشت مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسى، اقتصادى و فرهنگى خویش کاهش مى یابد. در اصل ششم قانون اساسى هم اتکا به آراى عمومى مورد توجه قرار گرفته است و استنباط شوراى نگهبان این بود که اجراى این طرح موجب تقلیل اتکا به آراى عمومى و کاهش مشارکت خواهد شد.

نوشته شده توسط کمال بارعی در 10:30 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴

مستندات قرآنی در رد پلورالیسم دینی

 

مستندات قرآنی در رد پلورالیسم دینی

 

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نظام و میهمانان بیست و هشتمین کنفرانس بین‌المللى وحدت اسلامى، با اشاره به اینکه اسلام، پلورالیسم را رد می‌کند، چنین فرمودند: «آن‌هایی که ترویج می‌کنند که «اسلام چون از حضرت موسی‌ و حضرت عیسی‌ تجلیل کرده است، قائل به پلورالیسم است» به قرآن مراجعه کنند، متون اسلامی را ملاحظه کنند؛ از روی بی‌اطّلاعی و از روی غفلت، یک مطلبی را ذکر می‌کنند. اسلام این است: فَاِن ءامَنوا بِمِثلِ مآ ءامَنتُم به‌ فَقَدِ اهتَدَوا وَ اِن تَوَلَّوا فَاِنَّما هُم فی شِقاقٍ فَسَیَکفیکَهُمُ الله.» در یادداشت زیر تلاش شده است تا مستندات قرآنی در رد نظریه‌ی پلورالیسم آورده شود.

 

