حرفهای جنجالی قلعه نویی درتمرین استقلال

سرمربی تیم فوتبال استقلال گفت: تصور می‌کردم به خاطر قابلیتم به عنوان سرمربی
انتخاب شدم اما حالا فهمیدم چون پول نداشتند، سراغم آمدند.
خبرگزاری فارس:
قلعه‌نویی: به خاطر بی‌پولی سراغم آمدند نه توانایی‌ام/
از وزیر ورزش تعجب می‌کنم

به گزارش خبرگزاری فارس، امیر قلعه نویی در حاشیه تمرین امروز استقلال گفت:

شرایط بازیکنان خوب است. بازیکنان واقعا معرفت به خرج دادند و تمرینات ما آغاز شده است.

فکر می‌کنم اولین پیروزی را به دست آوردیم و آن هم اینکه اکثر بازیکنان قراردادشان

را تمدید کردند و دو هفته است که تمرینات شروع شده آن هم بدون اینکه یک ریال

به آنها پرداخت شود.

وی ادامه داد: این رسمش نیست که آن طرف قضیه آن همه خرج شود

ولی این طرف انگار نه انگار. چه کسی باید بازیکنان را صدا کند و به آنها پول بدهد؟

فتح‌الله‌زاده تلاشش را می‌کند اما هیئت مدیره هم باید پول بیاورد.

سرمربی استقلال در مورد بازیکنانی که این تیم جذب کرده و آنهایی که از دست داده،

عنوان کرد: 5-6 بازیکن خوب گرفته‌ایم و آنهایی که مورد نظر ما بودند، جذب شدند

ولی فکر نمی‌کردم تیموریان از استقلال برود او به امیری گفته بود می‌ماند.

درصد جذب یک هافبک دفاعی و یکی دو هافبک نفوذی هستیم. تلاش می‌کنیم در همه

پست‌ها دو رقیب و دو رفیق داشته باشیم و فصل را کامل به پایان برسانیم.

قلعه‌نویی در مورد وضعیت مهدی رحمتی و مجتبی جباری اظهار داشت:

نیامده‌ام که سرمایه‌سوزی کنم. مهدی رحمتی کارش با استقلال تمام شده است.

اسم جباری را هم به مدیران استقلال داده‌ام تا با او توافق کنند البته در چارچوبی که

همه بازیکنان و حتی خود من قرار داریم. همه باید در چارچوب باشگاه قرار بگیریم.

وی در مورد هزینه‌های باشگاه پرسپولیس در یارگیری گفت:

از وزیر ورزش تعجب می‌کنم که دو نگاه متفاوت به دو باشگاه دارد. مگر می‌شود

دو فرزند را به این شکل نگاه کرد و یکی را خودی دید؟ من کاری به آن تیم ندارم،

هر چقدر می‌خواهند خرج کنند اما باید نگاه عدالت محور باشد. مگر هر

دو تیم متعلق به وزارت ورزش نیستند؟ استقلال مظلوم واقع شده است.

البته این تیم 32 سال است که مظلوم است، شاید به خاطر اسم قبلی‌اش این گونه است.

قلعه‌نویی ادامه داد: هر چند امیدوارم این خرج‌ها به نفع فوتبال باشد، ا

ما من از این خرج‌ها دلهره دارم زیرا اگر آن مدیر برود فضایی که درست کرده، باقی می‌ماند.

پول خوب است اما باید با برنامه و هدف تزریق شود. نباید این خرج کردن به گونه‌ای باشد

که نگاه عدالت محور نداشته باشد و دودش به چشم فوتبال برود.

قلعه‌نویی با اشاره به بی‌پولی استقلال خاطرنشان کرد: شانس من است در تیم ملی بودم

آن شرایط بود و هر وقت به استقلال می‌آیم شرایط این گونه است. فکر می‌کردم به خاطر

قابلیتم من را به استقلال آورده‌اند اما حالا فهمیده‌ام که به خاطر بی‌پولی مرا به عنوان

سرمربی انتخاب کردند.

منبع :بولتن نیوز



تاريخ : سه شنبه سی ام خرداد 1391 | 18:55 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]





























منبع : تابناک


تاريخ : دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 | 22:50 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
به گزارش جهان به نقل از شیعه آنلاین،

علامه آیت الله شیخ «باقر شریف قریشی» از علمای معروف عراق در سن 80 سالگی پس از سال ها بیماری، دار فانی را وداع گفت و عصر امروز در شهر کربلای معلی تشییع در حرم سید و سالار شهیدان، أباعبدالله الحسین علیه السلام و سپس حرم قمر بنی هاشم، أباالفضل العباس علیه السلام تشییع شد و سپس به نجف منتقل گردید تا پس از تشییع در حرم امیر المؤمنین علیه السلام، در کتابخانه شخصی خود به خاک سپرده شود.

این علامه شیعی در طول عمر با برکت خود ده ها جلد کتاب تألیف کرده بود که در ذیل نام مهم ترین آنها را بیان می کنیم: حياة الرسول الأعظم (ص) در سه جلد، موسوعة اهل البيت در 42 جلد، الامام امير المؤمنين علي بن ابي طالب در 11 جلد، تقرير أبحاث السيد الخوئي في الفقه در 12 جلد و ..



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 | 15:41 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

ديدار مسئولان نظام و سفرای كشورهای اسلامی با امام خامنه ای

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز(دوشنبه) در خجسته سالروز عيد مبعث پيامبر عظيم الشأن اسلام، در ديدار مسئولان نظام، سفيران و نمايندگان كشورهای اسلامی و جمعی از خانواده های معظم شهدا تأكيد كردند: از ميان رشته های بيشمار نور بعثت، جامعه بشری امروز به 2 مسئله نياز مبرم دارد: يكی «برانگيخته شدن فكر و انديشه» و ديگری «تهذيب اخلاق».
رهبر انقلاب اسلامی با تبريك عيد بزرگ مبعث به ملت عزيز ايران و امت اسلام افزودند: رويكرد پرطراوت ملتهای مسلمان به دين محمدی (ص) نشان می دهد ملتها در سايه تجربه های متمادی دريافته اند كه مكتبهای مادی شرقی و غربی، در برآوردن نيازهای حقيقی بشر، ناتوان و عقيمند و فقط تعاليم بعثت می تواند بشر را به سعادت و پيشرفت واقعی برساند.
حضرت آيت الله خامنه ای، ريشه مشكلات جامعه بشری را دوری از دو مسئله اساسی بعثت يعنی: «فكر و انديشه» و «تزكيه نفس» دانستند و افزودند: نجات انسان از گرفتاريها و ضعفهای اخلاقی، هدف بزرگ بعثت است كه تحقق آن، زمينه ساز حل مشكلات اساسی ملتهاست.
رهبر انقلاب اسلامی احيای نيروی خرد و تفكر را از ديگر اهداف اساسی و مهم بعثت پيامبران برشمردند و افزودند: جامعه بشری، امروز بشدت نيازمند انديشيدن، خردورزی، تفكر و ريشه يابی مشكلاتی است كه از هر سو ملتها را احاطه كرده است.
ايشان با يادآوری مرگ آفرينی و ظلم آشكار قدرتهای زورگو در برخی كشورهای منطقه، افزودند: در نگاه سياه ستمگران جهانی، «بشر» اصولاً جايی و جايگاهی ندارد همچنانكه در قضيه مشكلات اقتصادی كشورهای غربی نيز دنيا شاهد است كه قدرتهای مسلط در پی حل مشكلات صاحبان بانكها و كمپانی های سرمايه داری هستند نه حل مشكلات مردم.
حضرت آيت الله خامنه ای، با دعوت مجدد از ملتها برای تفكر در اين واقعيات آشكار، خاطرنشان كردند: منشأ همه اين مشكلات، تسلط نظام سلطه بر جهان و وجود دو قطب سلطه گر و سلطه پذير است كه راه حل آن نيز، خروج ملتها از موضع سلطه پذيری و بی تحركی است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش بی وقفه زورگويان جهانی برای كنترل و منحرف كردن انقلابهای ملتهای منطقه افزودند: ملتها با تكيه بر گنجينه خدادادی تفكر و خرد، و حسن ظن به وعده های نصرت پروردگار، روی پای خود بايستند و با مقاومت در برابر سلطه گران، سرنوشت خويش را رقم بزنند.
ايشان، عزت و اقتدار ملت بزرگ ايران را نمونه روشنی از نتايج ايستادگی و مجاهدت خواندند و با اشاره به همدستی زورگويان جهانی برای مقابله با جمهوری اسلامی افزودند: در 33 سال گذشته ملت فهيم و كشور عزيز ما، بی وقفه در معرض توطئه همه قدرتهای جهانی بوده است تا شايد اين نمونه زنده ايستادگی و پيشرفت، در چشم ديگر ملتها، الگو نشود اما به فضل الهی، تلاش همه سلطه گران برای خارج كردن ملت ايران از صحنه، اين بار نيز قطعاً و يقيناً ناكام خواهد ماند.
حضرت آيت الله خامنه ای، تحقق وعده های ياری پروردگار را نياز مجاهدت، حركت و خطرپذيری دانستند و با استناد به آيات قرآنی افزودند: صرف مؤمن بودن برای تحقق وعده پيروزی، كافی نيست بلكه مجاهدت و صبر می خواهد.
ايشان به دشمنان نظام تأكيد كردند: از تجربه های ناكام مقابله با ملت مجاهد و صبور ايران درس بگيرند و بدانند كه تكبر، خود بزرگتر بينی و توقعات بيجا، در مقابل ملتی كه ايستادگی و وحدت را از قرآن آموخته و خود را شناخته است راه به جايی نمی برد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سياست دشمنان اسلام برای ترساندن شيعه و سنی از يكديگر وحدت را نياز مبرم دنيای اسلام برشمردند و با انتقاد شديد از تفرقه انگيزی برخی عناصر افزودند: كسانی كه اصلاً اسلام را قبول ندارند و تشيع و تسنن را اصولاً نمی شناسند براساس خواست سرويسهای جاسوسی سلطه گران، از توسعه تشيع ابراز نگرانی می كنند و آتش تفرقه می افروزند.
حضرت آيت الله خامنه ای در پايان سخنانشان، ملتهای مسلمان را به خردورزی و اتحاد و ايستادگی توصيه و ابراز اميدواری كردند در پرتو عنايات پروردگار، امت اسلام بر دشمنان پيروز و اهداف بعثت كاملاً محقق شود.
در آغاز اين ديدار كه رئيس جمهور، رئيس مجلس، رئيس قوه قضاييه و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در آن حضور داشتند آقای احمدی نژاد با تبريك عيد بعثت نبی گرامی اسلام گفت: بشر، امروز بيش از هر زمان ديگر، به معارف الهی و پيامهای بعثت پيامبر خاتم نيازمند است.
رئيس جمهور با اشاره به اثبات ناتوانی قدرتهای مادی در تأمين نيازهای جامعه بشری گفت: براساس وعده های مبارك الهی، و در پرتو آگاهی و مجاهدت ملتها، بساط مستكبران و صهيونيستها حتماً برچيده و راه برای صلح و آرامش و سعادت و پيشرفت بشر گشوده خواهد شد.


تاريخ : دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 | 15:37 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

هدف از بعثت حضرت رسول اکرم محمّد مصطفی صلی الله علیه وآله و سلّم

حضرت امیرالمؤمنین امام علی صلی الله علیه و آله وسلّم می فرمایند :

فبعث اللّه محمّداً صلّی الله علیه و آله بالحقّ ليخـرج عباده من عبادة الاْوثان إلى عبادته و من طاعة

الشّيطان الى طاعته.

خداوند، محمد صلّی الله علیه و آله را به حق برانگيخت تا بندگانش را از پرستش بتان به عبادت او درآورد و از

پيروى شيطان به فرمان بردارى او سوق دهد .

نهج البلاغه، خطبه147، ص446

Fond d

كل القلوب الى الحبيب تميل               ومعي بهذا شاهد ودليل
أما الدليل إذا ذكرت محمدا                صارت دموع العارفين تسيل
هذا رسول الله نبراس الهدى                هذا لكل العالمين رسول

نبارك لسيدنا ومولانا وإمام زماننا الإمام المهدي المنتظرعجل الله تعالى فرجه الشريف و لجميع المراجع و العلماء و الصالحين و عموم أبناء البشر و لاسیما الأمة الإسلامية في مشارق الأرض و مغاربها المبعث النبوي الشريف نسأل الله تبارك و تعالى أن يعجل لنا بالطلعة البهية و الإشراقة المنيرة لمعز المؤمنين ومذل المنافقين والكافرين سيدنا ومولانا الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف
ليظهر دين الله على الدين كله و لو كره المشركون و المنافقون و الكافرون

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 | 8:45 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

Persianv.com At site

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم يا كريم وألعن أعدائهم أجمعين
أسعد الله أيامنا وأيامكم أيها الأخوة الكرام بمناسبة مبعث خير البشر وخاتم الأنبياء أبا القاسم محمد صلى الله عليه وآله وسلم

محمد أشرف الأعـراب والعـجم         محمد خير من يمشـي على قـدم

محمد باسـط المـعروف جامـعه        محمد صاحب الاحـسان والكـرم

مـحمد تاج رسل اللـه قاطـبة           محـمد صادق الأقـوال والكـلم

محمـد ثابـت الميـثاق حافـظه         محمد طيـب الأخـلاق والشـيم
محمد جبلـت بالنـور طينـته             محمد لم يـزل نورا من القـدم

محمد حاكـم بالعـدل ذو شـرف       محمد معـدن الأنـعام والحـكم


محمد خير خلق اللـه من مضر      محمد خير رسل اللـه كلهـم
محمد ديـنه حـق نديـن بـه           محمد مشرق حقا عـلى عـلم

محمـد ذكـره روح لأنفـسنا            محمد شكره فرض على الأمـم


محـمد زيـنة الدنيا وبهجتـها            محمد كاشـف الغـمات والظـلم
محـمد سـيد طابت مناقـبه           محمد صاغـه الرحمن بالنعـم

محمد صفـوة البـاري وخيـرته        محمد طاهر من سائـر التهـم

محمد ضاحك للضيـف مكرمـه       مـحمد جاره واللـه لم يـضم
محمـد طابـت الدنيا ببعثـته            محمـد جاء بـالآيات والحـكم

منبع :http://www.noorfatema.com



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 | 0:30 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

Persianv.com At site

نرفع أعطر أكاليل الورد في مثل هذه الليلة المباركة لمقام مولانا بقية الله

الحجة ابن الحسن عجل الله فرجه الشريف ... بهذه المناسبه الميمونه المبعث المحمّدیة أعادها


الله علينا وعليكم بوجود مولانا المهدي ان شاء الله ...



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 | 0:20 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
عضو برجسته مرکز حقوق بشر بحرین با بیان اینکه ملت بحرین از مرگ ولی‌عهد سعودی بسیار خوشحال شده‌اند، از بروز اختلافات داخلی در خانواده حاکم ریاض بر سر تعیین ولی‌عهد بعدی سخن گفت و افزود: با مرگ "نایف" توطئه‌ الحاق بحرین به سعودی نقش بر آب شد.
به گزارش مشرق، "عباس العمران" از فعالان سیاسی بحرین و عضو برجسته مرکز حقوق بشر بحرین در گفت‌وگو با فارس با اشاره به خبر مرگ نایف بن عبدالعزیر ولی‌عهد سعودی گفت: ملت بحرین از برنامه‌ها و توطئه‌های نایف بسیار خون دل خورده و هیچ چیزی به اندازه شنیدن این خبر آنها را خوشحال نمی‌کند.

این فعال سیاسی بحرینی نایف را رأس هرم فتنه علیه انقلاب ملت بحرین خواند و با اشاره به نقش وی در اعزام نیروهای اشغالگر موسوم به سپر جزیره برای اشغال بحرین تصریح کرد که دستور به آتش کشیدن قرآن کریم، تخریب مساجد و کشتار بیگناهان از سوی نایف صادر شده و توسط نیروهای اشغالگر و نیروهای آل خلیفه اجرایی شد.

این کارشناس مسائل کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با برشمردن نقش نایف بن عبدالعزیز در اشغال بخش هایی از خاک کویت، قطر و یمن و الحاق آْنها به عربستان سعودی گفت: با مرگ این ولی‌عهد سعودی توطئه‌ الحاق بحرین به سعودی نقش بر آب می‌شود و در حقیقت خداوند با کوتاه کردن دست این طاغوت و طغیانگر از دنیا بر ملت بحرین لطف کرده و آنها را از این فتنه رهایی بخشید زیرا نایف طرح‌هایی توسعه طلبانه را در منطقه دنبال می‌کرد.

وی نایف را سر دسته تندروهای عربستان سعودی برشمرد و افزود: با مرگ نایف یکی از ارکان خانواده حاکم در سعودی که به مزدوری برای صهیونیست‌ها و آمریکا روی آورده‌اند؛ فرو ریخت .

العمران شاهزادگان سعودی را فرتوت و بیمار توصیف کرد و تاکید کرد که رژیم سعودی که با زور و ظلم بر مردم شبه جزیره عربی حکمرانی می کند نمی تواند دوام چندانی بیاورد بلکه به پایان راه نزدیک شده است.

وی با اشاره به دخالت مستقیم آمریکا و شخص جوبایدن معاون رئیس جمهور آمریکا برای تعیین شاهزاده نایف به عنوان ولی‌عهد سعودی گفت: وفات ولی‌عهد سعودی همان اختلافاتی که در گذشته در پی مرگ شاهزاده سلطان بوجوده آمده بودند؛ بار دیگر در ریاض شکل می‌گیرد و چنین موضوعی به نوبه خود بار دیگر دخالت‌های آمریکا را در پی خواهد داشت.

این فعال سعودی با اشاره به بیماری و سالخوردگی پادشاه عربستان گفت: مدتهاست که نایف رهبری کشور عربستان سعودی را در دست داشته و در حقیقت مرگر وی به مثابه مرگ پادشاه سعودی است. زیرا او هم وزیر کشور بوده و هم به نمایندگی از پادشاه نخست وزیر بود و همه اختیارات پادشاه را داشته است. او حتی در زمان ولی‌عهدی نیز وزارت کشور را رها نکرده است.

نایف بن عبدالعزیز 79 ساله برادر ملک عبدالله اکتبر گذشته در پی مرگ دیگر برادر خود سلطان بن عبدالعزیز در آمریکا ولی‌عهد برادر بزرگ‌تر خود شد.

نایف 41 سال وزارت کشور عربستان را در تصاحب خود داشت. او در سال 1970 وزیر کشور سعودی شد.

نایف در سال 2009 نیز به معاون دومی نخست وزیر دست یافته بود اما او هم مانند دو برادر دیگر خود بشدت سالخورده و بیمار بود.


تاريخ : شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 | 17:44 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
قدرت موشکی حزب‌الله را 90 درصد از کشورها ندارند

قدرت موشکی حزب‌الله را 90 درصد از کشورها ندارند

به گزارش جهان به نقل از فارس، سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در مصاحبه با صدا و سیما که از برنامه فراسو از شبکه چهار سیما پخش شد، به موضوعات مختلف داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی اشاره کرد. که مشروح این گفت‌وگو از نظر خوانندگان می‌گذرد.

جوهره اصلی مقاومت هیچگاه تغییر نمی‌کند

سوال: رسالت جنبش حزب‌الله در دوره کنونی چه می‌دانید و آیا نسبت به گذشته تغییر کرده است؟

نصرالله: راه اصلی حزب الله در این سالها تغییر نکرده است. حزب‌الله در سال 1982 به دلیل اشغال لبنان و برای مقابله با این اشغالگری تاسیس شد و از آن سال با توطئه‌های اسرائیلی و آمریکایی روبرو شد که می‌خواهد بر منطقه مسلط شود.

پس از سال 2000 مستقیم با اشغالگران روبرو بودیم و توانستیم بیرونشان کنیم، اما لبنان امروز در معرض تهدیدات است. رژیم صهیونیستی فلسطین را اشغال کرده و تلاش دارد بر منطقه چیره شود. در صورتیکه وضعیت سیاسی تغییر کند ممکن است شکل مبارزات را تغییر دهیم اما جوهره اصلی همان است.

حزب الله از امت منطقه دفاع می‌کند و نه فقط از شیعیان


سوال: با وجودی که عملاً رژیم صهیونیستی در لبنان نیست، آیا حزب‌الله همچنان به مشی خود را ادامه می‌دهد؟

نصرالله: رژیم صهیونیستی هر روز لبنان را به وسیله جنگ تهدید می‌کند و هر روز از نیاز به آبهای لبنان صحبت می‌کند و ما باید هر روز آماده باشیم. علت آرامش بنت جبیل مقاومت است که دشمن نمی‌تواند به آن تجاوز کند. امروز عملیات جنگی در لبنان وجود ندارد اما حزب‌الله آمادگی مقابله با آن را دارد.

سوال: آیا آنگونه که ادعا می‌شود، حزب‌الله شیعه گری را دنبال می‌کند؟

نصرالله: حزب‌الله یک جنبش اسلامی و ملتزم به اسلام است. حزب‌الله متشکل از عده‌ای مردم است که به مکتب اهل بیت ایمان دارند آنها شیعیان هستند اما عملکرد این جریان برای تمام لبنان اعم از مسلمانان و مسیحیان است.

حزب‌الله از امت و ملت‌های منطقه دفاع می‌کند، این اتهام یک اتهام نادرست است چرا که حزب الله در تاریخ خود حامی امت اسلامی است.

سوال: آیا به طور عملیاتی همه مردم لبنان اعم از مسیحی و دیگر ادیان در حزب‌الله مشارکت و حضور دارند یا اجازه فعالیت در این حزب را ندارند؟

نصرالله: حزب‌الله در لبنان دارای یک سازماندهی و جریان است. در درون سازمان حزب الله جز شیعه وجود ندارد چرا که این یک حزب عقیدتی است. در سازماندهی حزب‌الله این قاعده استوار شد که اعضای آن شیعه باشند، اما سازمان‌های دیگری وجود دارند که حزب‌الله با آنها همکاری دارد. توافق بر سر اینکه اسرائیل دشمن ماست در تشکل‌های گوناگون وجود دارد که با آنها یک جبهه را تشکیل می‌دهیم.

قدرت نظامی حزب الله فقط علیه اسرائیل است و نه دولت لبنان

سوال: می‌خواهید حزب‌الله نماد چه چیزی باشد و آن را نمایندگی کند؟

نصرالله: حزب الله می‌خواهد نماینده همه مردم لبنان، شیعیان، مسلمانان و آزادی خواهان باشد. حزب الله به دنبال ارائه سمبلی خوب و پیشرفته از یک جنبش اسلامی است، پس چهره مقاومت اسلامی و جهادی و پایبند به مبادی و ضوابط اسلامی و مبانی امت و اخلاقیات اسلامی است.

سوال: حزب الله فعالیت‌های اجتماعی و سازندگی در لبنان دارد آیا مفهوم این تحرکات، تشکیل یک دولت در دولت در لبنان نبوده و موازی کاری نیست؟

نصرالله: اوضاع در لبنان با دیگر جاها متفاوت است. بجز مسائل نظامی، تمام گرایش‌های دیگر می‌توانند به طور قانونی عمل کرده و فعالیت‌های اجتماعی داشته باشند که علت آن گوناگونی اقوام است و دیگر اینکه دولت همه این فعالیت‌ها را انجام نمی‌دهد. پس این امر مخصوص حزب الله نیست و اتفاقاً حزب الله قدری دیرتر این کار را انجام داد. قدرت نظامی ما در مسائل داخلی درگیر نیست و هیچگاه با ارتش و سازمان امنیتی لبنان مقابله نمی‌کند. در جنوب لبنان کسی را با سلاح مشاهده نمی‌کنید چراکه نیروی حزب الله مخفی است و تا زمانی که رژیم صهیونیستی حمله نکند این جنبش نیروی نظامی خود را آشکار نمی‌کند.

حزب الله همواره منافع ملی لبنان را منافع حزبی ترجیح داده است

سوال: آیا این موضوع تشکیل دولت-ملت در لبنان را با مشکل روبرو نمی‌کند؟

نصرالله: مشکل در این است که مقاومت سعی می‌کند کمبود موجود را پر کند. از شروع مقاومت در سال 1982 از دولت می‌خواستیم وظایف خود را انجام دهد و از کشور دفاع کند، اما این کار را نکرد، پس بخشی از مردم مسلح شدند تا این کار را انجام دهند.

سوال: اگر زمانی منافع حزب الله با منافع ملت و دولت لبنان در تضاد باشد کدام را ترجیح می‌دهید؟

نصرالله: ما همواره منافع ملی را بر منافع خود ترجیح می‌دهیم که طی 30 سال گذشته این طور بوده است.

سوال: آیا علی‌رغم همه مسائل از دولت فعلی لبنان حمایت می‌کنید؟

نصرالله: حکومت دولت ملی عامل ثبات در کشور است. حکومت فعلی مانع از بروز فتنه است و به ثبات و امنیت کمک می‌کند. حکومت دیگری نمی‌تواند این کار را انجام دهد. البته در حکومت اختلافاتی در مورد موضوع سوریه وجود دارد، ولی ما از آن حمایت می‌کنیم.

سوال: آیا در حکومت به اندازه درصد شیعیان به سهم خود قائلید؟

نصرالله: تقسیمات کنونی درصدهای موجود را رعایت نمی‌کند.

همه قبول دارند که نسبت مسلمانان بیشتر از مسیحیان است، اما در توافقنامه طائف این است که مناصب نصف نصف باشد و ما نیز فعلا بر این موضوع هستیم تا شرایط تغییر کند.

سوال:‌ خروج رژیم صهیونیستی از لبنان یک اقدام تاکتیکی بود یا مجبور به عقب نشینی شدند؟

نصرالله: آنها مجبور به عقب نشینی شدند. آنها در سال 1982 تا بیروت رسیدند و نیمی از کشور را اشغال کرده بودند. مقاومت از همان زمان شکل گرفت و اسرائیل را متحمل ضربات سنگینی کرده و آنها را مجبور کرد که به سمت صیدا عقب نشینی کنند. اگر ارتش لبنان بود اسرائیل‌ می‌ماند اما زمانی که دید حزب‌الله فعال بود و عملیات‌های مستمری دارد، مجبور به خروج شد چرا که زیان‌های زیادی از بمباران‌ها و عملیات‌ها می‌دید.

5 می 2000 شکست واقعی اسرائیل بود که خود آنها نیز بر این موضوع تاکید دارند.

پیروزی حزب الله در برابر اسرائیل شبیه معجزه بود

سوال: پیروزی حزب‌الله در جنگ 33 روزه حاصل قدرت حزب‌الله بود یا ضعف رژیم صهیونیستی؟

نصرالله: این پیروزی نصرت بزرگ الهی بود و آنچه اتفاق افتاد شبیه یک معجزه بود. بدون شک ارتش اسرائیل از قوی‌ترین ارتش‌های منطقه است و جنگ اصلی ما در نبرد هوایی بود.

بین‌ حزب‌الله و ارتش هیچ تناسبی در تعداد، ابزارها و توانایی‌ها نبود. گروهی از مجاهدان تکلیف خود را دانسته و به تکلیف خود عمل کردند و خداوند آنها را نصرت بخشید. براساس معادلات عادی نمی‌فهمم در این 33 روز چه گذشت چرا که دقیقاً می‌دانم ما چه داریم و اسرائیل چه دارد.

سوال: رمز اینکه این نصرت الهی نصیب شما شد چیست؟

نصر الله: خداوند زمانی نصرت خود را عطا می‌کند که آنها را آزمایش کرده باشد. آنچه در لبنان طی ده‌ها سال انجام پذیرفت و بویژه از سال 1982 به بعد مردم مخلصی بودند که مقاومت کرده و شهیدان و مجروحان زیادی دادند و فداکاری و ایثار بسیار از خود نشان دادند. باور آنها به خدا پس از این سالها به ایمانی استوار تبدیل شد و آنها اثبات کردند که در این فداکاری بزرگ کاملاً آماده‌اند. طی 33 روز موشک‌هایی که از سوی رژیم صهیونیستی به روی مجاهدین ریخته شد بیشتر از موشک‌هایی بود که در کل جنگ‌های اعراب و اسرائیل ریخته شد اما هیچیک از مجاهدان شانه خالی نکردند و میدان را ترک نکردند. این آمادگی معنوی نتیجه 20 یا 30 سال مقاومت بود.

قدرت موشکی حزب‌الله را 90 درصد از کشورها ندارند

سوال:‌ رژیم صهیونیستی پس از جنگ 33 روزه اعلام کرد که تمام زیرساخت‌های حزب الله را از بین برده‌ایم و حزب الله توان قبل را ندارد. شما این حرف را چقدر تائید می‌کنید؟

نصرالله: اکنون خود اسرائیلی‌ها می‌گویند حزب‌الله چندین برابر از سال 2006 قوی‌تر شده است. قدرت حزب‌الله بیشتر و عظیم‌تر است و اسرائیل برای آن حساب ویژه‌ای باز کرده است.

سوال: حزب‌الله امروز با سال 2006 چه تفاوت‌هایی کرده است؟

نصرالله: مردمی بودن حزب الله قویتر بودن آن در گذشته را باعث شده است. تعداد مجاهدان آن بیشترین تعداد از سالهای قبل تا کنون و قدرت سلاح‌های آن بیشتر از گذشته است. موشک‌های حزب‌الله هر هدفی در فلسطین اشغالی را هدف قرار می‌دهند و رژیم صهیونیستی بر آن باور دارد. مقامات خود رژیم صهیونیستی گفته‌اند که قدرت موشکی حزب‌الله را 90 درصد از کشورها ندارند. قدرت نظامی حزب‌الله با گذشته غیرقابل مقایسه است.

جمهوری اسلامی تکیه گاه مقاومت برای رسیدن به آرزوهای خود است

سوال: عده‌ای اصرار دارند که حزب الله را خط مقدم ایران در خاورمیانه بدانند بطوریکه برخی جنگ 2006 را جنگ نیابتی ایران و آمریکا می‌نامیدند، آیا ارتباط حزب‌الله و ایران اینگونه است یا ایران حزب‌الله را به خاطر ماهیت اسلامی آن مورد حمایت قرار می‌دهد؟

نصرالله: آنچه در لبنان و منطقه ما معروف شده، این است که این جنگ بین حزب‌الله و رژیم صهیونیستی است. اما در پشت پرده سخنانی گفته می‌شود. مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه گفتند که ما جنبش‌های مقاومت در منطقه را حمایت می‌کنیم. این یک حقیقت است. حزب‌الله یک حزب لبنانی است و رهبران آن نیز لبنانی هستند. روزی در میزگرد سیاسی لبنانی که همه افراد آن مسئولین لبنانی بودند حضور داشتم. یکی از آن افراد گفت حزب‌الله برای ایران می‌جنگد و من گفتم حزب‌الله برای لبنان می‌جنگد و ایران برای رضای خدا کمک می‌کند. اما او از قربة‌ الی‌ الله هیچ نمی‌دانست. به او گفتم یک نمونه داری که جنگ ما به سود ایران بوده و به سود لبنان نباشد که آنها هیچ نمونه‌ای نداشتند. اگر حزب‌الله با حمایت جمهوری اسلامی ولی برای آزادسازی لبنان و سروری و کرامت و آزادی آبهای لبنان می‌جنگد چه مشکلی دارد. ما باید از ایران تشکر کنیم چرا که به ما این امکان را داد که از کشور خود دفاع کنیم. روابط ایران و حزب الله عقیدتی، ‌ایمانی و اسلامی است. در این رابطه جمهوری اسلامی یک تکیه گاه و حمایت کننده برای رسیدن مقاومت به آرزوهای خود است.

هنگامی که اسرائیل شکست بخورد یا ضعیف شود منفعت مشترکی برای لبنان، ‌فلسطین،‌ مصر، ‌ایران و همه کشورهای مسلمان است، ما به این رابطه از این دیدگاه نگاه می‌کنیم. این یک رابطه دو طرفه صرف سیاسی نیست، بلکه روابطی عقیدتی، دینی و سیاسی است.

سوال: رابطه شما با مقام معظم رهبری چطور است؟

نصرالله: خداوند بر من منت نهاد تا خیلی زود با ایشان آشنا شوم. زمانی که حزب الله تاسیس شد همه ما جوان بودیم. شهید موسوی 27 سال داشت و من 22 سال. زمانیکه به ایران می‌رفتیم و با مسئولان دیدار داشتیم، من حضور داشتم و همان زمان با مقام معظم رهبری آشنا شدم، آن زمان ایشان رئیس جمهور بودند. آن زمان من جوانتر بودم و به زبان فارسی آشنایی داشتم به همین خاطر بیشتر به ایران می‌رفتم و با امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری دیدارهای زیادی داشتم.

من و بسیاری از دوستانم به مقام معظم رهبری اعتقاد ویژه‌ای داریم و معتقدیم در جهان اسلام و کره زمین کسی با علم، حکمت، درایت، شجاعت و مدیریت عقلانی ایشان نیست که توانایی رهبری امت را داشته باشد. این تجربه 30 ساله من است که معتقدم وی از جانب خداوند تعیین شده و می‌توانم روزها در این خصوص دلیل آورم در تلویزیون سخنرانی کنم. معتقدم پس از امام خمینی(ره)، وی بزرگترین شخصیتی است که وجود دارد.

قدرت جمهوری اسلامی هر سال بیشتر می‌شود

سوال: احتمال حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را چقدر می‌دانید؟

نصرالله: اساس این احتمال وجود دارد اما درصد وقوع آن است که 50 یا 60 یا 5 درصد است. در صحنه دشمنان جمهوری اسلامی ایران، با تحولات منطقه یعنی شکست رژیم صهیونیستی در لبنان و غزه، شکست آمریکا در عراق و افغانستان، ‌مشکلات اقتصادی که آمریکا و اروپا با آن روبرو هستند، این امر مشکل است.

در صحنه دوستان جمهوری اسلامی، سال به سال نیرو و قدرتش بیشتر می‌شود و دوستان توانمندی در منطقه دارد. آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌دانند که هر جنگی با ایران برای آنها سخت و زیان‌آور خواهد بود و من براساس این تحولات آن را بعید می‌دانم.

سخن از جنگ در این برهه فشار و جوسازی روانی علیه ایران برای گرفتن امتیاز در مذاکرات 1+5 است.

سوال: زمانی شما گفته بودید اگر جنگی رخ دهد، پیامدهای ناگواری برای آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهد داشت. اگر تعرضی به ایران شود، حزب‌الله چه کار می‌کند؟

نصرالله: آمریکا و رژیم صهیونیستی معنای این سخن را می‌فهمند و این کفایت می‌کند.

سوال: آیا جمهوری اسلامی آنطور که برخی ادعا می‌کنند، خطر منطقه‌ای است؟

نصرالله: نظرم مشخص است. این گزافه‌گویی‌های دیگران از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفته و وجود داشته است. از آنجا که جمهوری اسلامی تهدیدی برای رژیم صهیونیستی است، از همان آغاز برپایی خواستند دشمنی را شکل دهند و این مسئله تازگی ندارد. عمر این پروژه از سال 1979 است یعنی پس از انقلاب اسلامی و من می‌گویم این پروژه شکست خورده است. از سالهای گذشته هنگامی که نظر سنجی از مردم منطقه گرفته می‌شد، آنها آمریکا و اسرائیل را دشمن و ایران را دوست خود می‌دانستند که این موضوع شکست پروژه آنها را نشان می‌دهد. هزینه زیادی صرف این پروژه کردند اما این پروژه موفق نشد.

امام(ره) گفت: خدا را سپاس که دشمنان ما را از احمق‌ها آفرید. رژیم صهیونیستی و آمریکا هر چند سال یکبار یک جنگ در منطقه راه می‌اندازند و ایران به مردم این کشورها کمک می‌کند. همین موضوع باعث محبوبیت ایران بین ملت‌های منطقه شده است.