  منقول است نظریه‌پرداز نظریه‌ی پلورالیسم دینی، یعنی پرفسور جان هیک، در سفر به ایران با تعجب از اینکه چرا چنین بحثی در جامعه‌ی ایران تبلیغ شده است، گفته بود که این نظریه اصلاً برای جغرافیای ایران نیست؛ چراکه زندگی مسالمت‌آمیز میان پیروان ادیان و فرق اسلامی وجود دارد و اکثریت جامعه‌ی ایران نیز دارای یک دین و آیین واحد هستند. این نظریه‌ی من برای جامعه‌ای است که در آن تنوع دینی وجود دارد و یک دین، در کثرت نیست.۱
در جایی دیگر، جان هیک بیان کرده است در محل زندگی او، پیروان ادیان متعددی وجود داشته‌اند و برای او این مسئله بسیار سخت بود که آنان را یک‌سره به جرم اینکه مسیحی نیستند، به کلیسا رفت‌وآمد ندارند و غسل تعمید انجام نداده‌اند، جهنمی بدانند. به همین دلیل، وی نظریه‌ی پلورالیسم را شرح و بسط داد. حال آنکه چنین موضوعی در جامعه‌ی اسلامی-ایرانی ما، محلی از اعراب ندارد.
منقول است نظریه‌پرداز نظریه‌ی پلورالیسم دینی، یعنی پرفسور جان هیک، در سفر به ایران با تعجب از اینکه چرا چنین بحثی در جامعه‌ی ایران تبلیغ شده است، گفته بود که این نظریه اصلاً برای جغرافیای ایران نیست؛ چراکه زندگی مسالمت‌آمیز میان پیروان ادیان و فرق اسلامی وجود دارد و اکثریت جامعه‌ی ایران نیز دارای یک دین و آیین واحد هستند.
از همین روی، می‌توان حدس زد که طیف موسوم به روشن‌فکران دینی جامعه‌ی ما، بدون توجه به دغدغه‌های جامعه‌ی خود، منفعلانه قصد الهام‌گیری از مسیحیت غرب برای الگوبرداری از آن جامعه را داشته و دارند که در ادامه به‌تفصیل به آن اشاره خواهد شد.
* کثرت ادیان مواجهه با ادیان متعدد و بحث‌های حقانیت و زندگی مسالمت‌آمیز میان پیروان ادیان، گرچه محصول قرن بیستم نیست، اما نوع نگاهی که به کثرت ادیان در عصر حاضر می‌شود با نوع نگاهی که در گذشته می‌شد، تفاوت‌های متعددی دارد. آنچه اکنون در مواجهه با کثرت ادیان مطرح می‌شود، محصول دنیای غرب مدرن و الهیات مسیحی است. مبتنی بر انگاره‌های مدرنیته و الهیات مسیحی، در مواجهه با کثرت و تعدد ادیان، چهار رهیافت وجود دارد:
۱. طبیعت‌گرایی دینی: دیدگاهی است که تمام باورهای دینی و ادیان را برخاسته از تاریخ و فرهنگ آن جامعه می‌داند، ‌ نه امری متعالی و قدسی. فلذا با تعدد فرهنگ و تاریخ، ادیان هم متعدد می‌شوند. ۲. انحصارگرایی دینی: محصول کلیسای کاتولیکی بود، نجات را منحصر در کلیسا می‌دانست و معتقد بود که در بیرون از قلمرو کلیسا، نجات و رستگاری وجود ندارد.۲ ۳. شمول‌گرایی دینی: ایده‌ی «مسیحیان گمنام»۳ را مطرح کرد و معتقد بر حقانیت مسیحیت است و برای غیرمسیحیان امکان دستیابی به فیض۴ بدون اینکه به‌طور کامل از ماهیت آن آگاه باشند.۵ ۴. کثرت‌گرایی دینی:۶ طراح آن جان هیک است و فتوا به حقانیت، صدق و نجات همه‌ی متدینان ادیان متعدد می‌دهد.
* نقد و بررسی فرصت این مقال اجازه‌ی بررسی تک‌تک این چهار رهیافت را به ما نمی‌دهد و نگارنده صرفاً به بیان اجمالی گزارش نقدهای وارد به پلورالیسم دینی از دو منظر درون‌دینی و برون‌دینی می‌پردازد.
۱. برای بررسی پلورالیسم باید سه مقام بررسی ادیان را از یکدیگر تفکیک کرد:
الف | مقام صدق: آیا همه‌ی ادیان و مذاهب متعدد برحق هستند؟ ب | مقام نجات (فرجام‌شناختی) : آیا پیروان دیگر ادیان هم نجات می‌یابند یا فقط پیروان یک دین نجات می‌یابند؟ ج | مقام اخلاق زندگی مسالمت‌آمیز: با پیروان ادیان متعدد چه رفتاری داشته باشیم؟
تفکیک این سه مقام، در بررسی پلورالیسم حائز اهمیت است. جان هیک در مقام صدق، مدعی است که همه‌ی ادیان، حق و ناجی هستند. به نظر می‌رسد که جان هیک تحت تأثیر کانت در تفکیک نومن و فنومن بوده است و لذا برای زندگی مسالمت‌آمیز میان پیروان ادیان، با نقد انحصارگرایی و شمول‌گرایی مسیحیت، برمبنای نومن و فنومن کانت (عدم دسترسی به واقع و حقیقت و دسترسی به پدیدارها)، به برحق بودن تمام ادیان و ناجی بودن آن‌ها تأکید می‌ورزد.۷
همان‌طور که در بالا گزارش شد، عامل اصلی که جان هیک را برآن داشت تا به طراحی ایده‌ی پلورالیسم بپردازد، زندگی مسالمت‌آمیز پیروان ادیان با یکدیگر بود؛ ایده‌ای که در غرب مسیحی و مدرن دیده نمی‌شد و نظریه‌ای که برخاسته از فضای فرهنگی و اجتماعی ابتدای قرن بیستم و وجود جنگ‌های جهانی اول و دوم و نیز برخوردهای غرب مسیحی با یهودیان و مسلمان بود. این در حالی است که در شرق جهان و نیز خاصتاً در جهان اسلام، موضوع تعدد ادیان علی‌رغم تأکید بر حقانیت اسلام، هیچ زمانی تهدید و عامل قتل و خون‌ریزی نبود. چنان‌که در بالا آمد، حتی یهودیان در جهان اسلام، فضای آزادانه‌تری نسبت به فضای مسیحی داشتند و حتی در جنگ‌های صلیبی نیز هیچ‌گاه خون غیرمسلمانان مباح دانسته نشد، کلیسا و کنیسه‌ها تخریب نشدند، با مدارا با آنان برخورد شد و ضمن دادن جزیه، به زندگی مسالمت‌آمیز خود ادامه دادند.
* مسئله‌ی فرجام‌شناختی اما اینکه بالأخره با موضوع فرجام و نجات و سعادت پیروان سایر ادیان چگونه باید برخورد کرد، موضوعی‌ای است که نخبگان گذشته‌ی ما با آن درگیر بوده‌اند و در کتب کلامی ما تا حدودی به آن اشاره شده است؛ اینکه آیا پیروان سایر ادیان، همه خارج از نجات و سعادت‌اند یا اینکه نحوه‌ی دیگری است؟
بحث فرجام‌شناختی با مسئله‌ی گزاره‌های اعتقادی گره خورده است که نگارنده گزارشی اندک برای درک مسئله ارائه می‌دهد. از جهات مختلف می‌توان ادیان را مورد ارزشیابی قرار داد، اما دو امر در همه‌ی ادیان مشترک است: داشتن مناسک و داشتن اصول اعتقادی و اخلاقی.
مواجهه با ادیان متعدد و بحث‌های حقانیت و زندگی مسالمت‌آمیز میان پیروان ادیان، گرچه محصول قرن بیستم نیست، اما نوع نگاهی که به کثرت ادیان در عصر حاضر می‌شود با نوع نگاهی که در گذشته می‌شد، تفاوت‌های متعددی دارد. آنچه اکنون در مواجهه با کثرت ادیان مطرح می‌شود، محصول دنیای غرب مدرن و الهیات مسیحی است.
ما در این مقال، به مناسک نمی‌پردازیم و فرصت بحث را جای دیگری قرار می‌دهیم. آنچه مسئله‌ی این نوشته است، بحث اصول اعتقادی و اخلاقی است. برای دقت در موضوع، باید دو مقام را از هم تفکیک کرد: الف | آیا همه‌ی اعتقادات همه‌ی ادیان صحیح است؟ ب | آیا اعتقادات همه‌ی ادیان صحیح است؟
برای پاسخ به این سؤال، باید اصول اعتقادی و اخلاقی را از لحاظ دستیابی عقل بشری تفکیک کرد: الف | اصول اعتقادی پایه و مشترک: همانند قبیح بودن ظلم، قتل، ‌ دزدی، ‌زنا و... و حُسن بود عدالت و کمک به یتیم و... که تقریباً اموری هستند که عقل انسان به‌تنهایی توانایی کشف و اراده بر انجام آن را دارد. ب | اصول اعتقادی و اخلاقی اختصاصی که بیان جزئیات و نیز اختصاصی هر دینی است.
پس از این تفکیک در این اصول اعتقادی (پایه و اختصاصی)، می‌توان گفت هرکسی حتی اگر هیچ دینی به او نرسیده باشد، باید به آن امور پایه عمل کند و هیچ دینی نیست که بر عدم آن امور دستور داشته باشد. لذا اگر فردی به آن امور پایه اعتقاد داشته باشد و عمل کند، ‌ به همان اندازه مأجور و سعادت‌مند خواهد بود.
آیات متعددی هم در قرآن بر این امر صحه می‌گذارد؛ چراکه وجدان بشریت را خطاب قرار داده است:
۱. أَمْ نجَعَلُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ کاَلْمُفْسِدِینَ فىِ الْأَرْضِ أَمْ نجَعَلُ الْمُتَّقِینَ کاَلْفُجَّار.۸ أَفَنَجْعَلُ المْسْلِمِینَ کاَلمْجْرِمِین ۹ ۲. هَلْ جَزَاءُ الْاحْسَانِ إِلَّا الْاحْسَان۱۰ ۳. إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاحْسَنِ وَ إِیتَاى ذِى الْقُرْبىَ‌ وَ ینْهَى‌ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ وَ الْبَغْىِ یعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون۱۱ ۴. قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبىّ‌ الْفَوَاحِشَ۱۲ ۵. یأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَ ینهْئهُمْ عَنِ الْمُنکَر۱۳ ۶ .وَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً قَالُواْ وَجَدْنَا عَلَیهْا ءَابَاءَنَا وَ اللَّهُ أَمَرَنَا بهِا قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا یأْمُرُ بِالْفَحْشَاء۱۴
آیه‌ی اول استفهام انکاری است و سؤال می‌کند که آیا ما صالحان و مفسدان را در یک ردیف قرار می‌دهیم!؟ هرگز، چراکه با مقام عدل و حکمت خداوند مناسب نیست؛۱۵ یعنی هرکس که فعل خیر انجام دهد، مأجور خواهد بود. در آیه‌ی دوم نیز همین سیاق به‌طور روشن‌تری به کار رفته است.۱۶
در آیه‌ی سوم، چهارم و پنجم، خداوند پیامبر را به اعمال شایسته و مطابق عدل امر کرده و از کارهای ناپسند و ظلم و تعدی بر دیگران نهی کرده است. از ظاهر آیات این‌گونه فهمیده می‌شود که همان معنایی که افراد بشر از عدالت و ظلم می‌فهمند و همان کارهایی که نزد همگان معروف یا منکر به‌شمار می‌رود، مورد امر و نهی الهی هستند.۱۷
مدلول آیه‌ی شریفه‌ی آخر این است که مشرکان کارهایی ناشایست را مرتکب می‌شدند؛ یعنی پیش وجدان و عقل و فطرت خویش به ناپسندی آن‌ها اعتراف داشتند.۱۸
مطابق استنادات بالا، در اصول اعتقادی و اخلاقی پایه‌ی مشترکی وجود دارد که مخاطب آن، فطرت انسانی است و اگر انسان به آن‌ها عمل کند، فارغ از اینکه پیرو چه دین و مذهبی است، مأجور و سعادت‌مند خواهد بود. لذا تا اینجا در مقابل نظریه‌ی پلورالیسم صدق و نجات، که قائل به صدق همه‌ی گزاره‌های ادیان و نجات‌بخشی آن‌هاست، بیان کردیم که برخی اصول پایه‌ی مشترک و بدیهی وجود دارد که عقل سلیم آن‌ها را می‌یابد و عمل به آن‌هاست که نجات‌بخش است و نه همه‌ی گزاره‌های اعتقادی و اخلاقی.
اما در مورد گزاره‌های اعتقادی اختصاصی ادیان، با دو نحوه‌ی برخورد مواجه هستیم: برخورد با ادیان ابراهیمی و برخورد با ادیان غیرابراهیمی.
در شرق جهان و نیز خاصتاً در جهان اسلام، موضوع تعدد ادیان علی‌رغم تأکید بر حقانیت اسلام، هیچ زمانی تهدید و عامل قتل و خون‌ریزی نبود. حتی یهودیان در جهان اسلام، فضای آزادانه‌تری نسبت به فضای مسیحی داشتند و حتی در جنگ‌های صلیبی نیز هیچ‌گاه خون غیرمسلمانان مباح دانسته نشد، کلیسا و کنیسه‌ها تخریب نشدند، با مدارا با آنان برخورد شد و ضمن دادن جزیه، به زندگی مسالمت‌آمیز خود ادامه دادند.
در مواجهه با ادیان غیرابراهیمی، با توجه به اینکه گاه برخی آموزه‌هایشان با اصل محوری دین‌داری، یعنی اعتقاد ذات اقدس الهی و ربوبیت در تعارض هستند، اگر فرد جاهل مقصر باشد و نه جاهل قاصر، فقط همان اصول اعتقادی پایه‌ نجات‌بخش اوست، وگرنه حتی بسیاری از مناسک و اعتقادات منجر به عدم آسایش دنیوی می‌شود، چه رسد به فرجام شناختی. دقت شود که برخی از ادیان غیرابراهیمی حتی قائل به معاد و سعادت اخروی نیستند.
در مواجهه با ادیان ابراهیمی نیز دو نوع برخورد وجود دارد: الف) ادیان ابراهیمی عصر نزول و ب) ادیان ابراهیمی عصر حاضر (پس از ظهور اسلام).
ادیان ابراهیمی عصر نزول یعنی یهودیت عصر حضرت موسی علیه‌السلام تا قبل از ظهور حضرت عیسی علیه‌السلام و نیز مسیحیت زمان عصر حضرت عیسی علیه‌السلام تا قبل از رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم. پیروان آنان علاوه با اعتقادات پایه، با اعتقادات اختصاصی هم فرجامی سعید داشتند. بنابراین همه‌ی ادیان در عصر خود حق بوده‌اند و نیز شریعت و منهاج هریک از انبیا در عصر خودشان حق بوده است.۱۹
اما در مورد ادیان ابراهیمی در حال حاضر وضعیت دیگری است و پلورالیسم مدعی است که اسلام توحیدمحور با مسیحیت تثلیث‌محور هر دو در نجات‌بخشی یکسان هستند. مدعیان پلورالیسم دینی برای اثبات مدعای خود مبنی بر اینکه همه‌ی ادیان در عصر حاضر نجات‌بخش هستند، علاوه بر استناد به دلایل مختلف، به آیه‌ی «إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ الَّذِینَ هَادُواْ وَ النَّصَرَى‌ وَ الصَّابِینَ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الاَخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لَا خَوْفٌ عَلَیهْمْ وَ لَا هُمْ یحزَنُون»۲۰ و نیز «إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ الَّذِینَ هَادُواْ وَ الصَّابِونَ وَ النَّصَارَى‌ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الاَخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لَا هُمْ یحَزَنُون» ۲۱ استناد کرده‌اند و بیان داشته‌اند که شرط رستگاری بشر، نجات از عذاب قیامت و برخورداری از اجر و پاداش، سه چیز است: ایمان به خدا، ایمان به قیامت و عمل صالح. فلذا همه‌ی ادیان، هدایت‌کننده و نجات‌بخش هستند.
درحالی‌که اولاً استناد به یک آیه و نادیده گرفتن آیات دیگر، تحریف بیان قرآن و مغالطه است؛ چنان‌که نادیده گرفتن آیاتی نظیر «وَ مَن یبْتَغِ غَیرَ الْاسْلَمِ دِینًا فَلَن یقْبَلَ مِنْه»۲۲ و «قَتِلُواْ الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَا بِالْیوْمِ الاَخِرِ وَ لَا یحُرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لَا یدِینُونَ دِینَ الْحَقّ‌ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتىَ‌ یعْطُواْ الْجِزْیةَ عَن یدٍ وَ هُمْ صَاغِرُون»۲۳ نتیجه‌ی چنان برداشتی است. فی‌الواقع با کنار هم قرار دادن آیات، متوجه می‌شویم که آیه در مقام بیان این اصل کلی است که نجات انسان در قیامت در گرو اعتقاد به اصول دین خاتم یعنی اسلام و عمل به احکام آن است؛ چراکه در آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی توبه، خدا اهل کتاب را نکوهش می‌کند و می‌فرماید که با آن‌ها نبرد کنید تا به دین حق ایمان آورند یا جزیه پرداخت کنند و نیز در آیه‌ی ۸۵ آل‌عمران آمده است که اگر کسی غیر از اسلام را طلب و قبول کند، از او پذیرفته نیست. لذا کسی اهل نجات است که مسلمان باشد؛ یعنی به اصول سه‌گانه‌ی دین معتقد باشد و عمل صالح انجام دهد و بیان «عَمِلَ صَالِحًا» در آیه‌ی مورد بحث، دو مطلب را گزارش می‌دهد: ۱. اعتقاد به وحی و نبوت و ۲. عمل به آنچه پیامبر و حجت هر عصری آورده است، چون در فرهنگ قرآن، عمل صالح بر عملی منطبق می‌شود که مطابق با وحی و ره‌آورد حجت هر عصر باشد و زمانی انسان به وحی عمل می‌کند که آورنده‌ی وحی را به رسمیت بشناسد. پس آیه‌ی مذکور، اعتقاد به توحید و معاد را به‌صراحت و اعتقاد به نبوت را در ضمن بیان عمل صالح، ذکر کرده است.۲۴
آیه‌ی دیگری که نشان‌دهنده‌ی عدم قبول پلورالیسم دینی از سوی قرآن است، آیه‌ی «فَإِنْ ءَامَنُواْ بِمِثْلِ مَا ءَامَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّ إِن تَوَلَّوْاْ فَإِنمَّا هُمْ فىِ شِقَاقٍ فَسَیکْفِیکَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیم»۲۵ است. این آیه به‌صراحت تمام بیان می‌دارد که اگر کسانی مدعی باشند پس از ظهور اسلام، با عمل به همان شریعت‌های قبل از اسلام، نجات ‌می‌یابند و اهل سعادت‌اند، ادعایی ناصحیح است.
این نگاشته را با سخن علامه طباطبایی رحمه‌الله در تفسیر این آیه به پایان می‌برم: «آوردن کلمه‌ی مثل... به این منظور بوده که با آوردن آن، شاهرگ دشمنى و جدال را زده باشد، چون اگر مى‌فرمود: آمنوا بما آمنا به (ایمان آورید به همان دینى که ما بدان ایمان آوردیم)، ممکن بود در پاسخ بگویند: نه، ما تنها به آنچه بر خودمان نازل شده ایمان مى‌آوریم و به غیر آن کافریم؛ همچنان‌که همین پاسخ را دادند.
ولى اگر به‌جاى آن بفرماید (که همین‌طور هم فرمود) : ما به دینى ایمان آوردیم که مشتمل نیست جز بر حق و در آن غیر از حق چیزى نیست، پس شما هم به دینى مثل آن ایمان بیاورید که غیر از حق چیزى در آن نباشد، در این‌صورت، خصم دیگر بهانه‌اى ندارد که جدال کند و جز پذیرفتن چاره‌اى ندارد، چون آنچه خودِ او دارد، حق خالص نیست.»۲۶
پی‌نوشت‌ها:
۱. گزارش دیدار استاد خسروپناه با جان هیک ۲. الهیات مسیحی، ‌ص ۶۶۵. ۳. عقل و اعتقاد دینی، ‌ص ۴۰۲. ۴. «فیض» در الهیات مسیحی متفاوت با الهیات اسلامی است. برمبنای الهیات مسیحی، خاصتاً با تقریر آگوستینی، انسان بعد از گناه اولیه‌ی بشر، دچار سقوط شد، اما پیامدهای گناه اولیه این است که اولاً به‌موجب این گناه، آدمی دچار سوءفهم و عدم توانایی درک راه صحیح شده است و ثانیاً این پیامد نسل‌به‌نسل انتقال می‌یابد. لذا انسان هیچ‌گاه اولاً نمی‌تواند راه صحیح را تشخیص بدهد و ثانیاً توانایی نجات خود را ندارد. بنابراین خداوند خود متجسد شد (عیسی) تا از طریق به صلیب رفتن، کفاره‌ی گناه انسان شود و این فیض الهی است که انسان نجات یابد (درآمدی بر الهیات تطبیقی، ‌ص ۱۸۹ و الهیات مسیحی، ص ۶۸۴) و این فیض از طریق کلیسا و غسل تعمید انتقال می‌یابد. (الهیات تطبیقی، ‌ص ۷۳۰) ۵. الهیات مسیحی، ‌ص ۸۴۶. ۶. pluralism ۷. حائز اهمیت است که این دیدگاه تحت تأثیر دین‌پژوهی معاصر است که در دین با عینک تجربی به تحقیق و تفحص می‌پردازد. لذا دین مقوله‌ای فرهنگی است، نه مقوله‌ای الهی و وحیانی. پس ادیان مختلف، پاسخ‌های متفاوت و روش‌های متعدد و خاص برای دستیابی به یک واقعیت متعالی‌اند. واقعیت یگانه‌ی دینی در صور مختلف و به‌شکل تفسیرها و نظام‌های گوناگون در زبان بشری پدید می‌آید. آن واقعیت یگانه به‌شکل فرهنگ‌های گوناگونی درمی‌آید که از تجربه‌ی بشری ناشی می‌شوند. (پدیدارشناسی دین، ص ۲۹) ۸. ص، ۲۸: آیا مؤمنان و کسانی را که اعمال شایسته انجام می‌دهند، در ردیف مفسدان قرار می‌دهیم. ۹. القلم، ۳۵: آیا پرهیزگاران را در ردیف تبهکاران قرار می‌دهیم. ۱۰. الرحمن، ۶۰: آیا پاداش احسان و نیکوکاری چیزی جز نیکوکاری و احسان است. ۱۱. النحل، ۹۰: خداوند به عدل و احسان و پرداخت حقوق خویشاوندی فرمان می‌دهد و از اعمال زشت و ناروا و تعدی بر دیگران بازمی‌‌دارد. ۱۲. الاعراف، ۳۳: بگو خداوند من از زشتی‌ها نهی کرده است. ۱۳. الاعراف، ۱۵۷: پیامبر خدا مردم را به کارهای پسندیده و معروف امر می‌کند و از کارهای ناپسند و منکر نهی می‌کند. ۱۴. الاعراف، ۲۸: هنگامی که کار ناشایست و عمل زشتی انجام می‌دهند، می‌گویند پدران ما این اعمال را انجام می‌داده‌اند و خداوند، ما را به آن‌ها امر کرده است. بگو خداوند به کارهای ناروا امر نمی‌کند. ۱۵. حُسن و قبح عقلی یا پایه‌های اخلاق جاودان، ص ۷۹. ۱۶. همان. ۱۷. همان. ۱۸. همان. ۱۹. دین‌شناسی، ص ۲۲۷. ۲۰. بقره، ۶۲. ۲۱. مائده، ۶۹. ۲۲. آل‌عمران، ۸۵. ۲۳. توبه، ۲۹. ۲۴. دین‌شناسی، ص ۲۲۴ و ۲۲۵ و کلام نوین اسلامی، ‌ج ۱، ‌ص ۴۱۰. ۲۵. بقره، ۱۳۷: پس اگر آن‌ها هم به آنچه شما بدان ایمان آورده‌اید، ایمان آوردند، مسلماً هدایت یافته‌اند و اگر روى گرداندند، جز این نیست که آن‌ها در مقام مخالفت و دشمنى هستند. پس به‌زودى خداوند شر آن‌ها را از تو دفع خواهد نمود و اوست شنوا و دانا. ۲۶. المیزان، ج ۱، ص ۴۷۲.
منابع:
قرآن کریم، ترجمه‌ی آیت‌الله مشکینی. کلام نوین اسلامی، ج ۱، استاد عبدالحسین خسروپناه، انتشارات تعلیم‌وتربیت اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۹۱، قم. مسائل جدید کلامی و فلسفه‌ی دین، استاد عبدالحسین خسروپناه، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، ۱۳۸۸، قم. پدیدارشناسی، محمود خاتمی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۸، تهران. دین‌شناسی، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، چاپ چهارم، ۱۳۸۵، قم. حُسن و قبح عقلی یا پایه‌های اخلاق جاودان، آیت‌الله جعفر سبحانی، ‌ به کوشش علی ربانی گلپایگانی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ سوم، ۱۳۷۷، تهران. درس‌نامه‌ی ادیان ابراهیمی، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، کتاب طه، ۱۳۸۶، قم. درآمدی بر الهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، کتاب طه، چاپ دوم، ۱۳۸۵، قم. درس‌نامه‌ی الهیات مسیحی، بخش دوم مفاهیم اصلی الهیات، آلیستر مک گراث، ترجمه‌ی محمدرضا بیات، وحید صفری و...، دانشگاه ادیان، ۱۳۹۲، قم. عقل و اعتقاد دینی، مایل پترسون و دیگران، ترجمه‌ی احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، طرح نو، چاپ اول، ۱۳۷۶، تهران.
منبع :
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی

 

نوشته شده توسط کمال بارعی در 7:51 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴

اعتکاف واستفتائات

اعتکاف واستفتائات

تعریف:

اعتكاف، در لغت به معناى توقف در جايى است و در اصطلاح فقهى، عبارت است از ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند، با شرايطى كه خواهد آمد.

س. چه زمانى اعتكاف مستحب مؤكد است؟ و به عبارت ديگر در چه اوقاتى اعتكاف مستحب است؟

ج: اعتكاف وقت خاصى ندارد، هرچند اعتكاف در ده روز آخر ماه مبارك رمضان فضيلت بيشترى دارد.

س. آيا اعتكاف در ماه رجب مستحب است؟

ج: دليل خاصى بر استحباب اعتكاف در خصوص ماه رجب نيافتيم.

س. آيا شخص معتکف مى‌تواند در ابتداى اعتکاف هنگام نيت کردن شرط کند که اگر براى او عذرى پيش آيد حتى در روز سوم هم دست از اعتکاف بردارد؟

ج: بله مى‌تواند.

س. معتكفى مى‌خواهد سه روز اعتكاف كند و مدّت 72 ساعت اعتكاف انجام دهد، اگر اعتكافش را از بعد از طلوع فجر ـ مثلاً از ظهر ـ شروع كند و ظهر هم به پايان برساند به‌گونه‌اى كه مجموع آن 72 ساعت شود، آيا اين اعتكاف صحيح است؟

ج: اعتكاف بايد از شروع روز اول تا پايان روز سوم باشد و تلفيق كردن ـ بدين‌گونه كه جزئى از روز اول را با جزئى از روز آخر يك روز كامل به حساب بياورد ـ صحيح نيست.

س. اگر معتكف مثلاً يك ساعت از ابتداى روز ـ بعد از طلوع فجر ـ تأخير كند آيا اين روز به عنوان روز اول اعتكاف حساب مى‌شود؟ چه تأخير عمدى باشد يا اضطرارى؟

ج: در اعتكاف بايد از ابتداى روز اول شروع كرد، لذا روزى كه ناقص مانده جزو اعتكاف محسوب نمى‌شود هرچند كه تأخير از روى اضطرار باشد.

س. اگر انسان نذر کند دو روز معتکف شود نه بيشتر از آن، آيا نذرش منعقد مى‌شود؟

ج: منعقد نمى‌شود.

س. اگر کسى نذر کند سه روز منفصل معتکف شود، آيا نذرش منعقد مى‌شود؟

ج: منعقد نمى‌شود.

س. آيا بيشتر از سه روز مى‌توان معتکف بود به‌طورى که آن زياده بخشى از يک روز يا شب باشد؟

ج: اعتکاف بيشتر از سه روز جايز و صحيح است و در طرف زياده حدّى ندارد، ولى زياد کردن بخشى از روز يا بخشى از شب به نيت اعتکاف محل اشکال است.

س. اگر معتكف نيّت چهار روز اعتكاف كند، آيا روز چهارم هم جزو اعتكاف است يا اين‌كه بايد شش روز را تكميل كند تا روز چهارم به حساب آيد؟

ج: روز چهارم نيز داخل در اعتكاف است، و اگر پنج روز اعتكاف كند، واجب است روز ششم را كامل كند.


شرائط اعتكاف و معتكف

استفتائات جدید

س. آيا بيمار و کسى که روزه برايش ضرر دارد مى‌تواند معتکف شود و اگر در اعتکاف باشد و روزه بگيرد ثوابى مى‌برد؟

ج: با علم و يا احتمال عقلايىِ ضرر داشتنِ روزه، اعتکاف صحيح نيست.

س. آيا بيمار و کسى که روزه برايش ضرر دارد مى‌تواند معتکف شود و اگر در اعتکاف باشد و روزه بگيرد ثوابى مى‌برد؟

ج: با علم و يا احتمال عقلايىِ ضرر داشتنِ روزه، اعتکاف صحيح نيست.

س. چه نوع روزه‌هايى را نمى‌توان در اعتکاف گرفت؟

ج: هر نوع روزه‌اى را در اعتکاف مى‌توان گرفت.

س. آيا زن‌ها مى‌توانند معتکف شوند؟

ج: اعتکاف اختصاص به مردان ندارد ولى چنانچه اعتکاف وى موجب از بين رفتن حق شوهر باشد بنا بر احتياط واجب بايد از او اجازه بگيرد.

س. آيا اعتكاف بچه مميّز صحيح است؟

ج: اعتكاف او نيز صحيح است.

س. آيا مشغول بودن به عبادات بر معتكف واجب است يا صِرف ماندن در مسجد كافى است؟

ج: عبادات مستحبى، فى نفسه بر معتكف واجب نيست.

س. آيا عدالت امام جماعت مسجد جامع در صحّت اعتكاف شرط است؟

ج: عدالت امام جماعت مسجد در صحّت اعتكاف شرط نيست.


نيت اعتكاف

استفتائات جدید

س. زمان نيت اعتکاف چه وقت است آيا مى‌توان اول شب نيت کرد؟

ج: وقت نيت اعتکاف، اول طلوع فجر روز اول است و نيت اول شب در صورتى صحيح است که اول شب شروع در اعتکاف نموده باشد.

س. آيا قصد وجه* در اعتکاف لازم است؟

ج: لازم نيست. ــــــــــــــ قصد وجه: نيت از جهت استحباب يا وجوب عمل

س. آيا تجديد نيت در روز سوم اعتکافِ مستحب لازم است؟

ج: لازم نيست، گرچه بهتر است.

س. آيا مى‌توان به علّتى يا بدون علّت در روز اول يا دوم، اعتكاف را قطع نمود؟ و اگر در قطع نمودن اعتكاف ترديد كنم آيا نيّت اعتكاف به‌هم مى‌خورد و در نتيجه اعتكاف باطل مى‌شود؟ و آيا لازم است كه نيّت مستمر باشد؟

ج: در اعتكاف مستحبى جايز است كه در روز اول و دوم اعتكاف قطع شود و نيّت اعتكاف بايد تا پايان روز سوم ادامه پيدا كند.

س. آيا در اعتکاف نيازى به قصد نمودن عبادت ديگرى هم هست؟

ج: نيازى نيست.


مكان اعتكاف

استفتائات جدید

س. آيا مى‌توان نذر کرد در شهر خاصى معتکف شد؟

ج: اگر اعتکاف در آن شهر، به نحوى رجحان داشته باشد، اشکال ندارد.

س. آيا اعتكاف در غير از مساجد چهارگانه جايز است؟ و نيّت آن چگونه مى‌باشد؟

ج: اعتكاف در غير از مساجد چهارگانه* (اعم از جامع و غير آن) به قصد رجاء مطلوبيت (به اميد اين‌كه مطلوب خداوند واقع شود) مانعى ندارد. * مسجد الحرام، مسجد النبى (صلى الله عليه وآله وسلّم)، مسجد كوفه و مسجد بصره

س. آيا اعتكاف در مسجدى غير از مسجد جامع باطل است و آيا ممكن است هر محله و حومه‌اى، مسجد جامعى غير از مسجد جامع شهر يا روستا داشته باشد؟ و آيا ممكن است كه در شهر چند مسجد جامع باشد؟

ج: قبلاً گذشت كه اعتكاف در هر مسجدى جايز است مشروط به اين‌كه در غير مساجد اربعه به قصد رجاء باشد يعنى به اميد اين‌كه مطلوب خداوند واقع شود و مختص به مسجد جامع نيست و ممكن است كه يك شهر يا روستا چند مسجد جامع داشته باشد.