سوال: آیا واقعاً معتقدید که اسرائیل از خانه عنکبوت سست‌تر است.

نصرالله: اسرائیل در دوران گذشته جنگ واقعی را تجربه نکرده است و من به این موضوع معتقدم. جامعه اسرائیل دارای تناقض‌ها، دشمنی‌ها، محدودیت‌ها و فسادهای زیادی است. مشکل این است که محیط عربی محیط مقاومی نبود وگرنه اسرائیل سست‌تر از این حرفهاست. امام(ره) می‌گفت اگر مسلمانان جمع شده و یک سطل آب بر اسرائیل بریزند آنها را آب می‌برد. اگر محیط عربی با اراده و پایمرد باشد، قدس شریف آزاد می‌شود.

اسرائیلی‌ها آماده مردن نیستند اما ما آماده شهادت هستیم و این جاست که معادلات تغییر می‌کند، برای همین است که اسرائیل از لانه عنکبوت سست‌تر است.

سوال:‌ اگر روزی معادلات عوض شود و دو کشور اسرائیل و فلسطین شکل گرفته و در سازمان ملل ثبت شوند و فلسطینی‌ها نیز آن را قبول کنند، حزب‌الله آن را قبول می‌کند؟

نصرالله: اولاً این مسئله ممکن نیست. دوماً اسرائیلی‌ها این موضوع را نمی‌پذیرند. فلسطین اشغالی جایی برای دو کشور مستقل ندارد. دو کشور یک طرح غیر واقعی است و این فرض که مردم فلسطین بپذیرند محال است.

سوال:‌ راه حل چیست؟

نصرالله: همان که مقام معظم رهبری گفتند. برخی می‌گویند شما می‌خواهید یهود را بکشید و آنها را به دریا بریزید، ما می‌گوییم نه، راه حل یک کشور است که در آن یهودیان، مسلمانان و مسیحیان زیر نظر یک دولت در کنار هم زندگی کنند. این راه حل سخت‌تر از برپایی دو کشور نیست.

براساس تحلیل و ارزیابی منطقه‌ای و بین‌المللی و شرایط سیاسی و اجتماعی اسرائیل است که می‌گویم حکومت صهیونیستی نابودشدنی است. روزی که ملت فلسطین به سرزمین خود برگردد، دور نخواهد بود.

سوال: امتیازی نیست که آمریکا به شما بدهد تا در راه حل اسرائیلی فلسطینی این کشور برای منطقه همراهشان باشید؟

نصرالله: ما شهدای زیادی را در این راه فدا کردیم که قابل معامله نیست. این یک حق آشکار است و فلسطین متعلق به فلسطینیان است. یهودیان باید به همان‌جایی که آمده‌اند، برگردند. در پایان ملت فلسطین اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی است که درباره دولت آینده تصمیم می‌گیرد.

سوال: بحران سوریه چگونه حل خواهد شد؟

نصرالله: ما مشکل در سوریه را مشکل اصلاحات نمی‌دانیم. زمانی که آمریکا، غرب، اسرائیل و برخی کشورهای عربی که موضع آنها در رابطه با اسرائیل مشخص است با القاعده، در سوریه به دنبال سرنگونی نظام اسد هستند، مشکلشان اصلاحات نیست. در برخی کشورهای عربی نه انتخابات، نه اصلاحات و نه گردش قدرت است اما با آمریکا روابط خوبی دارند، پس مشکل در سوریه اصلاحات نیست.

مصر، اردن و حکومت خودگردان فلسطین با اسرائیل سازش کردند و اگر حکومت سوریه وارد صلح با این رژیم می‌شد، مسئله سوریه حل ‌شده اما حقوق فلسطینیان تباه می‌شد.

بشار اسد گفت آماده اصلاحات و گفت‌وگو است اما آنها نپذیرفتند پس دردشان اصلاحات نبود بلکه سرنگونی حکومت و یا تغییر نگاه آن به مسئله فلسطین است. تنها راه حل وارد شدن در گفت‌وگو است. هر راه حل دیگری به سرنگونی سوریه می‌انجامد و من می‌گویم آمریکا و اسرائیل قصد نابودی سوریه را دارند.

بعید می‌دانم که آمریکا،‌اسرائیل، ترکیه، عربستان و قطر به اصلاحات در سوریه معتقد باشند.

سوال: نگاه شما به تحولات چیست؟ آیا این تحولات را بیداری اسلامی می‌دانید یا مدیریت آمریکایی؟

نصرالله: جنبش‌های مردمی در منطقه واقعی بود و سناریو‌ یا تئاتر که برخی ادعا می‌‌کنند، نیست. این جنبش اکنون تحقق یافت گرچه ده‌ها سال پیش انتظار آن می‌رفت. پیروزی انقلاب اسلامی الگویی برای منطقه بود و تحولات منطقه از آن آغاز شد که نیاز به وقت داشت. سپس جنبش مقاومت شکل گرفت، انتفاضه‌های فلسطین، جنگ 33 روزه و 22 روزه و شکست آمریکا در عراق بواسطه پایمردی ملت عراق پیش آمد که برای همه مردم افقی از آینده باز کرد. حکومت‌های سازش پذیر و ضعیف و سست که هیچ کاری نمی‌کردند زمینه را فراهم کردند تا ملت‌ها قیام کنند. عامل این تحولات را نباید به چند هفته پیش از انقلاب‌ها محدود کرد بلکه به ده‌ها سال قبل مربوط می‌شود.

معتقدم این جنبش‌ها واقعی است و زمانی که مقام معظم رهبری می‌گوید بیداری اسلامی، این درست است. مسئله اساسی این جنبش‌ها پس از پیروزی این است که آیا این جنبش‌های ملی می‌توانند میوه خود را بچینند یا آمریکا و مزدوران آن می‌آیند که نتایج آن را مصادره کنند.

این موضوع در لیبی، ‌تونس و مصر در جریان است اما در بحرین با سرکوب دچار مانع شده است.

معیارهای حزب الله برای حمایت از تحولات در کشورها

سوال: چرا در مورد بحرین و سوریه مواضع یکسانی ندارید؟

نصرالله: نظام در سوریه شیعی نیست نظام سوریه سکولار است. ما از ابتدای دگرگونی‌ها در تونس، لیبی، مصر، بحرین و سپس سوریه دو معیار داشتیم. اولی موضع‌گیری آن نظام با اسرائیل و دیگری آمادگی برای اصلاحات. اگر نظامی از در دوستی با اسرائیل درآمد و آماده اصلاحات نبود، ما خواهان سرنگونی آن هستیم، اما اگر از اصلاحات حمایت کند و دشمن اسرائیل باشد از سرنگونی آن حمایت نمی‌کنیم. ما از گفت‌وگو در این خصوص حمایت می‌کنیم.

در بحرین بیش از یک دیدگاه وجود دارد و برخی به سرنگونی و برخی به اصلاحات معتقدند. ما در بحرین دخالت نمی‌کنیم و به اراده ملت احترام می‌گذاریم، اما حکومت بحرین با اسرائیل رابطه داشته و به اصلاحات تن نمی‌دهد.

جنبش مردمی مسالمت‌آمیز است اما حکومت با کشتار به این اعتراضات پاسخ داد.

سوال: ماجرای حکم شما از امام خمینی (ره) چیست؟

نصرالله: در 22 سالگی با امام خمینی دیدار کردم و امام خمینی نیز به من حکمی را درباره امور حسبیه و سهمین امام داد که این چنین حکمی را به 7 یا 8 نفر از لبنانی‌ها داده بود و من یکی از آنها بودم.

سوال: در مورد شهادت فرزندانتان محمد هادی بگویید.

نصرالله: من انتظار شهادتش را داشتم چون وی در مقاومت فعال بود و حادثه شهادت محمد هادی برایم ناگهانی نبوده است. شهادت محمد هادی افتخاری برای من است. زمانی که فرزندم شهید شد گفتم که خدا رویت را سفید کند.

من 4 فرزند دارم که شامل 3 پسر و یک دختر است که یکی از فرزندانم کوچک و 11 ساله است اما دوتای دیگر در حزب‌الله فعالیت دارند.

من به هیچکدام از فرزندانم هیچ چیزی را اجبار نمی‌کنم و آنها به اختیار خود فعالیت در حزب‌الله لبنان را انتخاب کرده‌اند. همانطور که تعدادی از بردارانم که از یک پدر و مادر هستند در جنبش شیعی "امل" در حال فعالیت هستند.

سوال: در مورد شهادت عماد مغنیه توضیح دهید.

نصرالله: ما بر انتقام خون عماد تاکید می‌کنیم و پاسخ قاتلان وی همچنان در دستور کار قرار دارد و پاسخی در شأن عماد مغنیه به قاتلان می‌دهیم اگر چه این کار تا کنون زمان برده است و شاید زمان بیشتر نیز نیاز داشته باشد.

دوست دارم مانند طلبگان عادی درس بخوانم و تدریس کنم

سوال: دبیر کلی شما در حزب الله تا چه زمانی خواهد بود؟

نصرالله: دبیر کلی من در حزب‌الله دائمی نیست و ممکن است که شورای فرماندهی تصمیم بگیرد که مرا برکنار کرده و فرد دیگری را جایگزین کند.

ما در فرماندهی حزب‌الله به رهبری گروهی اعتقاد داریم. من رهبر حزب‌الله لبنان نیستم و در شورای فرماندهی به مشورت و بحث می‌پردازیم و تصمیم می‌گیریم و هر چه اکثریت تصمیم بگیرد حزب‌الله اجرا می‌کند.

سوال: اگر شما مسئولیت دبیر کلی این جنبش را نداشتید، مایل بودید به چه کاری بپردازید؟

نصرالله: در صورتیکه فردی پیدا شود و مسئولیت حزب‌الله را در دست بگیرد، دوست دارم همانند طلبه‌ها کار کنم و درس بخوانم و تدریس کنم و از مسجدی به مسجد دیگر و از روستایی به روستای دیگر بروم.

علاقه شخصی من خواندن کتاب است و آخرین کتابی که خوانده‌ام تفسیر قرآن یکی از علمای لبنان است.

سوال: درباره این کلمات اولین نظری که به ذهنتان می‌رسد را بگویید.

حزب‌الله: جنبشی ایمانی، مبارک و فداکار.

نصرالله: بنده فقیری که از خداوند حسن عاقبت را می‌خواهد.

ایران: ام القری و مرکز اسلام و آغازگر اصلاحات و تغییر در زمان معاصر.

اسرائیل: غده سرطانی.

آمریکا: شیطان بزرگ.

شهادت: آرزوی هر عارف و عاشق.

مقاومت: راه مجاهدان و عاشقان.

لبنان: کشوری زیبا که زیباترین چیز در آن روحیه شهادت است.

فلسطین: سرزمین مقدسات و قبله مجاهدان و شهداء که امیدواریم آزاد شود.

عملیات استشهادی: عملیاتی که اگر در راه درست و مشروع باشد همان شهادت در راه خداوند است.

عملیات انتحاری: عملیاتی که در راه نادرست بوده و قتل نفس به شمار می‌‌آید که عاقبت آن نیز جهنم است.

امام خمینی(ره): احیاگر دین و برانگیزنده احیاگری است که همه آرزوی او را دارند.

امام موسی صدر: بر من و زندگی کودکی من تاثیر زیادی داشت و معتقدم که دگرگونی زیادی که در لبنان به وجود آمد به وی مربوط می‌شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: او مثل خورشید است که دنیا را پر از نور می‌کند.

خاورمیانه: منطقه مشکلات.

دانشگاه: کارخانه مردان و رهبران آینده.

حوزه علمیه: ضمانت دنیا و دین.

شیعه: یتیمان آل محمد(ص).

سنی: برادران ما در اسلام.

مسیحی: برادران ما در انسانیت.

صهیونیسم: پروژه‌ای که برای تاسیس اسرائیل ایجاد شد و در برگیرنده غده سرطانی.

محمد هادی[پسر شهید سید حسن نصرالله]: شهیدی که در دنیا و آخرت به او افتخار می‌کنم.

بیروت: پایتخت و سرزمینی که مقاومت از آنجا آغاز شد.

عماد مغنیه: شریک روح من.

سید عباس موسوی: استاد و پدر من.

پرز: شیطانی از شیاطین.

سید حسن نصرالله در پایان این مصاحبه از رهبر و مقامات جمهوری اسلامی ایران به دلیل حمایت از جنبش‌های مقاومت تقدیر و تشکر کرد.



تاريخ : شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 | 17:34 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
بازخوانی دیدار روژه گارودی با رهبر معظم انقلاب اسلامی

به گزارش جهان، حضرت آيت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار روژه گارودى مسلمان مبارز فرانسوى با ايشان، طى سخنانى از مبارزه با صهيونيستها و حاميان آنها به عنوان يك وظيفه بزرگ معنوى و الهى ياد كردند و شجاعت و خستگى ناپذيرى روژه گارودى را در اين مبارزه، ستايش برانگيز دانستند.

مقام معظم رهبرى، دشمنى ايران اسلامى با آمريكا و صهيونيسم را مبتنى بر اصول منطقى و مبانى اسلامى خواندند و فرمودند: بر مبارزه ضد آمريكايى و ضد صهيونيستى ملت ايران، هيچ تعصب نژادى و مذهبى حاكم نيست. اگر آمريكا مستكبر نبود و صهيونيستها دست به اين جنايات شرم آور نمى زدند، ما چنين مواضعى را در مقابل آنها نداشتيم. ما نسبت به يهود هيچگونه تعصب و نگاه بدبينانه اى نداريم و يهوديان با راحتى و آسايش در ايران اسلامى زندگى مى كنند.

حضرت آيت الله خامنه اى بر مواضع مشترك و وجوه تشابه صهيونيستها و نازيها و رفتار نژادپرستانه آنها با ديگران تأكيد كردند و فرمودند: امروز در رفتار آمريكا و اروپا در حقيقت در تمدن مادى، يك تناقض بزرگ وجود دارد. آنها برخورد نژادپرستانه نازيها عليه يهوديان را تقبيح مى كنند اما صهيونيستها را كه وجوه مشترك و مشابهى با نازيها دارند، مورد حمايت قرار مى دهند. زشتى حمايت از صهيونيستها كمتر از حمايت از آلمان نازى و هيتلر نيست و تمدن مادى آمريكا و اروپا براى اين تناقض بزرگ، پاسخى ندارند.

رهبر معظم انقلاب اسلامى رفتار نازيها و صهيونيستها را تقبيح كردند و فرمودند: ترديدى نيست كه ملتهاى آمريكا، اروپا، كانادا و برخى از كشورهاى ديگر از وضع موجود و نقش تعيين كننده صهيونيستها در مسايل زندگى خود به شدت ناراضى هستند. امروز صهيونيستها حقيقتا براى ملتها يك بلا و آفت محسوب مى شوند و هر كسى كه براى حقيقت، اصالتهاى انسانى و معنويات ارزش قائل است، بايد در مقابل اين پديده شوم قرار گيرد.

مقام معظم رهبرى با تأكيد برقرار داشتن آمريكا در سراشيب انحطاط فرمودند: متأسفانه دولتمردان آمريكا كاملا تحت تأثير صهيونيستها هستند و اين مسأله بدون شك براى ملت آمريكا زيانبار خواهد بود و از نظر ما قدرتى كه بر پايه زورگويى و دخالت در امور كشورها و سلطه بر ملتها بنا شده باشد، دوام نخواهد يافت.

حضرت آيت الله خامنه اى محاصره اقتصادى آمريكا عليه جمهورى اسلامى ايران را در زندگى مردم و چرخه اقتصادى كشور بى تأثير دانستند و فرمودند: محاصره اقتصادى به سود ماست و به هيچ وجه ملت ايران را از مواضع درست و اصولى خود منصرف نمى كند. ايران اسلامى بيش از هر چيز به نيروهاى درونى خود متكى است و محاصره اقتصادى، ملت ما را به تحرك بيشتر وادار مى كند.

رهبر معظم انقلاب اسلامى افق آينده را بسيار روشن و خوب توصيف كردند و در پايان سخنانشان فرمودند: ما حركت و تلاش خود را با توكل به خدا همراه كرده ايم و اين مسأله به ما اميد بى پايان بخشيده است، بنا بر اين آينده متعلق به ماست و به هيچ وجه بدبين نيستيم.

براساس همين گزارش پيش از سخنان مقام معظم رهبرى آقاى روژه گارودى طى سخنانى گفت: تمامى اهرمهاى قدرت در آمريكا در دست صهيونيستهاست و مطبوعات، راديو و تلويزيونها و سينماى آمريكا تحت سلطه صهيونيستها قرار دارند. بنا بر اين به اعتقاد من آمريكا در حال حاضر مستعمره اسرائيل محسوب مى شود.

گارودى، سياست آمريكا را در جهان مبتنى بر يكتاپرستى بازار و حكومت پول توصيف كرد و در پايان سخنانش ضرورت مبارزه جدى ملتهاى مسلمان و دولتهاى اسلامى با سلطه آمريكا و اسرائيل را مورد تأكيد قرار داد.

يادآور مى شود روژه گارودى مبارز مسلمان فرانسوى اخيرا(سال 1998 میلادی) به دليل افشاگرى عليه صهيونيستها در فرانسه محاكمه و به پرداخت جزاى نقدى محكوم شد.

بر اساس این گزارش، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه 23 اردیبهشت 1379 با اشاره به محاکمه و برخورد حکومت فرانسه با روژه گارودی که مدعی عدم کشتار یهودی‌ها از سوی آلمان نازی شده بود، فرمودند: "شما کجا دیده‌اید کسی بتواند در غرب علیه صهیونیسم حرفی بزند" و جسارت و جرات ایشان در در سخن گفتن علیه هولوکاست را تحسین کردند.

منبع:پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

روژه گارودی کی بود ؟

به گزارش جهان به نقل از فارس، "روژه گارودی" فیلسوف فرانسوی که در دهه 1980 به دین اسلام گرویده بود در سن 98 سالگی درگذشت. آنچه در زیر می‌آید نگاهی به زندگینامه و افکار و اندیشه‌های این فیلسوف بزرگ است.

بیوگرافی

روژه گارودی ( roger garudy ) فیلسوف و سیاستمدار و نویسنده معاصر فرانسوی، در سال 1913 در شهر مارسی به دنیا آمد.

گارودی پس ازطی دوره دبیرستان، تحصیلات عالی خود در رشته فلسفه را تا اخذ درجه "اگرگاسیون" ( agregation ) ادامه داد. سپس به عضویت کمیته مرکزی حزب کمونیست فرانسه درآمد.

این فیلسوف فرانسوی طی سال‌های 1945 و 1951 به عضویت مجلس موسسان فرانسه، در سال 1956 به نمایندگی مجلس ملی فرانسه و در سال 1959 به سناتوری مجلس سنای فرانسه انتخاب شد.

گارودی در سال1963 با نوشتن رساله‌ای تحت عنوان " فرضیه ماتریالیستی شناخت" ( connaissance teorie materialiste la ) موفق به اخذ درجه دکترای فلسفه شد. در سال 1959 به دانشیاری دانشگاه کلرمون فران ( clermont ferrand ) و در سال 1965 به استادی فلسفه دانشگاه "پواتیه" ( poitiers )منصوب شد.

گارودی قبل از این تاریخ، یعنی در سال 1956 به عضویت دفتر سیاسی حزب کمونیست فرانسه و سپس مدیریت مرکز مطالعات و تحقیقات مارکسیسم منصوب شده بود.

برقراری رابطه با متالهین کاتولیک و پروتستان

در همین دوره بود که گارودی با متالهین کاتولیک و پروتستان به خصوص "ژیراردی" ( girardi ) کشیش کاتولیک روابطی برقرار کرد که معتقد بود، مارکسیسم انسان را به فقر معنوی گرفتار کرده و به تدریج گرایش‌های مذهبی در او بیدار شد.

در پی این تماس‌ها و ارتباطات مستمر و مکرر بود که کتاب "آیا امروزه می‌توان کمونیست بود؟" ( peut_ on etre communiste augourdhui )را در سال 1968 نوشت و به طرح این قضیه پرداخت که آیا ممکن است خداوند را به نحوی توصیف کرد که برای انسان‌ها قابل درک باشد و مثلا او را سرچشمه افعال خلاقه انسان بدانیم؟

گارودی در کتاب "الگویی برای سوسیالیسم در فرانسه" که باز در‌‌ همان سال 1968 آن به رشته درآورد و سپس منتشر کرد، ابراز خوش‌بینی و امیدواری بیشتری در باب ایجاد تفاهم بین دو طرز فکر مذهبی و کمونیستی کرده بود.

وی در کتاب "مارکسیسم در قرن بیستم" از این نیز فرا‌تر رفت و تلاش کرد، نشان دهد که مارکسیسم می‌تواند ارزش‌های مذهبی را در خود جذب کند. ولی حوادث چکسلواکی زندگی و افکار گارودی را بکلی دگرگون کرد.

گارودی از نقشی که رهبران حزب کمونیست فرانسه در مذاکرات خود با رهبران چکسلواکی به ویژه با "دوبچک" بازی کردند، آگاه بود وآنان را از تایید سیاست اتحاد شوروی سابق در اشغال چکسلواکی و از اتخاذ روش های استالینی در آن به سختی نکوهش کرد.

مورد بی‌مهری قرار گرفتن توسط کمونیست‌ها

این موضع گیری شدید موجب شد، گارودی مورد بی‌مهری کمونیست‌ها قرار گیرد، تا آنکه در فوریه 1970به طور رسمی او را از دفتر سیاسی حزب کمونیست فرانسه و سپس از عضویت حزب کمونیست اخراج کردند. ولی این امر او را از ادامه مطالعات خود درباره مارکسیسم و نیز مسیحیت و رفته رفته دیگر ادیان بزرگ باز نداشت.

به این ترتیب کتاب‌های "آزادی در تعلیق" و "مارکسیست‌ها و مسیحیان رویاروی یکدیگر" را در سال 1968 منتشر کرد.

در سال 1969 "نقطه عطف بزرگ سوسیالیسم" و در سال 1970 کتاب "همه حقیقت" ( verite toute la ) را نوشت و در آن دلایل اخراج خود از حزب کمونیست فرانسه را بیان کرد.

ادامه تحقیق درباره ادیان دیگر

اما گرایش‌های مذهبی هر روز در این فیلسوف نیرومند‌تر می‌شد و او همچنان به تحقیقات خود درباره ادیان بزرگ ادامه می‌داد و درجست‌و‌جوی حقیقت بود، حقیقتی که ورای حزب بازی‌ها و سیاست‌بازی‌ها و قدرت‌طلبی‌ها نهفته باشد. او که مردی متفکر و فیلسوف بود، نمی‌توانست کورکورانه افکار پیش ساخته را بپذیرد و ازآن‌ها پیروی کند.

مخالفانش در فرانسه او را به بی‌ثباتی در عقیده متهم کرده‌اند. ولی چگونه ممکن است مردی که نقد عمر بر سر مطالعه و تحقیق گذاشته و روزگاری دراز به تفکر درباره مکتب‌های مختلف سیاسی و عقیدتی پرداخته و نزدیک به پنجاه جلد کتاب در زمینه‌های فلسفی و مذهبی و سیاسی پدید آورده است، بی‌ثبات باشد؟

اگر گارودی نخست کمونیست شد، از آن رو بود که علاج دردهای بشری و بهبودی زندگی کارگران و زحمت‌کشان را در آن می‌جست. اما مشاهده کرد که پیروان این مکتب به اصطلاح طرفدار زحمت‌کشان، خود در عمل تجاوزگر و جهان‌خوار و ستم پیشه‌اند.

به مسیحیت درآمدن گارودی

پس، از مارکس و مارکسیسم روی گردانید و مسیحی شد. ولی ... این مسیحیان و شاهان بسیار مسیحی ایشان و کشیشان و پاپ‌ها بودند که جنایات بزرگ دو فاجعه تاریخ بشری یعنی جنگ‌های صلیبی و تفتیش عقاید مذهبی را مرتکب شدند و قتل عام‌های "قسطنطنیه" و بیت المقدس و کشتارهای نسل برانداز بومیان آمریکا را مرتکب شدند و تل‌های آتش "تورکمادا" را در اسپانیا بر پا داشتند و هزاران انسان را در آتش جنایات خود سوزاندند... و این مسیحیان بودند که در قرون گذشته اساس استعمار جهانی را پی‌ریزی کردند و امروزه نیز با شیوه‌هایی جدید و با تشکیل شرکت‌های چندملیتی شیره‌جان بینوایان را می‌مکند. پس اگر هم حقیقتی در مسیحیت نهفته باشد، این حقیقت رفته رفته مخدوش و مقلوب شده است.

روی گردانی از مسیحیت

از این رو گارودی از مسیحیت نیز روی می‌گرداند و در کتاب هشدار به زندگانی اعلام می‌کند که ما (غربی‌های مسیحی) در حال کشتن فرزندان و نوادگان خود هستیم، زیرا شیوه رشد ما به بن بست یا مرگ انجامیده است.

در همین کتاب است که گارودی به تحقیق درباره ادیان بزرگ، مانند آئین مزدیسنی و هندوئیسم و دین بودا و آیین یهود می‌پردازد و سرانجام کمال مطلوب و ایده‌آل خود را در اسلام و ارزش‌های متعالی آن می‌یابد و سپس مسلمان می‌شود.

شگفتا! در روزگاری که بر اثر تبلیغات سوء و نیز برخی عملکردهای نا‌مطلوب، مسلمانان جغرافیایی و سست ایمان گروه گروه از دین خارج می‌شوند، مردی دانشمند و دارای افکاری بلند که در میان هموطنان خود وجهه‌ای و حشمتی دارد، از همه آن‌ها چشم می‌پوشد و به رغم اتهام‌ها و برچسب‌ها، مسلمان می‌شود.

نگاهی به دیدگاه‌های ضد صهیونیستی گارودی

گارودی معقتد بود که صهیونیست‌ها به خاطر تسلط بر منابع و ذخائر غنی سرزمین فلسطین، اقدام به این جنایت بزرگ یعنی اشغال سرزمین مقدس فلسطین کردند. اگر چه حرکت صهیونیست‌ها توسط سازمان ملل و حتی خود آمریکا محکوم شد، اما دولتمردان آمریکا همواره مخالفت جدی خود با اجرای مجازات علیه اسرائیل را ابراز کرده و می‌کنند.

وی می‌افزاید: آمریکا و صهیونیسم به دنبال منافع خود هستند و هرجا که منافعشان ایجاب کند، وارد عمل می‌شوند. کویت به خاطر چاه‌های نفتی که در خود دارد، شاید برای آمریکا هزار برابر از فلسطین مهم‌تر باشد و همه دیدیم که آمریکا و متحدانش چگونه ظرف چند روز تجاوز عراق به کویت را دفع کردند.

دیدگاه گارودی در قبال استعمار

گارودی دربار‌ه سیاست‌های استعماری آمریکا می‌گوید: دیده‌اید که کلینتون به اقتصاد کشورش می‌بالد، اما حقیقت این است که آمریکا از لحاظ اقتصادی وضعیت بسیار بدی دارد و به همین خاطر حاضر نیست از ذخائر، منابع و انرژی کشورهای اسلامی دست بردارد. بنابراین کشورهای اسلامی در سیاست گذاری‌های خود، باید اقتصاد آمریکا و اسرائیل و متحدان آن‌ها را نشانه بگیرند.

گارودی افزود: آمریکا و صهیونیسم همیشه تلاش می‌کنند که بازارهای جهان را قبضه کنند و کشورهای اسلامی باید سعی کنند با حفظ وحدت و یکپارچگی، تلاش استکبار جهانی را خنثی کنند.

دیدگاه گارودی درباره اسلام

وی درباره اسلام می‌گوید: اسلام جهانی‌ترین دین جهان است، من که مسیحی بودم و مارکسیست بودم، به این خاطر مسلمان شدم که دین اسلام را جهانی و فراگیر یافتم. بنابراین ما مسلمانان باید با همدیگر به مبارزه با حاکمان انحصار طلب جهان برخیزیم.

انکار هولوکاست

در سال 1998 یک دادگاه فرانسوی روژه گارودی را برای انکار هولوکاست و افترای نژادی مجرم شناخت و به خاطر کتاب "اسطوره‌های بنیان‌گذار سیاست اسرائیل" ( Mythes fondateurs de la politique israélienne) که در سال 1995 آن را به رشته تحریر درآورده بود، 120 هزار فرانک فرانسه برابر با 40 هزار دلار جریمه کرد.

این کتاب با پذیرفتن دیدگاه‌های منکر هولوکاست "رابرت فاریسون" اظهار می‌کند که طی هولوکاست یهودیان در اطاق‌های گاز کشته نشدند. این کتاب به سرعت به عربی و فارسی ترجمه شد. برای پشتیبانی از گارودی وکیل سودانی، Faruk M. Abu Eissa یک تیم حقوقی پنج نفره را گرد آورد تا از گارودی در محاکمه‌اش در پاریس پشتیبانی کنند. پس از آن این کتاب به 29 زبان زنده دنیا ترجمه شد و واکنش‌های زیادی در رابطه با محاکمه وی به خاطر این کتاب صورت به دنبال داشت که همین نشانگر اهمیت کتاب است.

تحسین گارودی توسط رهبر انقلاب

خود گارودی معتقد بود: ترجمه این کتاب به زبان‌های مختلف دنیا نشان دهنده علاقه مردم به مبارزه با اسرائیل است.

رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله خامنه‌ای (مد ظله) در نماز جمعه 23 اردیبهشت 1379 با اشاره به محاکمه و برخورد حکومت فرانسه با روژه گارودی که مدعی عدم کشتار یهودی‌ها از سوی آلمان نازی شده بود، فرمودند: "شما کجا دیده‌اید کسی بتواند در غرب علیه صهیونیسم حرفی بزند" و جسارت و جرات ایشان در در سخن گفتن علیه هولوکاست را تحسین کردند.

وی درباره گفت‌وگوی بین تمدن‌ها و ادیان به ویژه مشترکات فکری و عقیدتی مسلمانان و مسیحیان اعتقاد داشت که شرط اساسی موفقیت گفت‌وگو بین دو طرف آن است که طرفین معتقد به خدا باشند. باید با الهام از دستورات خداوند که در قرآن کریم بیان شده است، به مشترکات خود با پیروان دیگر ادیان اهمیت دهیم. ما نمی‌توانیم خود را منزوی کنیم، بلکه باید با استفاده ازمشترکات، سعی کنیم هرچه بیشتر به هم نزدیک شویم تا شاید به وحدت برسیم.



تاريخ : شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 | 17:29 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

باسمه تعالی

امام موسی بن جعفر علیه السلام  ماه رجب

وَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ صلی الله علیه وآله وسلّم :

رَجَبٌ نَهَرٌ فِي الْجَنَّةِ أَشَدُّ بَيَاضاً مِنَ اللَّبَنِ وَ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ فَمَنْ صَامَ يَوْماً مِنْ رَجَبٍ سَقَاهُ اللَّهُ

مِنْ ذَلِكَ النَّهَر

امام موسی كاظم صلی الله علیه وآله وسلّم می فرمایند :

رجب نهری در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است پس هر کس روزی از رجب را

روزه بگیرد ، خداوند او را از آن نهر سیراب می سازد .

شيخ صدوق‏ ، من لا يحضره الفقيه‏ ، ناشر: جامعه مدرسين‏ ، مكان: قم‏ ، سال: 1404 ق‏ ، چاپ : دوم ، ج 2 ، ص 92



تاريخ : شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 | 12:39 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
باسمه تعالی

امام موسی کاظم علیه السلام - ماه رجب

 

ماه رجب :

وَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ صلی الله علیه وآله وسلّم :

رَجَبٌ شَهْرٌ عَظِيمٌ يُضَاعِفُ اللَّهُ فِيهِ الْحَسَنَاتِ وَ يَمْحُو فِيهِ السَّيِّئَاتِ مَنْ صَامَ يَوْماً مِنْ رَجَبٍ تَبَاعَدَتْ

عَنْهُ النَّارُ مَسِيرَةَ سَنَةٍ وَ مَنْ صَامَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّة

امام موسی كاظم صلی الله علیه وآله وسلّم می فرمایند :

رجب ماه بزرگى است كه خداوند پاداش نيكى‏ها را در آن دو چندان و گناهان را پاك مى‏كند .

هرکس روز از رجب را روزه باشد ، آتش جهنم به اندازه راه یکساله از او دور می شود و هرکس سه روز آن

را روزه باشد ، بهشت بر او واجب می شود .

شيخ صدوق‏ ، من لا يحضره الفقيه‏ ، ناشر: جامعه مدرسين‏ ، مكان: قم‏ ، سال: 1404 ق‏ ، چاپ : دوم ، ج 2 ، ص 92

 



تاريخ : شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 | 12:25 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
امام باقر علیه السلام پاسخ می دهند.

بسم الله الرحمن الرحیم

سوالات طاووس یمانی از محضر امام محمد باقر صلی الله علیه و آله وسلّم

وَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ :

كَانَ مَوْلَانَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ علیه السلام جَالِساً فِي الْحَرَمِ وَ حَوْلَهُ عِصَابَةٌ مِنْ أَوْلِيَائِهِ إِذْ أَقْبَلَ طَاوُسٌ الْيَمَانِيُّ فِي جَمَاعَةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ

ثُمَّ قَالَ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام أَ تَأْذَنُ لِي فِي السُّؤَالِ ؟

فَقَالَ :

أَذِنَّا لَكَ فَسَلْ .

قَالَ :

أَخْبِرْنِي مَتَى هَلَكَ ثُلُثُ النَّاسِ ؟

قَالَ :

وَهِمْتَ يَا شَيْخُ أَرَدْتَ أَنْ تَقُولَ مَتَى هَلَكَ رُبُعُ النَّاسِ وَ ذَلِكَ يَوْمَ قَتَلَ قَابِيلُ هَابِيلَ كَانُوا أَرْبَعَةً آدَمُ وَ حَوَّاءُ وَ قَابِيلُ وَ هَابِيلُ فَهَلَكَ رُبُعُهُمْ .

فَقَالَ :

أَصَبْتَ وَ وَهِمْتُ أَنَا فَأَيُّهُمَا كَانَ أَباً لِلنَّاسِ الْقَاتِلُ أَوِ الْمَقْتُولُ ؟

قَالَ :

لَا وَاحِدٌ مِنْهُمَا بَلْ أَبُوهُمْ شَيْثُ بْنُ آدَمَ .

فَقَالَ :

فَلِمَ سُمِّيَ آدَمُ آدَمَ  ؟

قَالَ :

لِأَنَّهُ رُفِعَتْ طِينَتُهُ مِنْ أَدِيمِ الْأَرْضِ السُّفْلَى .

قَالَ :

وَ لِمَ سُمِّيَتْ حَوَّاءُ حَوَّاءَ ؟

قَالَ :

لِأَنَّهَا خُلِقَتْ مِنْ ضِلْعِ حَيٍّ يَعْنِي ضِلْعَ آدَمَ‏ .

قَالَ :

فَلِمَ :

سُمِّيَ إِبْلِيسُ إِبْلِيسَ ؟

قَالَ :

لِأَنَّهُ أُبْلِسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا يَرْجُوهَا .

قَالَ :

فَلِمَ سُمِّيَ الْجِنُّ جِنّاً ؟

قَالَ :

لِأَنَّهُمْ اسْتَجَنُّوا فَلَمْ يُرَوْا

قَالَ  :

فَأَخْبِرْنِي عَنْ كَذِبَةٍ كُذِبَتْ مَنْ صَاحِبُهَا ؟

قَالَ :

إِبْلِيسُ حِينَ قَالَ :

أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ .

قَالَ :

فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْمٍ شَهِدُوا شَهَادَةَ الْحَقِّ وَ كَانُوا كَاذِبِينَ ؟

قَالَ :

الْمُنَافِقُونَ حِينَ قَالُوا لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلّم نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ :

اِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ

قَالَ :

فَأَخْبِرْنِي عَنْ طَائِرٍ طَارَ مَرَّةً وَ لَمْ يَطِرْ قَبْلَهَا وَ لَا بَعْدَهَا ذَكَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْقُرْآنِ مَا هُوَ ؟

فَقَالَ :

طُورُ سَيْنَاءَ أَطَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ حِينَ أَظَلَّهُمْ بِجَنَاحٍ مِنْهُ فِيهِ أَلْوَانُ الْعَذَابِ حَتَّى قَبِلُوا التَّوْرَاةَ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ :

وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ الْآيَةَ .

قَالَ :

فَأَخْبِرْنِي عَنْ رَسُولٍ بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى لَيْسَ مِنَ الْجِنِّ وَ لَا مِنَ الْإِنْسِ وَ لَا مِنَ الْمَلَائِكَةِ ذَكَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ ؟

قَالَ :

الْغُرَابُ حِينَ بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِيُرِيَ قَابِيلَ كَيْفَ يُوَارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ هَابِيلَ حِينَ قَتَلَهُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ :

فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ .

قَالَ :

فَأَخْبِرْنِي عَمَّنْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ لَيْسَ مِنَ الْجِنِّ وَ لَا مِنَ الْإِنْسِ وَ لَا مِنَ الْمَلَائِكَةِ ذَكَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ

قَالَ :

النَّمْلَةُ حِينَ قَالَتْ :

يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ .

قَالَ :

فَأَخْبِرْنِي عَمَّنْ كُذِبَ عَلَيْهِ لَيْسَ مِنَ الْجِنِّ وَ لَا مِنَ الْإِنْسِ وَ لَا مِنَ الْمَلَائِكَةِ ذَكَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ ؟

قَالَ :

الذِّئْبُ الَّذِي كَذَبَ عَلَيْهِ إِخْوَةُ يُوسُفَ .

قَالَ :

فَأَخْبِرْنِي عَنْ شَيْ‏ءٍ قَلِيلُهُ حَلَالٌ وَ كَثِيرُهُ حَرَامٌ ذَكَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ ؟

قَالَ نَهَرُ طَالُوتَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ صَلَاةٍ فَرِيضَةٍ تُصَلَّى بِغَيْرِ وُضُوءٍ وَ عَنْ صَوْمٍ لَا يَحْجُزُ عَنْ أَكْلٍ وَ لَا شُرْبٍ ؟

قَالَ :

أَمَّا الصَّلَاةُ بِغَيْرِ وُضُوءٍ فَالصَّلَاةُ عَلَى النَّبِيِّ وَ آلِهِ صلی الله علیه وآله وسلّم وَ أَمَّا الصَّوْمُ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ  :

إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا

قَالَ :

فَأَخْبِرْنِي عَنْ شَيْ‏ءٍ يَزِيدُ وَ يَنْقُصُ

وَ عَنْ شَيْ‏ءٍ يَزِيدُ وَ لَا يَنْقُصُ

وَ عَنْ شَيْ‏ءٍ يَنْقُصُ وَ لَا يَزِيدُ

فَقَالَ الْبَاقِرُ علیه السلام :

أَمَّا الشَّيْ‏ءُ الَّذِي يَزِيدُ وَ يَنْقُصُ فَهُوَ الْقَمَرُ

وَ الشَّيْ‏ءُ الَّذِي يَزِيدُ وَ لَا يَنْقُصُ فَهُوَ الْبَحْرُ

وَ الشَّيْ‏ءُ الَّذِي يَنْقُصُ وَ لَا يَزِيدُ هُوَ الْعُمُر  .

از أبو بصير نقل است كه گفت :

روزى مولايم امام باقر عليه السّلام ميان گروهى از دوستان و اوليايش در حرم نشسته بود ، كه ناگاه طاوس يمانىّ با جماعتى از أصحاب خود مقابل آن حضرت آمده و به امام عليه السّلام گفت :

اجازه پرسش مى‏دهيد ؟

فرمودند :

آرى بپرس .

گفت :

چه وقت يك سوم مردم مردند ؟

فرمودند : اشتباه كردى اى شيخ ، خواستى بپرسى چه وقت يك چهارم مردم مردند ؟

و آن روزى بود كه قابيل هابيل را كشت ، آن روز چهار نفر بودند : آدم و حوّاء و قابيل و هابيل ، و با كشته شدن هابيل يك چهارم مردم مردند .

گفت :

آرى صحيح گفتى و من اشتباه كردم ، پس كداميك از اين دو (هابيل يا قابيل) پدر مردم است ؛ قاتل يا مقتول ؟

فرمودند :

هيچ كدام ، بلكه پدر مردم؛ شيث پسر آدم عليه السّلام است .

گفت :

براى چه نام آدم؛ آدم شد ؟

فرمودند :

زيرا طينت و گل او از اديم (پوست) زمين زيرين بالا آمد .

گفت :

وجه تسميه نام حوّا چه بود ؟

فرمودند :

زيرا او از استخوان حىّ (زنده‏اى)- يعنى استخوان آدم- آفريده شد  .

گفت :

براى چه نام ابليس؛ ابليس شد ؟

فرمودند :

زيرا او از رحمت خداوند عزّ و جلّ ابلس (نااميد) شد و هيچ اميدى نيست .

گفت : چرا نام جنّ؛ جنّ شد ؟ فرمودند :

زيرا اينان پيوسته پنهان و پشت پرده بودند و ديده نمى‏شدند .

گفت :

أوّل دروغى كه گفته شد چه بود و صاحبش كه بود ؟

فرمودند :

او ابليس بود ، آنگاه كه گفت :

« من از وى بهترم ، مرا از آتش آفريدى و او را از گل- ص /76» .

گفت :

مرا از گروهى خبر دهيد كه شهادت حقّى دادند ولى دروغگو بودند ؟

فرمودند :

منافقين بودند وقتى به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله گفتند :

شهادت مى‏دهيم كه تو رسول خدايى . پس از آن خداوند اين آيه را نازل فرمودند :

«چون منافقان- آنان كه دل و زبانشان يكى نيست- نزد تو آيند ، گويند :

گواهى مى‏دهيم كه هر آينه تو فرستاده خدايى ، و خدا مى‏داند كه تو فرستاده اويى ، و خدا گواهى مى‏دهد كه همانا منافقان دروغگويند- منافقون : 1» .

گفت :

بفرماييد چيزى كه فقط يك بار پرواز نمود و ديگر حركتى نكرد ، و در قرآن ذكرش بميان آمده نامش چيست ؟

فرمودند :

آن طور سينا بود كه خداوند يك بار به بالى از آن بر سر بنى اسرائيل سايه انداخت كه در آن انواع عذاب بود ، تا اينكه تورات را پذيرفتند ، و اين همان آيه است كه فرمودنده :

 «و [باد كن‏] آنگاه كه كوه را بركنديم و بالاى سرشان برديم كه گويى سايبانى است و پنداشتند كه بر سرشان افتادنى است- اعراف : 171» .

گفت :

آن چه رسول و فرستاده‏اى بود كه از جانب خدا مبعوث شد كه نه از جنّ بود و نه از انس و نه از فرشتگان ، كه خداوند نامش را در قرآن آورده ؟

فرمودند :

كلاغ ، همانوقت كه قابيل هابيل را كشت از طرف خدا مبعوث شد تا به قابيل نشان دهد با جسد هابيل چه كند ، خداوند در اين آيه فرمودنده :

«آنگاه خداوند كلاغى را فرستاد كه زمين را مى‏كاويد تا به وى بنماياند كه چگونه جسد برادرش را پنهان كند- مائده : 31» .

گفت :

نام آنكه قوم خود را انذار نمود؛ نه از جنّ بود و نه از انس و نه از فرشتگان ، چه بود ، و خداوند نيز نامش را در قرآن برده ؟

فرمودند :

مورچه ، وقتى گفت :

«اى مورچگان به خانه‏هاى خود در رويد مبادا سليمان‏ و سپاهيانش پايمالتان كنند در حالى كه آگاه نباشند» .

« نمل /18» .

گفت :

چه موجودى بود كه بر آن دروغ بسته شد ، كه نه از جنّ بود و نه از انس و نه از فرشتگان ، و نامش در قرآن آمده ؟

فرمودند :

گرگ ، همان كه برادران يوسف بر آن دروغ بستند .

گفت :

چه چيزى است كه كم آن حلال ، و زيادش حرام است ، در قرآن نيز آمده ؟

فرمودند :

نهر طالوت ، خدا فرمودنده :

« مگر آن كه كف دستى آب برگيرد . » « بقره / 249» .

گفت :

آن چه صلاة واجبى است كه بى‏وضو خوانده مى‏شود ، و چه روزه‏اى است كه نياز به امساك از خوردن و نوشيدن ندارد ؟

فرمودند :

آن صلاتى كه نياز به وضو ندارد ، صلوات بر محمّد و آل او است ، و امّا روزه همان است كه [ از زبان مريم عليها السّلام‏] در قرآن آمده :

« من براى خداى رحمان روزه‏اى نذر كرده‏ام ( روزه ی سكوت ) و امروز با هيچ آدمى سخن نخواهم گفت . »

« مريم/ 26»

گفت :

آن چيست كه زياد و كم مى‏شود ، و آنكه زياد مى‏شود و كم نمى‏شود ، و از چيزى كه كم مى‏شود و زياد نمى‏شود ؟

امام باقر عليه السّلام فرمودند :

آنكه زياد مى‏شود و كم مى‏شود ماه است ، و آنكه زياد مى‏شود و كم نمى‏شود دريا است ، و آنكه كم مى‏شود و زياد نمى‏شود عمر است .

( احمد بن على طبرسى‏ ، الإحتجاج على أهل اللجاج‏ ، ناشر : مرتضى‏ ، مكان  : مشهد  ، سال  : 1403 ق‏ ، نوبت  : اول‏ ، ج‏2 ، ص330-328 )

 



تاريخ : شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 | 6:10 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

فاطمه علیها السلام نزدیک دیگ غذا نشسته بود ومن هم برایش عدس تمیز می کردم...حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود:

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما در منزل وارد شد. فاطمه علیها السلام نزدیک دیگ غذا نشسته بود ومن هم برایش عدس تمیز می کردم.

آن حضرت مرا با لقب ابالحسن می خواندند، عرض کردم بفرمایید.

اظهار داشتند: بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم؛

هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند :‌

1- مگر اینکه پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد ثواب یک سال عبادتی است که تمام روزهایش را روزه گرفته و تمام شب هایش را به عبادت ایستاده، شب زنده داری کرده باشد

2- و خداوند به او ثوابی می بخشد که به انبیای صابر خود مثل حضرت داوود و یعقوب و عیسی علیهم السلام بخشیده باشد.

3- ای علی! کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند

4-و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید.

5-ای علی! یک ساعت خدمت کردن به همسر در کارهای خانه بهتر از عبادت هزارسال و هزارحج و هزارعمره و بهتر از آزادی هزار بنده در راه خدا و هزار جنگ در راه دین و عیادت از هزار مریض و هزارنماز جمعه و هزار تشییع جنازه و هزار گرسنه ای که برای رضای خداوند رحمان سیر گردد وهزار برهنه را پوشاند و هزار اسب در راه پروردگار دادن و برایش بهتر از هزار دینار به مستمندان صدقه دادن وبهتر از تلاوت تورات و انجیل و زبور و قرآن است و بهتر از آزاد کردن هزار اسیر و بخشیدن هزار شتر به فقراست

6-و چنین مرد خدمتکار به همسر از دنیا بیرون نمی رود مگر این که جایگاه خوب خود را در بهشت ببیند.

7-ای علی! کسی که روگردانی و تکبر نکند در خدمت به همسرش بدون حساب وارد بهشت می شود.

8- ای علی ! خدمت به همسر کفاره ( پاک کننده) گناهان کبیره است و خاموش کننده آتش خشم پروردگار جبار و صداق ازدواج با حورالعین

9- و این خدمت موجب زیادی خوبی ها و علو مقام است.

10- ای علی ! خدمتکار همسر نمی شود مگر شخص صدیق و درستکار و یا شهید و یا مردی که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد.

منبع : صراط نیوز



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 | 23:4 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
باغ پرندگان در پارک لاله شهر فریدونکنار



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 | 22:28 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
یک گروه موسوم به جنبش آزادی‌بخش حجاز با انتشار بیانیه‌ای آل سعود را کفار خواند و خواستار کناره‌گیری آنان از قدرت شد.

به گزارش مشرق به نقل از فارس، گروهی موسوم به «جنبش اخوان المومنین برای آزادسازی حجاز» با انتشار بیانیه‌ای خواستار کناره‌گیری آل سعود در عربستان از قدرت شد.

دراین بیانیه با اشاره به آیه «یا ایها النبی جاهد الکفار و المنافقین...» آمده است: در لحظه حساسی که ملت‌ها برای تعیین سرنوشت، تصمیم خود را گرفته اند، و تغییر وضعیت تلخ آنان در حال موج زدن است، ما به ریسمان اخوت ایمانی چنگ می‌زنیم و اعلام می‌کنیم: زمان تغییر [در عربستان] و اعلام جنبش اسلامی ما فرا رسیده است.

به گزارش دام‌پرس، این گروه خود را «جنبش اخوان المؤمنین برای آزادسازی حجاز» نامید و اعلام کرد که تاسیس آن اول ربیع‌الثانی 1433 (5 اسفند 1390/24 فوریه 2012) است.

در بیانیه این گروه تازه‌تاسیس آمده است که این گروه با ایمان به خدا و پیامبرانش و کتاب و سنت پیغمبر و حق طبیعی در تعیین سرنوشت خودش در وطن اسلامی حرمین شریفین و حق نمایندگی خود در گردش مسالمت‌آمیز قدرت و توزیع عادلانه ثروت و رفع ظلم و ستم و برقراری روابط مستحکم برای کشورهای مختلف کار خود را آغاز کرد.

این جنبش اعلام کرد: از آنجا که جنبش و حرکت ما بر اساس تغییر اسلامی است، نقطه تغییر حقیقی در وطن عزیر ما برکناری آل سعود جنایتکار، رأس نفاق در جهان اسلامی است تا قدرت در دست مردم مسلمان قرار بگیرد و کفار از حجاز خارج شوند.

در ادامه این بیانیه آمده است: این آغاز فعالیت محرمانه ماست و در این راه بازگشتی وجود ندارد.

این بیانیه به نام دفتر سیاسی جنبش اخوان المومنین برای آزادی حجاز امضا شده است.

هر چند دولت سعودی اجازه هیچ‌گونه اعتراضی را به مردم خود بخصوص در منطقه شرقی نمی‌دهد اما تاکنون اعتراض‌هاو تظاهرات‌های زیادی در یک سال گذشته در این کشور برگزار شده است و حتی چندین نفر تاکنون به ضرب گلوله نیروهای امنیتی آل سعود در منطقه شرقی کشته شده‌اند.



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 | 22:19 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

نمایه هایی از طبیعت زیبای مازندران + عکس

منبع : آفتاب

تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 | 22:8 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

بیانات امام خامنه ای در جمع مجلسیان نهم

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوش آمد عرض می كنم به برادران و خواهران عزیز ؛ نمایندگان محترم و منتخبان ملت رشید و مؤمن ایران .  تشكر می كنم از جناب آقاى لاریجانى ،  به خاطر مطالب خوب و مفیدى كه بیان كردند ؛ هم در نگاه به تاریخچه‌ى دستگاه قانونگذارى و مجلس ملى در كشور و در تاریخ كوتاه ما ،  و هم در بیان آن چیزى كه از مجلس شوراى اسلامى توقع می رود .  همین نكاتى كه ایشان بیان كردند ،  نكات درستى است .  و اگر ان‌ شاء الله نمایندگان محترم مجلس - آنچنان كه امید و رجاء واثق هم به این وجود دارد - در همین جایگاه ،  با استقلال ،  با آزادفكرى ،  با رعایت مصالح كشور ،  با احساس شجاعت در مقابل دشمن ،  و با امید به آینده ،  حركتهاى خودشان را برنامه‌ریزى كنند ،  تنظیم كنند ،  دنبال كنند ،  قطعاً كشور منتفع خواهد شد و در همین راه پیش خواهیم رفت .  
یك نكته‌ى اساسى در اینجا وجود دارد كه همه‌ى ما باید به آن توجه كنیم - بنده بیشتر از شما به توجه به این نكته احتیاج دارم ؛ همه‌ى شما هم به اقتضاى مسئولیت ،  احتیاج دارید - و آن ،  احساس تكلیف است ؛ اخلاص نیت و عمل براى خداست .  این اگر شد ،  همه‌ى مشكلات حل خواهد شد ،  همه‌ى راه ها گشاده خواهد شد ؛ این اگر شد ،  رحمت الهى و كمك الهى شامل حال خواهد شد ؛

«ان تتّقوا الله یجعل لكم فرقانا» (۱)

- همین آیاتى كه الان تلاوت كردند –

این اگر شد ،  توهّم غلطِ انهزام در مقابل دشمن و تسلط دشمن از بین خواهد رفت .  توكل به خدا ،  ارتباط با خدا - كه ناشى از این نیت خالص است - همه‌ى مشكلات را حل می كند .  انقلاب هم همین جور پیروز شد .  اگر امام بزرگوار ما - كه حقیقتاً رهبر به تمام معنى‌الكلمه بود - این توكل را ،  این اخلاص را نداشت ،  قطعاً این انقلاب پیروز نمی شد .  اگر مردمى كه آمدند توى میدان ،  نخبگانى كه مردم را كشاندند وسط میدان ،  این اخلاص را ،  این كار براى خدا را نمی داشتند ،  كار پیش نمی رفت .  در دوران دفاع مقدس هم همین جور بود .  فرمودند كه عده‌ى زیادى از شماها در دوران دفاع مقدس بودید ؛ خب ،  آنهائى كه بودند ،  از نزدیك می دانند كه چه بود و چگونه بود و چه خبر بود .  راز اصلى این است: دنبال تكلیف باشیم ،  دنبال كسب رضاى الهى باشیم .  اگر با نگاه تاجرانه به زندگى نگاه كنیم ،  باز نتیجه همین است .  بنده سالهاى پیش مكرر میگ فتم كه شهادت در راه خدا ،  مرگِ تاجرانه است ؛ یعنى مرگِ سود محور است .  واقعاً همین جور است .  آن كسى كه در راه خدا شهید نمی شود ،  این جانى را كه به عاریت به ما سپرده‌اند ،  در راه خدا نمی دهد ،  بالاخره نمی تواند این را نگه دارد ؛ خواهد داد ؛ چه بهتر كه این روغن ریخته ،  نذر امام‌زاده شود ؛ چه بهتر كه این امر ناگزیر - مرگ كه یك حادثه‌ى ناگزیر براى ماست - وسیله‌ى سعادت ما بشود ؛ وسیله‌ى برخوردارى ما در زندگى واقعى ،  از لطف الهى .  واقعاً شهادت ،  مرگ تاجرانه است .  
عین همین قضیه در مورد تلاشهاى دنیائى ماست .  اگر ما از پول بگذریم ،  از تمتعات و هوس هاى بى‌مورد و حرام بگذریم ،  كار تاجرانه كرده‌ایم و سود برده‌ایم ؛ چون خداى متعال به خاطر این گذشت ،  آنچنان پاداشى به ما خواهد داد كه همه‌ى آنچه كه ممكن بود در این تمتعات به دست بیاوریم ،  در مقابل آن ،  صفر و زیر صفر است ؛ هیچ است .  كار براى خدا اینجورى است .  به نظر من این ،  اساس قضایاى ماست .  
شما در یك نظامى ركن اساسى واقع شدید - مجلس شوراى اسلامى یك ركن اساسى است - كه این نظام در وسط دنیاى آشفته‌ى مادى سر برآورده و دارد نداى معنویت می دهد ؛ مسیر حركت دنیاى مادى را تخطئه می كند .  خب ،  طبیعى است كه با دشمنى‌ها مواجه می شود .  اینكه بعضى هى اشكال می كنند - گوشه كنایه ،  صریح - كه آقا دنیا را با خودتان مقابل نكنید ،  به نظر من حرفى از سرِ نیندیشیدن است .  شما وقتى كه داعیه‌ى حكومت معنوى و دینى دارید ،  وقتى می گوئید مردم‌سالارى دینى یا مردم‌سالارى اسلامى ،  این خودش اولِ دعواست .  مشكل دنیا ،  مواجه شدن با دعوت دین است .  دنیا كه عرض می كنیم ،  مراد ،  همین دستگاه‌هاى اداره‌كننده‌ى دنیاست ؛ اینها كسانى هستند كه قوامشان ،  هویتشان بر اساس غارت انسانها ،  ضربه‌ى به انسانیت ،  ضربه‌ى به ارزشهاى انسانى ،  براى تمتعات مادى است .  فرعونهاى تاریخ را شنیده‌اید ،  دیده‌اید .  خب ،  فرعونهاى تاریخ در مقابل ارزشهاى انسانى قرار دارند ؛ دنیا دست این هاست .  در مقابله‌ى با اینها ،  شما وقتى كه یك دستگاه مدیریتى و حكومتى به وجود مى‌آورید كه داعیه‌ى آن عبارت است از گرایش به معنویت ،  دفاع از ارزشهاى انسانى ،  دفاع از ارزشهاى الهى - كه روح و معناى ارزشهاى انسانى هم همین است - طبیعى است كه یك معارضه‌هائى دارد .  خب ،  در راه این معارضه ،  باید به یك قدرتى متكى بود .  این قدرت ،  قدرت سلاح مادى و بمب اتم و اینها نیست ؛ این قدرت ،  یك قدرت معنوى است ؛ اتكاء به خداست ؛ این اساس قضیه است .  من و شما - بنده بیشتر از شما - محتاجیم به این كه نیّتمان را ،  دلمان را ،  هدفمان را بیش از پیش خدائى كنیم .  اگر این شد ،  مشكلات حل خواهد شد ؛ اگر این شد ،  ما پیش خواهیم رفت ؛ اگر این شد ،  دشمن از غلبه‌ى بر ما ناامید خواهد شد .  محدودیت هاى دشمن زیاد است ؛ اینها بحثهاى طولانىِ مفصلى دارد كه جایش اینجا نیست ،  و شما هم بحمدالله همه از سطوح بالاى فكر و اندیشه و سواد و علم برخوردارید ؛ می توانید مسائل را كاملاً بدانید و تحلیل كنید .  واقع قضیه این است ؛ اگر انسان در این نظام الهى توانست رابطه‌ى خودش با خدا را مستحكم كند ،  به هر نسبتى كه در این راه پیش برویم ،  بلاشك در مقابله‌ى با دشمن ،  موفقیت هامان زیاد خواهد شد ؛ موانع برداشته خواهد شد ؛ این را باید در نظر گرفت .  البته در هر سِمتى ،  در هر كارى ،  در هر مأموریتى ،  یك اقتضائاتى وجود دارد ؛ مجلس هم طبعاً اقتضائاتى دارد ؛ در دولت كه باشید ،  اقتضائات دیگرى دارد ؛ در دستگاه‌هاى گوناگون دیگر یا در خارج از دستگاه‌هاى حاكمیتى كه باشید ،  اقتضائات دیگرى وجود دارد .  هدف باید این باشد: براى خدا كار كنیم .  بسیارى از اشكالاتى كه امروز به ما میگیرند - كه خیلى‌اش هم بر ما وارد است - اگر چنانچه این نیت را ،  این جهتگیرى را درست كردیم ،  این اشكالات به خودى‌خود برطرف خواهد شد .  
در خصوص مجلس شوراى اسلامى آنچه كه من به عنوان جمع‌بندى می توانم در دو جمله عرض بكنم ،  این است كه مجلس بایستى هم زنده باشد ،  هم سالم باشد ؛ این دو خصوصیت در مجلس لازم است .  
زنده بودن مجلس به این است كه نشاط و تحرك و حَیَویت از خود نشان بدهد .  مجلس اگر راكد بود ،  خمود بود ،  خروجىِ درست و مناسبى در بخشهاى مختلف نداشت ،  ناقص است .  این نشانه‌ى حیات و دلیل حیات عبارت است از تحرك و نشاط .  چگونه می شود این نشاط و تحرك را در بیرون عینیت بخشید؟

باید وظائف را درست انجام داد ؛ قانون خوب .  در ذیل این كلمه‌ى «قانون خوب» ،  ده تا ،  پانزده تا شاخص می شود معین كرد:

به‌روز باشد ،  

تكرارى نباشد ،  

معارض نداشته باشد ،  چه ،  چه ،  چه ؛ اینها می شود قانون خوب .  

دوم: نظارت درست .  

دو وظیفه‌ى اصلى مجلس این هاست دیگر ؛ در درجه‌ى اول ،  قانونگذارى ،  و بلافاصله مسئله‌ى نظارت درست .  نظارت درست را می شود ترجمه كرد .  نظارتِ درست شاخص هائى دارد ؛ این شاخصها را مشخص كنید .  لازم نیست من این شاخص ها را بگویم ؛ خود شما می دانید ؛ اینها جزو معارف روشن و واضح ماست .  نظارت هائى كه ناشى از نیّت هاى نادرست باشد ،  نظارتِ نادرست است .  نظارت هاى جانبدارانه و ضد جانبدارانه ،  هر دو ،  نظارتهاى نادرست است .  نظارت هائى كه عمق‌یابى نمی كند ،  نادرست است .  نظارتِ درست شاخص هائى دارد ؛ اینها را باید مشخص كنید .  

حضور مفید در محیط كار ؛ این جزو علامت حَیَویت است .  البته اینهائى كه من عرض می كنم ،  توقعات از مجموعه‌ى مجلس است ؛ منتها مجموعه‌ى مجلس ،  متكى به افراد است .  شخص شما اگر چنانچه در وقت كار مجلس یا در صحن علنى مجلس یا در كمیسیون حضور نداشته باشید ،  درست است كه شما می گوئید من یك دویست و نودم هستم ،  اما خود این تأثیر خواهد گذاشت ؛ هم به قدر وزن شخصى شما ،  هم به عنوان تأثیر روى دیگران .  یعنى شما كه حضور پیدا نكردید ،  حضور پیدا نكردن در مجلس به همین اندازه آسان می شود ؛ دیگرى هم كه تا حالا مقید بود حضور پیدا كند ،  او هم حضور پیدا نمی كند .  این از جمله‌ى گرفتارى‌هاى مجلس است ؛ شما سعى كنید در مجلس نهم واقعاً این گرفتارى را برطرف كنید .  پس حضور مفید در محیط كار ،  جزو علامت حَیَویت است .  
حضور سیاسى در فضاى كشور و جهان .  مجلس یك صفحه‌ى نمایانى از انقلاب و از افكار عمومى مردم و از سیاست هاى كلان كشور است .  قضایائى در منطقه پیش مى‌آید ،  قضایائى در دنیا پیش مى‌آید ؛ مجلس باید مواضعش را روشن بیان كند .  البته خوشبختانه مجالس اخیر در این زمینه فعال بودند ،  خوب بودند .  امروز مى‌بینید در منطقه غوغاست .  آنچه كه در خبرها و تظاهرات بیرونىِ خبرگزارى‌ها به راست یا دروغ منتشر می شود ،  یك جزء كوچكى از آن حادثه‌اى است كه دارد در این منطقه اتفاق مى‌افتد .  این منطقه هم جزو مناطق عادى دنیا نیست ؛ این منطقه ،  قلب دنیاست ؛ منطقه‌ى مهم اتصال سه قاره با هم ،  منطقه‌ى مهم نفت ،  منطقه‌ى مهم سیاست استعمارى غرب با وجود حكومت صهیونیستى .  اینجا منطقه‌ى عجیبى است .  قضایاى این منطقه ،  قضایاى دنیاست .  اینجور نیست كه بگوئیم حالا در فلان گوشه‌ى دنیا چهار تا كشور مثلاً مشكلى داشته باشند ،  شبیه آن باشد ؛ نه ،  اینجا قلب دنیاست .  خب ،  در اینجا قضایائى دارد اتفاق مى‌افتد ؛ موضع ما در مورد این قضایا چیست؟ اینها مسائل مهمى است .  زنده بودن مجلس این است كه در این قضایا حضور داشته باشید ،  حرف داشته باشید .  این حرف ،  اثرگذار است .  امروز موضع شما می تواند اثرگذارى كند در تك تك این كشورهائى كه الان مورد نظر منند ؛ همین كشورهاى منطقه .  اگر ما درست فكر كنیم ،  درست جملات و كلمات را انتخاب كنیم و در وقت مناسب و بهنگام اینها را ادا كنیم ،  این اصلاً اثر می گذارد روى این حركت هائى كه امروز از دو طرف در منطقه وجود دارد ؛ چه از طرف دستگاه شیطان و مهاجم غربى ،  چه از طرف مردم كه طرف حقند .  بنابراین زنده بودن ،  اینهاست .  یك مجلس زنده مجلسى است كه بوقت ،  بهنگام و درست قانون می گذارد ؛ نظارت می كند ؛ در مسائل كشور ،  در مسائل منطقه حضور دارند و به كار پرداخته‌اند .  
از این كمیسیونها نباید غفلت كرد ؛ این كمیسیونها مهم است ؛ اینها اتاق هاى فكرند براى پخته كردن مسائل در صحن مجلس ؛ بعد هم تصمیم‌گیرى در صحن مجلس ،  یعنى تصمیم‌گیرى براى سرنوشت كشور ،  نه فقط براى چهار سال .  گاهى شما یك قانونى می گذارید ،  این قانون بیست سال در كشور اثرگذار است ؛ یك خطى را معین می كند .  
در كنار زنده بودن مجلس ،  مسئله‌ى سالم بودن هم مهم است ؛ باید هم زنده باشد ،  هم سالم .  سالم بودن هم از جهات مختلف است ؛ سلامت سیاسى ،  سلامت اخلاقى ،  سلامت مالى ؛ اینها مسائلى است كه به یك یك دوستان عزیزمان ،  نمایندگان محترم ارتباط پیدا می كند .  اگر چنانچه در مجلس گرایشى پیدا شود - البته اینجور گرایشها قاعدتاً گرایش هاى كوچك خواهد بود ؛ گرایش هاى عمومى و كلى نخواهد بود - كه با بعضى از اصول انقلاب منافات داشته باشد ،  این عدم سلامت است .  یا اگر چنانچه دغدغه‌ى وظیفه در مجلس گم شد ،  این عدم سلامت است .  اگر چنانچه در مورد مسائل مالى بى‌مبالاتى حاكم شد - پول گرفتن ،  پول دادن ،  مرتبط شدن ،  واسطه شدن ؛ از این حرف هائى كه خیلى جاها هست - این عدم سلامت است ؛ این چیز مهمى است .  خرج‌تراشى‌هاى بیخود براى مجلس ،  عدم سلامت است .  دیروز ما با جناب آقاى لاریجانى در این زمینه مفصل صحبت كردیم .  واقعاً باید یكى از كارهائى كه مجلس می كند ،  این باشد: الگو بشوید براى دستگاه‌هاى مختلف دیگر در كم كردن هزینه‌ها ؛ هزینه‌هاى سفرهاى احیاناً بى‌مورد ،  هزینه‌هاى گوناگون شخصى نمایندگان ؛ كه البته بخش مهمى از این كار ،  مربوط به هیئت رئیسه‌ى محترم مجلس است ،  كه باید مراقبت كنند ؛ و همچنین یكایك نمایندگان .  البته من می دانم - هم اطلاع كلى دارم ،  هم اطلاع خاص دارم - كه واقعاً در بین نمایندگان ،  كسانى كه احتیاط می كنند و مراقبت می كنند ،  كم نیستند .  افرادى هستند كه واقعاً انسان در قلبش آنها را تحسین می كند و خوشحال می شود و خدا را شكر می كند كه یك چنین افرادى در مجلس حضور دارند .  بالاخره این قضیه مهم است .  
من در یكى دو سال قبل از این ،  در همین دیدار نمایندگان محترم ،  راجع به خودْ نظارتى مجلس مطالبى گفتم ؛ كه خب ،  قانونى هم تصویب شد .  ببینید ،  همین آیه‌اى كه اینجا تلاوت كردند:

«و اتّقوا فتنة لا تصیبنّ الّذین ظلموا منكم خاصّة» ،  (۲)

خیلى مهم است .  ممكن است در یك ساختمان ،  آن كسى كه بنزین می ریزد و بى‌احتیاطى می كند و كبریت می كشد ،  یك نفر باشد ؛ اما كسى كه می سوزد ،  فقط آن یك نفر نیست .  ممكن است یك نفر كشتى را سوراخ كند ؛ اما كسى كه غرق می شود ،  فقط آن یك نفر نیست .  قرآن می گوید از یك چنین فتنه‌اى پرهیز كنید ؛ كه وقتى آمد ،  فقط دامن آن كسى را كه موجب فتنه است ،  دامن آن كسى را كه ظالم است ،  نمی گیرد ؛ دامن بیگناه‌ها را هم می گیرد ؛ دامن كسانى را هم كه در ایجاد این فتنه تأثیر نداشته‌اند ،  می گیرد .  «و اتّقوا» ؛ از یك چنین فتنه‌اى پرهیز كنید ،  مراقب باشید .  لازمه‌ى این كار چیست؟ لازمه‌اش خودْنظارتى است ؛ یعنى بر یكدیگر نظارت كنیم ؛

«و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر» ؛ (۳) دائم تواصى كنیم .  اینها نشانه‌هاى سلامت است .  
یكى از چیزهائى كه در مجلس واقعاً نشانه‌ى سلامت است ،  پرهیز از تعرض به آبروى این و آن است .  خب ،  یك منبرى در اختیار شماست ؛ این منبر ،  منبر عمومى است .  شما وقتى حرف می زنید ،  پشت یك بلندگوى ملى دارید حرف می زنید ؛ به گوش همه می رسد .  اگر در این فرمایشاتى كه شما در مجلس می فرمائید ،  مطلبى باشد كه تعرض به آبروى كسى باشد ،  متهم كردن یك كسى باشد - ولو به نظر شما گناهكار است ،  لیكن گناهش ثابت نشده - یا تعرض به یك امرى باشد كه ولو اصلاً واقع هم باشد ،  وظیفه‌ى من و شما نیست به آن بپردازیم ؛ مثلاً مسائل خصوصى افراد .  چرا باید در مجلس ،  در پشت بلندگوى مجلس ،  اسمى از این چیزها آورده شود؟ از اینها باید بشدت پرهیز كرد .  اگر از اینها پرهیز شد ،  نشانه‌ى سلامت است .  
من قبلاً به برخى از نمایندگان محترم این نكته را عرض كرده‌ام ،  حالا هم چون همه‌ى شما تشریف دارید ،  به شما هم می گویم:

مجلس جاى گفتگوى حكیمانه و خردمندانه است .  شما یك حرفى می زنید ،  استدلالى دارید ،  استدلالتان را ذكر می كنید ؛ بعد نفر بعدى مى‌آید ،  می گوید به این دلیل ،  حرف ایشان غلط است ،  استدلالشان غلط است ؛ بالاخره مجموعه هم یا به این رأى می دهد یا به آن رأى می دهد ؛ این درست .  اگر چنانچه وقتى شما دارید حرف می زنید ،  دیگرى مثلاً شروع كند به دست زدن یا هیاهو كردن ،  براى اینكه صداى شما به گوش آن مستمع نرسد ،  این كار ،  كار حكیمانه است؟ كار خردمندانه است؟ این عادت باید در مجلس ریشه‌كن شود كه وقتى یك نماینده‌اى دارد حرف می زند ،  یا یك وزیرى ،  یك مسئول دولتى‌اى دارد حرف می زند ،  از یك گوشه‌ى مجلس چهار نفر شروع كنند یك صدائى در آوردن! این خیلى چیز بدى است .  متأسفانه در مجلس هشتم این بود ؛ من نمی دانم حالا در مجلس هفتم هم بود یا نه .  من اوّلى كه با این قضیه برخورد كردم ،  حیرت كردم: مگر چنین چیزى ممكن است؟ دیدیم بله ،  هم ممكن است ،  هم واقع است! در مجلس اتفاق افتاده .  مجلس جاى این حرفها نیست .  بله ،  در اجتماعات عمومى ،  مردم عامى ممكن است از این كارها بكنند ؛ یكى مى‌آید حرف می زند ،  دیگرى صدائى در مى‌آورد .  در تاریخ ،  همیشه هم از این كارها بوده .  در قرآن هست كه:

«و هم ینهون عنه و ینئون عنه» ؛ (۴)

وقتى پیغمبر حرف می زد ،  یك عده‌اى نمی گذاشتند صدا به گوش دیگران برسد ؛ هیاهو می كردند .  اما این باب جمهورى اسلامى نیست ؛ آن هم در مجلس شوراى اسلامى .  مجلس شوراى اسلامى جاى حرف است .  طرف كاملاً حرفش را بزند ،  تمام كند ؛ بعد اگر حرفش غلط است ،  غیرمنطقى است ،  جنابعالى وارد شوید ،  استدلال كنید ،  بگوئید نخیر ،  این حرف آقا هیچ منطقى ندارد ،  هیچ مبنائى ندارد ؛ ردش كنید .  این كار اشكال ندارد .  
بنده به استقلال مجلس خیلى اهمیت می دهم و معتقدم واقعاً مجلسِ مستقل یكى از نعم بزرگ است .  بعضى تصور می كنند ،  بعضى هم این را  هى توى رسانه‌ها مطرح می كنند ؛ خیال می كنند مظهر استقلال از دولت ،  پریدن به دولت است .  اینجورى نیست .  بحث این دولت و آن دولت نیست ؛ در همه‌ى دوره‌ها ،  توى این چند سال – می دانید دولت هاى مختلفى بودند - بنده همیشه همین را تذكر دادم .  استقلال از دولت معنایش این نیست كه آدم باید دائم با دلیل و بى‌دلیل ،  هى بپرد به دولت ؛ به این كارش ،  به آن كارش ؛ كارهائى كه اصلاً لزومى ندارد انسان اعتراض كند .  خب ،  یك قانونى بگذارید برخلاف آن جهتى كه او دارد حركت می كند .  به هر حال اینها چیزهاى لازمى است .  
به نظر من امروز از جمله‌ى مسائل مهمى كه ما در كشور به آن نیاز داریم ،  اتحاد است .  اتحاد به معناى همسان بودن فكرها نیست .  خب ،  الحمدلله شماها همه در سطوح بالاى فكرى و علمى هستید ؛ اینها براى شما ،  گفتن ندارد .  ما احتیاج داریم به این كه به ما تذكر داده شود تا عمل كنیم ؛ والّا خیلى از چیزها را می دانیم .  امروز باید اتحاد وجود داشته باشد .  دوئیت و اختلاف و تفرقه ،  مظهر ضعف و انحطاط و انهزام یك ملت است ؛ باید نگذارید این اتفاق بیفتد .  اختلاف نظر هم وجود دارد ،  ابائى هم از گفتن اختلاف نظر نیست ؛ بله ،  ما در این قضیه با هم اختلاف نظر داریم ،  اما دستمان توى دست هم است .  مثلاً او می گوید این كار باید بشود ،  من می گویم باید نشود .  بالاخره یك مرجعى وجود دارد ؛ یا مرجع ،  قانون است ؛ یا مرجع ،  دستگاه قضائى است ؛ یا مرجع ،  شوراى نگهبان است - یا هرچه - آن مرجع هم تعیین تكلیف خواهد كرد ؛ اما با هم دست‌به‌یقه نمی شویم .  این اتحاد باید وجود داشته باشد .  باید در جهت مصالح عالیه‌ى كشور ،  بین دستگاه‌ها همدلى وجود داشته باشد ؛ این باید بروز كند .  البته همه هم همین را می گویند .  یك وقتى یك نفرى با عصبانیت داشت از یك چیزى دفاع می كرد ،  یك نفر به او گفت آقا حالا چرا عصبانى می شوى؟ با همان عصبانیت داد كشید: من عصبانى نیستم! حالا از اطراف - از دو طرف هم نمی شود گفت - بعضى دائم دم از اتحاد هم می زنند ،  اما در عین حال باز نشانه‌ها و نمونه‌هاى تفرق گاهى دیده می شود .  من خواهش می كنم به این مسئله توجه كنید ؛ هم در درون مجلس بین خود دوستان كه در مجلس هستید ،  هم در بین مجلس و قواى دیگر - قوه‌ى مجریه و قوه‌ى قضائیه - این اتحاد و اتفاق را حفظ كنید و بدانید كه این ملت ،  این كشور ،  این نظام ،  این جهتگیرى ،  بشارت داده‌ى به توفیق و پیروزى است ؛ این لطف خداست ،  سنت هاى الهى این را اقتضاء می كند .
ملت ،  ملت خوبى‌اند ؛ ملت مؤمنى‌اند ؛ جوانهاى ما جوانهاى خوبى‌اند .  ملت ما خوشبختانه همچنان یك ملت جوانى است ؛ تفكر دینى و جهتگیرى دینى و اسلامى هم بحمدالله محور اصلى حركت كشور است .  خب ،  نمایندگان مجلس ،  مسئولین كشور ،  دولتى‌ها ،  قضائى‌ها ،  از انسانهاى معتقد به مبانى اسلام و انقلابند ؛ این خیلى چیز مهمى است .  مردم ،  معتقد ؛ مسئولین ،  معتقد ؛ ان‌ شاءالله توفیق الهى شامل حال است و ما داریم پیش می رویم .  در این دهه هم كه دهه‌ى پیشرفت و عدالت است ،  به توفیق الهى ،  ان ‌شاءالله ،  باذن‌الله ،  هم به پیشرفت محسوسى خواهیم رسید ،  هم در پایان این مدت ان‌ شاءالله به یك رقم برجسته‌ى چشمگیرى از عدالت دست خواهیم یافت .  
والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

۱) انفال: ۲۹
۲) انفال: ۲۵
۳) عصر: ۳
۴) انعام: ۲۶

پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای ( مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی

عکس هایی از این دیدار








تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 | 20:7 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
جهاد زن

پیامبر اکرم صلّی‌ الله‌ عليه وآله :

جِهادُ الْمَرْأةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ وَأعْظَمُ النّاسِ حَقّاً عَلَيْها زَوْجُها.

جهاد زن همسرداری نيكوست و همسر وی بيشترين حقّ را نسبت به او دارد.

The Jihād (fighting in the way of Allah) of the woman is to afford her husband pleasant company
 
 and her husband has the greatest right over her
.
 
شيخ صدوق ، الخصال‏ ، ناشر: جامعه مدرسين ، ج2 ، ص ۶۲۰
 
مجلسی ، علامه محمد باقر ، بحار الأنوار، ج 103، ص 98


تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 | 7:8 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
یکی از مراجع تقلید شیعیان با بیان اینکه امکانات فراوانی در کشور وجود دارد، وجود بیکاری و فقر را نتیجه مدیریت ضعیف عنوان کرد.
به گزارش مشرق به نقل از مهر، آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی ظهر پنجشنبه در دیدار محمدرضا باهنر و اعضای جامعه اسلامی مهندسان با ایشان در سخنانی با بیان اینکه هندسه از علوم پربرکت دینی است اظهار کرد: انسان هر قدر هم مهندس باشد مونتاژگر آفریده های الهی است و ریاضیدان و مهندس بنابر نظم عالم و درک آن مهندس و ریاضیدان می شود و مهندس و ریاضیدان سلسله مفاهیمی را بلد است و از خارج گرفته است و گرنه خداوند هر چیزی را به اندازه خود و در جای خود خلق کرده است.

وی ادامه داد: جریان مهندسی و ریاضی این است که هر چیزی در جای خود باشد و ما هر جا باشیم نیازمند منبع الهی هستیم چه در مجلس باشیم و یا بیرون از مجلس.

وی تاکید کرد: جامعه وقتی به مقصد می رسد که سه عنصر محوری یعنی مواد قانونی، استخراج مواد از مبانی و استخراج مبانی از منبع را داشته باشد و فرق نظام اسلامی با غیر اسلامی در این است که ضلع سوم در نظام غیراسلامی وجود ندارد.

این مرجع تقلید یادآور شد: ملحدان و مشرکان و مسیحیان و بقیه نیز مواد حقوقی و مبانی دارند اما منبع ندارند و مهمترین مبنا برای آنان عدل است که خود عدل مفهومش روشن است اما حقیقت عدل در نهایت خفاست.

وی با بیان اینکه عدل یعنی هر چیزی را در جای خود قرار دادن تصریح کرد: تنها خداوند که همه چیز را آفریده است می داند جای هر چیزی را می داند والا سازمان ملل دستش خالی است زیرا منبع ندارد به همین دلیل حزب الله را تروریست می نامد؛ او از عدل می گوید اما ظالمانه فکر می کندچون منبع ندارد.

آیت الله جوادی آملی تاکید کرد: خداوند است که می داند جای زن و مرد و شراب و سرکه و همه چیز در کجاست اما کسی که اشیاء و انسان را خلق نکرده از کجا می داند جای آنان چیست به همین دلیل بر اساس هوا و هوس تصمیم می گیرد و آن را عین عدل می داند.

پیش بینی مذاکرات مسکو

استاد برجسته حوزه علمیه قم ادامه داد: غرب وقتی با دست خالی سراغ مبانی رفت، مواد حقوقی دلخواه از خود در می‌آورد و به همین دلیل در بغداد و در ترکیه معطل کردند و در مسکو هم معطل خواهند کرد و این اعمال را عدل هم می دانند.

آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه تا قانونگذار منبع شناس نباشد دستش خالی است و عرفی فکر می کند عنوان کرد: ما با این همه امکانات در کشور فقر زیادی داریم؛ کشوری که این همه آب و خاک دارد و در عین حال عده زیادی هم فقیر هستند حضرت علی(ع) فرموده آن از رحمت خدا دور باد.

وی افزود: کشور ما چهار فصل است؛ آب فراوان دارد که به دریا هرز می رود، خاک فراوان ولی در عین حال بیکار و فقیر هم در آن موج می زند؛ ضعف مدیریت یعنی همین؛ امکانات فراوان، درگیری زیاد و عده ای هم بیکار و فقیر و نتیجه این است که روزی تازیانه این کار را خواهیم خورد.

این مفسر قرآن ادامه داد: با این همه امکانات در کشور یا اختلاس است و یا به جان هم می افتیم و باندبازی می کنیم.

وی تاکید کرد: مسئله فقر و گرانی چیزی نیست که عادی از کنار آن بگذریم و توقع داشته باشیم با موعظه و اخلاق بتوان جوانان بیکار و فقیر را رام کنیم؛ این توقع بیجایی است.

این مرجع تقلید با بیان اینکه تا ما منبع علمی نداشته باشیم معنای عدل روشن نیست تصریح کرد: در این صورت نه امنیت است و نه استقلال و نه مساوات و نه مواسات خواهد بود و وقتی منبع نباشد به دلخواه قانون می گذاریم.

وی با بیان اینکه خداوند ما را بدون سرمایه باقی نگذاشته است بیان کرد: تفکیک قوا که در کشور ما و کشورهای دیگر پذیرفته شده است چیز خوبی است و در درون ما هم وجود دارد؛ در کشورهای غربی قانون وضع می کنند و قانونگذارند اما در کشور اسلامی مابراساس منابع قانون شناس هستیم و تنها قانونگذار حقیق خداوند است.

مجری و داور نباید یکی باشد

جوادی آملی با بیان اینکه اگر مجری و داور یکی باشد مشکل ایجاد می شود اظهار کرد: خداوند در درون ما قوه تشخیص خوب از بد را قرار داده است و قوای شهوانی و غضب و ... را نیز گذاشته است اما در کنار آن نفس لوامه را داور قرار داده است تا اگر بدی کردیم به ما گوشزد کند اما اگر براثر بدکار و بدرفتاری این نفس را از بین بردیم نه تنها در کارهای بد ما را ملامت نمی کند بلکه در انجام کارهای خیر ما را سرزنش خواهد کرد.

وی با بیان اینکه هفت یا هشت میلیون پرونده قضایی در کشور مربوط به الفبای دین است و دستگاه قضا را فلج کرده است عنوان کرد: اکثریت مردم فکر می کنند انسان با مرگ می میرد اما وحی می گوید انسان مرگ را می چشد و می میراند و این به معنای ابدیت انسان است و انسانی که ابدی بیندیشد ابدی زندگی می کند.

این مرجع تقلید در پایان با اشاره به شعار امسال مبنی بر تولید ملی تاکید کرد: مهمترین کار در سال تولید ملی تولید علم و فرهنگ و محبت است و بعد تولید صنعتی و اقتصادی و ... .
منبع : مشرق


تاريخ : جمعه نوزدهم خرداد 1391 | 10:50 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

 

 

«دنيای امروز بخصوص جهان شیعه در حال حاضر با یكی از تهدیدات جدی در عرصه بین‌المللی مواجه است. این مشكل به واسطه ظهور جریان‌های تندرو عقیدتی بروز و ظهور پیدا كرده است.»

 

عصر ايران در گزارشي به بررسي تاريخچه شكل‌گيري وهابيت پرداخته است.در اين گزارش مي‌خوانيم: «از زمان شكل‌گیری جریان‌های تندرو با لباس "سلفی‌گری" در دنیای معاصر، مدت زمان زیادی نمی‌گذرد اما وقوع برخی رویدادها و حمایت غرب از گروهی از مسلمانان كه نگاهی افراطی به اسلام دارند، رشد سلفی‌گری و به تبع آن جریان تكفیری‌ را در پی داشته است.

يكي از عوامل مهم درگيري‌هاي خونين منطقه، بحث تكفير شيعيان و مطرح كردن آن از سوي علما و روحانيون افراطي وهابي و سلفي است كه باعث قرباني شدن بسياري از شيعيان بي‌گناه در منطقه شده است.

متأسفانه به جاي برخورد مناسب و معقولانه با اين پديده و اعلام برائت از اقدامات خشن و سركوبگرايانه، در آذر ماه 1385، 38 تن از علماي سلفي عربستان سعودي در بيانيه‌اي ضمن ابراز تاسف از سقوط بغداد‌ آن را توطئه مشكوك صليبيون، روافض و صفوي‌ها دانستند و هدف از آن را حفاظت و حمايت از اشغالگران و تحديد نفوذ اهل سنت در منطقه، ايجاد هلال شيعه و تجزيه عراق به سه منطقه كردي، شيعي و سني خواندند!

كاملا مشخص بود كه در اين نوع تقسيم بندي "روافض" شامل شيعيان، "صفويان" همان ايرانيان و "اشغالگران" نيز سربازان صليبي هستند. جالب اینجاست که اولين بار بنا به درخواست انگلیسی‌ها در سال 1904 میلادی، عبدالعزیز اول در عربستان توافق و حكم (سری) مبنی بر حق تجمع و تشكیل منطقه یهودی در سرزمین فلسطین را به نفع صهیونیست‌ها صادر كرد.

سير تحول

سلفی‌ها روایات خود را مستقیما از احمد بن حنبل (متولد 241)، احمد بن تیمیه (متولد 728)، ابن القیم الجوزیه (متولد 751) و محمد بن عبدالوهاب تمیمی نجدی (متولد 1115) می‌گیرند. آنها تنها راه رستگاری را پیروی از سلف صالح (صحابه عصر پیامبر "ص") می‌دانند و بدین علت "سلفی" نامیده شده‌اند.سلفیه بعد از "محمد بن عبدالوهاب" به صورت یك شكل و ساختار سیاسی در آمد و هم‌پیمانی وی با "محمد بن سعود" پایه‌گذار حاكمیت آل سعود در عربستان به این روند تسریع بخشید.اكنون پیوند میان علما و حاكمان سعودی گرچه دچار تغییر و تحول شده و شیوخ وهابی از برخی اختیارات خود از جمله امر قضا بازماندند، اما در عین حال هنوز هم از وضعیت و جایگاه خوبی در نظام سیاسی سعودی برخوردار هستند.وهابيت بعد از محمد بن عبدالوهاب متحول شد. بخصوص از زماني كه "سيد قطب" و برادرش "محمد" به انتقاد از تفكرات محمد بن عبدالوهاب برخاستند و مباني نظري او در بحث توحيد را مورد بررسي قرار دادند.از نظر اين دو، توحيد مورد نظر محمد بن عبدالوهاب توحيد ابتدايي و بدوي است و در مواجهه با جريان‌هاي انحرافي كاربردي ندارد. اين نوع تفكر بيشترين هم‌پیماني را با جريان دربار و سلطنت دارد و از توان لازم برای مواجهه با انحرافات برخودار نيست، به همين خاطر جريان وهابيت بعد از تلاش‌هاي فرهنگي برادران قطب به سه بخش تقسيم شد:

1- وهابيت نجدي يا حجازي كه هم اكنون به سردمداري علماي وهابي عربستان بر طبل تكفير شيعيان اماميه، زيديه و اسماعيليه مي‌كوبد و البته عملگرا هم نيست و تلاشي براي از بين بردن فيزيكي فرق اماميه نمي‌كند.

2- وهابيت انقلابي يا جهادي كه با نشر افكار سيد قطب در عربستان توسط شاگردش "سلمان العوده" و گسترش افكار "ابوالاعلي مودودي" در پاكستان و تلاش‌هاي اخوان المسلمين در مصر، سر ناسازگاري با اهل كتاب بخصوص يهود و حضور نيروهاي بيگانه در خاك كشورهاي اسلامي دارد. البته بايد در نظر داشت كه كساني كه به وهابيت انقلابي اعتقاد دارند، در عين انتقادات جدي به شيعه، خواهان حذف فيزيكي شيعيان نيستند و جنگ بين فرق اسلامي را بر نمي‌تابند.

3- جريان تكفيري كه چند دهه از شكل‌گيري آن مي‌گذرد، تلفيقي از وهابيت نجدي با تاكيد بر جنبه‌هاي ضديت با شيعه و وهابيت انقلابي است. اين گروه‌ بخصوص در عراق، افغانستان و پاكستان فعال هستند و از همه امكانات لازم براي حذف مخالفان خود استفاده مي‌كنند.

متأسفانه عملکرد بخش قابل توجهی از علمای اهل سنت در نقد تکفیری‌ها و اعلام برائت از آنان، چندان قابل اعتنا نبوده و نتواسته‌اند آن طور که باید و شاید در برابر این افراد بایستند؛ افرادی که به نام دین، سر از تن خلق جدا می‌کنند و از حسینیه شیعیان در پاکستان تا خیابان‌های کربلا، دست به عملیات انتحاری می‌زنند و کشتاري داخلی در جهان اسلام را رقم زده‌اند و نهایتا چهره‌ای "ترور محور " از اسلام در جهان عرضه می‌دارند.»

منبع : صبح صادق



تاريخ : دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 | 22:53 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

ا اعتکاف و احکام آن

بر اساس فتاوای حضرت امام و سایر مراجع عظام

یکی از سنتهای حسنه، اعتکاف است که در حال حاضر در کشور ما هر ساله در ایام البیض ماه رجب برگزار می گردد و بسیاری از مؤمنان نیک سرشت از اصناف گوناگون به مساجد جامع می روند و به عبادت و دعا و روزه داری می پردازند.

خبرگزاری شبستان، یکی از سنتهای حسنه، اعتکاف است که در حال حاضر در کشور ما هر ساله در ایام البیض ماه رجب برگزار می گردد و بسیاری از مؤمنان نیک سرشت از اصناف گوناگون به مساجد جامع می روند و به عبادت و دعا و روزه داری می پردازند.

از کلمات معصومین علیهم السلام روایات زیادی درباره اهمیت و ثواب اعتکاف نقل شده و بر مکانها و زمان خاصی در اعتکاف تاکید شده است. به عنوان نمونه از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «اعتکاف لیلة فی شهر رمضان یعدل حجة و اعتکاف لیلة فی مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله و عند قبره یعدل حجة و عمرة و من زار الحسین علیه السلام یعتکف عنده العشر الاواخر من شهر رمضان فکانما اعتکف عند قبر رسول الله النبی صلی الله علیه و آله و من اعتکف عند قبر رسول الله صلی الله علیه و آله کان ذلک افضل له من حجة و عمرة بعد حجة الاسلام; [ثواب] اعتکاف یک شب در ماه رمضان معادل [ثواب] یک حج است و اعتکاف یک شب در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و نزد قبر او معادل یک حج و یک عمره است و هر کس [قبر] امام حسین علیه السلام را زیارت کند در حالی که در دهه آخر ماه رمضان نزد او معتکف باشد، همانند آن است که کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله اعتکاف کرده است و هر کس کنار قبر رسول خدا معتکف شود، برای او از یک حج و یک عمره بعد از حج واجب بهتر است.»

اعتکاف، برنامه ای مهم برای خودسازی انسان است که او را در طی چند روز از مظاهر فریبنده مادی دنیا دور می سازد و در جهانی روحانی و معنوی غرق می کند. این سنت حسنه همچون دیگر سنتها و عبادتها مجموعه ای از بایدها و نبایدها را به همراه خود دارد. اکنون گزیده ای از احکام اعتکاف را بر اساس فتاوای حضرت امام قدس سره و سایر مراجع معظم تقلید ذکر می کنیم. بدان امید که ره توشه ای برای معتکفان و مبلغان گرامی باشد.

 

تعریف اعتکاف
«اعتکاف از ماده «عکف» در لغت به معنای اقبال و روی آوردن به چیزی و ملازمت آن بر سبیل تعظیم است .»

و«اعتکاف در شرع، التزام به توقف و درنگ در مسجد به قصد قربت است .» (1)

در یک تعریف جامع اعتکاف عبارتست از: «اقامت کردن برای حداقل سه روز در مسجد به قصد عبادت با مراعات شرایط لازم .» (2)

مرحوم آیت الله سید محمد کاظم یزدی در تعریف اعتکاف می فرماید:

«هو اللبث فی المسجد بقصد العبادة بل لا یبعد کفایة قصد التعبد بنفس اللبث وان لم یضم الیه قصد عبادة اخری; (3)

اعتکاف، درنگ کردن در مسجد به منظور عبادت است; بلکه بعید نیست که درنگ به قصد تعبد و بندگی بدون قصد عبادتی دیگر نیز کافی باشد .»

اقسام اعتکاف
اعتکاف به طور کلی به دو بخش تقسیم می شود: واجب و مستحب . اعتکاف واجب آن است که با نذر یا عهد یا قسم یا شرط ضمن عقد یا اجاره برعهده فرد واقع شده باشد. اگر اعتکاف با شرایط یاد شده نباشد، مستحب خواهد بود.

نیت اعتکاف
اعتکاف، همانند سایر عبادات باید با نیت و قصد قربت توام باشد; چرا که هرگونه ریا و خودنمایی آن را باطل می کند.

نیت اعتکاف باید از اذان صبح - که آغاز روزه است - انجام پذیرد; بنابراین کسی که دیرتر از آن زمان به مسجد برسد آن روز نمی تواند اعتکاف را شروع کند. (4)

انسان می تواند اعتکاف را به نیابت اموات انجام دهد.

و نیز می تواند به قصد رجا برای افراد زنده انجام دهد. (5)

اعتکاف به نیابت از دو یا چند نفر صحیح نیست ولی می تواند اعتکاف را به نیت خود به جا آورد و ثواب آن را به دیگران هدیه کند. (6)

عدول از نیابت شخصی به شخص دیگر جایز نیست; مثلا اگر دو روز اعتکاف به نیابت از علی بوده، روز سوم نمی تواند به نیابت از حسن اعتکاف کند.

اگر کسی قصد داشته باشد اعتکاف را برای خودش انجام دهد، پس از شروع نمی تواند نیت خود را برگرداند و به نیابت از دیگری به اتمام برساند.

زمان اعتکاف
اعتکاف در تمام ایام سال، جز در دو روز که روزه آن حرام است مطلوب می باشد; ولی در ماه مبارک رمضان و ماه رجب در ایام البیض فضیلت بیشتری دارد. (7)

و در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر شده است که آن حضرت در مدینه در ماه رمضان معتکف می شدند و برای آن حضرت، چادری در مسجد بر پا می شد و او مشغول عبادت و روزه داری می شد; (8) از اینرو بهترین زمان برای اعتکاف، ماه رمضان بویژه دهه سوم است . (9)

مکان اعتکاف
اعتکاف، تنها در مساجد خاص، صحیح است; بنابراین اگر کسی در خانه خود یا در حسینیه یا حرم معتکف شود صحیح نیست . مساجدی که اعتکاف در آن صحیح است، عبارتند از: مسجد الحرام، مسجد النبی، مسجد جامع کوفه، مسجد بصره و به قصد رجا می توان در مسجد جامع هر شهر معتکف شد.

آیت الله مکارم شیرازی: اعتکاف در مسجد جامع نیز صحیح است; هر چند احتیاط آن است که در یکی از آن چهار مسجد معتکف شود . (10)

مسجد جامع
یکی از شرایط اعتکاف این است که در مسجد جامع باشد . (11)

مقصود از مسجد جامع، مسجدی است که گروههای مختلف مردم شهر در آن شرکت کنند و به گروه خاص یا اهالی محله ای اختصاص نداشته باشد . (12)

بر معتکف لازم است که احراز کند مکان اعتکاف مسجد جامع است; یا به علم وجدانی خود یا شیاع شهری که مفید علم باشد و یا خبر دو عادل بر اینکه این مکان مسجد جامع محسوب شود . (13)

در لزوم مکان اعتکاف فرقی بین مرد و زن نمی کند و زنان نمی توانند در خانه و مسجد محل خود اعتکاف نمایند . (14)

اگر در یک شهر دو یا چند مسجد جامع وجود داشته باشد، در هر کدام که انسان بخواهد می تواند معتکف شود . (15)

پرسش: آیا اعتکاف در غیر مساجد جامع مثل نمازخانه دانشگاهها رجاء اشکال دارد یا نه و در صورت صحت آیا احکام اعتکاف، از قبیل ترک محرمات جاری می شود یا خیر؟

پاسخ: اعتکاف فقط باید در مساجد جامع باشد . (16)

پرسش: اعتکاف در مکانهایی که شک داریم جزء مسجد است، مثل: بام، سرداب و ... چه حکمی دارد؟

پاسخ: حکم مسجد را ندارد و اعتکاف در آن مکانها جایز نیست . (17)

پرسش: اعتکاف در مساجد دانشگاههای کشور چه حکمی دارد؟

پاسخ: در صورتی که گروه خارج از دانشگاه هم برای اقامه نماز از مناطق مختلف به مسجد دانشگاه می آیند اعتکاف در آن جایز است . (18)

شرایط اعتکاف:
در صحت اعتکاف اموری شرط است:

1 . از سه روز کمتر نباشد;

2 . در مسجد جامع شهر باشد;

3 . در این مدت از مسجد خارج نشود .

مدت اعتکاف:
مدت اعتکاف حداقل سه روز است و کمتر از آن صحیح نیست; ولی بیشتر از آن حدی ندارد، البته اگر پنج روز معتکف شود، روز ششم را نیز واجب است بماند; بلکه بنابر احتیاط واجب، هرگاه دو روز اضافه کرد روز سوم هم باید بماند; پس اگر هشت روز معتکف شد روز نهم هم واجب است . (19)

این سه روز از طلوع فجر روز اول تا مغرب روز سوم است; بنابراین اگر بعد از طلوع فجر، گرچه چند دقیقه با تاخیر به مسجد برسد، آن روز جزو اعتکاف به حساب نمی آید و چنانچه قبل از مغرب روز سوم اعتکاف را قطع کند، افزون بر آنکه کار حرامی کرده اعتکاف نیز باطل است .

سه روز اعتکاف با شبهای آن است که حداقل سه روز و دو شب در وسط است; بنابراین معتکف نمی تواند شبها را از مسجد خارج شود .

سؤال: آیا در تحقق اعتکاف سه روز ناپیوسته کافی است؟

جواب: کافی نیست (20) .

روزه اعتکاف:
انسان در ایام اعتکاف باید روزه بگیرد; بنابراین کسی که نمی تواند روزه بگیرد مانند مسافر، مریض و زن حایض یا نفساء و کسی که عمدا روزه نگیرد، اعتکافش صحیح نیست.

مسافر و مریض اگر معتکف شوند صحیح نیست و زن حائض یا نفساء نه تنها اعتکافش صحیح نیست، بلکه به جهت توقف در مسجد، گناهکار است .

لازم نیست که روزه مخصوص به اعتکاف باشد; بلکه هر روزه ای باشد صحیح است; مثلا در ایام اعتکاف می تواند روزه قضا یا نذری یا استیجاری بجا آورد . (21)

پرسش: آیا هرگونه روزه، هرچند استیجاری برای اعتکاف کافی است؟

پاسخ: آیت الله فاضل لنکرانی: خیر; بلکه روزه اعتکاف باید به نیت کسی باشد که اعتکاف به نیت او انجام گیرد .

آیت الله مکارم: کفایت روزه استیجاری برای اعتکاف مشکل است .

آیت الله بهجت: کافی است .

پرسش: اگر روزه شخص معتکف باطل شود، آیا اعتکاف او هم باطل می شود؟

پاسخ: آری; اعتکاف او هم باطل می شود . (22)

محرمات اعتکاف:
بر معتکف چند چیز حرام است:

1 . استفاده از عطریات و گیاهان خوشبو برای کسی که از آن لذت می برد حرام است; پس برای کسی که حس بویایی ندارد اشکال ندارد .

2 . خرید و فروش و بنابر احتیاط واجب هر نوع داد و ستدی مانند اجاره و مضاربه حرام است .

3 . جدال در امور دینی و دنیوی برای غلبه بر دیگری و اظهار فضل و برتری بر او .

4 . هرگونه استفاده شهوانی از جنس مخالف نظیر لمس، بوسه و آمیزش حرام است . (23)

اما نگاه با شهوت به همسر در حال اعتکاف مانعی ندارد . (24)

5 . استمنا; گرچه با نگاه به همسرش زمینه جنابت خود را فراهم کند . (25)

اشتغال بر امور دنیوی در حال اعتکاف مانند خیاطی، نساجی، نقاشی، مطالعه و امثال آن اشکال ندارد .

در اموری که بر معتکف حرام است، تفاوتی بین شب و روز نیست .

بوئیدن عطریات هرچند با قصد لذت نباشد برای معتکف حرام است . (26)

اجازه اعتکاف:
افراد زیر بدون اجازه نمی توانند معتکف شوند:

1 . زن بدون اجازه شوهر در صورتی که اعتکاف موجب از بین رفتن حق او باشد . (27)

آیت الله مکارم شیرازی: زن بنابر احتیاط واجب از همسرش اجازه بگیرد ولی فرزندان بالغ احتیاج به اجازه ولی ندارند . (28)

2 . فرزند بدون اجازه والدین درصورتی که اعتکاف او موجب اذیت و آزار آنان باشد صحیح نیست . (29)

3 . کسی که در استخدام دیگری است مانند برخی از کارگران و کارمندان در صورتی که قرارداد اجاره به گونه ای است که منفعت اعتکاف را نیز در بر می گیرد . (30)

خروج از مسجد
در مدت اعتکاف، خروج از مسجد تنها در حد پرداختن به اموری خاص جایز است و مصالحی عام چون اقامه نماز جمعه، تشییع جنازه، اقامه شهادت در دادگاه و عیادت بیمار، یا نیازهای شخصی چون تهیه خوراک لازم و قضای حاجت از مصادیق این مستثنیات شمرده شده است .

و گاهی خروج از مسجد واجب است; (31) همچون انجام غسل جنابت برای جنب . (32)

اگر معتکف به جهت ضرورت از مسجد خارج شد این امور را باید مراعات کند .

1 . بیش از مقدار ضرورت و نیاز بیرون مسجد نماند .

2 . در صورت امکان زیر سایه ننشیند .

3 . بنابر احتیاط واجب نزدیک ترین راه را انتخاب کند . (33)

قطع اعتکاف
قطع و رها کردن اعتکاف مستحبی در روزهای اول و دوم جایز است; ولی پس از تمام شدن دو روز ماندن روز سوم واجب می شود و قطع اعتکاف جایز نیست . (34)

اگر اعتکاف مستحبی را بعد از روز دوم باطل کند باید قضای آن را بجای آورد; ولی اگر قبل از اتمام روز دوم باطل کند چیزی بر عهده او نیست . (35)

انسان می تواند از آغاز اعتکاف هنگام نیت شرط کند که اگر مشکلی پیش آمد مثلا اگر هوا سرد شد اعتکاف را رها می کنم و در صورت پیش آمدن مانع، رها کردن اعتکاف اشکال ندارد; حتی روز سوم . (36)

مبطلات اعتکاف:
 هر آنچه روزه را باطل می کند، اعتکاف را نیز باطل می کند . (37)

 یکی از مبطلات اعتکاف ارتداد است . اگر معتکف در میان اعتکاف مرتد شود اعتکافش باطل می شود; گرچه توبه کند . (38)

 اگر معتکف به جهت ضرورت از مسجد خارج شود و به قدری طول بکشد که صورت اعتکاف برهم بخورد . اعتکافش باطل می شود .(39)

 خروج عمدی از مسجد اعتکاف را باطل می کند .

 اگر معتکف، اعتکاف واجب را با آمیزش (جماع) باطل کند، کفاره بر او واجب می شود و در سایر محرمات اعتکاف کفاره واجب نیست;(40) هر چند احتیاط مستحب است . (41)

 اعتکاف صبی ممیز صحیح است و بلوغ شرط نیست . (42)

 اگر معتکف به یکی از مبطلات اعتکاف، اعتکاف خود را به هم بزند; اگر اعتکافش واجب و در زمان معین بوده باید اعتکاف خود را قضا کند و الا باید دوباره اعتکاف خود را از نو آغاز کند . (43)

 قضا نمودن اعتکافی که باطل شده و زمان آن گذشته است به صورت فوری نیست; گرچه بهتر است هرچه زودتر آن را قضا کند . (44)

 اگر معتکف در اثنای اعتکاف واجب بمیرد، بر ولی او لازم نیست اعتکاف او را قضاء نماید . (45)

 اگر معتکف در حال اعتکاف خرید و فروش کرد گرچه اعتکافش باطل می شود، اما معامله او باطل نیست . (46)

پی نوشت:

1) مفردات راغب، ص 350 .

2) دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 9، ص 355 .

3) عروة الوثقی، ج 2، ص 246 .

4) همان، ج 2، ص 247; تحریر الوسیله، ج 1، ص 304 .

5) عروة الوثقی، ج 2، ص 246; استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ص 160، س 470 .

6) عروة الوثقی، ج 2، ص 250، م 3 .

7) همان، ج 2، ص 246; استفتائات جدید، مکارم، ج 2، ص 158، س 454 .

8) کافی، ج 4، ص 175 .

9) عروة الوثقی، ج 2، ص 246 .

10) استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ج 2، ص 157، س 451 .

11) عروة الوثقی، ج 2، ص 248 .

12) استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ج 2، ص 158، س 456 .

13) عروة الوثقی، ج 2، ص 254، م 24 .