س. اگر در يک شهر دو يا چند مسجد جامع وجود داشته باشد مى‌توان در هر کدام که خواست معتکف شد؟

ج: به قصد رجاء اشکال ندارد.

س. مسجد جامع چيست؟ و راه تشخيص آن را بگوييد.

ج: مسجد جامع، مسجدى است که براى اجتماع عامه مردم شهر، بنا شده، بدون اين که اختصاص به گروه و محله خاصى پيدا کند.

س. اعتکاف در مساجد دانشگاه‌هاى سراسر کشور چه حکمى دارد؟

ج: به قصد رجاء اشکال ندارد.

س. اعتکاف در مکان‌هايى که شک است که آيا جزء مسجد است يا نه، چه حکمى دارد؟

ج: غير از سرداب و محراب و پشت بام مسجد، در جاهاى ديگرى که معلوم نباشد جزو مسجد است يا نه، اعتکاف صحيح نيست.

س. آيا پشت بام مسجد تابع مسجد است يا بستگى به وقف كننده دارد؟

ج: پشت بام مسجد در حكم مسجد است مگر اين‌كه احراز شود كه هنگام وقفِ مسجد، پشت بام آن از وقف خارج شده است.

س. اعتکاف در حياط مسجد چه حکمى دارد؟

ج: اگر جزو مسجد نباشد، اعتکاف صحيح نيست.

س. آيا گذاشتن وسايل يا نوشتن نام موجب سبقت در محلى‌ از مسجد مى‌شود؟

ج: بنا بر احتياط واجب گذاردن وسائلى مانند كيف موجب حق سبقت مى‌شود به شرط آن که از زمان گذاردن آن وسيله تا آمدن شخص زياد فاصله نشود، به نحوى كه منجر به تعطيلى مكان شود.

س. اگر کسى جاى شخصى را که معتکف بوده غصب کند در صورتى که جاهل بوده و يا عامد آيا ضررى به اعتکافش مى‌زند؟ و اگر ضرر مى‌زند آيا شامل کفاره و... مى‌باشد.

ج: گرچه بنابر احتياط مرتكب خلاف شده ولى اعتکاف صحيح است و کفاره هم ندارد.

س. الف) اگر در مسجدى که معتکف شده مانعى از ادامه دادن اعتکاف در آن مسجد برايش پيش آيد، آيا اعتکافش باطل مى‌شود؟     ب) چنانچه آن اعتکاف واجب باشد بايد در مسجدى ديگر معتکف شود و يا بعداً قضا کند؟     ج) اگر مانع برطرف شد آيا بايد به مسجد قبلى بازگردد؟

جواب: الف: باطل مى‌شود.           ب: واجب است اعتکاف را در مسجدى ديگر يا همان مسجد بعد از رفع مانع، شروع کرده و يا قضا نمايد.           ج: لازم نيست.


خروج معتكف از مسجد

استفتائات جدید

س.رفتن به سرويس‌هاى بهداشتى متعلق به مسجد كه در خارج از مسجد است در موارد زير چه حكمى دارد؟ الف: براى حمام كردن(نظافت)؛ ب: برا‌ى غسل مستحب؛ ج: براى اين‌كه با وضو باشد؛ د: وضو گرفتن براى خواندن قرآن يا نماز مستحبى؛ هـ: براى شستن دندان‌ها و دست‌ها.

ج: خارج شدن از مسجد به دلايل مذكور اشكال ندارد، ولى بايد به قدر حاجت اكتفا كند و طول ندهد.

س. آيا در اعتكاف با بودن آب در مسجد مى‌توان براى وضو به خارج از مسجد رفت؟

ج: در فرض مذكور معتكف نبايد از مسجد خارج شود.

س. آيا در هنگام اعتكاف، بيرون رفتن از مسجد براى غذا خوردن جايز است؟ و اگر خير، آيا خوردن در داخل مسجد جايز است؟

ج: خروج براى تهيه غذاى مورد نياز و يا غذا خوردن در بيرون اشكال ندارد؛ همان‌طور كه غذا خوردن در داخل مسجد فى حدّ نفسه منعى ندارد.

س. با توجه به مشکلاتى که صرف غذا در مسجد دارد، آيا صرف غذا در سالن غذاخورى که در محوطه مسجد قرار دارد براى معتکفين جايز است؟

ج) چنانچه عرفاً ضرورت دارد که براى صَرف غذا از مسجد بيرون رود جايز است، اما زياد معطّل نشود و اگر ضرورت عرفى ثابت نباشد، جايز نيست.

س. هيأت برگزارى اعتكاف كه متشكل از تعدادى از معتكفين است، وظيفه خدمت به معتكفين و فراهم كردن نيازمندى‌هاى آنها را بر عهده دارد لذا بايد نيازمندى‌هاى معتكفين مثل افطارى و سحرى را خريدارى كند، آيا اين مسئله به اعتكاف آنها ضرر نمى‌رساند؟

ج: خارج شدن از مسجد براى خريد چيزهاى ضرورى مثل غذا و غيره اگر در ضمن آن نيازمندى‌هاى خود را نيز تهيه مى‌كنند، اشكال ندارد؛ البته با رعايت قيودى که در استفتاى «خريد و فروش توسط معتكف» خواهد آمد.

س. حكم رفتن به حياط بيرونى كه ملحق به مسجد است چيست؟

ج: رفتن به جاهايى كه در حكم مسجد است، اشكال ندارد اما رفتن به خارج از مسجد جايز نيست مگر مواردى كه خروج از مسجد به خاطر آنها جايز است.

س.هنگام خروج از مسجد براى امور ضرورى، انتخاب کوتاه‌ترين راه و رفتن زير سايه چه صورتى دارد؟

ج: احتياط واجب آن است که نزديکترين راه را انتخاب کند و واجب است در صورت امکان زير سايه ننشيند لکن راه رفتن زير سايه اشکال ندارد؛ گرچه احتياط مستحب ترك آن است.

س. در صورت نزديک بودن مکانی جهت قضاء حاجت يا وضو گرفتن يا مسواک زدن مسلم است که بايد به مکان نزديک‌تر برود؛ حال اگر مکان نزديک مستلزم صف ايستادن و معطّل شدن شود و مکان ديگری با فاصله‌ی کمی بيشتر باشد که معطّلی نداشته و زمان کمترى گرفته می‌شود تکليف چيست؟ (مثلاً سرويس بهداشتی در جنب شبستان اعتکاف هست ولی شلوغ است اما در وسط حياط مسجد حوض هست و می‌توان آنجا بدون معطلی وضو گرفت) آيا بايد به مکان دوم برود؟ يا مستحب است؟ يا به‌خاطر فاصله بيشتر، رفتن به مکان دوم جايز نيست؟

ج: رفتن به مکان دوم در فرض سؤال اشکالى ندارد.

س. آيا رفتن به تشييع جنازه در هنگام اعتكاف مدّت زمان مشخص دارد؟ حكم رفتن زير سايه در اين هنگام ـ چه در ماشين و يا غير آن ـ چيست؟

ج: زمان مشخصى ندارد و رفتن به تشييع جنازه در صورتی که ضرورت عرفی به‌حساب آيد و آن‌قدر طولانى نشود كه باعث محو صورت اعتكاف شود، اشكال ندارد و در صورت امكان واجب است كه زير سايه ننشينند و احتياط مستحب اين است كه زير سايه حركت نكند.

س. نظر مبارک‌تان را در مورد «شرکت در امتحان براى معتکفين» بيان فرماييد.

ج: اگر شرکت در امتحان ضرورت ندارد خارج نشوند و براى افرادى که شرکت در امتحان ضرورت عرفى دارد مانع ندارد ولى خروج از مسجد نبايد به حدّى برسد که صورت اعتکاف محو شود.

س. آيا شخص معتکف براى شرکت در نماز جمعه مى‌تواند از مسجد محل اعتکاف خارج شود؟

ج: با انتخاب نزديکترين راه و معطّل نشدن در بين راه اشکال ندارد؛ ولى نبايد خروج او به مقدارى باشد كه صورت اعتكاف به‌هم بخورد.

س. آيا مى‌توان براى غسل امّ داوود از محل اعتکاف خارج شد؟ بر فرض خروج (سهواً يا عمداً) آيا باعث ابطال اعتکاف مى‌شود؟

ج: با مراعات آن‌چه در جواب سؤال قبل گفته شد، اشکال ندارد.

س. آيا اشخاصى که مشغول کارند اعم از کارمندان، کارگران و معلمان و... مى‌توانند در ايام کار معتکف شوند و در عين اعتکاف به محل کار رفته و بعد از اتمام کار به محل اعتکاف برگردند؟

ج: نمى‌توانند.

س. اگر مكان‌هايى براى وضو و شستن دست‌ها و دندان‌ها در خارج از مسجد فراهم شده باشد، آيا واجب است مكان خاصى در داخل مسجد تهيه شود تا معتكف از مسجد خارج نشود؟

ج: صِرف نياز به خروج از مسجد براى طهارت و نظافت ـ براى جواز خروج ـ كافى است و تهيه مكانى در داخل مسجد واجب نيست.

س. اگر کسى سهواً به غير از جهاتى که تجويز شده براى بيرون رفتن از مسجد در هنگام اعتکاف بيرون رود، آيا اعتکافش باطل مى‌شود؟

ج: اگر به جهت فراموشى خارج شود و خروجش زياد طول نكشد، اعتکافش باطل نمى‌شود.


مبطلات و محرمات اعتكاف

استفتائات جدید

س. كارهاى حرام در هنگام اعتكاف چيست؟

ج: معتكف بايد از اين كارها پرهيز كند: * بوييدن چيزهاى خوشبو و عطريّات حتى گياهان خوشبو، همراه با لذّت؛ پس براى كسى كه حس بويايى ندارد اشكال ندارد. * خريد و فروش * ساير انواع تجارت؛ مثل صلح و اجاره و مضاربه و غير اين‌ها (بنابر احتياط واجب). * مجادله و جدال ـ چه در امور دينى و چه دنيوى ـ به قصد غلبه بر ديگرى و اظهار فضل و برترى بر او؛ اما اگر به قصد اظهار حق و بازداشتن طرف از طريق باطل باشد، مانعى ندارد. * امور جنسى و شهوت‌آميز مانند بوسه، لمس و آميزش. * استمناء(1) (بنا بر احتياط واجب) ــــــــــــــ (1) گرچه استمناء در هر حال حرام و از گناهان بزرگ است ولى در حال اعتكاف گناهى بزرگتر است.

س. اگر معتكف به گمان اين‌كه مكانى تابع مسجد است، به آن مكان برود و بعد معلوم شود كه آن‌جا جزو مسجد نبوده، حكم اعتكافش چيست؟

ج: خروج عمدى از مسجد ـ  ولو از روى جهل ـ اعتكاف را باطل مى‌كند.

س. اگر معتكف مبتلا به مرضى شود كه مجبور به افطار روزه است چه بايد بكند و حكم اعتكاف او چيست؟

ج: اعتكاف بدون روزه صحيح نيست لذا با افطار روزه، اعتكاف باطل مى‌شود.

س. آيا در صورت ضرورت يا عدم ضرورت مى‌توان شخصاً در ايام اعتکاف خريد و فروش نمود و يا بايد توکيل يا نقل به غير بيع نمود؟

ج) خريد و فروش بر معتکف حرام است ولى هرگاه براى تهيه مواد خوراکى ناچار از خريد و فروش شود و شخص غيرمعتکفى که اين کار را انجام دهد، نيابد و تهيه اجناس مذکور بدون خريد نيز امکان نداشته باشد، در اين صورت خريد و فروش مانعى ندارد.

س. آيا جايز است كه معتكف كسى را براى خريد ـ چه ضرورى و چه غير ضرورى ـ وكيل نمايد؟

ج: اگر براى خريد نيازمندى‌هاى هنگام اعتكاف باشد، اشكال ندارد و اما در غير آن موارد اگر وكيل كردن در هنگام اعتكاف باشد، اشكال دارد.

س. موارد ضرورى كه خريد و فروش در آنها براى معتكف جايز است چيست؟

ج: مواردى كه در هنگام اعتكاف براى خودش و نفقه خانواده‌اش به آن نياز دارد.

س. آيا اجاره و ديگر معاملات غير از خريد و فروش در هنگام اعتكاف جايز است؟

ج) ساير معاملات (غير از خريد و فروش) بنابر احتياط واجب در هنگام اعتكاف جايز نمى‌باشد.

س. آيا اجراى عقود و ايقاعات (غير از معاملات) در هنگام اعتكاف جايز است؟

ج: مانعى ندارد.

س. آيا گفتگو در مورد چيزهاى مباح هنگام اعتكاف جايز است؟

ج: اشكال ندارد.

س. انجام غسل براى معتکف در مسجد چه حکمى دارد و آيا فرقى بين غسل واجب و مستحب مى‌باشد؟

ج: غسل جنابت و حيض در دو مسجد شريف مکّه و مدينه، مطلقاً جايز نيست بلکه بايد تيمّم نموده فوراً خارج شود و در مساجد ديگر نيز اگر غسل، موجب درنگ کردن و يا آلودگى مسجد شود، جايز نمى‌باشد و ساير اغسال واجب و يا مستحب در صورت امکان و عدم مزاحمت براى ديگران اشکال ندارد.

س. عطر و گلاب زدن و يا بو کردن عطر و گلاب اعتکاف را باطل مى‌کند يا نه؟ اگر سهواً باشد چه‌طور؟

ج: در صورتى که عطر يا گلاب را براى لذت بردن بو کند، بنا بر احتياط واجب اگر اعتکاف واجب معيّن باشد بايد اعتکاف را به پايان ببرد و قضاى آن را به‌جا آورد؛ و در واجب غيرمعيّن، اگر در دو روز اول باشد بايد اعتکاف را از سر بگيرد و اگر روز سوم باشد اعتکاف را اتمام و سپس از سر بگيرد و در اعتکاف مستحب قبل از اتمام روز دوم چيزى بر عهده او نيست و اگر روز سوم باشد بايد دوباره اعتکاف را از سر بگيرد و در آنچه ذکر شد بنا بر احتياط واجب فرقى بين عمد و سهو وجود ندارد.

س. کفّاره هر يک از مُحرّمات را به‌طور جداگانه بيان کنيد؟

ج: اگر اعتکاف واجب را با آميزش جنسى (جماع) هرچند در شب باطل نمايد کفّاره بر او واجب مى‌شود اما در اعتکاف مستحب (در دو روز اول) اگر با اين عمل قصد دارد که از اعتکاف صرف‌نظر نمايد کفاره ندارد و در غير اين صورت بنا بر احتياط واجب کفاره ثابت است لکن انجام ساير مُحرّمات کفّاره ندارد گرچه احتياط مستحب پرداخت کفّاره‌ مى‌باشد و کفّاره ابطال اعتکاف (در موارد وجوب کفّاره) کفّاره ابطال روزه ماه رمضان است.

س. با توجه به اينکه بوی خميردندان بوی خوشی است آيا مسواک زدن با خميردندان در حين اعتکاف مخلّ به اعتکاف هست؟

ج: مسواک زدن با آن مانع ندارد و آنچه حرام است بوييدن بوى خوش است.

س. اگر در مکانی از مسجد بوی خوشی می‌آمد آيا ترک آنجا لازم است؟ اگر وضوخانه بود و بوی خوش به سبب خميردندان يا صابون بود چه بايد کرد؟

ج: اگر بودن در آن مکان مستلزم بوييدن بوى خوش است بايد آنجا را ترک کند.


احكام مخصوص بانوان در اعتکاف

استفتائات جدید

س. حكم اعتكاف زنى كه در ايام اعتكاف ـ چه در روز اول يا دوم يا سوم ـ حيض يا استحاضه بر او عارض شده، چيست؟

ج: در صورت حائض‌شدن حتى اگر در ساعات آخر روز سوم باشد اعتكاف باطل مى‌شود و بايد فوراً از مسجد خارج شود؛ ولى در صورت استحاضه اگر به وظيفه مستحاضه نسبت به روزه‌اش عمل كند، اعتكافش صحيح است.

س. من در سال گذشته در ايام البيض در مسجدى معتكف شدم، پس از اتمام روز دوم اعتكاف، حائض شدم. با توجه به اين امر كه اعتكاف بر من واجب شده است، آيا قضاى آن حتماً بايد در ايام البيض ماه رجب و در همان مسجد باشد يا اين‌كه زمان و مكان آن مهم نيست؟

ج: با پيداشدن حيض ولو در بعض روز سوم اعتكاف باطل مى‌شود و قضا ندارد و اگر از قبل اعتكافى به سبب نذر بر او واجب شده قضاى آن را مى‌تواند در هر مسجدى و در هر زمانى به‌جا آورد مگر آن‌كه در نذر، اعتكاف در مسجد خاص و زمان خاصى را ملحوظ داشته باشد كه در اين صورت بايد بر طبق همان نذر خود عمل كند.