14) همان، ص 254، م 26 .

15) عروة الوثقی، ج 2، ص 248; استفتائات جدید مکارم شیرازی، ج 2، ص 159، س 459 .

16) استفتائات جدید مکارم شیرازی، ص 158، س 455 .

17) همان، ج 2، ص 159، س 463; عروة الوثقی، ج 2، ص 254، م 23 .

18) استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ج 2، ص 158، س 457 .

19) عروة الوثقی، ج 2، ص 248 .

20) استفتائات مکارم شیرازی، ج 2، ص 162، س 478 .

21) تحریر الوسیله، ج 1، ص 305; عروة الوثقی، ج 2، ص 250، م 4 .

22) استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ج 2، ص 167، س 505 .

23) عروة الوثقی، ج 2، ص 259 .

24) همان .

25) تحریر الوسیله، ج 1، ص 309 .

26) همان، س 499 .

27) عروة الوثقی، ج 2، ص 249 .

28) استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ج 2، ص 160، س 471 .

29) عروة الوثقی، ج 2، ص 249 .

30) تحریر الوسیله، ج 1، ص 304 .

31) استفتائات جدید مکارم شیرازی، ج 2، ص 164، س 494 و 496، عروة الوثقی، ج 2، ص 249 و ص 255، م 30 .

32) عروة الوثقی، ج 2، ص 250، م 31 .

33) تحریر الوسیله، ج 1، ص 306، السابع 307، م 9; عروة الوثقی، 260، ص 256، م 35 .

34) تحریر الوسیله، ج 1، ص 306، م 3; عروة الوثقی، ج 2، ص 251، م 5 .

35) استفتائات جدید مکارم شیرازی، ج 2، ص 161 .

36) عروة الوثقی، ج 2، ص 252، استفتائات جدید مکارم شیرازی، س 492، ص 164 .

37) عروة الوثقی، ج 2، ص 259 .

38) همان، ج 2، ص 250، م 1 .

39) همان، ج 2، ص 257، م 36 .

40) همان، ج 2، ص 261، م 9 .

41) استفتائات جدید مکارم شیرازی، ج 2، ص 168 .

42) عروة الوثقی، ج 2، ص 254، م 27 .

43) همان، ج 2، ص 260، م 5 .

44) همان، م 6 .

45) همان، م 7 .

46) همان، م 8، ص 261 .

منبع: پایگاه حوزه

بر اساس فتاوای حضرت امام و دیگر مراجع عظاما

یکی از سنتهای حسنه، اعتکاف است که در حال حاضر در کشور ما هر ساله در ایام البیض ماه رجب برگزار می گردد و بسیاری از مؤمنان نیک سرشت از اصناف گوناگون به مساجد جامع می روند و به عبادت و دعا و روزه داری می پردازند.

خبرگزاری شبستان، یکی از سنتهای حسنه، اعتکاف است که در حال حاضر در کشور ما هر ساله در ایام البیض ماه رجب برگزار می گردد و بسیاری از مؤمنان نیک سرشت از اصناف گوناگون به مساجد جامع می روند و به عبادت و دعا و روزه داری می پردازند.

از کلمات معصومین علیهم السلام روایات زیادی درباره اهمیت و ثواب اعتکاف نقل شده و بر مکانها و زمان خاصی در اعتکاف تاکید شده است. به عنوان نمونه از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «اعتکاف لیلة فی شهر رمضان یعدل حجة و اعتکاف لیلة فی مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله و عند قبره یعدل حجة و عمرة و من زار الحسین علیه السلام یعتکف عنده العشر الاواخر من شهر رمضان فکانما اعتکف عند قبر رسول الله النبی صلی الله علیه و آله و من اعتکف عند قبر رسول الله صلی الله علیه و آله کان ذلک افضل له من حجة و عمرة بعد حجة الاسلام; [ثواب] اعتکاف یک شب در ماه رمضان معادل [ثواب] یک حج است و اعتکاف یک شب در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و نزد قبر او معادل یک حج و یک عمره است و هر کس [قبر] امام حسین علیه السلام را زیارت کند در حالی که در دهه آخر ماه رمضان نزد او معتکف باشد، همانند آن است که کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله اعتکاف کرده است و هر کس کنار قبر رسول خدا معتکف شود، برای او از یک حج و یک عمره بعد از حج واجب بهتر است.»

اعتکاف، برنامه ای مهم برای خودسازی انسان است که او را در طی چند روز از مظاهر فریبنده مادی دنیا دور می سازد و در جهانی روحانی و معنوی غرق می کند. این سنت حسنه همچون دیگر سنتها و عبادتها مجموعه ای از بایدها و نبایدها را به همراه خود دارد. اکنون گزیده ای از احکام اعتکاف را بر اساس فتاوای حضرت امام قدس سره و سایر مراجع معظم تقلید ذکر می کنیم. بدان امید که ره توشه ای برای معتکفان و مبلغان گرامی باشد.

 

تعریف اعتکاف
«اعتکاف از ماده «عکف» در لغت به معنای اقبال و روی آوردن به چیزی و ملازمت آن بر سبیل تعظیم است .»

و«اعتکاف در شرع، التزام به توقف و درنگ در مسجد به قصد قربت است .» (1)

در یک تعریف جامع اعتکاف عبارتست از: «اقامت کردن برای حداقل سه روز در مسجد به قصد عبادت با مراعات شرایط لازم .» (2)

مرحوم آیت الله سید محمد کاظم یزدی در تعریف اعتکاف می فرماید:

«هو اللبث فی المسجد بقصد العبادة بل لا یبعد کفایة قصد التعبد بنفس اللبث وان لم یضم الیه قصد عبادة اخری; (3)

اعتکاف، درنگ کردن در مسجد به منظور عبادت است; بلکه بعید نیست که درنگ به قصد تعبد و بندگی بدون قصد عبادتی دیگر نیز کافی باشد .»

اقسام اعتکاف
اعتکاف به طور کلی به دو بخش تقسیم می شود: واجب و مستحب . اعتکاف واجب آن است که با نذر یا عهد یا قسم یا شرط ضمن عقد یا اجاره برعهده فرد واقع شده باشد. اگر اعتکاف با شرایط یاد شده نباشد، مستحب خواهد بود.

نیت اعتکاف
اعتکاف، همانند سایر عبادات باید با نیت و قصد قربت توام باشد; چرا که هرگونه ریا و خودنمایی آن را باطل می کند.

نیت اعتکاف باید از اذان صبح - که آغاز روزه است - انجام پذیرد; بنابراین کسی که دیرتر از آن زمان به مسجد برسد آن روز نمی تواند اعتکاف را شروع کند. (4)

انسان می تواند اعتکاف را به نیابت اموات انجام دهد.

و نیز می تواند به قصد رجا برای افراد زنده انجام دهد. (5)

اعتکاف به نیابت از دو یا چند نفر صحیح نیست ولی می تواند اعتکاف را به نیت خود به جا آورد و ثواب آن را به دیگران هدیه کند. (6)

عدول از نیابت شخصی به شخص دیگر جایز نیست; مثلا اگر دو روز اعتکاف به نیابت از علی بوده، روز سوم نمی تواند به نیابت از حسن اعتکاف کند.

اگر کسی قصد داشته باشد اعتکاف را برای خودش انجام دهد، پس از شروع نمی تواند نیت خود را برگرداند و به نیابت از دیگری به اتمام برساند.

زمان اعتکاف
اعتکاف در تمام ایام سال، جز در دو روز که روزه آن حرام است مطلوب می باشد; ولی در ماه مبارک رمضان و ماه رجب در ایام البیض فضیلت بیشتری دارد. (7)

و در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر شده است که آن حضرت در مدینه در ماه رمضان معتکف می شدند و برای آن حضرت، چادری در مسجد بر پا می شد و او مشغول عبادت و روزه داری می شد; (8) از اینرو بهترین زمان برای اعتکاف، ماه رمضان بویژه دهه سوم است . (9)

مکان اعتکاف
اعتکاف، تنها در مساجد خاص، صحیح است; بنابراین اگر کسی در خانه خود یا در حسینیه یا حرم معتکف شود صحیح نیست . مساجدی که اعتکاف در آن صحیح است، عبارتند از: مسجد الحرام، مسجد النبی، مسجد جامع کوفه، مسجد بصره و به قصد رجا می توان در مسجد جامع هر شهر معتکف شد.

آیت الله مکارم شیرازی: اعتکاف در مسجد جامع نیز صحیح است; هر چند احتیاط آن است که در یکی از آن چهار مسجد معتکف شود . (10)

مسجد جامع
یکی از شرایط اعتکاف این است که در مسجد جامع باشد . (11)

مقصود از مسجد جامع، مسجدی است که گروههای مختلف مردم شهر در آن شرکت کنند و به گروه خاص یا اهالی محله ای اختصاص نداشته باشد . (12)

بر معتکف لازم است که احراز کند مکان اعتکاف مسجد جامع است; یا به علم وجدانی خود یا شیاع شهری که مفید علم باشد و یا خبر دو عادل بر اینکه این مکان مسجد جامع محسوب شود . (13)

در لزوم مکان اعتکاف فرقی بین مرد و زن نمی کند و زنان نمی توانند در خانه و مسجد محل خود اعتکاف نمایند . (14)

اگر در یک شهر دو یا چند مسجد جامع وجود داشته باشد، در هر کدام که انسان بخواهد می تواند معتکف شود . (15)

پرسش: آیا اعتکاف در غیر مساجد جامع مثل نمازخانه دانشگاهها رجاء اشکال دارد یا نه و در صورت صحت آیا احکام اعتکاف، از قبیل ترک محرمات جاری می شود یا خیر؟

پاسخ: اعتکاف فقط باید در مساجد جامع باشد . (16)

پرسش: اعتکاف در مکانهایی که شک داریم جزء مسجد است، مثل: بام، سرداب و ... چه حکمی دارد؟

پاسخ: حکم مسجد را ندارد و اعتکاف در آن مکانها جایز نیست . (17)

پرسش: اعتکاف در مساجد دانشگاههای کشور چه حکمی دارد؟

پاسخ: در صورتی که گروه خارج از دانشگاه هم برای اقامه نماز از مناطق مختلف به مسجد دانشگاه می آیند اعتکاف در آن جایز است . (18)

شرایط اعتکاف:
در صحت اعتکاف اموری شرط است:

1 . از سه روز کمتر نباشد;

2 . در مسجد جامع شهر باشد;

3 . در این مدت از مسجد خارج نشود .

مدت اعتکاف:
مدت اعتکاف حداقل سه روز است و کمتر از آن صحیح نیست; ولی بیشتر از آن حدی ندارد، البته اگر پنج روز معتکف شود، روز ششم را نیز واجب است بماند; بلکه بنابر احتیاط واجب، هرگاه دو روز اضافه کرد روز سوم هم باید بماند; پس اگر هشت روز معتکف شد روز نهم هم واجب است . (19)

این سه روز از طلوع فجر روز اول تا مغرب روز سوم است; بنابراین اگر بعد از طلوع فجر، گرچه چند دقیقه با تاخیر به مسجد برسد، آن روز جزو اعتکاف به حساب نمی آید و چنانچه قبل از مغرب روز سوم اعتکاف را قطع کند، افزون بر آنکه کار حرامی کرده اعتکاف نیز باطل است .

سه روز اعتکاف با شبهای آن است که حداقل سه روز و دو شب در وسط است; بنابراین معتکف نمی تواند شبها را از مسجد خارج شود .

سؤال: آیا در تحقق اعتکاف سه روز ناپیوسته کافی است؟

جواب: کافی نیست (20) .

روزه اعتکاف:
انسان در ایام اعتکاف باید روزه بگیرد; بنابراین کسی که نمی تواند روزه بگیرد مانند مسافر، مریض و زن حایض یا نفساء و کسی که عمدا روزه نگیرد، اعتکافش صحیح نیست.

مسافر و مریض اگر معتکف شوند صحیح نیست و زن حائض یا نفساء نه تنها اعتکافش صحیح نیست، بلکه به جهت توقف در مسجد، گناهکار است .

لازم نیست که روزه مخصوص به اعتکاف باشد; بلکه هر روزه ای باشد صحیح است; مثلا در ایام اعتکاف می تواند روزه قضا یا نذری یا استیجاری بجا آورد . (21)

پرسش: آیا هرگونه روزه، هرچند استیجاری برای اعتکاف کافی است؟

پاسخ: آیت الله فاضل لنکرانی: خیر; بلکه روزه اعتکاف باید به نیت کسی باشد که اعتکاف به نیت او انجام گیرد .

آیت الله مکارم: کفایت روزه استیجاری برای اعتکاف مشکل است .

آیت الله بهجت: کافی است .

پرسش: اگر روزه شخص معتکف باطل شود، آیا اعتکاف او هم باطل می شود؟

پاسخ: آری; اعتکاف او هم باطل می شود . (22)

محرمات اعتکاف:
بر معتکف چند چیز حرام است:

1 . استفاده از عطریات و گیاهان خوشبو برای کسی که از آن لذت می برد حرام است; پس برای کسی که حس بویایی ندارد اشکال ندارد .

2 . خرید و فروش و بنابر احتیاط واجب هر نوع داد و ستدی مانند اجاره و مضاربه حرام است .

3 . جدال در امور دینی و دنیوی برای غلبه بر دیگری و اظهار فضل و برتری بر او .

4 . هرگونه استفاده شهوانی از جنس مخالف نظیر لمس، بوسه و آمیزش حرام است . (23)

اما نگاه با شهوت به همسر در حال اعتکاف مانعی ندارد . (24)

5 . استمنا; گرچه با نگاه به همسرش زمینه جنابت خود را فراهم کند . (25)

اشتغال بر امور دنیوی در حال اعتکاف مانند خیاطی، نساجی، نقاشی، مطالعه و امثال آن اشکال ندارد .

در اموری که بر معتکف حرام است، تفاوتی بین شب و روز نیست .

بوئیدن عطریات هرچند با قصد لذت نباشد برای معتکف حرام است . (26)

اجازه اعتکاف:
افراد زیر بدون اجازه نمی توانند معتکف شوند:

1 . زن بدون اجازه شوهر در صورتی که اعتکاف موجب از بین رفتن حق او باشد . (27)

آیت الله مکارم شیرازی: زن بنابر احتیاط واجب از همسرش اجازه بگیرد ولی فرزندان بالغ احتیاج به اجازه ولی ندارند . (28)

2 . فرزند بدون اجازه والدین درصورتی که اعتکاف او موجب اذیت و آزار آنان باشد صحیح نیست . (29)

3 . کسی که در استخدام دیگری است مانند برخی از کارگران و کارمندان در صورتی که قرارداد اجاره به گونه ای است که منفعت اعتکاف را نیز در بر می گیرد . (30)

خروج از مسجد
در مدت اعتکاف، خروج از مسجد تنها در حد پرداختن به اموری خاص جایز است و مصالحی عام چون اقامه نماز جمعه، تشییع جنازه، اقامه شهادت در دادگاه و عیادت بیمار، یا نیازهای شخصی چون تهیه خوراک لازم و قضای حاجت از مصادیق این مستثنیات شمرده شده است .

و گاهی خروج از مسجد واجب است; (31) همچون انجام غسل جنابت برای جنب . (32)

اگر معتکف به جهت ضرورت از مسجد خارج شد این امور را باید مراعات کند .

1 . بیش از مقدار ضرورت و نیاز بیرون مسجد نماند .

2 . در صورت امکان زیر سایه ننشیند .

3 . بنابر احتیاط واجب نزدیک ترین راه را انتخاب کند . (33)

قطع اعتکاف
قطع و رها کردن اعتکاف مستحبی در روزهای اول و دوم جایز است; ولی پس از تمام شدن دو روز ماندن روز سوم واجب می شود و قطع اعتکاف جایز نیست . (34)

اگر اعتکاف مستحبی را بعد از روز دوم باطل کند باید قضای آن را بجای آورد; ولی اگر قبل از اتمام روز دوم باطل کند چیزی بر عهده او نیست . (35)

انسان می تواند از آغاز اعتکاف هنگام نیت شرط کند که اگر مشکلی پیش آمد مثلا اگر هوا سرد شد اعتکاف را رها می کنم و در صورت پیش آمدن مانع، رها کردن اعتکاف اشکال ندارد; حتی روز سوم . (36)

مبطلات اعتکاف:
 هر آنچه روزه را باطل می کند، اعتکاف را نیز باطل می کند . (37)

 یکی از مبطلات اعتکاف ارتداد است . اگر معتکف در میان اعتکاف مرتد شود اعتکافش باطل می شود; گرچه توبه کند . (38)

 اگر معتکف به جهت ضرورت از مسجد خارج شود و به قدری طول بکشد که صورت اعتکاف برهم بخورد . اعتکافش باطل می شود .(39)

 خروج عمدی از مسجد اعتکاف را باطل می کند .

 اگر معتکف، اعتکاف واجب را با آمیزش (جماع) باطل کند، کفاره بر او واجب می شود و در سایر محرمات اعتکاف کفاره واجب نیست;(40) هر چند احتیاط مستحب است . (41)

 اعتکاف صبی ممیز صحیح است و بلوغ شرط نیست . (42)

 اگر معتکف به یکی از مبطلات اعتکاف، اعتکاف خود را به هم بزند; اگر اعتکافش واجب و در زمان معین بوده باید اعتکاف خود را قضا کند و الا باید دوباره اعتکاف خود را از نو آغاز کند . (43)

 قضا نمودن اعتکافی که باطل شده و زمان آن گذشته است به صورت فوری نیست; گرچه بهتر است هرچه زودتر آن را قضا کند . (44)

 اگر معتکف در اثنای اعتکاف واجب بمیرد، بر ولی او لازم نیست اعتکاف او را قضاء نماید . (45)

 اگر معتکف در حال اعتکاف خرید و فروش کرد گرچه اعتکافش باطل می شود، اما معامله او باطل نیست . (46)

پی نوشت:

1) مفردات راغب، ص 350 .

2) دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 9، ص 355 .

3) عروة الوثقی، ج 2، ص 246 .

4) همان، ج 2، ص 247; تحریر الوسیله، ج 1، ص 304 .

5) عروة الوثقی، ج 2، ص 246; استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ص 160، س 470 .

6) عروة الوثقی، ج 2، ص 250، م 3 .

7) همان، ج 2، ص 246; استفتائات جدید، مکارم، ج 2، ص 158، س 454 .

8) کافی، ج 4، ص 175 .

9) عروة الوثقی، ج 2، ص 246 .

10) استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ج 2، ص 157، س 451 .

11) عروة الوثقی، ج 2، ص 248 .

12) استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ج 2، ص 158، س 456 .

13) عروة الوثقی، ج 2، ص 254، م 24 .

14) همان، ص 254، م 26 .

15) عروة الوثقی، ج 2، ص 248; استفتائات جدید مکارم شیرازی، ج 2، ص 159، س 459 .

16) استفتائات جدید مکارم شیرازی، ص 158، س 455 .

17) همان، ج 2، ص 159، س 463; عروة الوثقی، ج 2، ص 254، م 23 .

18) استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ج 2، ص 158، س 457 .

19) عروة الوثقی، ج 2، ص 248 .

20) استفتائات مکارم شیرازی، ج 2، ص 162، س 478 .

21) تحریر الوسیله، ج 1، ص 305; عروة الوثقی، ج 2، ص 250، م 4 .

22) استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ج 2، ص 167، س 505 .

23) عروة الوثقی، ج 2، ص 259 .

24) همان .

25) تحریر الوسیله، ج 1، ص 309 .

26) همان، س 499 .

27) عروة الوثقی، ج 2، ص 249 .

28) استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ج 2، ص 160، س 471 .

29) عروة الوثقی، ج 2، ص 249 .

30) تحریر الوسیله، ج 1، ص 304 .

31) استفتائات جدید مکارم شیرازی، ج 2، ص 164، س 494 و 496، عروة الوثقی، ج 2، ص 249 و ص 255، م 30 .

32) عروة الوثقی، ج 2، ص 250، م 31 .

33) تحریر الوسیله، ج 1، ص 306، السابع 307، م 9; عروة الوثقی، 260، ص 256، م 35 .

34) تحریر الوسیله، ج 1، ص 306، م 3; عروة الوثقی، ج 2، ص 251، م 5 .

35) استفتائات جدید مکارم شیرازی، ج 2، ص 161 .

36) عروة الوثقی، ج 2، ص 252، استفتائات جدید مکارم شیرازی، س 492، ص 164 .

37) عروة الوثقی، ج 2، ص 259 .

38) همان، ج 2، ص 250، م 1 .

39) همان، ج 2، ص 257، م 36 .

40) همان، ج 2، ص 261، م 9 .

41) استفتائات جدید مکارم شیرازی، ج 2، ص 168 .

42) عروة الوثقی، ج 2، ص 254، م 27 .

43) همان، ج 2، ص 260، م 5 .

44) همان، م 6 .

45) همان، م 7 .

46) همان، م 8، ص 261 .

منبع: پایگاه حوزه



تاريخ : دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 | 22:41 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
خطبه بدون نقطه امام علی
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۰۰
این خطبه درعین برخورداری از نظم و زیبایی در متن از معانی و معارف والا برخوردار است. چنانکه جرج جرداق مسیحی می گوید: 'در متون ادبی ما خطبه بدون نقطه و خطبه بدون الف امام علی را باید شاهکارهای ادبی دانست.'

به گزارش خبرآنلاین، خطبه حضرت علیّ ابن ابیطالب( که درود خدا بر او باد) معروف به خطبه بدون نقطه

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.

الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.

سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.

الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.

عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.

وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.

أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.

صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.

أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.

اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.

هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.

اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.

عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.

وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

ترجمه خطبه:

ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.

یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.

شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.

معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.

کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.

بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.

خداوند این امّت را به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.

درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.

او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).

از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست – بشناسید.

منابع:

برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی(محمد احسانی فر لنگرودی)

نهج السّعادة، به نقل از کتاب «مجموعة ادبیة» تألیف محی الدّین محمد بن عبد القاهر بن الموصلی الشهروزی
منبع : الف


تاريخ : دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 | 22:24 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
اعتکاف عبادتی است مستحب و تقرب جویانه، اعتکاف فرصتی است تا انسان خاکی با سازنده تمام هستی ارتباطی عاشقانه برقرار کند و در سایه این ارتباط قدم به وادی شناخت و اگاهی، خودسازی، محاسبه نفس، توبه و نیایش بگذارد. اعتکاف شرایطی را فراهم می کند تا انسانها با توشه معنوی و جهاد در راه خدا خود را آماده سازند و همیشه با یاد خدا تلاش کنند و خود را محضر خدا ببینند و از نافرمانی او بپرهیزند و به سوی سعادت دنیا و آخرت گام بردارد.در این مقاله آثار و اهمیت اعتکاف به صورت اجمالی تبیین شده است.

الف) تاریخچه اعتکاف:
اعتکاف مخصوص دین اسلام نیست؛ بلکه در ادیان الهی دیگر نیز وجود داشته و در اسلام استمرار یافته و مورد امضاء شرع اسلام قرار گرفت. اگر چه در شرع اسلام پاره ای از خصوصیات و شرائط آن تغییر کرده است، اما مفهوم کلی آن ممضی دین اسلام است.مرحوم مجلسی در بحارالانوار به نقل طبرسی آورده است که حضرت سلیمان در مسجد بیت المقدس به مدت یک سال یا دو سال، یک ماه یا دو ماه، کمتر یا بیشتر اعتکاف می کرد ابو غذای آن حضرت را فراهم می نمودند و وی در همان مکان مقدس به عبادت مشغول بودند.

برخی از آیات قران کریم نیز دال بر وجود اعتکاف در ادیان دیگر هست؛ از جمله آیه 125 سوره بقره (وَ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْعاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ) که ترجمه آن عبارت است از: ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که خانه مرا براى طواف کنندگان و مجاوران و رکوع کنندگان و سجده کنندگان (نماز گزاران) پاکیزه دارند. آیه شریفه مذکور به صراحت مبین وجود اعتکاف در زمان ابراهیم و اسماعیل می باشد و مفید این امر است که پیروان دین حنیف گرد کعبه مقدس معتکف می شدند.

حضرت مریم (س) آن گاه که به افتخار ملاقات با فرشته الهی نایل آمد، از مردم فاصله گرفت و در خلوت به سر برد تا در مکانی خالی و فارغ از هر گونه دغدغه به راز و نیاز با خدای خود بپردازد و چیزی او را از یاد محبوب غافل نکند.به همین جهت طرف شرق بیت المقدس را که شاید محلی آرام تر و یا از نظر تابش آفتاب پاک تر و مناسب تر بود، برگزید.مرحوم علامه طباطبائی (ره) در المیزان می نویسد: هدف حضرت مریم (س) از دوری نمودن از مردم، بریدن از آنان و روی آوردن به سنت اعتکاف بوده است.

همچنین برخی از آیات قران بیانگر اعتکاف در زمان جاهلیت می باشد. مثل آیه 52 سوره انبیاء: إذ قال لأبیه و قومه ما هذه التماثیل التی أنتم لها عاکفون. در معنای عاکفون گفتند که بت پرستان در بتکده ها ملازم تنها بودند و آنها را عبادت می کردند. این آیه به صراحت بیان می کند که توقف نزد بتها و عبادت آنها در آیین بت پرستی رواج داشته است.

اجداد پیامبر اسلام (ص) از پیروان دین حنیف به شمار می روند. اعتکاف در غارها و بیابانها و کوهها، به عده ای از حنفاء نسبت داده شده است. آنان در جاهای خلوتی که از مردم دور بود به اعتکاف پرداخته و خود را در آن محبوس می کردند و جز برای نیازهای شدید و ضروری، از آن خارج نمی شدند و در آن اماکن به عبادت و تأمل و تفکر در هستی پرداخته و در جستجوی راستی و حقیقت بودند.

پیامبر اسلام نیز به تأسی از اجداد خویش سنت اعتکاف را بر پای داشته و برای پاسداشت این امر به غار حراء می رفتند که قبل از بعثت حضرت محمد (ص) نیز غار حرا محل عبادت و راز و نیاز بود و حضرت رسول (ص) در آن مکان مقدس مشغول عبادت می شدند و حضرت با وجود مسئولیت بزرگ اجتماعى که بر دوش داشت، وجود مبارک و مقدس خویش را از اعتکاف بى نیاز نمی دانست.

امام صادق (ع) در حدیثى اهتمام ورزیدن پیامبر به سنت اعتکاف را چنین بیان فرمودند: «کانت بدر فى شهر رمضان و لم یعتکف رسول الله (ص) فلما إن کان من قابل اعتکف عشرین عشراً لعامه و عشرا قضاء لما فاته.» جنگ بدر در ماه رمضان رخ داد، از این رو رسول خدا موفق به اعتکاف نشدند.

لذا آن حضرت در ماه رمضان سال آینده یک دهه را به عنوان همان سال اعتکاف نمودند و یک دهه را نیز به عنوان قضاى سال قبل» در حال حاضر جوامع اسلامی خاصه کشورهای عربی دهه پایانی آخر ماه مبارک رمضان را معتکف می شوند؛ حتی بسیاری از زائران خانه خدا به منظور دستیابی به فضیلت اعتکاف در دهه آخر ماه رمضان این ایام پر برکت را برای انجام عمره مفرده انتخاب می کنند.

در ایران نیز ملت فهیم کشورمان در هر عصری به تأسی از عالمان دینی به اعتکاف اهتمام می ورزند. در عصر صفوی در سایه تلاش عالمان بزرگی همچون شیخ بهایی و شیخ عیسی عاملی اصفهانی اعتکاف در شهرهای قزوین و اصفهان رونق خاصی داشت.

اعتکاف، محو خودخواهى در امواج بلند خداگرایى و خدمت‏ به امت اسلامى است. اعتکاف، بیرون رفتن از خانه خویش و مصمم شدن بر حضور در درگاه باری تعالی است. اعتکاف، گریز از لذت و هوای نفس و دنیای دنی است. اگر چه دین مقدس اسلام جدایی از دنیا و گوشه نشینی و کناره گیری از مردم و به تعبییر دقیق تر رهبانیت را باطل و ناپسند می داند. اما اعتکاف را بعنوان فرصتی برای بازگشت به خویش و خدای خویش قرار داد تا برای کسانی که در دنیا ناملایمات آن غرق شده اند و از خدای خویش و خودشناسی غافل مانده اند.

مجالی پیش آید تا در وجود لایتناهی و ازلی باری تعالی و وجود خویش و جهان تامل و تفکر نمود. و به واقعیات آگاهی و شناخت پیدا کند و در نتیجه این شناخت انسان به مرتبت انسان بما هو انسان در جامعه واقف گشته و در تمامی اعمال خود اعم از تعبدیات و اخلاقیات هر انچه در خور شأن و شایسته انسان بما هو انسان می باشد، خداوند را ناظر و دستورات او را سر لوحه زندگی فردی و اجتماعی خویش قرار می دهد.

ب)آثار و ثمرات اعتکاف:

اعتکاف اگر با قصد قربت و با شرایطی که شرع مقدس اسلام تبیین نموده انجام شود، دارای آثار و برکات فراوان می باشد که در سعادت دنیوی و اخروی انسان مؤثر می باشد.آثار اخروی اعتکاف: اعتکاف موجب بخشش و آمرزش گناهان می شود. آیه شریفه «وَ مَن اعتَکِف ایماناً وَ احتِساباً غَفَرَ لَهُ ما تَقّدَمَ مِن ذَنبِهِ» اعتکاف از روی ایمان و یقین، باعث مغفرت معتکف می شود.

خداوند از پیامبر خویش سؤال می پرسد که آیا از گرسنگی و سکوت و خلوت مطلع هستی؟ سپس می فرمایند: یکی از آثار این موارد تقرب بندگان به سوی من است. اعتکاف هم در بر دارنده هر سه مورد مذکور (گرسنگی،سکوت،خلوت) است.همچنین از دیگر آثار برجسته اعتکاف حب خداوند است، همانگونه که در قران می فرماید (والذین آمنوا اشد حبا لله)

حجت الاسلام سیدنورالله موسوی‌نیا

منبع :‌سازمان تبلیغات اسلامی

منبع : جهان نیوز



تاريخ : دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 | 0:20 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

ترس غربیها ازایران اسلامی نه ایران هسته ای

به گزارش جهان، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم دلدادگان وشیفتگان امام خمینی (ره) در حرم مطهر بنیان گذار جمهوری اسلامی، امام راحل را پدر ملت و مظهر مهربانی، اقتدار و صلابت خواندند و با اشاره به تلاش هوشیارانه امام در احیای روح عزت ملی و استحکام ساختار درونی ملت افزودند : ملت تاریخ ساز ایران با تکیه بر همین عوامل، الگویی موفق از ایران اسلامی و پیشرفت در خارج از حوزه نفوذ سلطه گران جهانی را به ملتها ارائه داده و زورگویان جهانی را به وحشت انداخته است که همین مسیر درخشان تارسیدن به قله های پیشرفت وناامید شدن قطعی دشمنان ادامه خواهد یافت و بدون تردید آینده برای ملتهای مسلمان و ملت ایران، بهتر از گذشته خواهد بود.

در این مراسم که صبح امروز در بیست و سومین سالگرد رحلت رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با شکوه فراوان برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به عید مبارک ولادت پدر امت، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و نامگذاری سیزدهم رجب بعنوان روز پدر، تاکید کردند: امام بزرگوار ما در حق این ملت پدری کرد زیرا از یک طرف مظهر مهربانی و رحمت پدرانه و از طرف دیگر مظهر اقتدار و صلابت بود.

ایشان همچنین امام راحل را پدر جنبش اسلامی امروز در دنیای اسلام خواندند و افزودند: یکی از خطوط اصلی در سیره و منش امام خمینی(ره) دمیدن روح عزت ملی در کشور و زنده کردن ملت است.

رهبر انقلاب اسلامی بحث در مورد حرکت بزرگ امام راحل در دمیدن روح عزت ملی در کشور را یک بحث غیر ذهنی و مبتنی بر واقعیات جامعه دانستند و در تبیین منطق قرآن در خصوص عزت، خاطر نشان کردند: در منطق قرآن، عزت واقعی و کامل متعلق به خدا و هر کسی است که در جبهه خدایی قرار می گیرد.

حضرت‌ آیت الله خامنه ای با تاکید بر اینکه بر اساس منطق قرآن باید عزت را از خدا طلب کرد، افزودند: هنگامی که عزت واقعی شامل حال یک فرد یا جامعه شود، آن عزت همچون حصار مستحکمی، تلاش دشمن را برای نفوذ، محاصره و نابودی آن جامعه، ناکام می گذارد. ایشان تاکید کردند: هرچه این عزت در لایه های فردی و اجتماعی عمیق تر باشد، تاثیرات نفوذ ناپذیری آن بیشتر نمایان می شود و در نهایت انسان و جامعه به مرحله ای می رسد که در مقابل دشمن بزرگ یعنی شیطان هم محفوظ می ماند.

رهبر انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) را نمونه بارز این عزت خواندند و خاطر نشان کردند: امام راحل در طول حیات خود، چه در عرصه علم و تدریس، چه در دوران دشوار مبارزه و چه در دوران مدیریت و حاکمیت مصداق توکل بر خداوند عزیز و رحیم بود.

حضرت ایت الله خامنه ای افزودند: بهمین علت کارهای بزرگی که همه بر امکان ناپذیر بودن آنها تاکید داشتند با طلوع امام شدنی شد و همه سدهایی که غیرقابل نفوذ و ناشکستنی بنظر می رسیدند، با حضور امام شکستنی شدند.

ایشان با تاکید بر اینکه امام بزرگوار علاوه بر آنکه خود مظهر عزت نفس و معنویت بود، روح عزت را در ملت نیز زنده کرد، خاطر نشان کردند: ملت ایران با احساس عزتی که از درسهای انقلاب و امام آموخت توانست توانایی های خود را کشف کند و با چشم خود شاهدتحقق بسیاری از وعده های الهی از جمله غلبه مستضعفین بر مستکبرین باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین خاطرنشان کردند: ما ایرانی ها در تاریخ طولانی خود، دورانهای مختلف، عزت و ذلت را شاهد بوده ایم که دوران دویست ساله منتهی به انقلاب، دورانی سخت، تاریک وذلت بار بوده است.

ایشان، انزوا در منطقه و جهان، عقب ماندگی روزافزون در حوزه اقتصاد، عقب افتادگی عمیق در حوزه علم و فناوری و تأثیرپذیری منحط دولتها و حکام ایران از استعمارگران و بیگانگان را از جمله نشانه های ذلت دوران قاجار و پهلوی برشمردند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان و جدا شدن دهها شهر از ایران عزیز افزودند: در آن دوران ذلت بار، بیگانگان، رژیم پهلوی دست نشانده را بوجود آوردند و ایران را به میدان تاخت و تاز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تبدیل کردند.

ایشان با تصریح برخی مصادیق رفتار ذلیلانه حکام دویست سال گذشته ایران در مقابل تحکم و زورگویی بیگانگان افزودند: البته در آن دوران استثناهایی مانند امیرکبیر، فتوای آیت الله شیرازی در قضیه تنباکو، دخالت علما در قضیه مشروطه و نهضت ملی شدن نفت وجود داشت اما این استثناها یا کوتاه بوده و یا به کلی ناکام ماند و ذلت و ضعف بر این ملت بزرگ تاریخ ساز تحمیل شد.

حضرت آیت الله خامنه ای، انقلاب کبیر اسلامی را پایان روال ذلت و آغاز روال عزت ملت ایران برشمردند و تأکید کردند: با پیروزی انقلاب ورق به کلی برگشت و امام خمینی با تمرکز بر احیای روح عزت ملی، فرهنگ "ما می توانیم" را در عمق جان این ملت مؤمن جایگزین کرد.

ایشان با استناد به آیات قرآنی، نفس ایمان را عزت آفرین دانستند و افزودند: امام بزرگوار و مدبر ملت، با پیدا کردن انگیزه ها و همت ها، ملت مؤمن را به صحنه آورد و حضور مردم در صحنه براساس سنت مبارک الهی، زمینه ساز جلب رحمت بیدریغ پروردگار شد.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید بر ساخت درونی ملت را نکته ای اصلی در ادبیات امام برشمردند و خاطر نشان کردند: امام در احیای روح عزت ملی بر تفاخر و غرور تکیه نمی کرد بلکه بنا را بر استحکام ساخت درونی ملت می گذاشت و همین امر باعث شد که روح عزت ملی و پیشرفت همچنان در این سرزمین بزرگ جاری باشد.

رهبرانقلاب اسلامی مقابله با عوامل رکود و ایستایی را شرط استمرار پیشرفت و عزت ملی برشمردند و افزودند: برخی از عوامل بازدارنده پیشرفت در درون خودمان است و برخی را دشمنان تحمیل می کنند و اگر بخواهیم دوباره دچار وضع دوزخی قبل از انقلاب نشویم باید با همه این عوامل هوشیارانه مقابله کنیم.

ایشان با اشاره به نامگذاری دهه چهارم انقلاب به نام دهه پیشرفت و عدالت افزودند: پیشرفت در معنای وسیع و حقیقی خود همه ابعاد مادی و معنوی انسان و جامعه از جمله آزادی، عدالت، آبادانی و اعتلای اخلاقی را شامل می شود بنابراین باید در همین مسیری که امام عزیزمان ملت را در آن قرار داد به پیش برویم.

حضرت آیت الله خامنه ای، ملت ایران و جمهوری اسلامی را مدل تجربه شده و موفق پیشرفت و عزت ملی خواندند و در تشریح نمونه ها و شاخص هایی از این پیشرفت حقیقی افزودند: ملت ایران در 33 سال اخیر بر همه چالشهای سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی که با هدف از بین بردن نظام اسلامی، طراحی و اجرا شد، غلبه کرده است و این واقعیت از مهمترین شاخص های پیشرفت ملت عظیم الشأن ایران است.

رهبر انقلاب اسلامی، تإثیرگذاری محسوس ایران بر تحولات منطقه ای و جهانی را از دیگر نمادهای پیشرفت انکار ناپذیر ملت ایران خواندند و با اشاره به اعترافات برخی مقامات و سیاستمداران رژیم صهیونیستی و آمریکا در این زمینه افزودند: استقامت، عزت و صلابت ملت و نظام در سه دهه اخیر منجر به تأثیرگذاری ژرف در حوادث مهم جهان و منطقه شده است.

خدمات عمرانی و آبادانی گسترده و مستمر در سراسر کشور، و طراحی و ساخت پیچیده ترین کارخانه ها و صنایع به دست متخصصان جوان ایرانی از دیگر نمونه های عینی پیشرفت بود که رهبر انقلاب در اجتماع بزرگ مردم در سالروز رحلت امام خمینی به آن اشاره کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای در همین بحث، شتاب علمی کشور را شاخص مهم دیگری خواندند که به اذعان مراکز رسمی جهان، نشان دهنده پیشرفت چشمگیر ایران است.

ایشان افزودند: براساس گزارش های علمی مراکز بین المللی، رشد علمی ایران، سال گذشته 11 برابر متوسط جهان بوده است ضمن اینکه در زمینه هایی همچون هسته ای، نانو، سلولهای بنیادی، هوافضا و زیست فنآوری ،ایران از موقعیت درخشانی برخوردار است و در زمینه پیشرفته ترین کشورها قرار دارد.

حضرت آیت الله خامنه ای مردم سالاری مستمر و درخشان در ایران را از دیگر شاخص های پیشرفت حقیقی ملت در سه دهه اخیر برشمردند.

رهبر انقلاب با اشاره به حضور شورانگیز ملت در ده انتخابات ریاست جمهوری به ویژه انتخابات دهم و آغاز به کار 9 دوره مجلس بدون حتی یک روز تأخیر افزودند: در همه 33 سال اخیر هیچ حادثه سیاسی، امنیتی و هیچ تهدید نظامی نتوانسته است روند پر شکوه مردمسالاری را مورد خدشه قرار دهد.

ایشان، زنده بودن انگیزه ها وشعارهای انقلاب را نمونه و شاخص دیگری از روند پیشرفت ملت ایران خواندند و با اشاره به برگزاری شورانگیز و پر نشاط جشن پیروزی انقلاب اسلامی در همه سالها افزودند: روحیات معنوی نیز در جامعه درحال تعمیق است البته دراین زمینه ممکن است برخی با استناد به رفتار تعدادی معدود درباره فضای کلی جامعه دچار قضاوتی اشتباه شوند اما حضور پر معنای قشرهای مختلف مردم بویژه جوانان دانشگاهی در مراسمی نظیر اعتکاف نشان می دهد حرکت معنوی ملت نیز رو به جلو است.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: واقعیاتی که بیان شد نشان می دهد ایران و ایرانی در زیر پرچم اسلام، در سایه دعوت و حرکت الهی امام راحل عظیم الشأن، و با تکیه بر روح عزت ملی و استحکام ساختار درونی در همه ابعاد در حال پیشرفت هستند.

رهبر انقلاب اسلامی، با تاکید بر اینکه پیشرفت ملت ایران و الگو شدن این ملت برای ملتهای منطقه و جهان علت واقعی هراس و واهمه دشمنان انقلاب اسلامی است، افزودند: بزرگنمایی محافل سیاسی دنیا درباره خطر ایران هسته ای، دروغ و فریبی بیش نیست زیرا ترس آنها از ایران"هسته ای" نیست بلکه ترس اصلی آنها از ایران "اسلامی" است.

حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند: آنچه که در ارکان قدرت استکباری، زلزله ایجاد کرده، این واقعیت است که ملت ایران اثبات کرده می توان بدون تکیه بر آمریکا و قدرتهای مدعی و حتی با مقابله با آنها، به پیشرفت رسید.

ایشان خاطر نشان کردند: آمریکا و قدرتهای مدعی تلاش دارند تا به ملتها و زبدگان و نخبگان سیاسی بباورانند که پیشرفت، خارج از حوزه آمریکا امکان پذیر نیست درحالیکه ملت ایران، خلاف این را اثبات کرده و درس عملی بزرگی به ملتها داده است.

رهبر انقلاب اسلامی در جمع بندی بحث شاخص های پیشرفت خطاب به ملت ایران تاکید کردند: شما ملت بزرگ در طول بیش از سی سال، رکورد زده اید و پیشرفت کرده اید اما اگر به آنچه تاکنون بدست آورده اید دل خوش کنید، قطعا شکست خواهید خورد و به عقب بازخواهید گشت، بنابراین باید حرکت در مسیر پیشرفت، بی وقفه ادامه یابد.

حضرت آیت الله خامنه ای وظیفه مسئولین را نیز در مسیر حرکت به سمت قله های اصلی پیشرفت بسیار سنگین دانستند و افزودند: در این مسیر، هرگونه توقف، خودشگفتی و غرور، خود محوری، غفلت، اشرافی گری، لذت جویی، جمع کردن زخارف دنیوی، و تلاش برای کسب محبوبیت، برای مسئولین، ممنوع است و رسیدن به قله ها، تنها با این ممنوعیت ها امکان پذیر است.

ایشان تاکید کردند: ما مسئولین باید خود را از این آفات حفظ کنیم همچنانیکه امام بزرگوار ما خود را حفظ کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای خطاب به جوانان، دانشجویان، مسئولان، علما، و افراد تاثیر گذار جامعه تاکید کردند: باید حرکت به سمت قله ها ی پیشرفت از جمله در عرصه سیاست، علم و فناوری و بخصوص اخلاق و معنویت را بی وقفه ادامه دهیم و در مسیر حرکت، عیوب خود را برطرف کنیم.

ایشان افزودند: حرکت بی وقفه به سمت قله پیشرفت موجب بی اثر شدن موانع دشمن، از جمله تحریم ها خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: تحریم ها نمی تواند ملت ایران را از حرکت رو به جلو بازدارد بلکه تنها تاثیر آن عمیق تر شدن نفرت ملت از غرب خواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: ملت ایران اکنون در حال حرکت در دامنه است و آن روزی که به قله برسد، دشمنی ها و معارضه های خباثت آمیز نیز به پایان خواهد رسید.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود، جنبش ها و انقلاب های منطقه را از یمن و بحرین تا مصر و لیبی و تونس و دیگر کشورهایی که آتش زیر خاکستر هستند، نمونه بارزی از تلاش ملتها برای رسیدن به عزت ملی، عدالت و آزادی در زیر سایه اسلام دانستند و تاکید کردند: سخن از بیداری اسلامی در این جنبش ها، سخنی ریشه دار و مبتنی بر استدلال است زیرا ملتها خواستار عدالت و آزادی و مردم سالاری بر اساس اصول و مبنای خود هستند که آن مبنا با توجه به ایمان ملتهای منطقه، اسلام است و بر همین اساس ماهیت جنبش های منطقه، بیداری اسلامی است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش غربی ها و حکومتهای وابسته به غرب برای تغییر صورت مسئله در انقلاب های منطقه و بی فایده جلوه دادن این حرکات ، افزودند: شخصیت های موثر و همچنین ملتهای منطقه باید مراقب باشند که دور نخورند.

حضرت ایت الله خامنه ای با تاکید بر تغییر موثر فضای سیاسی و اجتماعی منطقه بدلیل انقلاب های اخیر، خاطر نشان کردند: آنچه که اکنون اتفاق افتاده، از نتایج سحر است و در آینده شاهد تحولات بزرگ تری خواهیم بود.

ایشان در تبیین تغییرات سیاسی و اجتماعی منطقه افزودند: هنگامی که قیام مردم مصر به اوج خود رسید، بسیاری از غربی ها و حکومت های مستبد منطقه از رژیم مبارک و سرکوب مردم حمایت کردند اما بعد از پیروزی مردم مصر، همان قدرتها و دیکتاتورهای وابسته به آنها که حاضر نبودند نام مردم و حقوق مردم را بشنوند، دم از حقوق مردم و مردم سالاری زدند که این نشانگر تغییرات مهم در فضای منطقه است.

رهبر انقلاب اسلامی ، مصر را کشوری بزرگ و ملتی کهن و تاثیر گذار در منطقه خواندند و خاطر نشان کردند: حاکمان فاسد و مزدور، سالها ملت مصر را ذلیل و این کشور را به گنج استراتژیک رژیم صهیونیستی تبدیل کرده بودند اما اکنون این گنج ساقط و از دست غاصبان صهیونیست خارج شده است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ماموریت حکومت مبارک برای تضمین امنیت رژیم صهیونیستی حتی به قیمت زندانی کردن یک و نیم میلیون مردم غزه در جنگ 22 روزه، افزودند: رژیم صهیونیستی، اکنون با سقوط مبارک، احساس عریانی می کند و بشدت سراسیمه و حیرت زده است.

ایشان داد و بیداد ها و تهدیدهای نظامی مقامات رژیم غاصب صهیونیستی برضد ایران را ناشی از ترس و وحشت و دست خالی بودن آنها دانستند و تاکید کردند: سران رژیم صهیونیستی بخوبی می دانند که امروز بیش از هر زمان دیگری آسیب پذیر تر هستند و هر قدم کج و یا حرکت ناشایست آنها، همانند صاعقه بر سر خودشان فرود خواهد آمد.

رهبر انقلاب اسلامی وضعیت غرب و آمریکا بعنوان پشتیبانان بی قید و شرط رژیم صهیونیستی را بسیار نامساعد توصیف کردند و افزودند: امروز غرب بدلیل مشکلات اقتصادی، مالی و اجتماعی، در مواجهه با مردم خود درمانده شده و در واقع با سیلی صورت خود را سرخ نگاه داشته است.

حضرت آیت الله خامنه ای، سقوط چند حکومت پیروآمریکا در اروپا و تنفر روز افزون ملتها از آمریکا را نمونه های دیگری از بحران جدی در غرب دانستند و خاطر نشان کردند: آنها می خواهند با حادثه آفرینی، این بحران را به آسیا، آفریقا و منطقه منتقل کنند.

ایشان ایجاد اختلاف های قومی، طائفی و مذهبی در کشورهای تازه انقلاب کرده و تبدیل انقلاب ها به ضد خود را از جمله شیوه های غرب و آمریکا برای انتقال بحران ارزیابی کردند و افزودند: امروز آمریکاییها به استفاده از تجربه و تخصص انگلیسی ها در ایجاد اختلاف های مذهبی و قومی روی آورده اند و بر همین اساس، همه ملتها، علما و نخبگان دانشگاهی منطقه اعم از شیعه و سنی باید هوشیار باشند تا به نقشه دشمن کمک نکنند.

رهبر انقلاب اسلامی اینگونه اقدامات غربی ها و آمریکاییها را دیوانه وار خواند و تاکید کردند: آنها برای پوشاندن بحران و مشکلات خود و دور کردن ذهن ها، مسئله هسته ای ایران را بزرگ نمایی می کنند و آن را در صدر مسایل دنیا قرار می دهند و به دروغ ، نام سلاح هسته ای را به میان می اورند درحالیکه واقعیت اینگونه نیست و تلاش آنها نیز به نتیجه نخواهد رسید.

حضرت ایت الله خامنه ای نگاه جمهوری اسلامی ایران به منطقه را نگاهی امیدوارانه خواندند و خاطر نشان کردند: البته حوادث منطقه، فرصتی را برای برخی کشورهای منطقه بوجود آورد تا به نیابت از امریکا برخی اقدامات را انجام دهند اما به لطف خداوند کشورهای انقلاب کرده بویژه مصر به ارامش و ثبات بازخواهند گشت و رژیم های دیکتاتوری در منطقه برچیده خواهند شد.

ایشان همچنین با اشاره به حوادث بحرین، مردم بحرین را دارای مظلومیتی مضاعف دانستند و افزودند: این مردم بدون دلیل، بدست رژیمی مستبد و دیکتاتور سرکوب می شوند و اعتراض آنها با خشن ترین وضعیت پاسخ داده می شود درحالیکه مردم بحرین خواستار ابتدایی ترین نیاز یک کشور مردم سالار هستند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: در بحرین بجای آنکه به خواست مردم پاسخ داده شود ، تلاش می شود تا موضوع را به اختلافات مذهبی و بحث شیعه و سنی ارتباط دهند و حق مردم را کتمان کنند.

حضرت ایت الله خامنه ای افزودند: به فضل الهی، همه مجاهدتها در منطقه به نتیجه خواهد رسید اما باید مراقب بود تا به آتش های قومی، فرقه ای و مذهبی دامن زده نشود.

ایشان در پایان تاکید کردند: بدون تردید آینده برای ملتهای مسلمان و ملت ایران، بهتر از گذشته خواهد بود.

منبع : جهان نیوز



تاريخ : دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 | 0:13 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
به گزارش مشرق، دکتر احمدی نژاد در ابتدای صحبتهای خود با تبریک به نمایندگانی که مورد اعتماد حوزه انتخاباتی خود قرار گرفته اند، اظهار داشت: شما امروز وارد مرکزی بسیار مهم و حساس، برای خدمتی بالاتر و والاتر شده اید. رئیس جمهور با اشاره به این جلسه، گفت: در این جلسات موضوعات فراوانی مطرح می شود؛کارهایی که باید در کشور انجام شود، شرایط منطقه، تعامل مجلس و دولت،اقتصاد، سیاست، فرهنگ و ...

ایران میتواند بر قله عالم بنشیند

وی ادامه داد: من در این جلسه میخواهم باورهایم را بیان کنم. اول اینکه اگر دست به دست هم بدهیم، می توانیم کارهای بسیار بزرگ انجام دهیم، زیرا ایران می تواند بر قله عالم بنشیند. همه امکانات در ایران جمع است. می توان تصمیمات بزرگ و شجاعاته گرفت و با اقتدار اجرا کرد، زیرا ملت ایران ظرفیت آن را دارد. حیف است که ما با این همه امکانات طبیعی، استعدادها و فرهنگ، با آرمان های بلند، در مقایسه ها رتبه ما، رتبه اول و دوم دنیا نباشد.

احمدی نژاد با بیان اینکه می توان ظرف یک یا دو سال ریشه بیکاری را از این کشور کند، گفت: این را کسی به شما می گوید که سی سال در کار اجرایی بوده است؛ کار اجرایی که هر سال سه الی چهار برابر سال قبل کار کرده است. این را کسی نمی گوید که از دور دستی بر آتش داشته است و بگوید یک گزارشی بخوانیم و برویم.

رئیس جمهور افزود: می شود همه جای ایران را آباد کرد و تک تک روستاها و شهرها بهترین محل برای زندگی شود. نه در یک بازهی 50 ساله؛ بلکه در یک بازه چند ساله کوتاه.

احمدی نژاد در ادامه به پیش نویس برنامه چند ساله اشاره کرد و اظهار داشت: آن کسانی که این پیش نویس را نوشتند و خدمت مقام معظم رهبری بردند، به ظرفیت های ملت ایران اشراف نداشتند. وی ادامه داد: مگر قرار نبود ما در سال 1404 از نظر علمی در منطقه اول بشویم؟ اما در حالی که 14 سال به آن زمان باقی مانده، الان در مقام نخست قرار داریم و این معنایش این است که می توانیم در بقیه بخشها نیز بشویم.

ما با آن بزرگتره دست به یقه شده ایم!

اصلا برای من مقایسه ایران با برخی کشورها، حتی اروپایی، تقریبا عار است. آن زمان که ایران با آن همه عظمت وجود داشت، این کشورها وجود نداشتند. حالا چرا ما باید بیاییم خودمان را با آنها مقایسه کنیم؟ ما با آن بزرگتره دست به یقه شده ایم!

رئیس جمهور، شرط رسیدن به قله را همدلی و کار و حرکت در مسیر آرمانها و باورها عنوان کرد و اظهار داشت: خدا از آن کسانی که در این کشور گروه بازی و باند بازی را راه انداختند، نگذرد؛ کسانی که قدرت را جای خدا، دین و مکتب نشاندند. وی افزود: شما از مردم رای گرفته اید و میخواهید کار انجام دهید؛ بدانید بالاترین پشتیبان شما دولت است. دولت با همه توان کارشناسانی، بدنه اجرایی، قدرت تصمیم گیری، پشتیبان شما است. دولتی که رئیس جمهورش در سطح یک ایرانی نامه اش را می بیند، گوش می دهد و می ایستند و روی نامه دستور لازم را می دهد؛ یعنی یک نفر هم یک نفر است، مشکل یک نفر هم برای ما مشکل است؛ مشکلات تک تک مردم به همان اندازه مهم است که مسائل کلان اقتصاد و صنعت و سیاست، مهم است.

اول قانون گذاری صحیح بعد قضاوت درست، سپس اجرا

رئیس جمهور تصریح کرد: شبکه دولت، اطلاعات دولت، کارشناسی دولت، پشتیبان نظام است، زیرا از آن نظام است. پشتیبان نماینده مردم هم است؛ نماینده ای که میخواهد خدمتی به حوزه انتخابی اش بکند، می تواند از این ظرفیت استفاده کند که این بسیار عالی است، گرچه وظیفه اصلی نماینده مجلس قانون گذاری و نظارت است و جا دارد در روز افتتاح مجلس بنده در این مورد صحبت کنم. احمدی نژاد در خصوص اهمیت قانون گذاری گفت: اگر بنا باشد عدالت برپا شود، نظام اسلامی شود و ارزش های الهی پیاده شود، اول قانون گذاری صحیح است، بعد قضاوت درست است و بعد اجرای درست.

رئیس جمهور با بیان اینکه، این حرف هایی که بنده می زنم همه از متون اسلامی است، نه حرف شخصی، تصریح کرد: قانون گذاری مسئله بسیار مهمی است؛ پایه و فونداسیون یک کشور و یک نظام است، به همین دلیل قانون اساسی تا این حد مهم است که امام فرمود، میثاق ملی ما و میراث گرانقدر انقلاب است، زیرا این چارچوب اصلی و بنیان کار است و البته نظارت درست، عالمانه، دلسوزانه و تکمیل کننده.

آن نگاهی که به دنبال لشگر کشی و صف بندی است،‌ نگاه ما نیست!

احمدی نژاد افزود: دولت به معنای دولت، هیچ گاه در کار مجلس دخالت نمی کند. شما فردا که وارد مجلس شدید، میخواهید بروید کمیسیون ها را انتخاب کنید؛ رئیس و نایب رئیس کمیسیون و سمت های دیگر که اینها همگی از اختیارات شماست. ما این ها را باور داریم. اما آن نگاه خودخواه سیاست بازی که به دنبال یارگیری و لشکرکشی و صف بندی است، نگاه ما نیست. ما هیچ وقت در دولت نهم و دهم در این زمینه دخالت نکرده ایم، زیرا قانون اساسی همه چیز را مشخص کرده است و این را دون شان مجلس و دولت می دانیم.

وی در ادامه بیان داشت: همه ما یک ماموریت داریم و همه این ها تقسیم کار است و جز این خبری نیست. آن ماموریت چیست؟ اصلا من و شما برای چی این مناصب را داریم؟ برای چی این آقا نماینده شده است؟ برای چی آن آقا نیز شده است وزیر؟ و برای چی بنده شده ام نوکر ملت؟

دو زار نداشتند که برای زندگی شان خرج کنند، ولی بعد بشوند میلیاردر و صاحب کارخانه و تجارت!

رئیس جمهور ادامه داد: این نکته بسیار مهمی است واگر این گم شود، همه چیز را از دست می دهیم. اصلا برای چی انقلاب شده؟ برای چی شما وارد انقلاب شده اید؟ آیا انقلاب شده که ما یک حکومتی درست کنیم و با هم دیگر حزب بازی در بیاریم و بجنگیم تا این، آن یکی را خراب کند و بیاید سر قدرت؟ هر کسی هم رسید سر قدرت، جیبش خودش و فامیل هایش را پر کند و بعد هم هزار نوع مسائل فرعی درست کنیم تا کسی به این چیزها توجه نکند. آیا برای این انقلاب شد؟ آیا برای این انقلاب شد که بخش عمده ای از مدیران ارشد کشور از جنوب شهر، از روستاها، از جاهای دور بلند شوند و بیایند بروند بالا نشین شهر تهران شوند؟ وقتی این افراد آمدند در مسئولیت، دو زار نداشتند که برای زندگی اشان خرج کنند، ولی بعد بشوند میلیاردر و صاحب کارخانه و تجارت! برای این انقلاب شد که برای گرفتن پست ها بزنند توی سر و کله هم و دین و خدا و پیغمبر و همه مقدسات را خرج کنیم؟

احمدی نژاد گفت: انقلاب شده است برای انجام یک ماموریت الهی. انقلاب ما دنباله انقلاب پیامبر عزیز، حضرت محمد مصطفی (ص) است. این انقلاب درست شد تا ایران و بشریت را یک گام جلو ببرد به سمت نقطه موعود، یعنی به سمت هدف. این همه شهید و زحمت ها و هجران ها و تلاش های انبیاء در طول تاریخ نبوده که من حالا بیایم اینجا بنشینم و بگویم کسی هستم.

وی ادامه داد: جایگاه ها و روابط و اختیارات، همه اینها بهانه است، ظرف است، ابزار است، هیچ کدام اصالت ندارد، عناوین همه اش ابزار است و هیچ ارزشی ندارد. پس برای چه اینجا هستیم؟ برای پیگیری یک آرمان الهی بزرگ؛ ما باید زمینه ساز حکومت جهانی بشویم. اگر ما اینجا دنبال، عدالت، پاکی و محبت هستیم، برای این است که الگو بسازیم، برای اینکه نمونه بسازیم و دلها به این راه جلب شود و به دنیا بگوییم که جهان نیازمند یک اندیشه، نظم و راه جدید است و باید برگردد به راه انبیاء و خدا؛ ما برای همین داریم کار می کنیم.

امثال شهید آیت نشانه ماموریت بزرگ ما هستند

رئیس جمهور افزود: بهترین دوستان ما در این انقلاب تکه تکه شدند که از امسال بنده هزاران مرتبه بالاتر و شایسته تر بودند. در همین جلسه الان برادر سه شهید داریم. ما شهید آیت را داریم که چطور مظلومانه او را کشتند. بسیاری در انفجار حزب و بسیاری دیگر در جبهه ها شهید شدند. اینها نشانه این است که ما ماموریت بزرگی داریم و این همیشه باید جلوی چشممان باشد.

رئیس دولت دهم در ادامه با طرح این پرسش که رمز موفقیت در انجام این ماموریت کدام است، گفت: من میخواهم خطاب به خودم این مطالب را بگویم ولی شاید به درد دیگران هم بخورد. معیار اینکه ما داریم در مسیر حرکت می کنیم چیست؟ نمی خواهم پیچیده حرف بزنم، خیلی ساده می گویم؛ معیار در خودمان است.

می خواهیم اعتلای انسانی شکل بگیرد

وی ادامه داد: این انقلاب شده است که انسان ها به کمال برسند. چه کسی بیشتر از همه شایسته کمال و تعالی است؟ آن کسی که در راس مسئولیت سنگین قرار گرفته است. مگر می شود که کسی خودش را ساقط کند از معیارهای انسانی که دیگران به کمال برسند؟ یا خودش را از راه خدا دور کند که دیگران به راه خدا برسند؛ من گناه کنم تا دیگران هدایت شوند! این نشدنی است. همه چیز به خود انسان بر می گردد. من فکر می کنم که بزرگترین خسارت انسان این است که فرصت تعالی در اختیارش قرار گیرد و استفاده نکند. بنده در دولت، شما در مجلس و دیگران در قوه قضائیه میخواهیم دست در دست هم قرار دهیم که شرایط اعتلای انسان ها را فراهم کنیم، اما اگر خودمان حرکت رو به رشدی نداشته باشیم چطور می توانیم چنین کاری بکنیم؟ این محال است، اگر کسی هم بگوید دروغ گفته است؛ ذات نایافته از هستی بخش/ کی تواند که شود هستی بخش؟

احمدی نژاد افزود: ما حکومت هستیم و اگر خودمان دائما از نظر آرمانی و روحانی رشد نکنیم، چطور می توانیم فضای رشد در جامعه ایجاد کنیم؟ اصلا حکومت اسلامی آمده است که فضای رشد برای ملت ایجاد کند. اگر من و شما به هم دروغ بگوییم و پنهان کاری و فریب کاری را در دستور کار قرار بدهیم و بر سر رسیدن به قدرت کشمکش داشته باشیم، محال است که آرمان های ما محقق شود.

رئیس جمهور با بیان اینکه باید در وجود خودمان یک خط کش داشته باشیم و دائما اندازه گیری کنیم، تصریح کرد: هر عمل، سخن و رفتاری که کمک کند به اعتلای "ما"، حتما به اعتلای جامعه کمک خواهد کرد.

به خدا ریشه حل مشکلات فرهنگی در برخورد نیست

رئیس جمهور به مشکلات فرهنگی اشاره کرد و افزود: الان بعضی جاها که میرویم می گویند ما مشکلات فرهنگی داریم. مشکلات فرهنگی در برخورد نیست؛ به خدا در برخورد نیست. امام با یک نگاهش ایران را متحول کرد و با سه جمله اش همه جوان ها و دل و اندیشه هایشان را زیر و رو کرد. ما یادمان است که قبل از انقلاب چه بود و بعد از انقلاب چه شد. در حقیقت آن دل الهی امام بود همه را متحول کرد؛ پیامبر نیز همینطور بود؛ یک کلمه می گفت، هم زیر و رو می شدند.ما چند بار شنیده ایم که پیامبر جایی نشسته باشند و با افراد جدل کرده باشند تا چیزی را به آنها بقبولانند؟ ایشان یک کلام، یا یک آیه می گفتند و یا یک نگاه یا یک لبخند، تا بر قلب طرف تاثیر بگذارد، زیرا پیامبر خودش را با سرعت نور بالا می کشید، همه رفتارش انسان را متحول می کرد.

احمدی نژاد با بیان اینکه ما باید بیشتر از بقیه مراقب باشیم، گفت: ملت ها امید بسته اند؛ حتی اگر هم ملت ها امید نمی بستند، ما که خودمان میدانیم روی چه پایه ای ایستاده ایم. وی ادامه داد: چه سرمایه گذاری هنگفتی در طول تاریخ انجام شده است تا این بساط امروز در جمهوری اسلامی بوجود بیاید.اگر مراقب خودمان باشیم، سیاست و اقتصاد و عمران همگی درست خواهند شد، اگر خودمان آباد بشویم.

مبادا من احمدی نژاد بیایم در یک مسئولیت سنگین قرار بگیرم و از لحاظ کرامت انسانی و اعتقادات عقب تر از چهار سال قبل باشم و این یعنی سقوط، یعنی خسارت جبران ناپذیر، یک حسرت ابدی.

رئیس مجلس هم اگر بشویم باز به اندازه ریاست جمهوری نیستیم!

رئیس جمهور این عنوان ها و مقام ها را پوچ و بی ارزش دانست و اظهار داشت: هیچ چیز در این عنوان ها نیست. آیا برای من و شمایی که اینجا نشسته ایم بالاتر از ریاست جمهوری مقامی هم هست؟ رئیس مجلس هم اگر بشویم، باز به اندازه ریاست جمهوری نیستیم. زیرا رئیس جمهور بعد از مقام معظم رهبری بالاترین مقام رسمی کشور است و نماد یک ملت است و اگر این در جهت تعالی انسان، در جهت اجرای عدالت و پاکی و احقاق حقوق ملت نباشد، خسر دنیال و الآخرت.

احمدی نژاد ادامه داد: امام چقدر زیبا فرمود و بعد هم رهبری فرمودند که ما نوکر مردمیم. بخدا نوکری مردم بالاترین مقام در این عالم هستی است.امیرالمومنین تمام وجودش خدمت به ملت بود.

رئیس بازرسی کل کشور هم که هی راه میرود و به دولت فحش می دهد!

رئیس دولت دهم با تاکید مجدد بر این که این عنوان ها هیچ ارزشی ندارد، خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی گفت: این تذکر بخصوص برای مجلس است.چرا می گویم مجلس؟ بالاخره دولت، علاوه بر اینکه ملت بر آن نظارت می کند، بیش از ده سازمان نیز بر آن نظارت می کنند؛ بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات، دیوان عدالت، دستگاه قضایی، هیئت رئیسه و الی ماشا الله. رئیس بازرسی کل کشور هم که هی راه میرود و به دولت فحش می دهد! اما کسی جز خدای متعال بر مجلس نظارت نمی کند. بهر حال در قانون اساسی ما آمده که کسی بر مجلس نظارت ندارد؛ شاید هم این نقص است.

ما می توانیم یک حرف بزنیم و بازار را بهم بریزیم

وی ادامه داد: هم من باید مراقب باشم و هم شما. ما در جایی آمده ایم که شیطان می آید خیمه می زند. زیرا این هم قدرت است و هم فرصت. ما می توانیم یک حرف بزنیم و بازار را بهم بریزیم و تصمیم بگیریم هر طرف که میخواهیم برود. به همین دلیل اینجا خطر خیلی زیاد است. احمدی نژاد با اشاره به اینکه همه ما مسئول هستیم، بیان داشت: خدا روزی را نیارد که مردمی که ما را انتخاب کدره اند بگویند، حیف، چی می خواستیم و چی شد!

ملت در راس امور هستند!

وی با بیان اینکه ملت در راس امور هستند، گفت: اینکه برخی می گویند ما نماینده ملت هستیم، باید گفت همه ما نماینده ملت هستیم. بالاخره نماینده ترین نماینده های ملت، رئیس جمهور است ولی من می گویم بنده نوکر ملت و کوچک همه شماها هم هستم.

وی ادامه داد: مسئله اصلی اینها نیست؛ ما باید بایستیم کنار هم و به هم کمک بدهیم. خدا نگذرد از آنهایی که باندبازی را وارد عرصه انقلاب کردند. یادمان رفته که یک روزی به افراد می آمدند و می گفتند بیا مسئولیت بپذیر و افراد نمی پذیرفتند و می گفتند فلانی بهتر از بنده است. به بسیاری از جمله همین آقای ثمره گفتند بیا فلان مسئولیت را بگیر، می گفتند فعلا باید برویم به جبهه، خدمت بسیجی ها. به بسیاری حقوق می دادند ولی نمی گرفتند، اما حالا ببینیم کجا ایستاده ایم؛ دولت بودجه تصویب می کند و مجلس هم برای خودش و در این وسط ملت هم بی خیال!

باید تعصب ولایت را داشته باشیم

رئیس جمهور انتظار ملت ایران از مسئولان را انجام عمل انقلابی عنوان کرد و افزود: نه من باید تعصب دولت داشته باشم و نه شما تعصب مجلس.باید تعصب حق را داشته باشم، باید تعصب انقلاب را داشته باشیم، تعصب خدا و پیغمبر را داشته باشیم، تعصب امام زمان را داشته باشیم، تعصب ولایت را باید داشته باشیم.

این بودجه پس فردا منتشر شود؛ والله من باید سرم را از خجالت باید بیارم پائین

احمدی نژاد در ادامه گفت: ملت از همه چیزش گذشته است و به خدا بد است این بودجه مصوب سال 1391 پس فردا منتشر شود؛ والله من باید سرم را از خجالت باید بیارم پائین. فلان نهاد 30 کارمند دارد، 30 میلیارد بودجه اش است و آن یکی 500 کارمند دارد، 500 میلیارد بودجه دارد، بدون اینکه خدماتی به مردم بدهند؛ نه می خواهد جاده ای بسازد و نه مدرسه ای و فقط همین طوری برای خودمان می نویسیم.بی خیال بیت المال؛امان از بین المالی که امیرالمومنین با برادرش اینگونه رفتار کرد. ولی ما همینطوری بی خیال می نویسیم و بعد هم توجیه داریم که تصویب شده است.

رئیس دولت با توصیه مجدد در مراقبت از اعمال و رفتارمان در این مسند گفت: همه اینها ثبت می شود و با ما تا ابدیت همراه خواهد بود.

بعضی مسائل را نمی توانیم بگوییم

احمدی نژاد با اشاره به اینکه باید امروز به دنیا یک الگو بدهیم، اظهار داشت: بیاییم خودمان به آن چیزی که در این 33 سال ساخته ایم نگاهی بیاندازیم و ببینیم که تا چه میزان برای دیگر ملت ها جاذبه دارد و یا اصلا برای خودمان هم جذاب است و یا میخواهیم اصلاحش کنیم؟ رئیس چمهور ادامه داد: بعضی مسائل را که هم شما می دانید و هم ما، نمی توانیم بگوییم که اگر بیان شود دنیا می ریزد بر سر ملت ما و البته تحملش نیز بسیار سخت است. در جمهوری اسلامی که باید مظهر عدالت، خدا و پیغمبر باشد انسان این گوشه و کنار چیزهایی می شوند که باور کردنش سخت است.به همین دلیل من و شما باید مراقب باشیم و اگر جایی بی عدالتی دیدیم، باید بایستیم، حتی اگر مخالف و دشمن ما دارد ادعای عدالت می کند، زیرا ما تعهد دادیم که اینگونه عمل کنیم.

سریع فریاد می آوردند نظام!

وی افرود: توجیهاتی از ابتدای دوره انقلاب درست که در مقاطعی نمی شد به یک بخش دار هم گفت بالای چشمت ابرو است! چه برسد به بالاتر از آن، زیرا سریع فریاد می آوردند نظام! اما نظام بر عدالت و ایمان ادامه پیدا می کند. والله نمی شود ظاهرش را درست کنیم ولی داخلش خراب باشد و اینجاست که من و شما ماموریم که داخلش را درست کنیم.

رئیس جمهور ادامه داد: حالا باز من و شما فردا می رویم سر کار و آنقدر در کار خبر، حدیث و جو و سر و صدا می شونیم که حد ندارد. رسانه ها هم ماشالله کم نداریم؛ هر کدام از رسانه ها در جمهوری اسلامی آزادتر از آزاد هستند. فکر نمی کنند برخی که سخن گفتن خودش عمل است ، تعهد آور است و نمی شود به هر کسی تهمت و افترا بزنی و دروغ بگوییم. یک خبری شنیده ایم و بررسی نکرده منتشرش می کنیم.

گزارش خلاف واقع دادند

رئیس جمهور در ادامه به بیان نمونه ای پرداخت و اظهار داشت: هفته قبل یکی از کمیسیون های مجلس گزارشی درباره پول بانک مرکزی و شب عید خواند واقعلا خلاف بود. هر سال دولت این مصوبه را دارد و قانون بودجه است و دولت به بانک مرکزی دستور می دهد که این مقداری را که تصویب کرده اند شما باید بدهید. این روال هر سال است. اما این را دولت سری تصویب می کند، زیرا دشمن با این استدلال که بانک مرکزی زیر نظر دولت است، به دنبال تحریم بانک مرکزی است و دولت هم تلاش دارد که هیچ سندی ندهد که بانک مرکزی زیر نظر من است.

ولی یک برادر عزیزی حرف دو نفر مخالف را می شنود و یک سندی دستش می آید و بدون آنکه حرف ما را بشنود، آن را منتشر می کند و بعد آقای حسینی و بهمنی باید کلی سفر بروند واین و آن را ببینند که بگویند این نیست.

احمدی نژاد با بیان اینکه هیچ فاصله ای میان دولت و مجلس نیست، گفت:این دولت راه را باز کرد و نماینده ها را آورد در دولت.کاری که قبل از این هیچ کس انجام نداده بود؛ ما گفتیم بیایید در جلسه دولت بنشینیم و حرف بزنیم.در دولت های قبل یک نماینده اگر می خواست یک وزیر را ببیند باید می رفت پشت دفترش می نشست و منتظر می ماند.



رئیس جمهور با تبریک مجدد به نماینده های منتخب، گفت:تبریک می گویم به شما که خداوند متعال به واسطه مردم، یک فرصت بالتری در اختیار شما قرار داد که این خیلی شکر دارد، گرچه در جمهوری اسلامی انسان هر چایی باشد، فرصت خدمت دارد.ما نباید بگذاریم اخلاق سرمایه داری، اخلاق فاسد دموکراسی غرب که یک دروغ بزرگ است، خدایی نکرده بیایید در قالب انقلاب، در کشور انقلاب خود را نشان دهد.ما آمده ایم بساط دنیا را بهم بریزیم و بعد خودمان شکل آنها بشویم و حتی در بعضی جاها جلوتر از آنها؟!


نظام ولایت فقیه نظام دعوت به امام زمان‌ع است


احمدی نژاد گت: این کشور صاحب دارد.؛ این انقلاب صاحب دارد؛ این حرف های امام است که می گویم. بیش از 300 بار امام فرمودند این کشور صاحب دارد و هر اتفاقی افتاد امام گفتند از ناحیه کس دیگری است. ما ارباب داریم و ما را آورده سر کار با خدمت به مردم، اجرای عدالت و عشق به ارزش ها تا مقدمه آمدن او را فراهم کنیم.اصلا نظام ولایت فقیه دعوت به امام زمان است و اگر این را از نظام بگیری دیگر چیزی از آن باقی نمی ماند. عظمتن جمهوری اسلامی به آینده ای است که دارد در برابر بشریت ترسیم می کند.


احمدی نژاد در پایان با بیان اینکه می خواهم یک شوخی هم با شما بکنم، اظهار داشت:ای کاش مجلس همین جا می ماند. اینجا همه به هم نزدیک تر صمیمی تر بودند. حالا همه رفتند زیر آن هرم بزرگ! و 200 میلیارد تومان امسال بودجه گذاشته اند برای کار عمرانی مجلس،! خدا بده برکت! 135 کیلیارد هم گذاشنه اند برای دفاتر نماینده ها! نفری 450 میلیون تومان! خدا به داد همه ما برسد!

منبع : مشرق



تاريخ : یکشنبه چهاردهم خرداد 1391 | 8:15 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
سرمربی فصل پیش تیم فوتبال استقلال تهران پس از مذاکرات ابتدایی که با مسئولان باشگاه تراکتورسازی داشت، با آنها برای همکاری در فصل دوازدهم لیگ برتر به توافق رسید و قراردادی یکساله به امضا رساند.
به گزارش مشرق به نقل از مهر، پرویز مظلومی که در پایان فصل یازدهم رقابتهای لیگ برتر از سوی اعضای هیئت مدیره باشگاه استقلال کنار گذاشته شده بود، عصر امروز شنبه مذاکرات نهایی اش را با مسئولان باشگاه تراکتورسازی انجام داد و با آنها برای همکاری در فصل دوازدهم به توافق رسید.

مظلومی با تراکتورسازی قرارداد یکساله امضا کرده و دو دستیارش را هم به مسئولان این باشگاه معرفی کرده است. بر این اساس علی مولایی که فصل گذشته مربی بدنساز استقلال بود و حسین تراپور مربی دروازه بانان دو دستیار مظلومی در تراکتورسازی خواهند بود.

سرمربی پیشین تیم فوتبال استقلال قرار است از دو روز دیگر تمرینات تیم فوتبال تراکتورسازی برای حضور در فصل آینده را آغاز کند. تراکتورسازی تبریز فصل گذشته با امیرقلعه نویی به عنوان نایب قهرمانی لیگ برتر رسید و سهمیه حضور در لیگ قهرمانان آسیا را کسب کرد.
منبع :مشرق

تاريخ : یکشنبه چهاردهم خرداد 1391 | 8:4 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]
دیدگاه امام خمینی نسبت به امام خامنه ای

امام خامنه ای چون خورشید

حضرت امام خمينی رحمة الله علیه :

آقاى خامنه‏اى، در بين متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى،نعمتى است كه چون خورشيد، روشنى مى‏دهد

من آقاى خامنه‏اى را بزرگ كردم.(1)

(او كسى است) كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين‏انداز است؛(2)

متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام و عالم به دين سياست.(3)


اين‏جانب كه از سال‏هاى قبل از انقلاب با (ايشان) ارتباط نزديك داشته‏ام و همان ارتباط بحمدالله تعالى تاكنون باقى است، (ايشان) را يكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى‏دانم و چون برادرى كه به مسائل فقهى آشنا (بوده) و متعهد به آن (هستند) و از مبانى فقهى مربوط به ولايت مطلقه فقيه جداً جانبدارى (مى‏كنند)، مى‏دانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، از جمله افراد نادرى (هستند) كه چون خورشيد، روشنى (مى‏دهند).(4)

امام خامنه ای ، نعمت خدا به ما

شما اگر گمان بكنيد كه در تمام دنيا، (در بين) رئيس‏جمهورها و سلاطين و امثال اين‏ها، (مى‏توانيد) يك نفر را مثل آقاى خامنه‏اى پيدا بكنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبى‏اش بر اين باشد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا نمى‏كنيد. من ايشان را سال‏هاى طولانى مى‏شناسم و در آن زمانى كه اول نهضت بود، ايشان براى رساندن پيام‏ها، به اطراف تشريف مى‏بردند و بعد از (آن) كه اين انقلاب به اوج خودش رسيد، ايشان همه جا حاضر واقعه بود تا آخر و حالا هم هست. (او) يك نعمتى (است كه) خدا به ما داده (است).(5)


تبریک به خامنه ای عزیز

ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقيةالله ارواحنا فداء افتخار مى‏كنيم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شب‏ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‏برند. من به شما خامنه‏اى عزيز تبريك مى‏گويم كه در جبهه‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم(6)

نظری جزخدمت به اسلام‏ ندارید

ان شاء الله تعالى، خداوند، امثال جناب عالى را كه جز خدمت به اسلام نظرى نداريد، در پناه خود حفظ فرمايد.(7)

1) صحيفه نور، ج 15، ص 139
2) صحيفه نور، ج 15، ص 41
3) صحيفه نور، ج 15، ص 179
4) صحيفه نور، ج 15، ص 173
5) صحيفه نور، ج 17، ص 170
6) صحيفه نور، ج 15، ص 41
7) صحيفه نور، ج 20، ص 171



تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 13:11 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

باسمه تعالی

عبرت از کائنات در ارائه خدمات با تمام استعداد

درخت جابوتی کابا یا انگور برزیلی درختی است که میوه های آن به جای شاخه ها بر روی تنه اش می‌روید.

به گزارش مهر، میوه این درخت طوری ست که گویی باغبانی خوش ذوق برای شگفت زده کردن همسایه ها، آنها را به درخت چسبانده است. ولی واقعاً میوه های درخت جابوتی کابا ، به جای شاخه ها، بر روی تنه اصلی درخت می رویند؟

انگور برزیلی

نام دیگر این درخت، انگور برزیلی ست. این گیاه، بومی آمریکای جنوبی است و در کشورهایی مانند پاراگوئه، آرژانتین و برزیل می روید. این میوه به رنگ بنفش براق است و می توان آنرا مستقیماً از درخت چید و مصرف کرد.

انگور برزیلی

نگهداری آنها در باغ، به مراقبت زیادی نیاز دارد و سالها طول می کشد تا درخت میوه بدهد ولی وقتی به سن بلوغ برسد به میزان انبوه میوه تولید می‌کند. این درخت قابلیت انطباق خوبی با محیط دارد و اگر چه که به رطوبت و خاکی که کمی اسیدی باشد نیاز دارد ولی در خاک های قلیایی نیز رشد می کند.

انگور برزیلی

این درخت به طور طبیعی حداکثر دو بار در سال شکوفه می دهد. بیشتر به موجود بیگانه یا انگلی می ماند که خودش را به تنه و شاخه ها چسبانده است. شکوفه ها در محلی رشد می کنند که به نظر می رسد قرار است ساقه جدیدی از آن خارج شود.

انگور برزیلی

به این ترتیب حیواناتی که نمی توانند به بالا دست درخت بروند، می توانند میوه های آن را بخورند و تخم های آن را در اطراف پراکنده کنند.

انگور برزیلی

اگر درخت به خوبی آبیاری شود، در تمام طول سال شکوفه و میوه می دهد. خود میوه تا چهار سانتی متر قطر دارد و درون آن چهار هسته بزرگ وجود دارد. این میوه علاوه بر کاربرد غذایی، برای مرطوب کردن پوست و درمان آسم و اسهال نیز کاربرد دارد. اگر لوزه هایتان متورم شده باشد، از آن می توانید برای کاهش و التیام تورم استفاده کنید. با توجه به اینکه چندین ترکیب ضد سرطانی در آن یافت شده است شاید در آینده از آن برای درمان سرطان نیز استفاده شود.



تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 12:45 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]

باسمه تعالی

وصیت نامه ی شریف سیاسی الهی حضرت امام خمینی رحمة الله علیه

امام حکیمی که عالمی در شخصیت او حیرانند

احتراماً به علت یضاعت و حجم کم وبلاگ وصیت نامه ی شریف سیاسی الهی حضرت امام خمینی رحمة الله علیه را نتوانستیم یکجا تقدیم نماییم آن را دو قسمت کردیم . اما قسمت اول :

بسم الله الرحمن الرحیم


قالَ رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلّم: إنّی تاركٌ فیكُمُ الثَقلَینِ، كتابَ اللهِ و عترتی اهلَ بیتی فإِنَّهُما لَنْ

یفْتَرِقا حَتّی یرِدَا عَلَیّ الْحَوضَ

الحمدُلله و سُبحانَكَ؛ أللّهُمَّ صلّ ‌علی محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِك و جلالِك و خزائنِ أسرارِ كتابِكَ الذّی تجلّی

فیه الأَحدیه بِجمیعِ أسمائكَ حَتّی المُسْتَأْثَرِ منها الّذی لایعْلَمُهُ غَیرك؛ و اللَّعنُ علی ظالِمیهم أصلِ الشَجَره

الخَبیثه.

و بعد، اینجانب مناسب می‌دانم كه شمه‌ای كوتاه و قاصر در باب «ثقلین» تذكر دهم؛ نه از حیث مقامات غیبی ومعنوی وعرفانی، كه قلم مثل منی عاجز است از جسارت در مرتبه‌ای كه عرفان آن برتمام دایره وجود، از ملك تا ملكوت اعلی و ازآنجا تا لاهوت و آنچه درفهم من و تو ناید، سنگین و تحمل آن فوق طاقت، اگر نگویم ممتنع است؛ و نه از آنچه بربشریت گذشته است، از مهجور بودن از حقایق مقام والای «ثقل اكبر» و «ثقل كبیر» كه از هرچیز اكبر است جز ثقل اكبر كه اكبر مطلق است؛ و نه از آنچه گذشته است براین دو ثقل از دشمنان خدا و طاغوتیان بازیگر كه شمارش آن برای مثل منی میسر نیست با قصور اطلاع و وقت محدود؛ بلكه مناسب دیدم اشاره‌ای گذرا و بسیار كوتاه ازآنچه براین دو ثقل گذشته است بنمایم.

شاید جمله لَنْ یفْتَرِقا حتّی یرِدا عَلَی الْحوَض اشاره باشد بر اینكه بعد از وجود مقدس رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ هرچه بر یكی از این دو گذشته است بردیگری گذشته است و مهجوریت هر یك مهجوریت دیگری است، تا آنگاه كه این دو مهجور بر رسول خدا در «حوض» وارد شوند. و آیا این «حوض» مقام اتصال كثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دریا است، یا چیز دیگر كه به عقل و عرفان بشر راهی ندارد. و باید گفت آن ستمی كه از طاغوتیان بر این دو ودیعه رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گذشته، بر امت مسلمان بلكه بر بشریت گذشته است كه قلم از آن عاجز است.

و ذكر این نكته لازم است كه حدیث «ثقلین» متواتر بین جمیع مسلمین است و [در] كتب اهل سنت از «صحاح ششگانه» تا كتب دیگر آنان، با الفاظ مختلفه و موارد مكرره از پیغمبر اكرم ـ صلی الله علیه و‌آله وسلم ـ به طور متواتر نقل شده است. و این حدیث شریف حجت قاطع است برجمیع بشر بویژه مسلمانان مذاهب مختلف؛ و باید همه مسلمانان كه حجت بر آنان تمام است جوابگوی آن باشند؛ و اگرعذری برای جاهلان بی‌خبر باشد برای علمای مذاهب نیست .

اكنون ببینیم چه گذشته است بر كتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترك پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مسائل أسف‌انگیزی كه باید برای آن خون گریه كرد، پس از شهادت حضرت علی (ع) شروع شد. خودخواهان و طاغوتیان، قرآن كریم را وسیله‌ای كردند برای حكومتهای ضد قرآنی؛ و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را كه سراسر قرآن را از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دریافت كرده بودند و ندای اِنّی تاركٌ فیكُمُ الثقلان در گوششان بود با بهانه‌های مختلف وتوطئه‌های از پیش تهیه شده، آنان راعقب زده و با قرآن، ‌در حقیقت قرآن را ـ كه برای بشریت تا ورود به حوض بزرگترین دستور زندگانی مادی ومعنوی بود و است ـ از صحنه خارج كردند؛ و برحكومت عدل الهی ـ كه یكی از آرمانهای این كتاب مقدس بوده و هست ـ خط بطلان كشیدند و انحراف از دین خدا وكتاب و سنت الهی را پایه گذاری كردند، تا كار به جایی رسید كه قلم از شرح آن شرمسار است.

و هرچه این بنیان كج به جلو آمد كجیها و انحرافها افزون شد تا آنجا كه قرآن كریم را كه برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان بلكه عائله بشری، ازمقام شامخ احدیت به كشف تام محمدی (ص) تنزل كرد كه بشریت را به آنچه باید برسند،‌ برساند و این ولیده «علم الاسماء» را از شرّ شیاطین و طاغوتها رها سازد و جهان را به قسط وعدل رساند و حكومت را به دست اولیاء الله، معصومین ـ علیهم صلوات الاولین والآخرین ـ بسپارد تا آنان به هر كه صلاح بشریت است بسپارند ـ چنان از صحنه خارج نمودند كه گویی نقشی برای هدایت ندارد و كار به جایی رسید كه نقش قرآن به دست حكومتهای جائر و آخوندهای خبیثِ بدتر از طاغوتیان وسیله‌ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران ومعاندان حق تعالی شد. و مع‌الأسف به دست دشمنان توطئه‌گر و دوستان جاهل، قرآن این كتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنكه باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت وكتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا بكلی از صحنه خارج شد، كه دیدیم اگر كسی دم از حكومت اسلامی برمی‌آورد و از سیاست، كه نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و قرآن و سنت مشحون آن است، سخن می‌گفت گویی بزرگترین معصیت را مرتكب شده؛ و كلمه «آخوند سیاسی» موازن با آخوند بی‌دین شده بود و اكنون نیز هست.

و اخیراً قدرتهای شیطانی بزرگ به وسیله حكومتهای منحرفِ خارج از تعلیمات اسلامی، كه خود را به دروغ به اسلام بسته‌اند، برای محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانی ابرقدرتها قرآن را با خط زیبا طبع می‌كنند و به اطراف می‌فرستند و با این حیله شیطانی قرآن را از صحنه خارج می‌كنند. ما همه دیدیم قرآنی را كه محمدرضاخان پهلوی طبع كرد و عده‌ای را اغفال كرد و بعض آخوندهای بیخبر از مقاصد اسلامی هم مداح او بودند. و می‌بینیم كه ملك فهد هر سال مقدار زیادی از ثروتهای بی‌پایان مردم را صرف طبع قرآن كریم و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنی می‌كند و وهابیت، این مذهب سراپا بی اساس و خرافاتی را ترویج می‌كند؛ و مردم و ملتهای غافل را سوق به سوی ابرقدرتها می‌دهد و از اسلام عزیز و قرآن كریم برای هدم اسلام و قرآن بهره‌برداری می‌كند.

ما مفتخریم و ملت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پیرو مذهبی است كه می‌خواهد حقایق قرآنی، كه سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلكه بشریت دم می‌زند، ‌از مقبره‌ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی كه بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می‌كشاند نجات دهد.

و ما مفتخریم كه پیرو مذهبی هستیم كه رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالی بوده، و امیرالمؤمنین علی بن‌ ابیطالب، این بنده رها شده از تمام قیود، مأمور رها كردن بشر از تمام اغلال و بردگیها است .

ما مفتخریم كه كتاب نهج‌البلاغه كه بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین كتاب رهایی‌بخش بشر است و دستورات معنوی و حكومتی آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ما است.

ما مفتخریم كه ائمه معصومین، از علی بن ابیطالب گرفته تا منجی بشر حضرت مهدی صاحب زمان ـ علیهم آلاف التحیات و السلام ـ كه به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است ائمه ما هستند.

ما مفتخریم كه ادعیه حیاتبخش كه او را «قرآن صاعد» می‌خوانند از ائمه معصومین ما است. ما به «مناجات شعبانیه» امامان و «دعای عرفات» حسین بن علی ـ علیهماالسلام ـ و «صحیفه سجادیه» این زبور آل محمد و «صحیفه فاطمیه» كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است از ما است.

ما مفتخریم كه «باقرالعلوم» بالاترین شخصیت تاریخ است و كسی جز خدای تعالی و رسول ـ صلی الله‌علیه و آله ـ و ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد، ‌از ما است.

و ما مفتخریم كه مذهب ما «جعفری» است كه فقه ما كه دریای بی‌پایان است، یكی از آثار اوست. و ما مفتخریم كه به همه ائمه معصومین ـ علیهم صلوات الله ـ و متعهد به پیروی آنانیم.

ما مفتخریم كه ائمه معصومین ما ـ صلوات الله و سلامه علیهم ـ در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده كردن قرآن كریم كه تشكیل حكومت عدل یكی از ابعاد آن است، درحبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازی حكومتهای جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند. وما امروز مفتخریم كه می‌خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده كنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدا می‌كنند.

ما مفتخریم كه بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و كلان درصحنه‌های فرهنگی و اقتصادی ونظامی حاضر، و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن كریم فعالیت دارند؛ و آنان كه توان جنگ دارند، در آموزش نظامی كه برای دفاع از اسلام و كشور اسلامی از واجبات مهم است شركت، و از محرومیتهایی كه توطئه دشمنان و نا آشنایی دوستان از احكام اسلام و قرآن بر آنها بلكه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی كه دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی‌اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده‌اند؛ و آنان كه توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندی كه دل ملت را از شوق وشعف به لرزه درمی‌آورد و دل دشمنان وجاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب می‌لرزاند، اشتغال دارند. و ما مكرر دیدیم كه زنان بزرگواری زینب‌گونه ـ علیها سلام الله ـ فریاد می‌زنند كه فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر؛ و می‌دانند آنچه به دست آورده‌اند بالاتر از جنات نعیم است، چه رسد به متاع ناچیز دنیا.

و ملت ما بلكه ملتهای اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند به اینكه دشمنان آنان كه دشمنان خدای بزرگ و قرآن كریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند كه از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم جنایتكارانه خود دست نمی‌كشند و برای رسیدن به‌ ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی‌شناسند. و در رأس آنان امریكا این تروریست بالذات دولتی است كه سرتاسر جهان را به آتش كشیده و هم پیمان او صهیونیست جهانی است كه برای رسیدن به مطامع خود جنایاتی مرتكب می‌شود كه قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند؛ و خیال ابلهانه «اسرائیل بزرگ»! آنان را به هر جنایتی می‌كشاند. و ملتهای اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند كه دشمنان آنها حسین اردنی این جنایت پیشه دوره گرد، وحسن و حسنی مبارك هم‌آخور با اسرائیل جنایتكارند و در راه خدمت به امریكا و اسرائیل از هیچ خیانتی به ملتهای خود رویگردان نیستند. و ما مفتخریم كه دشمن ما صدام عفلقی است كه دوست و دشمن او را به جنایتكاری ونقض حقوق بین المللی و حقوق بشر می‌شناسند و همه می‌دانند كه خیانتكاری او به ملت مظلوم عراق و شیخ نشینان خلیج،‌ كمتر از خیانت به ملت ایران نباشد.

و ما و ملتهای مظلوم دنیا مفتخریم كه رسانه‌های گروهی و دستگاههای تبلیغات جهانی، ‌ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی كه ابرقدرتهای جنایتكار دستور می‌دهند متهم می كنند. كدام افتخار بالاتر و والاتر از اینكه امریكا با همه ادعاهایش و همه ساز و برگهای جنگی‌اش و آنهمه دولتهای سرسپرده‌اش و به دست داشتن ثروتهای بی پایانِ ملتهای مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه‌های گروهی، در مقابل ملت غیور ایران و كشور حضرت بقیه الله ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ آنچنان وامانده و رسوا شده است كه نمی‌داند به كه متوسل شود! و رو به هركس می‌كند جواب رد می‌شنود! و این نیست جز به مددهای غیبی حضرت باری تعالی ـ جلَّت عظمتُه ـ كه ملتها را بویژه ملت ایران اسلامی رابیدار نموده واز ظلمات ستمشاهی به نور اسلام هدایت نموده.

من اكنون به ملتهای شریف ستمدیده و به ملت عزیز ایران توصیه می‌كنم كه از این راه مستقیم الهی كه نه به شرق ملحد و نه به غربِ ستمگرِ كافر وابسته است، بلكه به صراطی كه خداوند به آنها نصیب فرموده است محكم و استوار و متعهد و پایدارً پایبند بوده، و لحظه‌]‌ای‌[ از شكر این نعمت غفلت نكرده و دستهای ناپاك عمال ابرقدرتها، چه عمال خارجی و چه عمال داخلی بدتر از خارجی، تزلزلی در نیت پاك و اراده آهنین آنان رخنه نكند؛ و بدانند كه هرچه رسانه‌های گروهی عالم و قدرتهای شیطانی غرب و شرق اشتلم می‌زنند دلیل برقدرت الهی آنان است و خداوند بزرگ سزای آنان را هم در این عالم و هم درعوالم دیگر خواهد داد. «إنَّه ولی النِّعَم وبِیدِه ملكوتُ كلِّ شیءٍ».

و با كمال جِد و عجز ازملتهای مسلمان می‌خواهم كه از ائمه اطهار و فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طور شایسته و به جان و دل و جانفشانی و نثار عزیزان پیروی كنند. از آن جمله دست از فقه سنتی كه بیانگر مكتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملتها است، چه احكام اولیه و چه ثانویه كه هر دو مكتب فقه‌ اسلامی است، ذره‌ای منحرف نشوند و به وسواس خناسان معاند با حق و مذهب گوش فرا ندهند و بدانند قدمی انحرافی، مقدمه سقوط مذهب و احكام اسلامی و حكومت عدل الهی است. و از آن جمله از نماز جمعه و جماعت كه بیانگر سیاسی نماز است هرگز غفلت نكنند، كه این نماز جمعه از بزرگترین عنایات حق تعالی بر جمهوری اسلامی ایران است. و از آن جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار و بویژه سید مظلومان و سرور شهیدان، حضرت ابی عبدالله الحسین ـ صلوات وافر الهی و انبیا و ملائكه الله و صلحا بر روح بزرگ حماسی او باد ـ هیچ‌گاه غفلت نكنند. و بدانند آنچه دستور ائمه ـ علیهم السلام ـ برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل بیت است، تمام فریاد قهرمانانه ملتها است بر سردمداران ستم‌پیشه در طول تاریخ الی الابد. و می‌دانید كه لعن ‌و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیه ـلعنه‌ الله‌ علیهم ـ با آنكه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده‌اند، فریاد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتن این فریاد ستم‌‌شكن است.

و لازم است در نوحه‌ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق ـ علیهم سلام الله ـ‌ به طور كوبنده فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود؛ و در این عصر كه عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریكا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن ‌جمله آل‌سعود، این خائنین به ‌حرم بزرگ الهی _ لعنه الله و ملائكته و رسله علیهم ـ است به طور كوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود. و همه باید بدانیم كه آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است كه حافظ ملّیت مسلمین، بویژه شیعیان ائمه اثنی‌عشر ـ علیهم صلوات الله وسلم ـ [است].

و آنچه لازم است تذكر دهم آن است كه وصیت سیاسی ـ الهی اینجانب اختصاص به ملت عظیم‌الشأن ایران ندارد، بلكه توصیه به جمیع ملل اسلامی و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب می‌باشد.

از خداوند ـ عزوجل ـ عاجزانه خواهانم كه لحظه‌ای ما و ملت ما را به خود واگذار نكند و از عنایات غیبی خود به این فرزندان اسلام و رزمندگان عزیز لحظه [‌ای] دریغ نفرماید.

روح الله الموسوی الخمینی

بِسْمِ اللهِ الْرَحْمنِ الْرَّحیمْ

اهمیت انقلاب شكوهمند اسلامی كه دستاورد میلیونها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید آن و آسیب دیدگان عزیز، این شهیدان زنده است و مورد امید میلیونها مسلمانان و مستضعفان جهان است، به قدری است كه ارزیابی آن از عهده قلم و بیان والاتر و برتر است. اینجانب، روح الله موسوی خمینی كه از كرم عظیم خداوند متعال با همه خطایا مأیوس نیستم و زاد راه پرخطرم همان دلبستگی به كرم كریم مطلق است، به عنوان یك نفر طلبه حقیر كه همچون دیگر برادران ایمانی امید به این انقلاب و بقای دستاوردهای آن و به ثمر رسیدن هرچه بیشتر آن دارم، به عنوان وصیت به نسل حاضر و نسلهای عزیز آینده مطالبی هر چند تكراری عرض می‌نمایم. و از خداوند بخشاینده می‌خواهم كه خلوص نیت در این تذكرات عنایت فرماید .

۱- ما می‌دانیم كه این انقلاب بزرگ كه دست جهانخواران و ستمگران را از ایران بزرگ كوتاه كرد، با تأییدات غیبی الهی پیروز گردید . اگر نبود دست توانای خداوند امكان نداشت یك جمعیت ۳۶ میلیونی با آن تبلیغات ضدّ اسلامی و ضد روحانی خصوص در این صد سال اخیر و با آن تفرقه افكنیهای بیحساب قلمداران و زبان مُزدان در مطبوعات و سخنرانیها و مجالس و محافل ضد‌اسلامی و ضد‌ملی به صورت ملیت، و آنهمه شعرها و بذله گوییها، و آنهمه مراكز عیاشی و فحشا و قمار و مسكرات و مواد مخدره كه همه و همه برای كشیدن نسل جوان فعال كه باید در راه پیشرفت و تعالی و ترقی میهن عزیز خود فعالیت نمایند، به فساد و بی‌تفاوتی در پیشامدهای خائنانه، كه به دست شاه فاسد و پدر بی‌فرهنگش و دولتها و مجالس فرمایشی كه از طرف سفارتخانه‌های قدرتمندان بر ملت تحمیل می‌شد، و از همه بدتر وضع دانشگاهها و دبیرستانها و مراكز آموزشی كه مقدرات كشور به دست آنان سپرده می‌شد، با به كار گرفتن معلمان و استادان غربزده یا شرقزده صد‌درصد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامی بلكه ملی صحیح، با نام «ملیت» و «ملی گرایی»، گرچه در بین آنان مردانی متعهد و دلسوز بودند، لكن با اقلیت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان كار مثبتی نمی‌توانستند انجام دهند و با اینهمه و دهها مسائل دیگر، از آن جمله به انزوا و عزلت كشیدن روحانیان و با قدرت تبلیغاتْ به انحراف فكری كشیدن بسیاری از آنان، ممكن نبود این ملت با این وضعیت یكپارچه قیام كنند و در سرتاسر كشور با ایده واحد و فریاد «الله اكبر» و فداكاریهای حیرت‌آور و معجزه آسا تمام قدرتهای داخل و خارج را كنار زده و خودْ مقدرات كشور را به دست گیرد. بنابراین شك نباید كرد كه انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جدا است: هم در پیدایش و هم در كیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام. و تردید نیست كه این یك تحفه الهی و هدیه غیبی بوده كه از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است .

۲- اسلام و حكومت اسلامی پدیده الهی است كه با به كار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تأمین می‌كند و قدرت آن دارد كه قلم سرخ بر ستمگریها و چپاولگریها و فسادها و تجاوزها بكشد و انسانها را به كمال مطلوب خود برساند. و مكتبی است كه برخلاف مكتبهای غیرتوحیدی، در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نكته، ولو بسیار ناچیز كه در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است؛ و موانع و مشكلات سر راه تكامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها كوشیده است. اینك كه به توفیق و تأیید خداوند، جمهوری اسلامی با دست توانای ملت متعهد پایه‌ریزی شده، و آنچه در این حكومت اسلامی مطرح است اسلام و احكام مترقی آن است، برملت عظیم الشأن ایران است كه درتحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بكوشند كه حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است، كه انبیای عظام از‌ آدم ـ علیه السلام‌ـ تا خاتم النبیین ـ صلی الله علیه وآله وسلم‌ـ در راه آن كوشش و فداكاری جانفرسا نموده‌اند و هیچ مانعی آنان را از این فریضه بزرگ باز نداشته؛ و همچنین پس از آنان اصحاب متعهد و ائمه اسلام ـ علیهم صلوات الله ـ با كوششهای توانفرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن كوشیده‌اند. و امروز بر ملت ایران، خصوصاً، و بر جمیع مسلمانان، عموماً، واجب است این امانت الهی را كه در ایران به طور رسمی اعلام شده و در مدتی كوتاه نتایج عظیمی به بار آورده، با تمام توان حفظ نموده و در راه ایجاد مقتضیات بقای آن و رفع موانع و مشكلات آن كوشش نمایند. و امید است كه پرتو نور آن بر تمام كشورهای اسلامی تابیدن گرفته و تمام دولتها و ملتها با یكدیگر تفاهم در این امر حیاتی نمایند، و دست ابرقدرتهای عالمخوار و جنایتكاران تاریخ را تا ابد از سر مظلومان و ستمدیدگان جهان كوتاه نمایند.

اینجانب كه نفسهای آخر عمر را می‌كشم به حسب وظیفه، شطری از آنچه در حفظ و بقای این ودیعه الهی دخالت دارد و شطری از موانع و خطرهایی كه آن را تهدید می‌كنند، برای نسل حاضر و نسلهای آینده عرض می‌كنم و توفیق و تأیید همگان را از درگاه پروردگار عالمیان خواهانم.

الف
بی‌تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است؛ و رمز پیروزی را ملت می‌داند و نسل‌های آینده در تاریخ خواهند خواند كه دو ركن اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حكومت اسلامی؛ و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه برای همان انگیزه و مقصد.

اینجانب به همه نسلهای حاضر و آینده وصیت می‌كنم كه اگر بخواهید اسلام و حكومت الله بر‌قرار باشد و دست استعمار و استثمارگرانِ خارج و داخل از كشورتان قطع شود، این انگیزه الهی را كه خداوند تعالی در قرآن كریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید؛ و در مقابل این انگیزه كه رمز پیروزی و بقای آن است، فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است. بی‌جهت نیست كه بوقهای تبلیغاتی در سراسر جهان و ولیده‌های بومی آنان تمام توان خود را صرف شایعه‌‌ها و دروغهای تفرقه‌افكن نموده‌اند و میلیاردها دلار برای آن صرف می‌كنند. بی‌انگیزه نیست سفر‌های دائمی مخالفان جمهوری اسلامی به منطقه. و مع‌الأسف در بین آنان از سردمداران وحكومتهای بعض كشورهای اسلامی، كه جز به منافع شخص خود فكر نمی‌كنند و چشم و گوش بسته تسلیم امریكا هستند دیده می‌شود؛ و بعض از روحانی‌نماها نیز به آنان ملحقند.

امروز و در آتیه نیز آنچه برای ملت ایران و مسلمانان جهان باید مطرح باشد و اهمیت آن را در نظر گیرند، خنثی كردن تبلیغات تفرقه افكنِ خانه برانداز است. توصیه اینجانب به مسلمین و خصوص ایرانیان بویژه درعصر حاضر، آن است كه در مقابل این توطئه‌ها عكس العمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود، به هر راه ممكن افزایش دهند و كفار و منافقان را مأیوس نمایند.

ب
از توطئه‌های مهمی كه در قرن اخیر، خصوصاً در دهه‌های معاصر، و بویژه پس از پیروزی انقلاب آشكارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه‌دار با ابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملتها و خصوص ملت فداكار ایران از اسلام است. گاهی ناشیانه و با صراحت به اینكه احكام اسلام كه ۱۴۰۰ سال قبل وضع شده است نمی‌تواند در عصر حاضر كشورها را اداره كند، یا آنكه اسلام یك دین ارتجاعی است و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است، و درعصر حاضر نمی‌شود كشورها از تمدن جهانی و مظاهر آن كناره گیرند، و امثال این تبلیغات ابلهانه و گاهی موذیانه و شیطنت‌آمیز به گونه طرفداری از قداست اسلام كه اسلام و دیگر ادیان الهی سر و كار دارند با معنویات و تهذیب نفوس و تحذیر از مقامات دنیایی و دعوت به ترك دنیا و اشتغال به عبادات و اذكار و ادعیه كه انسان را به خدای تعالی نزدیك و از دنیا دور می‌كند، و حكومت و سیاست و سررشته‌داری بر خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوی است، چه اینها تمام برای تعمیر دنیا است و آن مخالف مسلك انبیای عظام است! و مع‌الأسف تبلیغ به وجه دوم در بعض از روحانیان ومتدینان بیخبر از اسلام تأثیر گذاشته كه حتی دخالت در حكومت و سیاست را به مثابه یك گناه و فسق می‌دانستند و شاید بعضی بدانند! و این فاجعه بزرگی است كه اسلام مبتلای به آن بود.

گروه اول كه باید گفت از حكومت و قانون و سیاست یا اطلاع ندارند یا غرضمندانه خود را به بی‌اطلاعی می‌زنند. زیرا اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگری و حكومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشا و انواع كجرویها، و آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودكفایی و جلوگیری از استعمار و استثمار و استعباد، و حدود و قصاص و تعزیرات برمیزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یك جامعه، و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها از این قبیل، چیزهایی نیست كه با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی كهنه شود. این دعوی به مثابه آن است كه گفته شود قواعد عقلی و ریاضی در قرن حاضر باید عوض شود و به جای آن قواعد دیگر نشانده شود. اگر در صدر خلقت، عدالت اجتماعی‌ باید جاری شود و از ستمگری و چپاول و قتل باید جلوگیری شود، امروز چون قرن اتم است آن روش كهنه شده! و ادعای آنكه اسلام با نوآورد‌ها مخالف است ـ همان سان كه محمدرضا پهلوی مخلوع می‌گفت كه اینان می‌خواهند با چهارپایان در این عصر سفر كنند ـ یك اتهام ابلهانه بیش نیست. زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآورد‌ها، اختراعات و ابتكارات و صنعتهای پیشرفته كه در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هیچ‌ گاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نكرده و نخواهد كرد بلكه علم وصنعت مورد تأكید اسلام و قرآن مجید است. و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنی است كه بعضی روشنفكران حرفه‌ای می‌گویند كه آزادی در تمام منكرات و فحشا حتی همجنس‌بازی و از این قبیل، تمام ادیان آسمانی و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند گرچه غرب و شرقزدگان به تقلید كوركورانه آن را ترویج می‌كنند.

و اما طایفه دوم كه نقشه موذیانه دارند و اسلام را از حكومت و سیاست جدا می‌دانند. باید به این نادانان گفت كه قرآن كریم و سنت رسول الله ـ صلی الله علیه وآله ـ آنقدر كه در حكومت و سیاست احكام دارند در سایر چیزها ندارند؛ بلكه بسیار از احكام عبادی اسلام، عبادی ـ سیاسی است كه غفلت از آنها این مصیبتها را به بارآورده. پیغمبر اسلام (ص) تشكیل حكومت داد مثل سایر حكومتهای جهان لكن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی. و خلفای اول اسلامی حكومتهای وسیع داشته‌اند و حكومت علی‌بن ابیطالب ـ علیه‌السلام ـ نیز با همان انگیزه، به طور وسیعتر و گسترده‌تر از واضحات تاریخ است. و پس از آن بتدریج حكومت به اسم اسلام بوده؛ و اكنون نیز مدعیان حكومت اسلامی به پیروی از اسلام و رسول اكرم ـ صلی الله علیه وآله ـ بسیارند.

اینجانب دراین وصیتنامه با اشاره می‌گذرم، ولی امید آن دارم كه نویسندگان و جامعه‌شناسان و تاریخ نویسان، ‌مسلمانان را از این اشتباه بیرون آورند. و آنچه گفته شده و می‌شود كه انبیا ـ علیهم السلام ـ به معنویات كار دارند و حكومت و سررشته‌داری دنیایی مطرود است و انبیا و اولیا و بزرگان از آن احتراز می‌كردند و ما نیز باید چنین كنیم، اشتباه تأسف‌آوری است كه نتایج آن به تباهی كشیدن ملتهای اسلامی و بازكردن راه برای استعمارگران خونخوار است، زیرا آنچه مردود است حكومتهای شیطانی و دیكتاتوری و ستمگری است كه برای سلطه‌جویی و انگیزه‌های منحرف و دنیایی كه از آن تحذیر نموده‌اند؛ جمع آوری ثروت و مال و قدرت‌طلبی و طاغوت گرایی است و بالاخره دنیایی است كه انسان را از حق تعالی غافل كند. و اما حكومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی، همان است كه مثل سلیمان بن داوود و پیامبر عظیم الشأن اسلام ـ صلی الله علیه وآله ـ و اوصیای بزرگوارش برای آن كوشش می‌كردند؛ از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است، چنانچه سیاست سالم كه در این حكومتها بوده از امور لازمه است. باید ملت بیدار و هوشیار ایران با دید اسلامی این توطئه‌ها را خنثی نمایند. و گویندگان و نویسندگان متعهد به كمك ملت برخیزند و دست شیاطین توطئه‌گر را قطع نمایند.

ج
و از همین قماش توطئه‌ها و شاید موذیانه‌تر، شایعه‌های وسیع درسطح كشور، و در شهرستانها بیشتر، بر اینكه جمهوری اسلامی هم كاری برای مردم انجام نداد. بیچاره مردم با آن شوق و شعف فداكاری كردند كه از رژیم ظالمانه طاغوت رهایی یابند، گرفتار یك رژیم بدتر شدند! مستكبران مستكبرتر و مستضعفان مستضعف‌تر شدند! زندانها پر از جوانان كه امید آتیه كشور است می‌باشد و شكنجه‌ها از رژیم سابق بدتر و غیر انسانیتر است! هر روز عده‌ای را اعدام می‌كنند به اسم اسلام! و ای كاش اسم اسلام روی این جمهوری نمی‌گذاشتند! این زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است! مردم در رنج و زحمت وگرانی سرسام‌آور غوطه می‌خورند و سردمداران دارند این رژیم را به رژیمی كمونیستی هدایت می كنند! ‌اموال مردم مصادره می‌شود و آزادی در هر چیز از ملت سلب شده! و بسیاری دیگر از این قبیل امور كه با نقشه اجرا می‌شود. و دلیل آنكه نقشه و توطئه در كار است آنكه هرچند روز یك امر در هر گوشه و كنار و در هر كوی و برزن سر زبانها می‌افتد؛ در تاكسیها همین مطلب واحد و در اتوبوسها نیز همین و در اجتماعات چند نفره باز همین صحبت می‌شود؛ و یكی كه قدری كهنه شد یكی دیگر معروف می‌شود. و مع‌الأسف بعض روحانیون كه از حیله‌های شیطانی بیخبرند با تماس یكی‌ ـ‌ دو‌ نفر از عوامل توطئه گمان می‌كنند مطلب همان است. و اساس مسأله آن است كه بسیاری از آنان كه این مسائل را می‌شنوند و باور می‌كنند اطلاع از وضع دنیا و انقلابهای جهان و حوادث بعد از انقلاب و گرفتاریهای عظیم اجتناب ناپذیر آن ندارند ـ چنانچه اطلاع صحیح از تحولاتی كه همه به سود اسلام است ندارندـ و چشم بسته و بیخبر امثال این مطالب را شنیده و خود نیز با غفلت یا عمد به آنان پیوسته‌اند .

اینجانب توصیه می‌كنم كه قبل از مطالعه وضعیت كنونی جهان و مقایسه بین انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلابات و قبل از آشنایی با وضعیت كشورها و ملتهایی كه در حال انقلاب و پس از انقلابشان بر آنان چه می‌گذشته است، و قبل از توجه به گرفتاریهای این كشور طاغوتزده از ناحیه رضاخان و بدتر از آن محمدرضا كه در طول چپاولگریهایشان برای این دولت به ارث گذشته‌اند ، از وابستگیهای عظیم خانمانسوز، تا اوضاع وزارتخانه‌ها و ادارات و اقتصاد و ارتش و مراكز عیاشی و مغازه‌های مسكرات فروشی و ایجاد بی‌بندوباری در تمام شئون زندگی و اوضاع تعلیم و تربیت و اوضاع دبیرستانها و دانشگاهها و اوضاع سینماها و عشرتكده‌ها و وضعیت جوانها و زنها و وضعیت روحانیون و متدینین و آزادیخواهان متعهّد و بانوان عفیف ستمدیده و مساجد در زمان طاغوت و رسیدگی به پرونده اعدام شدگان و محكومان ‌به حبس و رسیدگی به زندانها و كیفیت عملكرد متصدیان و رسیدگی به مال سرمایه‌داران و زمینخواران بزرگ و محتكران و گرانفروشان و رسیدگی به دادگستریها و دادگاههای انقلاب و مقایسه با وضع سابق دادگستری و قضات و رسیدگی به حال نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای دولت و استاندارها وسایر مأمورین كه در این زمان آمده‌اند و مقایسه با زمان سابق و رسیدگی به عملكرد دولت و جهاد سازندگی در روستاهای محروم از همه مواهب حتی آب آشامیدنی و درمانگاه و مقایسه با طول رژیم سابق با در نظر گرفتن گرفتاری به جنگ تحمیلی و پیامدهای آن از قبیل آوارگان میلیونی و خانواده‌های شهدا و آسیب‌دیدگان در جنگ و آوارگان میلیونی افغانستان و عراق و با نظر به حصر اقتصادی و توطئه‌های پی در پی آمریكا و وابستگان خارج و داخلش ( اضافه كنید فقدان مبلّغ آشنا به مسائل به مقدار احتیاج و قاضی شرع) و هرج و مرجهایی كه از طرف مخالفان اسلام و منحرفان و حتی دوستان نادان در دست اجرا است و دهها مسائل دیگر، تقاضا این است كه قبل از آشنایی به مسائل، به اشكالتراشی و انتقاد كوبنده و فحاشی برنخیزید؛ و به حال این اسلام غریب كه پس از صدها سال ستمگری قلدرها و جهل توده‌ها امروز طفلی تازه‌پا و ولیده‌ای است محفوف به دشمنهای خارج و داخل، رحم كنید. و شما اشكالتراشان به فكر بنشینید كه آیا بهتر نیست به جای سركوبی به اصلاح و كمك بكوشید؛ و به جای طرفداری از منافقان و ستمگران و سرمایه‌داران و محتكران بی‌انصاف از خدا بیخبر، طرفدار مظلومان و ستمدیدگان و محرومان باشید؛ و به جای گروههای آشوبگر و تروریستهای مفسد و طرفداری غیر مستقیم از آنان، توجهی به ترور‌شدگان از روحانیون مظلوم تا خدمتگزاران متعهد مظلوم داشته باشید؟

اینجانب هیچگاه نگفته و نمی‌گویم كه امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می‌شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی‌انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمی‌كنند؛ ‌لكن عرض می‌كنم كه قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا كوشش در اسلامی كردن این كشور می‌كنند و ملتِ دهها میلیونی نیز طرفدار و مددكار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشكالتراش و كارشكن به كمك بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعتر خواهد بود. و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است، آمال انسانی ـ اسلامی به خواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشمگیر خواهد پوشید و كجروان و اشكالتراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت كنند.

من با جرأت مدعی هستم كه ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله ـ و كوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ می‌باشند. آن حجاز كه در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله ـ مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمی‌كردند و با بهانه‌هایی به جبهه نمی‌رفتند، كه خداوند تعالی در سوره «توبه» با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند كه به حسب نقل در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و كوفه كه با امیرالمؤمنین آنقدر بدرفتاری كردند و از اطاعتش سر باز زدند كه شكایات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سیدالشهدا ـ علیه السلام ـ آن شد كه شد. و آنان كه درشهادت دستْ آلوده نكردند، یا گریختند از معركه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز می‌بینیم كه ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبهه‌ها و مردم پشت جبهه‌ها، با كمال شوق و اشتیاق چه فداكاریها می‌كنند و چه حماسه‌ها می‌آفرینند. و می‌بینیم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمكهای ارزنده می‌كنند. و می‌بینیم كه بازماندگان شهدا و آسیب‌دیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره‌های حماسه آفرین و گفتار و كرداری مشتاقانه و اطمینان‌بخش با ما و شما روبه‌رو می‌شوند. و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان . در صورتی كه نه در محضر مبارك رسول اكرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هستند، و نه در محضر امام معصوم ـ صلوات الله علیه ـ. و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار كند كه چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه مفتخریم كه در چنین عصری در پیشگاه چنین ملتی می‌باشیم .

و اینجانب در اینجا یك وصیت به اشخاصی كه به انگیزه مختلف با جمهوری اسلامی مخالفت می‌كنند و به جوانان، چه دختران و چه پسرانی كه مورد بهره‌برداری منافقان و منحرفان فرصت‌طلب و سودجو واقع شده‌اند می‌نمایم، كه بیطرفانه و با فكر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان كه می‌خواهند جمهوری اسلامی ساقط شود و كیفیت عمل آنان و رفتارشان با توده‌های محروم و گروهها و دولتهایی كه از آنان پشتیبانی كرده و می‌كنند و گروهها و اشخاصی كه در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می كنند و اخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضعهایشان در پیشامدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی كنید، ومطالعه كنید حالات آنان كه در این جمهوری اسلامی به دست منافقان و منحرفان شهید شدند، و ارزیابی كنید بین آنان و دشمنانشان؛ نوارهای این شهیدان تا حدی در دست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید كدام دسته طرفدار محرومان و مظلومان جامعه هستند.

برادران! شما این اوراق را قبل از مرگ من نمی‌خوانید. ممكن است پس از من بخوانید در آن وقت من نزد شما نیستم كه بخواهم به نفع خود و جلب نظرتان برای كسب مقام و قدرتی با قلبهای جوان شما بازی كنم. من برای آنكه شما جوانان شایسته‌ای هستید علاقه دارم كه جوانی خود را در راه خداوند و اسلام عزیز و جمهوری اسلامی صرف كنید تا سعادت هر دو جهان را دریابید. و از خداوند غفور می‌خواهم كه شما را به راه مستقیم انسانیت هدایت كند و از گذشته ما و شما با رحمت واسعه خود بگذرد. شماها نیز در خلوتها از خداوند همین را بخواهید، كه او هادی و رحمان است.

و یك وصیت به ملت شریف ایران و سایر ملتهای مبتلا به حكومتهای فاسد و دربند قدرتهای بزرگ می‌كنم؛ اما به ملت عزیز ایران توصیه می‌كنم كه نعمتی كه با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن، كه نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است كوشش كنید و از مشكلاتی كه در این صراط مستقیم پیش می‌آید نهراسید كه إن تَنْصروا الله ینْصُرْكُمْ وَیثَبِّتْ اَقدامَكُم و درمشكلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریك و در رفع آنها كوشا باشید، و دولت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری كنید.

و به مجلس و دولت و دست‌اندركاران توصیه می‌نمایم كه قدر این ملت را بدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان كه نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و با فداكاریهای آنان تحقق پیدا كرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است، فروگذار نكنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید و حكومتهای طاغوتی را كه چپاولگرانی بی‌فرهنگ و زورگویانی تهی مغز بودند و هستند را همیشه محكوم نمایید، البته با اعمال انسانی كه شایسته برای یك حكومت اسلامی است.

و اما به ملتهای اسلامی توصیه می كنم كه از حكومت جمهوری اسلامی و از ملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حكومتهای جائر خود را در صورتی كه به خواست ملتها كه خواست ملت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، كه مایه بدبختی مسلمانان ، حكومتهای وابسته به شرق و غرب می‌باشند. و اكیداً توصیه می‌كنم كه به بوقهای تبلیغاتی مخالفان اسلام و جمهوری اسلامی گوش فرا ندهید كه همه كوشش دارند كه اسلام را از صحنه بیرون كنند كه منافع ابرقدرتها تأمین شود.

د
از نقشه‌های شیطانی قدرتهای بزرگ استعمار و استثمارگر كه سالهای طولانی در دست اجرا است و در كشور ایران از زمان رضاخان اوج گرفت و در زمان محمدرضا با روشهای مختلف دنباله‌گیری شد، به انزوا كشاندن روحانیت است؛ كه در زمان رضاخان با فشار و سركوبی و خلع لباس و حبس و تبعید و هتك حرمات و اعدام و امثال آن، و در زمان محمدرضا با نقشه و روشهای دیگر كه یكی از آنها ایجاد عداوت بین دانشگاهیان و روحانیان بود ، كه تبلیغات وسیعی در این زمینه شد؛ و مع‌الأسف به واسطه بیخبری هر دو قشر از توطئه شیطانی ابرقدرتها نتیجه چشمگیری گرفته شد. از یك طرف، از دبستانها تا دانشگاهها كوشش شد كه معلمان و دبیران و اساتید و رؤسای دانشگاهها از بین غربزدگان یا شرقزدگان و منحرفان از اسلام و سایر ادیان انتخاب و به كار گماشته شوند و متعهدان مؤمن در اقلیت قرار گیرند كه قشر مؤثر را كه در آتیه حكومت را به دست می‌گیرند، از كودكی تا نوجوانی و تا جوانی طوری تربیت كنند كه از ادیان مطلقاً، و اسلام بخصوص، و از وابستگان به ادیان خصوصاً روحانیون و مبلغان، متنفر باشند. و اینان را عمال انگلیس در آن زمان، و طرفدار سرمایه‌داران و زمینخواران و طرفدار ارتجاع و مخالف تمدن و تعالی در بعد از آن معرفی می‌نمودند. و از طرف دیگر، با تبلیغات سوء، روحانیون و مبلغان و متدینان را از دانشگاه و دانشگاهیان ترسانیده و همه را به بی‌دینی و بی‌بند و باری و مخالف با مظاهر اسلام و ادیان متهم می‌نمودند. نتیجه آن كه دولتمردانْ مخالف ادیان و اسلام و روحانیون و متدینان باشند؛ و توده‌های مردم كه علاقه به دین و روحانی دارند مخالف دولت و حكومت و هر چه متعلق به آن است باشند، و اختلاف عمیق بین دولت و ملت و دانشگاهی و روحانی راه را برای چپاولگران آنچنان باز كند كه تمام شئون كشور در تحت قدرت آنان و تمام ذخایر ملت در جیب آنان سرازیر شود، چنانچه دیدید به سر این ملت مظلوم چه آمد، و می‌رفت كه چه‌ آید.

اكنون كه به خواست خداوند متعال و مجاهدت ملت ـ از روحانی و دانشگاهی تا بازاری و كارگر و كشاورز و سایر قشرها ـ بند اسارت را پاره و سد قدرت ابرقدرتها را شكستند و كشور را از دست آنان و وابستگانشان نجات دادند، توصیه اینجانب آن است كه نسل حاضر و آینده غفلت نكنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محكمتر و استوارتر سازند و از نقشه‌ها و توطئه‌های دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنكه فرد یا افرادی را دیدند كه با گفتار و رفتار خود درصدد است بذر نفاق بین آنان افكند او را ارشاد و نصیحت نمایند؛ و اگر تأثیر نكرد از او روگردان شوند و او را به انزوا كشانند و نگذارند توطئه ریشه دواند كه سرچشمه را به آسانی می‌توان گرفت. و مخصوصاً اگر در اساتید كسی پیدا شد كه می‌خواهد انحراف ایجاد كند، او را ارشاد و اگر نشد، از خود و كلاس خود طرد كنند. و این توصیه بیشتر متوجه روحانیون و محصلین علوم دینی است. و توطئه‌ها در دانشگاهها از عمق ویژه‌ای برخوردار است و هر قشر محترم كه مغز متفكر جامعه هستند باید مواظب توطئه‌ها باشند.

هـ
ازجمله نقشه‌ها كه مع‌الأسف تأثیر بزرگی در كشورها و كشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن كشورهای استعمار زده از خویش، و غربزده و شرقزده نمودن آنان است به طوریكه خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق، ‌دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله‌ گاه عالم دانستند و وابستگی به یكی از دو قطب را از فرائض غیرقابل اجتناب معرفی نمودند! و قصه این امر غم‌انگیز، طولانی و ضربه‌هایی كه از آن خورده و اكنون نیز می خوریم كشنده و كوبنده است.

و غم‌انگیزتر اینكه آنان ملتهای ستمدیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگه‌داشته و كشورهایی مصرفی بار‌ آوردند و به‌ قدری‌ما را از پیشرفتهای خود و قدرتهای شیطانی‌شان ترسانده‌اند كه جرأت دست زدن به هیچ ابتكاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم. و این پوچی و تهی مغزی مصنوعی موجب شده كه در هیچ امری به فكر و دانش خود اتكا نكنیم و كوركورانه از شرق و غرب تقلید نماییم بلكه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتكار اگر داشتیم، نویسندگان و گویندگان غرب و شرقزده بی‌فرهنگ، آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فكر و قدرت بومی ما را سركوب و مأیوس نموده و می‌نمایند و رسوم و آداب اجنبی را هر چند مبتذل و مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار ترویج كرده و با مداحی و ثناجویی آنها را به خورد ملتها داده و می‌دهند. فی‌المثل، اگر در كتاب یا نوشته یا گفتاری چند واژه فرنگی باشد، بدون توجه به محتوای آن با اعجاب پذیرفته، و گوینده و نویسنده آن را دانشمند و روشنفكر به حساب می‌آورند. و از گهواره تا قبر به هر‌چه بنگریم اگر با واژه غربی و شرقی اسم‌گذاری شود مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن و پیشرفتگی محسوب، و اگر واژه‌های بومی خودی به كار رود مطرود و كهنه و واپسزده خواهد بود. كودكان ما اگر نام غربی داشته باشند مفتخر؛ و اگر نام خودی دارند سر به زیر و عقب افتاده‌اند. خیابانها، كوچه‌ها، مغازه‌ها، شركتها، داروخانه‌ها،‌ كتابخانه‌ها، پارچه‌ها، و دیگر متاعها، هر چند در داخل تهیه شده باید نام خارجی داشته باشد تا مردم از آن راضی و به آن اقبال كنند. فرنگی مآبی از سر تا پا و در تمام نشست و برخاستها و در معاشرتها و تمام شئون زندگی موجب افتخار و سربلندی و تمدن و پیشرفت، و در مقابل، آداب و رسوم خودی‌، كهنه‌پرستی و عقب‌افتادگی است. در هر مرض و كسالتی ولو جزئی و قابل علاج در داخل، باید به خارج رفت و دكترها و اطبای دانشمند خود را محكوم و مأیوس كرد. رفتن به انگلستان و فرانسه و امریكا و مسكو افتخاری پر ارزش و رفتن به حج و سایر اماكن متبر‌كه كهنه‌پرستی و عقب‌ماندگی است. بی‌اعتنایی به آنچه مربوط به مذهب و معنویات است از نشانه‌های روشنفكری و تمدن، و ‌در مقابل، تعهد به این امور نشانه عقب‌ماندگی و كهنه‌پرستی است.

اینجانب نمی‌گویم ما خود همه چیز داریم؛ معلوم است ما را در طول تاریخِ نه چندان دور خصوصاً، و در سده‌های اخیر از هر پیشرفتی محروم كرده‌اند و دولتمردان خائن و دودمان پهلوی خصوصاً، و مراكز تبلیغاتی علیه دستاوردهای خودی و نیز خودْ كوچك‌دیدنها و یا ناچیز دیدنها، ما را از هر فعالیتی برای پیشرفت محروم كرد. وارد كردن كالاها از هر قماش و سرگرم كردن بانوان و مردان خصوصاً طبقه جوان، به اقسام اجناس وارداتی از قبیل ابزار آرایش و تزئینات و تجملات و بازیهای كودكانه و به مسابقه كشاندن خانواده‌ها و مصرفی بارآوردن هر چه بیشتر، كه خود داستانهای غم‌انگیز دارد، و سرگرم كردن و به تباهی كشاندن جوانها كه عضو فعال هستند با فراهم آوردن مراكز فحشا و عشرتكده‌ها، و دهها از این مصائب حساب شده، برای عقب نگهداشتن كشورهاست. من وصیت دلسوزانه و خادمانه می‌كنم به ملت عزیز كه اكنون كه تا حدود بسیار چشمگیری از بسیاری از این دامها نجات یافته و نسل محروم حاضر به فعالیت و ابتكار برخاسته و دیدیم كه بسیاری از كارخانه‌ها و وسایل پیشرفته مثل هواپیماها و دیگر چیزها كه گمان نمی‌رفت متخصصینِ ایران قادر به راه انداختن كارخانه‌ها و امثال آن باشند و همه دستها را به سوی غرب یا شرق دراز كرده بودیم كه متخصصین آنان اینها را به راه اندازند، در اثر محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی، خود جوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمتهای ارزانتر عرضه كرده و رفع احتیاج نمودند و ثابت كردند كه اگر بخواهیم می توانیم.

باید هوشیار و بیدار ومراقب باشید كه سیاست‌بازان پیوسته به غرب و شرق با وسوسه‌های شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بین‌المللی نكشند؛ و با اراده مصمم و فعالیت و پشتكار خود به رفع وابستگیها قیام كنید.

وبدانید كه نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و امریكا و شوروی كم ندارد و اگر خودی خود را بیابد و یأس را از خود دور كند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در درازمدت قدرت همه كار و ساختن همه چیز را دارد. و آنچه انسانهای شبیه به اینان به آن رسیده‌اند شما هم خواهید رسید به شرط اتكال به خداوند تعالی و اتكا به نفس، و قطع وابستگی به دیگران و تحمل سختیها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و خارج شدن از تحت سلطه اجانب.

و بر دولتها و دست اندركاران است چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده كه از متخصصین خود قدردانی كنند و آنان را با كمكهای مادی و معنوی تشویق به كار نمایند و از ورود كالاهای مصرف‌ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند.

و ازجوانان، دختران و پسران، می‌خواهم كه استقلال و آزادی و ارزشهای انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرتها و بی بند و باریها و حضور در مراكز فحشا كه از طرف غرب و عمال بی‌وطن به شما عرضه می‌شود نكنند؛ كه آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهی شما و اغفالتان از سرنوشت كشورتان و چاپیدن ذخائر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگی كشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و كشورتان به چیز دیگر فكر نمی‌كنند؛ و می‌خواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده، و به اصطلاح آنان «نیمه وحشی» نگه دارند.

و
از توطئه‌های بزرگ آنان، چنانچه اشاره شد و كراراً تذكر داده‌ام، به دست گرفتن مراكز تعلیم و تربیت خصوصاً دانشگاهها است كه مقدرات كشورها در دست محصولات آنها است. روش آنان با روحانیون و مدارس علوم اسلامی فرق دارد با روشی كه در دانشگاهها و دبیرستانها دارند. نقشه آنان برداشتن روحانیون از سر راه و منزوی كردن آنان است؛ یا با سركوبی و خشونت و هتاكی كه در زمان رضاخان عمل شد ولی نتیجه معكوس گرفته شد؛ یا با تبلیغات و تهمتها و نقشه‌های شیطانی برای جدا كردن قشر تحصیلكرده و به اصطلاح روشنفكر كه این هم در زمان رضاخان عمل می‌شد و در ردیف فشار و سركوبی بود؛ و در زمان محمدرضا ادامه یافت بدون خشونت ولی موذیانه.

و اما در دانشگاه نقشه آن است كه جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف كنند و به سوی شرق یا غرب بكشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و برسرنوشت كشورها حكومت دهند تا به دست آنها هرچه می‌خواهند انجام دهند. اینان كشور را به غارتزدگی و غربزدگی بكشانند و قشر روحانی با انزوا و منفوریت و شكست قادر بر جلوگیری نباشد. و این بهترین راه است برای عقب ‌نگهداشتن و غارت كردن كشورهای تحت سلطه، ‌زیرا برای ابرقدرتها بی‌زحمت و بی‌خرج و در جوامع ملی بی سر و صدا، هرچه هست به جیب آنان می‌ریزد.

پس اكنون كه دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاكسازی است، برهمه ما لازم است با متصدیان كمك كنیم و برای همیشه نگذاریم دانشگاهها به انحراف كشیده شود؛ و هرجا انحرافی به چشم خورد با اقدام سریع به رفع آن كوشیم. و این امر حیاتی باید در مرحله اول با دست پر توان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گیرد كه نجات دانشگاه از انحراف، نجات كشور وملت است.

و اینجانب به همه نوجوانان و جوانان در مرحله اول، و پدران و مادران و دوستان آنها در مرحله دوم، و به دولتمردان و روشنفكران دلسوز برای كشور در مرحله بعد وصیت می‌كنم كه در این امر مهم كه كشورتان را از آسیب نگه می‌دارد، با جان و دل كوشش كنید و دانشگاهها را به نسل بعد بسپرید. و به همه نسلهای مسلسل توصیه می‌كنم كه برای نجات خود و كشور عزیز و اسلامِ آدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرقزدگی حفظ و پاسداری كنید، و با این عمل انسانی ـ اسلامی خود دست قدرتهای بزرگ را از كشور قطع و آنان را ناامید نمایید. خدایتان پشتیبان و نگهدار باد.

ز
از مهمات امور، تعهد وكلای مجلس شورای اسلامی است. ما دیدیم كه اسلام و كشور ایران چه صدمات بسیار غم‌انگیزی از مجلس شورای غیر صالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتكار پهلوی و از هر زمان بدتر و خطرناكتر در این رژیم تحمیلی فاسد خورد؛ و چه مصیبتها و خسارتهای جانفرسا از این جنایتكاران بی‌ارزش و نوكرمآب به كشور و ملت وارد شد. در این پنجاه سال یك اكثریت قلابی منحرف در مقابل یك اقلیت مظلوم موجب شد كه هر چه انگلستان و شوروی و اخیراً امریكا خواستند، با دست همین منحرفانِ از خدا بیخبر انجام دهند و كشور را به تباهی و نیستی كشانند. از بعد از مشروطه، هیچ‌گاه تقریباً به مواد مهم قانون اساسی عمل نشد ـ قبل از رضاخان با تصدی غربزدگان و مشتی خان و زمینخواران؛ و در زمان رژیم پهلوی به دست آن رژیم سفاك و وابستگان وحلقه به گوشان آن.

اكنون كه با عنایت پروردگار وهمت ملت عظیم‌الشأن سرنوشت كشور به دست مردم افتاد و وكلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهای ولایات به مجلس شورای اسلامی راه یافتند، و امید است كه با تعهد آنان به اسلام و مصالح كشور جلوگیری از هر انحراف بشود. وصیت اینجانب به ملت در حال و آتیه آن است كه با اراده مصمم خود و تعهد خود به احكام اسلام و مصالح كشور در هر دوره از انتخابات وكلای دارای تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی كه غالباً بین متوسطین جامعه و محرومین می‌باشند و غیر منحرف از صراط مستقیم ـ به سوی غرب یا شرق ـ و بدون گرایش به مكتبهای انحرافی و اشخاص تحصیلكرده ومطلع برمسائل روز و سیاستهای اسلامی، به مجلس بفرستند.

و به جامعه محترم روحانیت خصوصاً مراجع معظم، وصیت می‌كنم كه خود را از مسائل جامعه خصوصاً مثل انتخاب رئیس جمهور و وكلای مجلس، كنار نكشند و بی‌تفاوت نباشند. همه دیدید و نسل آتیه خواهد شنید كه دست سیاست‌بازان پیرو شرق و غرب، روحانیون را كه اساس مشروطیت را با زحمات و رنجها بنیان گذاشتند از صحنه خارج كردند و روحانیون نیز بازی سیاست‌بازان را خورده و دخالت در امور كشور و مسلمین را خارج از مقام خود انگاشتند و صحنه را به دست غربزدگان سپردند؛ و به سر مشروطیت و قانون اساسی و كشور و اسلام آن آوردند كه جبرانش احتیاج به زمان طولانی دارد.

اكنون كه بحمدالله تعالی موانع رفع گردیده و فضای آزاد برای دخالت همه طبقات پیش‌آمده است، هیچ عذری باقی نمانده و از گناهان بزرگ نابخشودنی، مسامحه در امر مسلمین است. هركس به مقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است درخدمت اسلام و میهن باشد؛ و با جدیت از نفوذ وابستگان به دو قطب استعمارگر وغرب یا شرقزدگان ومنحرفان از مكتب بزرگ اسلام جلوگیری نمایند، و بدانند كه مخالفین اسلام و كشورهای اسلامی كه همان ابرقدرتان چپاولگر بین المللی هستند، با تدریج و ظرافت دركشور ما و كشورهای اسلامی دیگر رخنه، و با دست افراد خودِ ملتها، كشورها را به دام استثمار می‌كشانند. باید با هوشیاری مراقب باشید و با احساس اولین قدمِ نفوذی به مقابله برخیزید و به آنان مهلت ندهید. خدایتان یار ونگهدار باشد.

واز نمایندگان مجلس شورای اسلامی دراین عصر و عصرهای آینده می‌خواهم كه اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وكالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد كنند و نگذارند حتی یك عنصر خرابكار وابسته به مجلس راه یابد.

وبه اقلیتهای مذهبی رسمی وصیت می‌كنم كه از دوره‌های رژیم پهلوی عبرت بگیرند و وكلای خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهوری اسلامی و غیروابسته به قدرتهای جهانخوار و بدون گرایش به مكتبهای الحادی و انحرافی و التقاطی انتخاب نمایند.

و از همه نمایندگان خواستارم كه با كمال حسن نیت و برادری باهم مجلسان خود رفتار، و همه كوشا باشند كه قوانین خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احكام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نایل آیید.

و از شورای محترم نگهبان می‌خواهم و توصیه می‌كنم، چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده، كه با كمال دقت و قدرت وظایف اسلامی و ملی خود را ایفا و تحت تأثیر هیچ قدرتی واقع نشوند و از قوانین مخالف با شرع مطهر و قانون اساسی بدون هیچ ملاحظه جلوگیری نمایند و با ملاحظه ضرورات كشور كه گاهی با احكام ثانویه و گاهی به ولایت فقیه باید اجرا شود توجه نمایند.

و وصیت من به ملت شریف آن است كه در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصی كه انتخاب می‌كنند روی ضوابطی باشد كه اعتبار می‌شود مثلاً در انتخاب‌ خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، توجه كنند كه اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روی موازین شرعیه و قانون انتخاب نكنند، چه ‌بسا كه خساراتی به اسلام و كشور وارد شود كه جبران پذیر نباشد. و در این صورت همه در پیشگاه خداوند متعال مسئول می‌باشند.

از این قرار، عدم دخالت ملت از مراجع و علمای بزرگ تا طبقه بازاری و كشاورز و كارگر و كارمند، همه و همه مسئول سرنوشت كشور و اسلام می‌‌باشند؛ چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آتیه؛ و چه بسا كه در بعض مقاطع، عدم حضور و مسامحه،‌ گناهی باشد كه در رأس گناهان كبیره است. پس علاج واقعه را قبل از وقوع باید كرد و الاّ كار از دست همه خارج خواهد شد. و این حقیقتی است كه بعد از مشروطه لمس نموده‌اید و نموده‌ایم. چه هیچ علاجی بالاتر و والاتر از آن نیست كه ملت در سرتاسر كشور در كارهایی كه محول به اوست بر طبق ضوابط اسلامی و قانون اساسی انجام دهد؛ و در تعیین رئیس جمهور و وكلای مجلس با طبقة تحصیلكردة متعهد و روشنفكر با اطلاع از مجاری امور و غیروابسته به كشورهای قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت كرده، و با علما و روحانیون با تقوا و متعهد به جمهوری اسلامی نیز مشورت نموده؛ و توجه داشته باشند رئیس جمهور و وكلای مجلس از طبقه‌ای باشند؛ كه محرومیت و مظلومیت مستضعفان ومحرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه‌داران و زمینخواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات كه تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی‌توانند بفهمند.

ادامه ی متن وصیت نامه ی شریف سیاسی الهی حضرت امام خمینی رحمة الله علیه - در قسمت۲   .



تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 12:12 | نویسنده : کمال بارعی | [ ]