س. حكم اعتكاف زنى كه شك در حيض يا استحاضه دارد، چه در روز اول يا دوم يا سوم، چيست؟

ج: اگر قبلاً پاك بوده، به شكش اعتنا نكند.

س. اگر زن در روزهاى عادت قرض بخورد تا از حالت عادت خارج شود مى‌تواند روزه بگيرد؟

ج: اشکال ندارد.

س. آيا غسل‌هاى استحاضه شرط صحّت اعتكاف است؟

ج: اين غسل‌ها شرط صحّت اعتكاف نيست، مگر غسل‌هايى كه در صحّت روزه معتبرند.


قضاى اعتكاف

استفتائات جدید

س. اگر قضاى اعتكاف به علت بطلان، واجب باشد و ده روز پايانى ماه رمضان تمام شود. آيا جايز است كه براى درك فضيلت، قضاى اعتكاف را در ماه رمضان آينده به‌جا آورد يا اين‌كه بايد فوراً قضا نمايد؟

ج: قضا در هر ماهى كه خواست اشكال ندارد، مگر اين‌كه نذر كرده باشد كه در ماه خاصى اعتكاف نمايد.


اعتكاف مسافر

استفتائات جدید

س. آيا مى‌توان براى شركت در مراسم اعتكاف به شهر ديگرى كه بيش از چهار فرسخ با ما فاصله دارد مسافرت كرد و اعتكاف در صورت سفر صحيح است؟

ج: اگر قصد اقامت ده روز و يا نذر روزه در سفر نباشد، روزه در سفر صحيح نيست و با عدم صحّت روزه، اعتكاف هم صحيح نيست.

س. آيا انسان مى‌تواند در شهر ديگرى معتکف شود؟

ج: اگر مسافر باشد نمى‌تواند مگر اين‌که نذر کرده باشد در سفر روزه بگيرد؛ و بنا بر احتياط واجب اين نذر بايد قبل از شروع سفر انجام گيرد.

س. من علاقه زيادى دارم كه در مراسم اعتكاف در مركز استان شركت كنم ولى چون در شهرستان زندگى مى‌كنم و اگر بخواهم به مركز استان بروم بايد نماز خود را شكسته بخوانم، آيا از اين نظر مشكلى نخواهم داشت؟

ج: كسى كه بخواهد در سفر معتكف شود، مى‌تواند نذر كند كه در سفر روزه بگيرد و مى‌تواند اعتكاف نمايد.

س. اگر كسى بخواهد در خارج از شهر خود اعتكاف كند، به‌طور مثال در مكّه مكرّمه و از ساكنين مكّه نباشد و قصد ده روز هم نكند، آيا نذر كافى است؟ و صيغه آن چيست؟

ج: نذر روزه در سفر مانعى ندارد و با اين نذر روزه و اعتكافش صحيح است، ولى احتياط واجب آن است كه نذر قبل از شروع مسافرت باشد و صيغه آن عبارت است از: «لله علىّ أن اصوم في سفري إلى كذا».(1) ــــــــــــــ 1- و مى‌تواند ترجمه آن را بگويد كه عبارت است از: « براى خدا بر من است كه در سفر به فلان مكان روزه بگيرم»

.

.


مسائل متفرقه

استفتائات جدید

س. آيا اعلام عمومى اعتكاف در محافل عمومى با اخلاص منافات دارد؟

ج: اعلام اعتكاف اگر براى تشويق مردم باشد، مانعى ندارد.

س. اگر از معتكف سؤال شود كه آيا جزء معتكفين است بهتر است پنهان كند يا آشكار نمايد؟

ج: آشكار كردن مانعى ندارد، مگر اين‌كه براى ريا باشد

س. آيا جايز است دانشجويان معتكف درس‌هاى دانشگاهى خود را مرور كنند؟

ج: اشكال ندارد.

س. گفتگو با تلفن همراه در صورت ضرورت و يا عدم ضرورت در ايام اعتکاف چه حکمى دارد؟

ج) ضررى به اعتکاف نمى‌زند.

منبع : پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی

نوشته شده توسط کمال بارعی در 7:34 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴

واژگونی وانت با ۲۱ دختر دبیرستانی

واژگونی وانت با ۲۱ دختر دبیرستانی
 
۲۱ دانش‌آموز دختر دبیرستانی با واژگونی وانت در مسیر مدرسه به خانه‌های روستایی‌شان زخمی و وحشت‌زده شدند.
به گزارش افکارنیوز، مسئول اورژانس ۱۱۵ ایرانشهر گفت: ۱۴ دانش‌آموز روستای چاه کیچی دلگان ساعت ۷:۳۰ غروب سه‌شنبه به دلیل واژگونی سرویس وانت‌بار زخمی شدند.
محمودرضا ناصح گفت: این وانت بار حامل ۲۱ دانش‌آموز دختر مقطع دبیرستان در مسیر بازگشت از مدرسه خود در شهر گلمورتی به دلگان بود.
وی گفت: مجروحان حادثه به وسیله چهار آمبولانس و خودروهای عبوری به بیمارستان خاتم الانبیاء ایرانشهر برای درمان منتقل شدند.
مسئول اورژانس ۱۱۵ ایرانشهر گفت: حال مصدومان این حادثه رضایت بخش است. محمدرضا کورسی رئیس پلیس راه جنوب سیستان وبلوچستان نیز ناتوانی در کنترل وسیله نقلیه بر اثر تخطی از سرعت مطمئنه را علت این حادثه دانست.
سرویس‌های وانت بار حامل دانش‌آموزان در سیستان و بلوچستان در گذشته نیز حادثه آفریده‌اند به طوری که در فروردین ماه امسال نیز خودروی وانت بار حامل ۱۵دانش‌آموز دختر بخش بنت شهر نیکشهر در جنوب سیستان و بلوچستان واژگون و دانش‌آموزان مصدوم شدند و یکی از آنان بر اثر شدت جراحت وارده جان باخت.
شهر دلگان در ۱۴۵کیلومتری ایرانشهر واقع شده که بیمارستان ندارد و با وجود پیگیری‌های مردمی هنوز بیمارستان نیمه تمام این شهر تکمیل نشده و مردم این شهرستان مجبورند برای درمان بیماران خود مسافت دلگان تا ایرانشهر را طی کنند.
مرجع : روزنامه ایران
افکار نیوز
نوشته شده توسط کمال بارعی در 7:27 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴

مراسم سالگرد ارتحال آیت الله ملکوتی در تبریز برگزار می شود

مراسم سالگرد ارتحال آیت الله ملکوتی در تبریز برگزار می شود

به مناسبت تکریم و تجلیل از مقام شامخ آیت الله ملکوتی، مجلس بزرگداشتی از طرف نماینده ولی فقیه در استان و استاندار آذربایجان شرقی در مسجد مقبره تبریز منعقد خواهد شد.

به گزارش تبریز بیدار ، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان آذربایجان شرقی با صدور اطلاعیه ای ضمن عرض تسلیت به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت آیت الله ملکوتی(رض) از عموم مردم ولایتمدار استان و تبریز شهید پرور دعوت کرد تا در مجلس بزرگداشتی که به همین مناسبت از سوی نماینده محترم ولی فقیه در استان و استاندار آذربایجان شرقی منعقد خواهد شد شرکت کنند.

 

متن کامل این اطلاعیه بشرح زیر است:

اطلاعیه

اذا مات المومن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمه لایسد‌ها شیء یکسال از ارتحال عالم ربانی و فقیه صمدانی یار دیرین انقلاب و ولایت ، مبارز انقلابی و از علمای برجستۀ حوزه‌های علمیه حضرت آیت ا… ملکوتی (رضوان ا… تعالی علیه) گذشت.

آن فقیه بزرگوار، از استوانه‌های بزرگ علمی بودند که سالیان متمادی عمر پربرکت خود را در ترویج و نشر شریعت نبوی و فرهنگ علوی و تربیت فضلا وعلما و طلاب گذراند و با اخلاق کریمه‌ و فضایل و مکارم اسلامی، مربی بزرگ برای تشنگان طریق عبودیت و معنویت و استاد جلیل القدر برای حوزه‌های علمیه بود.

ایشان همچنین سالهای سال در سنگر نماز جمعه شهر ولایتمدار و انقلابی تبریز و در کسوت نمایندگی حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری منشأ خیرات فراوانی بر این دیار شهیدپرور بود.

فقدان این فقید عالی مقام برای حوزه‌های علمیه، ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر است.

به مناسبت تکریم و تجلیل از مقام شامخ این فقیه وارسته، مجلس بزرگداشتی از طرف نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه تبریز، آیت ا… مجتهد شبستری و استاندار آذربایجان شرقی، اسماعیل جبارزاده، روز پنج شنبه مورخ ۱۰/۰۲/۱۳۹۴ از ساعت ۱۰:۳۰صبح الی ۱۲:۳۰ ظهر در مسجد مقبره تبریز منعقد خواهد شد.

نوشته شده توسط کمال بارعی در 22:8 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴

 
استانی‌شدن انتخابات ارتباط بین دولت و ملت را قطع می‌کند
قاضی پور:
استانی‌شدن انتخابات ارتباط بین دولت و ملت را قطع می‌کند
 
نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی گفت: متأسفانه استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی، ارتباط بین دولت و ملت را قطع می‌کند.
 
 
تاریخ انتشار: دوشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۲۳
کد مطلب : 19531
 
نادر قاضی‌پور در گفت‌وگوئی، اظهار داشت: من یکی از مخالفان سرسخت استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی هستم چون در این صورت ارتباط بین دولت و ملت قطع می‌شود.
نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: علاوه بر آن صاحبان زر و زور و ثروت به قدرت رسیده و مناطق محروم کشور نیز محروم‌تر و عقب‌مانده‌تر می‌شوند.
قاضی‌پور با اشاره به مزایای اجرای این طرح بیان کرد: معایب این طرح از مزایای آن بیشتر است اما از مزایای این طرح این است که ممکن است در آینده اساس تشکیل اهداف بزرگ باشد.
منبع : اهراب نیوز
نوشته شده توسط کمال بارعی در 21:50 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴

حضرات آیات عظام مکارم شیرازی و نوری همدانی دامت برکاتهما

اینکه وظیفه نیروی انتظامی اجرای قانون است نه اجرای اسلام، دارای اشکال مبنایی استعلت غلط بودن سخنان روحانی از دید ایت الله نوری همدانی
 
 
 
واکنش آیت‌الله مکارم شیرازی به سخنان رئیس جمهور:
اینکه وظیفه نیروی انتظامی اجرای قانون است نه اجرای اسلام، دارای اشکال مبنایی است
 
یکی از مراجع تقلید با انتقاد از سخنان مطرح شده مبنی بر اینکه وظیفه نیروی انتظامی اجرای قانون است نه اجرای اسلام گفت: این سخن از سه نظر دارای اشکال مبنایی است و باید از بیان چنین اظهاراتی پرهیز شود.
 
 
تاریخ انتشار: دوشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۰۵
کد مطلب : 19532
 
به گزارش اهراب نیوز، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی صبح امروز در درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد با اشاره به سخن یکی از مسئولان در خصوص مسئولیت نداشتن پلیس در اجرای احکام اسلامی بیان کرد: این سخن از سه نظر دارای اشکال مبنایی است و باید از بیان چنین اظهاراتی پرهیز شود.
وی با اشاره به اینکه اخیرا یکی از مسئولان محترم گفته بود که وظیفه نیروی انتظامی اجرای قانون است نه اجرای اسلام بیان کرد: بیان این سخن صحیح نیست چرا که قوانین ما چیزی جز اسلام نیست و قوانین ما از اسلام برگرفته شده است.
این مرجع تقلید تاکید کرد: همه افراد جامعه اعم از پلیس و غیرپلیس موظف هستند که قوانین اسلام را اجرا کنند.
آیت‌الله مکارم شیرازی تصریح کرد: در خصوص اجرای امر به معروف و نهى از منکر نیز طبق قرآن کریم همه مسلمین وظیفه دارند.
وی با اشاره به اینکه بیان چنین سخنانی روحیه نیروى انتظامى را تضعیف مى‌کند، گفت: نباید زحماتى از سوی نیروی انتظامی در خصوص تهذیب اخلاق و مبارزه با منکرات انجام شده نادیده گرفته شود.
این مرجع تقلید یادآور شد: با بیان این سخنان چراغ سبزی برای افراد آلوده به انواع مفاسد اخلاقی و مجالس کثیف نشان داده می‌شود که گویا از این به بعد آزاد هستند و پلیس هم کاری به ایشان ندارد.
وی ادامه داد: آنها بدون این سخنان چه کارها که نمی‌کنند و وای به حالی که به این افراد چراغ سبز نیز نشان داده شود.
آیت‌الله مکارم شیرازی با اشاره به اینکه امیدواریم نصیحت دوستانه ما پذیرفته شده و از تکرار چنین سخنانی پرهیز شود افزود: امیدواریم که به فرمایشات رهبر انقلاب که اخیرا خطاب به نیروی انتظامی فرمودند گوش فرا دهند و آنگونه که ایشان تاکید کردند حفظ آرامش روحی و اخلاقی جامعه مهم‌تر از آرامش جسمانی است.
منبع:فارس
 
 
حضرت آیت‌الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید امروز در درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم، به سخنان اخیر رییس جمهور واکنش نشان داد و بر لزوم پرهیز مسؤولان از هرگونه حاشیه سازی در جامعه تاکید کرد.

این مرجع تقلید با بیان این که نظام اسلامی ما بحمدلله یک نظام ممتاز از جمیع جهات است، خاطرنشان کرد: مطالبی در روزهای اخیر در جامعه مطرح شد که متاسفانه موجب ایجاد حاشیه هایی در کشور شد.

وی ابراز داشت: نخستین خواسته ما از مسؤولان محترم این است که از مطرح کردن سخنان حاشیه ساز اجتناب کنند و با توجه به شعار سال که رهبر معظم انقلاب مطرح کردند در جهت تقویت همدلی و همزبانی تلاش کنند و بدانند مخاطب اصلی پیام رهبری در وهله نخست مسؤولان هستند.

این مرجع تقلید با انتقاد از اظهاراتی که درباره وظایف نیروی انتظامی مطرح شده و این که پلیس مسؤولیت اجرای قانون را به عهده دارد نه احکام اسلام را، تصریح کرد: باید به این نکته توجه داشت که اولا قانون اساسی ما برگرفته از موازین اسلامی است، ثانیا این که گفته می شود وظیفه نیروی انتظامی اجرای احکام اسلامی نیست، یعنی در جامعه امر به معروف و نهی از منکر نشود؛ در حالی که امر به معروف وظیفه ای همگانی است و همه باید ملزم به اجرای آن باشند.

آیت الله نوری همدانی خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب روز گذشته تصریح فرمودند که همه ما مسؤول اجرای احکام اسلامی هستیم؛ بنابراین این سخن که گفته شود نیروی انتظامی مسؤول اجرای احکام اسلامی نیست، سخنی نادرست است و مسؤولان با اظهارات خود نباید به گونه ای در جامعه القا کنند که اسلام و قانون دو مقوله متفاوت است.

وی در ادامه ضمن تقدیر از تلاش های نیروی انتظامی به منظور برقراری امنیت اخلاقی و اجتماعی در جامعه و عمل به احکام اسلامی، تصریح کرد: مسؤولان باید در انجام وظایف اسلامی خود با در نظر گرفتن عدالت اجتماعی بیش از پیش کوشا باشند.

آیت الله نوری همدانی اظهار داشت: همه باید از مطرح کردن سخنان حاشیه ای در جامعه به شدت اجتناب کنند، همگان باید به اصل وحدت حول محور ولایت فقیه ملتزم و پایبند باشد.
منبع: مهر
  
 
نوشته شده توسط کمال بارعی در 21:40 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴

تحقیر و تضعیف معلم ناشی از جهالت است .

باسمه تعالی

تحقیر و تضعیف مقام و منزلت و فعالیت انسان ساز معلم به هر نحو و شکلی از جانب هرکسی که باشد ، تحقیر و تضعیف ملت است . اینچنین کسان با هر وجهه ا ی   که داشته باشند از یک نارسایی و مشکل جدی رنج می برند و آن جهالت و بی معرفتی است .جهالت و بی معرفتی که نسبت به معلم دارند و منزلت و عظمت او را نمی شناسند . فساد غافلان و جاهلان مدرکی قابل قیاس با جاهلان بی مدرک نبوده و نیست .

بنابراین بر معلمان فرهیخته فرض است که خواسته ی حق خود رابا لحاظ شأن معلمی از طریق  قانون و مجاری قانونی تعقیب نمایند و از دادن بهانه به دست مسمومان قلمی و زبانی ، بجدّ پرهیز نمایند و آنان را  در سوژه سازی و سوژه یابی  ناکام سازند و خواب آشفته ی ورشکستگان چناحی و سیاست زده را بدون تعبیر بگذارند. مسمومان و ورشکستگانی که از نعمت درک ساحت مقدس معلمی بی بهره اند و مطامع و حطام  نفسانی بینایی آنان را ربوده است .

کمال بارعی

 

نوشته شده توسط کمال بارعی در 23:32 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر