امام خامنه ای و ماه محرم

 

امام خامنه ای و ماه محرم

بیانات مقام معظم رهبری درباره محرم و عزاداری

عاشورا ؛ روح انقلاب اسلامی ایران  :  
در مورد مساله محرم و عاشورا ، باید بگویم که روح نهضت ما و جهتگیری کلی و پشتوانه پیروزی آن ، همین توجه به حضرت ابی عبدالله علیه الصلاة والسلام  و مسایل مربوط به عاشورا بود . ۱۱/۵/۶۸
الهام امام خمینی رحمة الله تعالی علیه از نهضت عاشورا  :  
در دو فصل ، امام علیه السلام  مساله نهضت را به مساله عاشورا گره زدند :  

یکی در فصل اول نهضت - یعنی روزهای محرم سال ۴۲ - که تریبون بیان مسایل نهضت ، حسینیه ها و مجالس روضه خوانی و هیئات سینه زنی و روضه روضه خوانها و ذکر مصیبت گویندگان مذهبی شد و دیگری ، فصل آخر نهضت - یعنی محرم سال ۵۷ - بود که امام علیه السلام  اعلام فرمودند :  ماه محرم گرامی و بزرگ داشته بشود و مردم مجالس برپا کنند  . ایشان ، عنوان این ماه را ماه پیروزی خون بر شمشیر قرار دادند و مجددا همان طوفان عظیم عمومی و مردمی به وجود آمد ، یعنی ماجرای نهضت که روح و جهت حسینی داشت ، با ماجرای ذکر مصیبت حسینی و یاد امام حسین علیه السلام  گره خورد . ۱۱/۵/۶۸
ما بیشتر از گذشتگان، قدر نهضت حسینی را می دانیم :  
آنچه که نهضت ما را جهت می داد و امروز هم باید بدهد ، دقیقا همان چیزی است که حسین بن علی علیه السلام  در راه آن قیام کرد . ما امروز ، برای شهدای خود که در جبهه های گوناگون و در راه این نظام و حفظ آن ، به شهادت می رسند ، با معرفت عزاداری می کنیم . آن شهید و جوانی که یا در جنگ تحمیلی و یا در برخورد با انواع و اقسام دشمنان و منافقان و کفار به شهادت رسیده ، هیچ شبهه یی برای مردم ما وجود ندارد که این شهید ، شهید راه همین نظام است و برای نگهداشتن و محکم کردن ستونهای همین نظام و انقلاب ، به شهادت رسیده است .
اگر عاشورا نبود . . :  
اگر در جامعه ما ، عشق به امام حسین علیه السلام  و یاد او و ذکر مصایب و حوادث عاشورا معمول و رایج نبود ، معلوم نبود که نهضت با این فاصله زمانی و با این کیفیتی که پیروز شد ، به پیروزی می رسید .
قوی کردن نگاه عاطفی لازمه ی عزاداری :  
امام علیه السلام  با ظرافت ، آن تصور غلط روشنفکرمآبانه قبل از پیروزی انقلاب را که در برهه یی از زمان رایج بود ، از بین بردند . ایشان ، جهتگیری سیاسی مترقی انقلابی را با جهتگیری عاطفی در قضیه عاشورا پیوند و گره زدند و روضه خوانی و ذکر مصیبت را احیا کردند و فهماندند که این ، یک کار زاید و تجملاتی و قدیمی و منسوخ در جامعه ما نیست ، بلکه لازم است و یاد امام حسین و ذکر مصیبت و بیان فضایل آن بزرگوار -چه به صورت روضه خوانی و چه به شکل مراسم عزاداری گوناگون- باید به شکل رایج و معمول و گریه آور و عاطفه برانگیز و تکان دهنده دلها ، در بین مردم ما باشد و از آنچه که هست ، قویتر هم بشود . ایشان ، بارها بر این مطلب تاکید می کردند و عملا هم خودشان وارد می شدند .

اثر محسوس محرم در زندگی ما :  
محرم دوران انقلاب ، بامحرمهای قبل از انقلاب و دوران عمر ما و قبل از ما ، متفاوت است . این محرمها‚محرمهایی است که در آن ، معنا و روح و جهتگیری ، واضح و محسوس است . ما نتایج محرم را در زندگی خود می بینیم . حکومت و حاکمیت واعلای کلمه اسلام و ایجاد امید به برکت اسلام در دل مستضعفان عالم ، آثار محرم است .
عزاداری میدانی برای پیشرفت روحی :  
پروردگارا ! این ماه محرم و ایام عزاداری را ، برای ما میدان پیشرفتی در معارف و عمل اسلامی قرار بده . ۲۰/۴/۷۰
درس از محرم فقط به معنی کشته شدن نیست :  
در ایام محرم و صفر ، ملت عزیز ما ، باید روح حماسه را ، روح عاشورایی را ، روح نترسیدن از دشمن را ، روح توکل به خدا را ، روح مجاهدت فداکارانه در راه خدا را ، در خودشان تقویت کنند ، و از امام حسین ، علیه السلام ، مدد بگیرند . مجالس عزاداری برای این است که دلهای مارا با حسین بن علی ، علیه السلام ، و اهداف آن بزرگوار نزدیک و آشنا کند . یک عده ی کج فهم نگویند که امام حسین ، علیه السلام ، شکست خورد . یک عده ی کج فهم نگویند که راه امام حسین ، علیه السلام ، معنایش این است که همه ی ملت ایران کشته شوند . کدام انسان نادانی ، چنین حرفی را ممکن است بزند . ، یک ملت از حسین بن علی ، علیه السلام ، باید درس بگیرد . یعنی از دشمن نترسد ، به خود متکی باشد ، به خدای خود توکل کند ، ۱۰/۴/۷۱
نوحه خوانی و عروج معنوی مردم :  
نوحه ی سینه زنی خواندن هم شرایط دارد . باید آن کسانی که اینها را تهیه می کنند ، می سرایند ، می خوانند ، مواظب باشند که درست برطبق معارف اسلامی حرف بزنند ، تا این سینه زنی ، این روضه خوانی ، این نوحه خوانی ، قدمی باشد در راه عروج مردم به اوج قله ی افکار اسلامی .۲۶/۳/۷۲

بهانه ای برای نوشیدن از چشمه عاشورا :  
از همان روزی که موضوع ذکر مصیبت حسین بن علی ، علیه السلام ، مطرح شد ، چشمه ی جوشانی از فیض و معنویت ، در اذهان معتقدین و محبین اهل بیت ، علیهم السلام ، جاری گشت . این چشمه ی جوشان ، تا امروزهمچنان ادامه و جریان داشته است ، بعد از این هم خواهد داشت ، و بهانه ی آن هم ، یادآوری خاطره ی عاشوراست .۱۷/۳/۷۳
وسیله ای برای ارتباط روحی و قلبی با اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین :  
مسلما شرکت در مجالس مذکور ، ثواب اخروی دارد ، اما ثواب اخروی مجالس عزا ، از چه ناحیه و به چه جهت است ، مسلما مربوط به جهتی است که اگر آن جهت نباشد ، ثواب هم نیست . بعضی از مردم متوجه این نکته نیستند . همه باید در این مجالس شرکت کنند ، قدر مجالس عزاداری را بدانند ، از این مجالس استفاده کنند ، و روحا و قلبا ، این مجالس را وسیله ای برای ایجاد ارتباط و اتصال هرچه محکم تر میان خودشان و حسین بن علی ، علیه السلام ، خاندان پیغمبر ، و روح اسلام و قرآن قرار دهند . این ، از وظایفی که در این خصوص مربوط به مردم است .
سه ویژگی عزاداری حسین بن علی  علیه السلام  :  
مجالس عزاداری ماه محرم ، این سه ویژگی ، باید وجود داشته باشد :  

۱ -  عاطفه را نسبت به حسین بن علی و خاندان پیغمبر ، علیهم صلواه الله ، بیشتر کند .  علقه و رابطه و پیوند عاطفی را باید مستحکم تر سازد .  چون رابطه ی عاطفی ، یک رابطه ی بسیار ذی قیمت است .

2 -  نسبت به حادثه ی عاشورا ، باید دید روشن و واضحی به مستمع بدهد .

3 -  نسبت به معارف دین ، هم ایجاد معرفت و هم ایجاد ایمان – ولو به نحو کمی – کند .
عاشورا، حرکتی در دو جبهه :  
… ماجرای عاشورا عبارت از یک حرکت عظیم مجاهدت آمیزی در دو جبهه است . هم در جبهه مبارزه با دشمن خارجی و بیرونی ـ که همان دستگاه خلافت فاسد و آن دنیاطلبانی بود که به این دستگاه قدرت چسبیده بودند و قدرتی را که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برای نجات انسان ها آورده بود استخدام و استثمار کرده بودند و عکس مسیری که اسلام و نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم خواسته بودند و اراده کرده بودند حرکت می کردند ـ و هم در جبهه درونی که آن روز که جامعه به طور عموم به سمت همان فساد درونی حرکت کرده بود…

اثر محبّت به امام حسین علیه السلام  :  
… اگر محبّت در تشیع نبود این دشمنی های عجیبی که با شیعه شده باید او را از بین می برد . همین محبّت شما مردم به حسین بن علی علیه السلام ضامن حیات و بقای اسلام است این که امام [خمینی رحمه الله ] می فرمود :  «عاشورا اسلام را نگه داشت» معنایش همین است…
عاشوراء ، محرک مسلمانان :  
ماجرای حسین بن علی علیه السلام حقیقتا موتور حرکت قرون اسلامی در جهت تفکرات صحیح اسلامی بوده است . هر آزادی خواه و هر مجاهدِ فی سبیل اللّه و هرکس که می خواسته است در میدان خطر وارد شود از آن ماجرا مایه گرفته و آن را پشتوانه روحی و معنوی خود قرار داده است . در انقلاب ما این معنی به صورت بینّی واضح بود…
بی نظیر بودن واقعه ی عاشور :  
از اوّل تا آخر حادثه عاشورا به یک معنی نصف روز بوده، به یک معنی دو شبانه روز بوده [است]… شما ببینید این نصف روز حادثه چه قدر در تاریخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است… در تاریخ تشیع، بلکه در تاریخ انقلاب های ضدظلم در اسلام ـ ولو از طرف غیر شیعیان ـ حادثه کربلا به صورت درخشان و نمایان اثربخش بوده… من هیچ حادثه ای را در تاریخ نمی شناسم که با فداکاری آن نصف روز قابل مقایسه باشد .
فلسفه ی قیام امام حسین علیه السلام  :  
در زیارتی از زیارت های امام حسین علیه السلام که در روز اربعین خوانده می شود جمله ای بسیار پر معنی وجود دارد و آن این است :  

«و بَذَلَ مُهجَتَهُ فیک لِیَسْتَفیدَ عِبادَکَ مِنْ الجَهالَة» .

فلسفه فداکاری حسین بن علی علیه السلام در این جمله گنجانده شده است . زائر [امام حسین علیه السلام ] به خدای متعال عرض می کند که این بنده تو، این حسین تو، خون خود را نثار کرد تا مردم را از جهالت نجات بدهد و [از] «حیْرةُ الضَّلالَةِ»؛ [هم چنین تلاش کرد] مردم را از سرگردانی و حیرتی که در گم راهی است نجات بدهد…
نتیجه ی تفکر در مسئله ی عاشورا :  
هرچه درباره مسئله عاشورا و قیام حسینی بیشتر فکر کنیم باز هم این قضیه در ابعاد مختلف دارای کشش وگنجایش اندیشیدن و بیان کردن است . هرچه بیشتر درباره این قیام عظیم فکر کنیم، ممکن است حقایق تازه ای بیابیم…
اثر عزاداری های سنتی :  
این عزاداری های سنتی مردم را به دین نزدیک می کند .
معنویت امام حسین علیه السلام :  
شخصیت درخشان و بزرگوار امام حسین علیه‌السّلام دو وجهه دارد :  یک وجهه، همان وجهه‌ى جهاد و شهادت و توفانى است که در تاریخ به راه انداخته و همچنان هم این توفان با همه‌ى برکاتى که دارد، برپا خواهد بود؛ که شما با آن آشنا هستید . یک بعد دیگر، بعد معنوى و عرفانى است که بخصوص در دعاى عرفه به شکل عجیبى نمایان است . ما مثل دعاى عرفه کمتر دعایى را داریم که سوز و گداز و نظم عجیب و توسّل به ذیل عنایت حضرت حق متعال بر فانى دیدن خود در مقابل ذات مقدّس ربوبى در آن باشد؛ دعاى خیلى عجیبى است .
دعاى دیگرى مربوط به روز عرفه در صحیفه‌ى سجادیه هست، که از فرزند این بزرگوار است . من یک وقت این دو دعا را با هم مقایسه مى‌کردم؛ اوّل دعاى امام حسین را مى‌خواندم، بعد دعاى صحیفه‌ى سجّادیه را . مکرّر به نظر من این طور رسیده است که دعاى حضرت سجّاد، مثل شرح دعاى عرفه است . آن، متن است؛ این، شرح است . آن، اصل است؛ این، فرع است . دعاى عرفه، دعاى عجیبى است . شما عین همین روحیه را در خطابى که حضرت در مجمع بزرگان زمان خود – بزرگان اسلام و بازماندگان تابعین و امثال اینها – در منى ایراد کردند، مشاهده مى‌کنید . ظاهراً هم متعلّق به همان سال آخر یا سال دیگرى است – من الان درست در ذهنم نیست – که آن هم در تاریخ و در کتب حدیث ثبت است .
به قضیه‌ى عاشورا و کربلا برمى‌گردیم . مى‌بینیم این‌جا هم با این‌که میدان حماسه و جنگ است، اما از لحظه‌ى اوّل تا لحظه‌ى آخرى که نقل شده است که حضرت صورت مبارکش را روى خاکهاى گرم کربلا گذاشت و عرض کرد :  «الهى رضاً بقضائک و تسلیماً لأمرک»

 با ذکر و تضرع و یاد و توسّل همراه است . از وقت خروج از مکه که فرمود :  «من کان فینا باذلاً مهجته موطناً على لقاءاللَّه نفسه فلیرحل معنا»

 با دعا و توسل و وعده‌ى لقاى الهى و همان روحیه‌ى دعاى عرفه شروع مى‌شود، تا گودال قتلگاه و

«رضاً بقضائکِ»

لحظه‌ى آخر . یعنى خود ماجراى عاشورا هم یک ماجراى عرفانى است . جنگ است، کشتن و کشته شدن است، حماسه است – و حماسه‌هاى عاشورا، فصل فوق‌العاده درخشانى است – اما وقتى شما به بافت اصلى این حادثه‌ى حماسى نگاه مى‌کنید، مى‌بینید که عرفان هست، معنویّت هست، تضرّع و روح دعاى عرفه هست . پس، آن وجه دیگر شخصیت امام حسین علیه‌السّلام هم باید به عظمت این وجه جهاد و شهادت و با همان اوج و عروج، مورد توجه قرار گیرد . …
بیانات امام خامنه ای در دیدار با گروه کثیرى از پاسداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به مناسبت روز پاسدار ۱۳/۰۹/۱۳۷۶
سه صفت برجسته از ابعاد وجودی اباعبداللَّه علیه‌السّلام :  
برجستگى وجود اباعبداللَّه علیه‌السّلام داراى ابعاد است که هر کدام از این ابعاد هم بحث و توضیح و تبیین فراوانى به دنبال دارد؛ ولى اگر دو، سه صفت برجسته را در میان همه‌ى این برجستگیها اسم بیاوریم، یکى از آنها «اخلاص» است؛ یعنى رعایت کردن وظیفه‌ى خدایى و دخالت ندادن منافع شخصى و گروهى و انگیزه‌هاى مادّى در کار . صفت برجسته‌ى دیگر «اعتماد به خدا»ست . ظواهر حکم مى‌کرد که این شعله در صحراى کربلا خاموش خواهد شد . چطور این را «فرزدقِ» شاعر مى‌دید؛ اما امام حسین علیه‌السّلام نمى‌دید؟! نصیحت کنندگانى که از کوفه مى‌آمدند، مى‌دیدند؛ اما حسین‌بن‌على علیه‌السّلام که عین اللَّه بود، نمى‌دید و نمى‌فهمید؟! ظواهر همین بود؛ ولى اعتماد به خدا حکم مى‌کرد که على‌رغم این ظواهر، یقین کند که حرف حق و سخن درست او غالب خواهد شد . اصل قضیه هم این است که نیّت و هدف انسان تحقّق پیدا کند . اگر هدف تحقّق پیدا کرد، براى انسانِ با اخلاص، شخصِ خود او که مهم نیست .
یکى از بزرگان اهل سلوک و معرفت را دیدم در نامه‌اى نوشته است که اگر فرض کنیم – به فرض محال – همه‌ى کارهایى که نبىّ‌مکرّم اسلام صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم انجام داد و هدفِ او بود که آنها را انجام دهد، انجام مى‌گرفت، منتها به نام یک کس دیگر، آیا در آن صورت پیامبر اسلام ناراضى بود؟ آیا مى‌گفت که چون به نام دیگرى است، نخواهم کرد؟ آیا این‌گونه بود؟ یا نه؛ هدف این است که آن کارها انجام گیرد؛ به نام چه کسى انجام گیرد، مهم نیست . پس، هدف مهمّ است . «شخص» و «من» و «خود» براى انسانِ با اخلاص اهمیتى ندارد . اخلاص را دارد، اعتماد به خدا را هم دارد . مى‌داند که خداى متعال حتماً این هدف را غالب خواهد کرد؛ چون فرموده است :  «و انّ جندنا لهم الغالبون» خیلى از این جنودى که غالبند، در میدان جهاد به خاک شهادت مى‌افتند و از بین مى‌روند؛ لیکن فرموده است :  

«و انّ جندنا لهم الغالبون»

؛ درعین‌حال غلبه با آنهاست .
خصوصیت سوم، شناختن «موقع» است . امام حسین علیه‌السّلام در فهم «موقع» اشتباه نکرد . در قبل از حادثه‌ى کربلا، ده‌سال امامت و مسؤولیت با او بود . آن حضرت در مدینه مشغول کارهاى دیگرى بود و کار کربلایى نمى‌کرد؛ اما به مجرّد این‌که فرصت به او اجازه داد که آن کار مهم را انجام دهد، فرصت را شناخت و آن را چسبید؛ موقع را شناخت و آن را از دست نداد . این سه خصوصیت، تعیین کننده است . در تمام ادوار نیز همین‌طور است؛ در انقلاب نیز همین‌گونه بود . امام ما هم که مى‌بینید این‌قدر خداى متعال او را به مقام رفیع رساند – و رفعناه مکانا علیّا- و على‌رغم همه‌ى عوامل در سرتاسر دنیاى مادّیت و استکبار که مى‌خواستند او را محو کنند، به فراموشى دهند و کوچک کنند، او را حفظ و بزرگ کرد و ماندگار و جاودان نمود، علّت همین بود که این سه خصوصیت را داشت :  اوّلاً با اخلاص بود و براى خود چیزى نمى‌خواست؛ ثانیاً به خداى خود اعتماد داشت و مى‌دانست که کار و هدف، تحقّق پیدا خواهد کرد – به بندگان خدا هم اعتماد داشت – ثالثاً زمان و «موقع» را از دست نداد . در لحظه‌ى لازم، اقدام لازم، صحبت لازم، اشاره‌ى لازم و حرکت لازم را کرد .

بیانات امام خامنه ای در دیدار گروه کثیرى از پاسداران و بسیجیان به مناسبت میلاد امام حسین علیه السلام  و روز پاسدار ۰۲/۰۹/۱۳۷۷
صبر امام حسین علیه السلام، نجات اسلام :  
صبر امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام، اسلام را در طول تاریخ تا امروز بیمه کرده است . واقعاً اگر امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام آن صبر تاریخى را در کربلا و قُبیل کربلا و مقدّماتِ حادثه‌ى عاشورا نمى‌کردند، بلاشک با گذشت یک قرن، حتّى از نام اسلام هم اثرى نمى‌ماند . اما امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام به برکت صبر، دین را زنده کردند؛ این صبرِ آسانى نبود . صبر فقط این نیست که انسان را زیر شکنجه بیندازند یا فرزندان انسان را جلوِ انسان شکنجه کنند یا بکشند و انسان ایستادگى کند – البته این مرحله‌ى مهمى از صبر است – اما از این مهمتر این است که انسان را با وسوسه‌ها و اظهاراتى که على‌الظّاهر ممکن است در نظر بعضى منطقى بیاید، از ادامه‌ى این راه باز بدارند؛ همان کارى که با امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام مى‌کردند :  آقا! شما کجا مى‌روید؟ خود را در معرض خطر قرار مى‌دهید؛ خانواده خود را در معرض خطر قرار مى‌دهید؛ دشمن را جرى مى‌کنید؛ دست آنها را به خون خود باز مى‌کنید . هر کس رسید، خواست امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام را در مقابل این محذور اخلاقى قرار دهد که شما با این اقدام خود، جان عدّه‌اى را به خطر مى‌اندازید و دشمن را مسلّطتر مى‌کنید و اینها را وادار مى‌کنید تا به خون شما دست بیالایند . این یک نقطه‌ى خیلى مهم و تردیدآور است . این یک جنگ روشن و واضح نیست که آدم بگوید من مى‌روم تا کشته شوم؛ نه، این محاذیر دنبالش هست . ممکن بود براى امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام این معنا مطرح باشد یا مطرح کنند که آقا! شما اگر کشته شوید، شیعیان شما را در کوفه قتل عام مى‌کنند و پدر همه را در مى‌آورند؛ شما باید زنده بمانید و ملجأ باشید . شما پسر پیغمبرید؛ با حفظ حیات خود، جان عدّه‌اى را حفظ کنید . در مورد امام رضوان‌اللَّه علیه عیناً همین معنا تکرار شد .
بیانات امام خامنه ای در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى ۲۳/۱۲/۱۳۸۰

منبع : هم اندیشی

عکس امام خامنه ای

تکرار آداب جاهلی بدست جاهلان مدرن

بسم الله الرحمن الرحیم

النحل : 58   وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى‏ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظيمٌ

و هر گاه يكى از آنان را به دختر مژده آورند، چهره‏اش سياه مى‏گردد، در حالى كه خشم [و اندوه‏] خود را فرو مى‏خورد. (58)

شکنجه و قتل دختر خردسال به دست مبلغ سعودی

مرگ دلخراش دختر خردسالی در پایتخت عربستان به دست پدرش که از مبلغان سعودی است، جنجالی را در این کشور به دلیل نبود قانون حمایت از کودکان و جلوگیری از خشونتهای خانوادگی به راه انداخته است.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، "لمی" 5 ساله که به دلیل شکنجه‌های پدرش و آسیب های شدید جسمی در مرکز پزشکی "ملک سعود" ریاض بستری شده بود، چند روز قبل برای همیشه چشمان خود را بست.

مرگ "لمی" بر اثر شکنجه درحالی اتفاق افتاد که جمعیت ملی حقوق بشر حدود 8 ماه قبل با گزارش وضعیت این دختر خردسال، خواستار نجات وی از دست پدرش شده بود.

وی به دلیل خون ریزی داخلی، شکستگی جمجمه و وارد شدن صدماتی به نقاط مختلف بدنش، در مرکز پزشکی ملک سعود بستری شده بود.

به نوشته روزنامه "عکاظ" پدر "لمی" از مبلغان شناخته شده سعودی است که تصویر او در یکی از شبکه های ماهواره‌ای این کشور، پخش می شود.

انتشار خبر مرگ "لمی" با موجی از اعتراض شهروندان عربستانی در شبکه های اجتماعی، به دلیل نبود قانون حمایت از کودکان، همراه شد.

یکی از کاربران عربستانی در اینترنت نوشت: ده‌ها کودک مانند "لمی" در عربستان هستند که از نظر روحی و مادی شکنجه می شوند و دستگاه قضایی، رژیم سعودی، و رسانه ها از نجات آنها ناتوانند، و ما فقط هنگام مرگشان از این مسائل آگاه می شویم.

"عبدالله الهاجری" از دیگر کاربران عربستانی تأکید کرد: شکنجه و قتل این دختر شبیه به اقدامات عصر جاهلی است، و به دست مبلغی صورت گرفته که شبکه‌های ماهواره‌ای او را فردی با اخلاق به تصویر می کشند.

شمار قابل توجهی از کاربران عربستانی نیز مرگ این کودک را به دلیل نبود قانون در خصوص حمایت از کودکان و مقابله با خشونتهای خانوادگی دانستند

منبع : العالم

 

پیام امام خامنه ای به كنگره بزرگداشت آیت الله سيد على قاضى رحمة الله تعالی علیه

پیام امام خامنه ای به كنگره بزرگداشت آیت الله سيد على قاضى رحمة الله تعالی علیه(1391/08/15)
 

                                            شخصیت آیت‌الله قاضی حقاً در بین بزرگان کم‌نظیر است  


امام خامنه ای طی پیامی به كنگره بزرگداشت آیت الله سيد على قاضى رحمة الله تعالی علیه بر تجلیل از شخصیت علمی، عملی و مقامات معنوی و عرفانی مرحوم قاضی تاکید کردند و افزودند: مرحوم آقاى قاضى يكى از حسنات دهر است و شخصيت برجسته‌ى ایشان حقّاً در بين بزرگان كم‌نظير است.
متن این پیام که توسط حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی در تالار وحدت دانشگاه تبریز قرائت شد به شرح زیر است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌*
خب، كار بسيار شايسته‌اى است؛ تجليل از مرحوم آقاى حاج ميرزا على آقاى قاضى، ان‌شاءالله يكى از كارهاى بسيار مفيد و كار بزرگى است. مرحوم آقاى قاضى - ميرزا على آقاى قاضى - يكى از حسنات دهر است؛ يعنى واقعاً شخصيت برجسته‌ى علمى و عملى مرحوم آقاى قاضى، حالا اگر نگوييم بى‌نظير، حقّاً در بين بزرگان كم‌نظير است.
خب، ايشان علاوه بر مقامات معنوى و عرفانى خودشان، شاگردان زيادى را هم تربيت كرØ �ند كه اين خيلى با ارزش است؛ شخصيتهاى بزرگى كه ما بعضى از اينها را ملاقات كرديم، زيارت كرديم: مرحوم آقاى طباطبائى، مرحوم آقاى آسيد محمدحسن الهى - اخوى ايشان - مرحوم آقاى آميرزا ابراهيم شريفى - كه داماد مرحوم آقاى قاضى بودند، در زابل بودند و جزو شاگردان برجسته‌ى آقاى قاضى بودند - مرحوم آقاى حاج شيخ عباس قوچانى، و در اين اواخر هم مرحوم آقاى بهجت؛ بزرگان ديگرى هم بودند، مثل مرحوم آقاى حاج شيخ محمدتقى آملى، مرحوم آقاى حاج شيخ على‌محمد بروجردى و شخصيتهاى متعدد ديگرى.
مهمترين مسئله در اين باب، اين است كه ما در بين سلسله‌ى علمى فقهى و حِكمى خودمان در حوزه‌هاى علميه - در اين صراط مستقيم - يك گذرگاه و جريان خاص‌الخاص داريم كه ميتواند براى همه الگو باشد، هم براى علما الگو باشد - علماى بزرگ و كوچك - هم براى آحاد مردم و هم براى جوانها؛ ميتوانند واقعاً الگو باشند. اينها كسانى هستند كه به پايبندى به ظواهر اكتفاء نكردند، در طريق معرفت و طريق سلوك و طريق توحيد تلاش كردند مجاهدت كردند كار كردند، و به مقامات عاليه رسيدند. و مهم اين است كه اين حركت عظيم سلوكى و رياضتى را نه با طرق من‌درآوردى و تخيّلى - مثل بعضى از سلسله‌ها و دكانهاى تصوّف و عرفان و مانند اينها - بلكه صرفاً از طريق شرع مقدّس آن هم با خبرويت بالا، به دست آوردند.
همين سلسله‌ى مرحوم آقاى قاضى - مجموعه‌ى اين بزرگواران كه از مرحوم حاج سيد على شوشترى شروع ميشود - همه‌شان مجتهدين طراز اول بودند. يعنى مرحوم آسيد على شوشترى كه شاگرد شيخ بود و استاد اخلاقى و سلوكى شيخ بود - در فقه و اصول شاگرد شيخ بود، در سلوك و اخلاق استاد شيخ بود [و] شيخ مى‌آمد از ايشان استفاده ميكرد - بعد از فوت مرحوم شيخ كه يك مدت خيلى كوتاهى هم [ايشان بعد از شيخ‌] زنده بودند، درس شيخ را از همان جايى كه بود شروع كردند؛ شاگردانى كه در درس مرحوم حاج سيد على شوشترى شركت كردند، ميگفتند ما فرقى نديديم بين شيخ و بين او؛ يعنى مقاÙ … او از لحاظ علمى و فقهى در اين مرحله است. شاگرد برجسته‌ى ايشان، مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى است كه از لحاظ عرفانى و معنوى و سلوكى حقيقتاً در عرش است، يعنى عظمت مقام مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى قابل توصيف نيست؛ ايشان از لحاظ ملائى و علمى - كه ايشان جزو شاگردان شيخ بودند - جزو شاگردان درجه‌ى يك شيخ در علم فقه و اصول بودند؛ ولى معناى سلوكى و عرفانى و توحيدى بر زندگى ايشان غلبه كرد، چون در اين طريق مشى ميكرد. شاگردان ايشان - كه اساتيد مرحوم آقاى قاضى باشند - مثل مرحوم حاج سيد احمد كربلائى، مرحوم حاج شيخ محمد بهارى و افرادى از اين قبيل، اينها همه افر ادى بودند كه از لحاظ فقهى در رتبه‌ى بالا بودند؛ يعنى مرحوم حاج سيد احمد كربلائى جورى بود كه مرحوم ميرزا محمدتقى شيرازى احتياطات خودش را به ايشان مراجعه ميكرد و قطعاً [ايشان‌] در معرض مرجعيت بود؛ امّا خود ايشان امتناع كردند - گله كردند كه چرا احتياطات را به من مراجعه ميكنيد، اجتناب كردند - و در همين عالم معنويت بودند. مرحوم جدّ ما - مرحوم آقاى آسيد هاشم نجف‌آبادى - ديده بود، درك كرده بود مرحوم آسيد احمد را؛ ميگفت ما وقتى سحر يا شب ميرفتيم طرف سهله يا از سهله برميگشتيم، صداى گريه‌ى اين مرد - آسيد احمد - از داخل خانه‌اش كه سر راه بود شنيده ميشد. اينهØ § يك حالات اينجورى‌اى داشتند.
خب، مرحوم آقاى قاضى هم شاگرد اينها است. ايشان البته هم شاگرد پدرشان مرحوم آقاى آسيد حسين هستند، هم - بعد كه مى‌آيند نجف - شاگرد مرحوم آسيد احمد بودند، ده سال يا دوازده سال هم شاگرد مرحوم سيد مرتضاى كشميرى بودند؛ البته در اين كتابى كه آقازاده‌ى مرحوم آقاى قاضى - مرحوم آسيد محمدحسن - نوشتند، ميگويند ايشان پيش مرحوم آسيد مرتضاى كشميرى تلمذ نميكرده، از مصاحبت او استفاده ميكرده؛ لكن در همان كتاب يا در نوشته‌هاى مرحوم آقاى آسيد محمدحسين طهرانى ديدم - يادم نيست الان كجا خواندم - مرحوم آقاى قاضى ميگويد من نماز خواندن را Ø �ز آسيد مرتضاى كشميرى ياد گرفتم. شما ببينيد معانى اين كلمات چقدر عميق است. ماها هم نماز ميخوانيم و خيال هم ميكنيم كه نمازِ خوب ميخوانيم. اين مردِ عارفِ بزرگى كه سالها پيشِ پدرش در تبريز تربيت شده بود و پيش رفته بود، وقتى مى‌آيد نجف [و] ده سال پيش مرحوم آسيد مرتضاى كشميرى ميماند، ميگويد من نماز خواندن را از او ياد گرفتم. آن وقت شاگردهاى مرحوم آقاى حاج ميرزا على آقاى قاضى نقل ميكنند كه ايشان با همه‌ى [گرفتارى‌] - خيلى گرفتار بوده در زندگى، عائله‌ى سنگين و فقر و مشكلات - وقتى وارد نماز ميشد، از همه‌ى دنيا غافل ميشد؛ يعنى آنچنان غرق در ذكر و خشوع و توسّÙ �ْ در حال نماز بود كه از همه‌ى عالم فارغ ميشد. خب، اين يك گذرگاه فوق‌العاده‌اى است؛ گذرگاه خاص‌الخاص است. براى ماها از اين جهت حجّت است كه ما بفهميم اين هم هست؛ اين مقامات، اين حركت، اين سلوك، اين خلوص در راه خدا هست.
هيچ اهل بُروز مكاشفات و مانند اينها هم نبودند؛ خب خيلى چيزها از آنها نقل شده - نقليات موثقى كه در مورد عجايب زندگى مرحوم آقاى قاضى كه به نظر ماها عجايب است نقل شده، يكى دو تا نيست؛ موثق هم هست، آدم يقين پيدا ميكند از صحّت طُرقى كه دارد - لكن اصلاً اينها در زندگى اين بزرگوارها اهميتى ندارد، نقشى ندارد. خود ايشان هم به شاگردهايشان ميگفØ �ند؛ ميگفتند اگر چنانچه يك حالت مكاشفه‌اى برايتان دست داد اعتناء نكنيد، كارتان را بكنيد، ذكرتان را بگوييد، آن حالت خشوع را حفظ بكنيد؛ يعنى مقامات اينها اين است. بالاخره خيلى مهم است كه شخصيتهاى اينجورى احياء بشوند، شناخته بشوند، معرفى بشوند؛ منتها در معرفى اينها از آدمهاى خبره استفاده كنيد؛ يعنى كسانى بيايند درباره‌ى اينها حرف بزنند كه بتوانند مقامات اينها را - لااقل در لفظ، در زبان - براى ماها بيان كنند كه ما يك استفاده‌اى ببريم، بهره‌اى ببريم؛ والّا صِرف [بيان‌] مقامات علمى و فقهى - كه در حد اعلى اينها داشتند - كافى نيست براى معرفى امثال شخصيت ى مثل مرحوم آقاى حاج ميرزا على آقاى قاضى.
خب، ايشان عمر طولانى هم الحمدلله داشتند، و توفيقات زيادى هم داشتند، شاگردهاى زيادى هم تربيت كردند، از لحاظ معانى سلوك و عرفان و مانند اينها هم از افرادى است كه عرض كردم حداقل اين است كه بگوييم كم‌نظير [است‌]، يعنى واقعاً شخصيت ايشان برجسته است. در اين كتابى كه آقازاده‌ى ايشان - مرحوم آقاى آسيد محمدحسن - نوشتند كه من چند سال پيش دستم رسيد و مكرر نگاه كردم، چند تا نامه از ايشان هست [ولى‌] در اين كتاب جورى حاشيه زده شده كه آدم نميفهمد كدام قسمت جزو متن است كدام قسمت جزو حاشيه است. اگر بتوانيد متن اين نوشته‌ه ا را كه حتماً در اختيار بقيه‌ى بازماندگان آن مرحومين است به دست بياوريد - چهار پنج نامه است كه يكى‌اش به احتمال قوى خطاب به آقاى طباطبائى است، البته عنوان ندارد امّا آدم از متنش حدس ميزند كه خطاب به آقاى طباطبائى است؛ يكى‌اش احتمالاً خطاب به مرحوم آقاى آسيد محمدحسن الهى است؛ يكى دو نامه خطاب به مرحوم آشيخ ابراهيم شريفى زابلى است كه داماد ايشان بوده است؛ يكى خطاب به عموم شاگردانشان است به مناسبت حلول ماه رجب يا حلول ماه ذيقعده كه ميگويند ماه حرام شروع شد و درباره‌ى اهميت ماه‌هاى حرام چيزهايى آنجا مينويسند؛ و شايد بعضى هم خطاب به ديگرها - و اگر خود اين نامه‌ها را جداگانه منتشر كنيد، به نظر من يك يادگار خيلى خوبى است. به هر حال از آقايان متشكر هستيم و اميدواريم ان‌شاءالله كار به بهترين وجهى پيش برود.
* متن پیام مقام معظم رهبری به کنگره بزرگداشت آیت الله سید علی قاضی برگرفته از سخنان ایشان در جمع اعضاء ستاد بزرگداشت مرحوم قاضی در 1391/4/26 می باشد.
منبع : Leader.ir NewsLetter

الکترال یا رئیس جمهور شدن با کمترین رأی ؟!

الکترال یا رئیس جمهور شدن با کمترین رأی ؟!
فلسفه رأی الکترال در این است که در اصل یک شهروند آمریکایی در انتخابات به صورت مستقیم به یک کاندیدا رای نمی‌دهد، بلکه به کسانی رأی می‌دهد که به نام "الکترال" خوانده می‌شوند و آنها در یک روند فرمالیته، رئیس‌جمهور را از میان خود انتخاب می‌کنند.
به گزارش جهان به نقل از مشرق، انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و دموکراسی الکترال در آن، محصول انقلاب آمریکا در اواخر قرن 16 – 1776- و موارد مندرج در قانون اساسی این کشور است.
برای انتخاب رئیس جمهور، هر ایالت بر اساس تعداد آرای آن ایالت در مجلس نمایندگان و تعداد آرای هر ایالت در مجلس سنا ارزش گذاری می شود.
به عنوان مثال ایالت کالیفورنیا با تقریبا 38 میلیون نفر جمعیت دارای 53 نماینده در مجلس نمایندگان آمریکا است و ایالت فلوریدا با 19 میلیون نفر جمعیت، دارای 27 نماینده در مجلس نمایندگان است. و البته هر دو ایالت، 2 نماینده در مجلس سنا دارند. به این ترتیب آرای الکترال کالیفرنیا برابر با 55 و آرای الکترال فلوریدا برابربا 29 رای است. ایالت هایی هم که جمعیت آنها خیلی کم است، حداقل 1 نماینده در مجلس نمایندگان و (البته 2 نماینده در مجلس سنا) دارند. به عنوان مثال ایالت مونتانا با تقریبن 1 میلیون جمعیت، تنها 1 نماینده در مجلس نمایندگان دارد.
تعداد نمایندگان هر ایالت در مجلس نمایندگان به اضافه تعداد نمایندگان هر ایالت در مجلس سنا، بیانگر ارزش آن ایالت برای تعیین رئیس جمهور است که به آن آرای الکترال گفته می شود.
در انتخابات ریاست جمهوری، هر رئیس جمهوری که در هر ایالت، رای اکثریت را به دست آورد، تمام آرای الکترال آن ایالت به نام وی خوانده می شود. در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012، باراک اوباما به صورت 100% در ایالت کالیفرنیا اکثریت را به دست می آورد، بنابراین تمام 55 رای الکترال در فلوریدا (53 + 2)، برای اوباما خواهد بود. در ایالت کم جمعیتی مانند مونتانا هم، میت رامنی دارای 3 رای الکترال است.
تعداد نمایندگان در مجلس نمایندگان که اصطلاحا به آن House می گویند بر اساس ترکیب جمعیتی هر ایالت، کلن به میزان 438 عدد و تعداد سناتورهای آمریکایی 100 نفر است که جمع آنها 535 نفر می شود.
بر این اساس کل آرای الکترال در آمریکا 538 عدد است (برای انتخابات سال 2012 ميلادي) و اگر کسی بتواند 270 رأی الکترال به دست بیاورد، رئیس جمهور آمریکا خواهد بود.


فلسفه رای الکترال در این است که در اصل یک شهروند آمریکایی در انتخابات به صورت مستقیم به یک کاندیدا رای نمی دهد، بلکه به کسانی رای می دهد که به نام Elector خوانده می شوند و آنها در یک روند فرمالیته، رئیس جمهور را از میان خود انتخاب می کنند.
فرایند انتخاب رئیس جمهور توسط Elector ها امروز کاملا فرمالیته است، یعنی در حالات نرمال یک Elector که در یک ایالت توسط حزب یا کاندیدای ریاست جمهوری انتخاب شده است، به کاندیدای حزب رقیب رای نمی دهد.
الکتوری که چنین کاری بکند به Faithlessness (وفادار نبودن) متهم می شود و در 24 ایالت این کار جرم است. در انتخابات سال 2000، Barbara Lett-Simmons که در واشنگتن دی سی به عنوان Elector از طرف دموکرات ها انتخاب شده بود، در اعتراض به نقش کم واشنگتن دی سی، در تصمیم گیری های کنگره، در روز تعیین رای حاضر نشد و به همین دلیل تعداد آرای الکترال ال گور 266 عدد (و آرای کل 537، به جای رقم 538) بود. در رقابت های ریاست جمهوری سال 2004 هم، جان ادواردز که به عنوان معاون جان کری در حزب دموکرات انتخاب شده بود، یک رای الکترال به دست آورد. دلیل این امر اشتباه یکی از Elector ها عنوان شده است که در برگه خود به جای جان کری، اسم جان ادوارزد، معاون او را نوشته بود.
در تاریخ انتخابات آمریکا تا کنون چهار بار یک کاندیدا، رای بالاتری از دیگران به دست آورده اما آرای الکترال را باخته و در نتیجه رئیس جمهور نشده است. نزدیک ترین آن از لحاظ زمانی به ما، انتخابات سال 2000 است. در آن انتخابات ال گور، کاندیدای حزب دموکرات تقریبن 500 هزار رای بیشتر از جرج بوش به دست آورد، اما به دلیل آنکه جرج بوش موفق شده بود آرای الکترال بیشتری به دست بیاورد (271 به 266 و یک رای غایب)، جرج بوش به عنوان 43 مین رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد.
گفتنی است امروز نیز در حالی نتایج اولیه انتخابات آمریکا مشخص شد که "میت رامنی" نامزد جمهوری خواه با توجه به اینکه حدود دو میلیون رای بیشتر از اوباما کسب کرده بود ولی با توجه به رای الکتورال‌ها (اوباما 303 رای، رامنی 206 رای) باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور معرفی گردید.
به صورت خلاصه اگر بخواهیم دلیل اینکه یک کاندیدا، آرای الکترال بیشتری به دست می آورد اما رای کمتری دارد را توضیح دهیم، می توانیم به صورت مثال 4 ایالت سرنوشت ساز را انتخاب کنیم. فلوریدا (29 رای الکترال، 19 میلیون جمعیت)، اوهایو (18 رای اکترال، 11 میلیون جمعیت)، ویرجینیا (13 رای اکترال، 8 میلیون جمعیت) و نیوهمشایر (4 رای اکترال، 1.3 میلیون رای). با فرض اینکه در ایالت های دیگر آرای کاندیداها به صورت مساوی تقسیم شده است و در این 4 ایالت (که 3 ایالت اول مهمترین ایالت های انتخابات هستند)، آرا به صورت زیر تقسیم بندی شوند:
فلوریدا: اوباما 6 میلون، رامنی 5 میلیون، آرای الکترال 29، همه برای اوباما
اوهایو: اوباما 3 میلیون، رامنی 5 میلیون، آرای الکترال 18، همه برای رامنی
ویرجینیا: اوباما 2 میلیون، رامنی 4 میلیون؛ آرای الکترال 13 همه برای رامنی
نیوهمشایر: اوباما 300 هزار رای، رامنی 200 هزار رای؛ آرای الکترال 4 همه برای اوباما
مجموعا اوباما در این 4 ایالت 11.3 میلیون رای به دست آورده است و آرای رامنی هم 14.2 میلیون است. اما آرای الکترال اوباما 33 رای (اوهایو + نیوهمشایر) و آرای الکترال رامنی 31 رای (ویرجینیا + اوهایو) است. بنابراین کسی که آرای بیشتری به دست آورده، لزوما رای الکترال بیشتری به دست نخواهد آورد.
منبع جهان نیوز

جنجال حاجی قلیانی در عرفات + عکس

جنجال حاجی قلیانی در عرفات + عکس

انتشار تصویر فردی که در مراسم حج قلیان به همراه داشت، با اعتراض و جنجال

گسترده ای در اینترنت و شبکه های اجتماعی همراه شد.
پس از انتشار تصویر فردی که در مراسم حج، به دلیل همراه داشتن قلیان

بازداشت شده است؛ جنجال گسترده ای در شبکه های اجتماعی و اینترنت

در عربستان به راه افتاد، به صورتی که بسیاری این سئوال را مطرح کردند که

چگونه شخصی که برای عبادت آمده، چیزی را همراه خود آورده که از کارهای حرام

به شمار می آید. برخی از کاربران عربستانی نیز به حالت تمسخر گفتند که این فرد

فراموش کرده که به کجا و برای چه کاری آمده است.
منبع : العالم

اهانت به ساحت مقدس ائمه اطهار علیهم السلام  و سکوت نکبت بار مفتی ها !

اهانت به ساحت مقدس ائمه علیهم السلام و سکوت نکبت بار مفتی ها !

در حالی که اخیراً در مصر فیلمی اهانت‌آمیز به ساحت مقدس دخت نبی اکرم صلی الله علیهما وآلهما  پخش شد، موسسه دینی الازهر و مفتی این کشور به یان اقدام موهن و وقیحانه واکنش نشان نداده‌اند که این سکوت آن‌ها به نوعی شرکت در این اقدام زننده به شمار می‌رود.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، اخیراً، در یک فیلم سینمایی به نام «عبده موته» که در مصر منتشر شد به ساحت نورانی اهل بیت علیهم السلام، به ویژه دخت نبی اکرم صلی الله علیهم وآلهما اهانت شد.

در این فیلم، رقاصه مصری با نام «دینا» در اقدامی وقیحانه به حضرت فاطمه زهرا صلی الله علیها وآلها و امام حسن و حسین صلی الله علیهما وآلهما  اهانت کرد.

اقدام وقیحانه این فیلم مصری و رقاصۀ آن خشم بسیاری از مسلمانان، به ویژه شیعیان این کشور را برانگیخته است زیرا مصری‌ها، با همه طوایف و مذاهب، ائمه اطهار علیهم السلام را بسیار مورد احترام قرار می‌دهند.

این رقاصه مصری درباره این اقدام موهن خود مدعی شد مسلمان است و قصد اهانت به اهل بیت رسول الله صلوات الله علیهم اجمعین را نداشت. بنابراین، پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چرا موسسه دینی الازهر و علمای آن، به ویژه مفتی مصر، در این باره واکنش قاطعی نشان نداده‌اند و سکوت اختیار کرده‌اند؟

در واقع در این مسئله، الازهر و نهادهای دولتی مصر، که به این فیلم اجازه ساخت و پخش داده‌اند، مقصر و مسئول هستند زیرا آن‌ها در جامعه‌ای مسئولیت دارند که مردم آن به ابراز علاقه و محبت به ائمه اطهار علیهم السلام معروف هستند، اما تاکنون سکوت اختیار کرده و حتی این اقدام وقیحانه را محکوم نکرده‌اند.

مردم مصر در طول تاریخ علاقه و محبت خاصی به اهل بیت داشته و دارند. آن‌ها شدیداً به ائمه اطهار صلی الله علیهم و آلهم اجمعین عشق می‌ورزند و ائمه را از سرآمدهای مکتب اسلام می‌دانند و برای زیارت مقدسات اسلامی و زیارتگاه‌های ائمه می‌شتابند. بنابراین، محکوم کردن اهانت به مقدسات اسلامی در این کشور از بدیهیات و مسلمات به شمار می‌رود؛ در غیر این صورت مسئولان دینی و نهادهای دولتی مسئول پیامدهای این سکوتشان خواهند بود.

ائتلاف مسلمانان برای دفاع از اهل بیت علیهم السلام نامه شدیداللحنی به احمد الطیب، شیخ الازهر، ارسال کرد و در آن از وی خواست برای متوقف کردن پخش فیلم در سینماهای مصری اقدام کند.

ولید اسماعیل عضو ائتلاف مسلمانان این کشور نیز اقدام سازندگان این فیلم را در استفاده ازرقاص زن برای خواندن شعرهای مدایح اهل بیت علیهم السلام به شیوه تمسخر و اهانت‌امیز محکوم کرد.

در همین حال، بهاء انور محمد، سخنگوی رسمی شیعیان مصری و مدیر «مرکز حقوق بشر مصر الفاطمیه» نیز در این باره اعلام کرد: شیعیان مصر درصدد اتخاذ اقدامات قانونی و ارائه دادخواست برای متوقف کردن پخش این فیلم خواهند شد.

موسسه دینی الازهر مصر مسئولیت فعالیت‌های دینی و مرکز صدور فتوی در مصر به شمار می‌رود که تاکنون در این باره تصمیمی اتخاذ نکرده است و سکوت آن در واقع به نوعی نشان می‌دهند که چنین اقدامی را تایید می‌کند.

برخی از علمای منتسب به الازهر مانند یوسف قرضاوی، روحانی سلفی تندروی مصری مقیم دوحه قطر، در برابر اهانت فیلم آمریکایی به ساحت مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم نیز واکنش قاطعی نشان ندادند و حتی تظاهرات مسلمانان را در برخی کشورهای اسلامی که بیانگر خشم و نفرت آن‌ها از اهانت‌کنندگان بود محکوم کردند.

بسیاری از مسلمانان در شبکه‌های اجتماعی این اقدام رقاصه مصری را محکوم کرده و از تمام مسلمانان خواسته‌اند به اقدام موهن سازندگان این فیلم مصری، که پس از انتشار فیلم اهانت آمیز به ساحت مقدس پیامبر اکرم در آمریکا صورت گرفته است، واکنش نشان‌دهند.

رقاصه مصری در بخشی از این فیلم و در حال رقص به صورت تمسخرو اهانت‌آمیز شعری با عنوان «یا طاهرة یا أم الحسن والحسین» که مضمون درباره فاطمه زهرا صلی الله علیها وآلها وسلّم است خوانده است.

منبع : العالم

پیام امام خامنه ای به گنگره ی عظیم حجّ

 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
پيام رهبر معظم انقلاب به كنگره عظيم حج 
 
الحمدلله رب العالمين و صلوات الله و سلامه علي الرسول الاعظم الأمين و علي آله المطهّرين المنتجبين و صحبه الميامين.
موسم حج، سرشار از رحمت و بركت، فرا رسيد و بار ديگر سعادتمنداني را كه شرف حضور در اين ميعاد نوراني يافته‌اند، در معرض فيض الهي قرار داد. اينجا زمان و مكان، يكايك شما حج‌گزاران را به ارتقاء معنوي و مادي فرا ميخواند. اينجا مرد و زن مسلمان، با دل و زبان، دعوت خداي بزرگ به صلاح و رستگاري را لبيك ميگويند. اينجا همه فرصت مي‌يابند كه برادري و يكرنگي و پرهيزگاري را تمرين كنند. اينجا اردوگاه تربيت و تعليم است؛ نمايشگاه وحدت و عظمت و تنوع امت اسلامي است؛ آوردگاه مبارزه با شيطان و طاغوت است. اينجا را خداي حكيم و قدير، جايگاهي قرار داده است كه مؤمنان، منافع خويش را در آن مشاهده خواهند كرد. آنگاه كه ما چشم خرد و عبرت را بگشائيم اين وعده‌ي آسماني، همه‌ي گستره‌ي زندگي فردي و اجتماعي ما را فرا ميگيرد. ويژگي شعائر حج در آميختگي دنيا و آخرت و آميختگي فرد و اجتماع است. كعبه‌ي بي‌پيرايه و پرشكوه؛ طواف جسم‌ها و دلها بر گرد يك محورِ استوار و ابدي؛ سعي و تلاش مداوم و منظم ميان يك مبدأ و منتهي؛ كوچ همگاني بÙ ‡عرصه‌هاي رستاخيزيِ عرفات و مشعر و حال و حضوري كه دلها را در اين محشر عظيم، صفا و طراوت مي‌بخشد؛ هجوم همگاني براي مقابله با نماد شيطان؛ و آنگاه همگامي همه، از همه جا و همه رنگ و همه گون، در همه‌ي اين مراسم پر رمزوراز و لبريز از معني و نشانه‌هاي هدايت، ويژگيهاي انحصاري اين فريضه‌ي پُرمعني و پرمضمون است.
چنين مراسمي است كه هم دلها را با ياد خدا پيوند ميزند و خلوت دل آدمي را به نور تقوي و ايمان روشن ميسازد، و هم فرد را از حصار خودي بيرون آورده و در جمع متنوّع امت اسلامي حلّ ميكند؛ هم لباس پرهيزگاري را كه حافظِ جان او از پيكانهاي زهرآلود گناه ا ست بر او ميپوشاند، هم روحيه‌ي تهاجم به شيطانها و طاغوتها را در او برمي‌انگيزد؛ در اينجاست كه حج‌گزار، هم نمونه‌ئي از دامنه‌ي گسترده‌ي امت اسلامي را به چشم ميبيند و به ظرفيت و توانائي آن پي‌ميبرد و هم به آينده اميد مي‌بندد؛ و هم براي نقش‌آفريني در آن احساس آمادگي ميكند؛ و هم نيز اگر توفيق و كمك الهي را دريابد بيعتي دوباره با پيامبر عظيم‌الشأن و ميثاقي مستحكم با اسلام عزيز مي‌بندد و براي اصلاح خود و اصلاح امت و اعلاء كلمه اسلام، عزمي راسخ در خود مي‌آفريند.
اين هر دو يعني اصلاح خود و اصلاح امت، دو فريضه‌ي تعطيل‌ناپذير است. راه‌كارهØ �ي آن با ژرف‌نگري در وظائف ديني و بهره‌گيري از خردورزي و بصيرت، براي اهل تدبر و تأمّل، دشوار نيست.
اصلاح خويش از مبارزه با هوسهاي شيطاني و كوشش براي پرهيز از گناه آغاز ميشود، و اصلاح امت از شناخت دشمن و نقشه‌هاي او، و مجاهدت براي بي‌اثر كردن ضربه‌ها و خدعه‌ها و دشمني‌هاي او، و آنگاه از پيوند دلها و دستها و زبانهاي آحاد مسلمان و ملتهاي اسلامي، سامان ميگيرد.
در اين مقطع زمان، يكي از مهمترين مسائل جهان اسلام كه به سرنوشت امت اسلامي پيوند خورده است، حوادث انقلابي در شمال آفريقا و در منطقه است كه تاكنون به اسقاط چند رژيم فاسد و مطيع امريÙ �ا و همدست صهيونيسم انجاميده و رژيمهاي ديگري از اين قبيل را به لرزه درآورده است. اگر مسلمانان اين فرصت عظيم را از دست بدهند و از آن در راه اصلاح امت اسلامي بهره نگيرند، خسران بزرگي كرده‌اند. اكنون همه‌ي تلاش استكبارِ متجاوز و مداخله‌گر، براي منحرف كردن اين حركتهاي عظيم اسلامي به كار افتاده است.
در اين قيامهاي بزرگ، مرد و زن مسلمان، بر ضدّ استبداد حاكمان و سيطره‌ي آمريكا كه به تحقير و تذليل ملتها و هم‌پيماني با رژيم جنايتمدار صهيونيستي انجاميده بود به ‌پا خاستند. عامل نجات‌بخش خود در اين مبارزه‌ي مرگ و زندگي را اسلام و تعاليم و شعارهاي نجات‌بخش آن دانستند و اين را به صداي رسا اعلام كردند. دفاع از ملت مظلوم فلسطين و مبارزه با رژيم غاصب را سرلوحه‌ي خواسته‌هاي خود قرار دادند. دستِ‌دوستي به‌سوي ملتهاي مسلمان گشوده و خواستار اتحاد امت اسلامي شدند.
اينها پايه‌هاي اساسيِ قيامهاي مردمي در كشورهائي است كه در دو سال اخير پرچم آزادي و اصلاح برافراشته و با جسم و جان خود در ميدانهاي انقلاب حضور يافتند؛ و همينها است كه ميتواند پايه‌هاي اساسي اصلاح امت بزرگ اسلامي را استوار سازد. ايستادگي بر سر اين اصول اساسي، شرط لازم براي پيروزي نهائيِ قيامهاي مردمي در اين كشورها است.
دشم ن درپي آن است كه همين پايه‌هاي اصلي را متزلزل كند. ايادي فاسد امريكا و ناتو و صهيونيسم با استفاده از برخي غفلتها و سطحي‌نگريها مي‌كوشند حركت سيل‌آساي جوانان مسلمان را منحرف ساخته و آنان را به نام اسلام به جان يكديگر بيندازند و جهاد ضداستعماري و ضدصهيونيستي را به تروريسم كور در كوچه و خيابانهاي جهان اسلام تبديل كنند، تا خون مسلمانان به دست يكديگر بر زمين بريزد و دشمنان اسلام از بن‌بست نجات يابند و اسلام و مجاهدانش بدنام و زشت‌چهره جلوه كنند.
آنان پس از نوميدي از حذف اسلام و شعارهاي اسلامي، اكنون به فتنه‌انگيزي ميان فرقه‌هاي اسلامي روآورده و با توطئه‌ي شيعه‌هراسي و سني‌هراسي بر سر اتحاد امت اسلامي مانع‌تراشي ميكنند.
آنان با كمك عوامل خود در منطقه، در سوريه بحران ميآفرينند تا ذهن ملتها را از مسائل مهم كشورهاي خود و خطراتي كه در كمين آنها است، منصرف ساخته و به ماجراي خونيني كه خود تعمداً به‌وجود آورده‌اند معطوف كنند. جنگ داخلي در سوريه و كشتار جوانان مسلمان به دست يكديگر، جنايتي است كه به‌وسيله‌ي آمريكا و صهيونيسم و دولتهاي مطيع آنان، آغاز شده و در آتش آن دميده ميشود. چه كسي ميتواند باور كند كه دولتهاي حامي ديكتاتوريهاي سياه در مصر و تونس و ليبي، اكنون حامي دموكراسي‌خواهي ملت سوريه شده‌اند؟ ماجراي سوريه، ماجراي انتقام‌گيري از حكومتي است كه سه دهه به تنهائي در برابر صهيونيستهاي غاصب ايستاده و از گروههاي مقاومت در فلسطين و لبنان دفاع كرده است.
ما طرفدار ملت سوريه و مخالف هرگونه تحريك و دخالت خارجي در آن كشوريم. هرگونه اصلاح در آن كشور بايد به‌وسيله‌ي خود ملت و با روشهاي كاملاً ملّي صورت گيرد. اينكه سلطه‌طلبان بين‌المللي به كمك دولتهاي منطقه‌ئيِ گوش‌به‌فرمان، در كشوري به بهانه‌ئي بحران بيآفرينند و آنگاه به دستاويز وجود بحران، خود را به ارتكاب هر جنايتي در آن كشور مُجاز شمارند، خطري ج دي است كه اگر دولتهاي منطقه بدان نپردازند بايد منتظر فرارسيدن نوبت خود از اين خدعه‌ي استكباري باشند.
برادران و خواهران! موسم حج، فرصت تأمل و تعمّق در قضاياي مهم جهان اسلام است. سرنوشت انقلابهاي منطقه و تلاشهائي كه از سوي قدرتهاي زخم‌خورده از اين انقلابها براي انحراف آنها به ‌كار ميرود، در شمار اين قضايا است. نقشه‌هاي خائنانه براي اختلاف‌افكني ميان مسلمانان و ايجاد سوء‌ظن ميان كشورهاي به‌ پا خاسته با جمهوري اسلامي ايران؛ مسأله‌ي فلسطين و كوشش براي منزوي كردن مبارزان و خاموش كردن جهاد فلسطيني؛ تبليغات اسلام‌ستيزانه‌ي دولتهاي غربي و حمايت آنان از اهانت‌كنندگان به مقام قدسي پيامبر اعظم صلي‌الله‌وعليه‌وآله؛ زمينه‌سازي براي جنگ‌هاي داخلي و تجزيه‌ي برخي از كشورهاي مسلمان، ترساندن دولتها و ملتهاي انقلابي از معارضه با سلطه‌خواهان غربي و ترويج اين توهّم كه آينده‌ي آنان در گرو تسليم در برابر آن متجاوزان است، و مسائل مهم و حياتي ديگري از اين قبيل، در شمار قضاياي مهمي است كه در فرصت حج، و در سايه‌ي همدلي و همگرائي شما حج‌گزاران بايد مورد تأمل و تعمق قرار گيرد.
بيشك هدايت و دستگيري الهي، راههاي امن و سلامت را به مؤمنان تلاشگر نشان خواهد داد: «والذين جاهدوا فينا لنهدين هم سبلنا...»
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
                                                                                                         سيّدعلي خامنه‌اي
۳۰ / مهر /۱۳۹۱ مصادف با پنجم ذي ‌الحجه ۱۴۳۳
منبع : Leader.ir NewsLetter

نماز عید قربان

 

باسمه تعالی

نماز عید سعیدقربان

نماز عید سعیدقربان را در روز دهم ذی الحجة بعد از بلند شدن آفتاب بجا می آورند و دو رکعت است

در رکعت اول این نماز بعد از خواندن سوره ی حمد و یک سوره ی دیگر قنوت می گیرند .

این قنوت دارای پنج تکبیر است و بعداز هر تکبیر این دعا را می خوانند :

اللّهُمَّ أَهْلَ الْكِبْرياءِ وَالْعَظَمةِ وَ أهْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ وَ أهْلَ العَفْو وَالرَّحْمَةِ وَ أهْلَ التَقّوىٰ وَالمَغْفِرَة، أسْئَلُكَ بَحَقِّ هدا الْيوَمِ الّذي جَعَلْتَهُ لِلمُسْلِمينَ عيداً وَ لِمُحَمّدٍ صَلّى اللهُ عَليْه وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاَ وَ مَزيداً، أن تُصَلّي عَلىٰ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تُدْخِلني في كُلِّ خَيْرٍ أدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ أنْ تُخْرِجَني مِنْ كُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آل مُحَمَّدٍ، صَلَوٰاتُكَ عَلَيُهِ وَ عَلَيْهِمْ، اللّهُمَّ إني أسْئَلَكَ خَيرَ مٰا سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّٰالِحُونَ وَاعُوذُ بِكَ مِمّا اسْتَعاذَ عِبادُكَ الْمُخْلِصوُنَ

و بعد از گفتن تکبیر ششم به رکوع می روند و دو سجده را انجام داده ورکعت دوم را بجا می آورند و در رکعت دوم بعد از قرائت سوره ی حمد و یک سوره ی دیگر قنوت انجام می دهند که چهار تکبیر دارد و بعد از هر تکبیر همان دعا را می خوانند و تکبیر پنجم را گفته به رکوع می روند و بعد از رکوع دوسجده را انجام داده تشهد و سلام  می گویند .

بهتر است در رکعت اول بعد از آنکه سوره ی حمد را قرا ئت شد سوره ی الاعلی را قرائت کرد :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلىَ(1) الَّذِى خَلَقَ فَسَوَّى‏(2) وَ الَّذِى قَدَّرَ فَهَدَى‏(3) وَ الَّذِى أَخْرَجَ المَْرْعَى‏(4) فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَى‏(5) سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنسىَ(6) إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ  إِنَّهُ يَعْلَمُ الجَْهْرَ وَ مَا يخَْفَى‏(7) وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى‏(8) فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى‏(9) سَيَذَّكَّرُ مَن يخَْشىَ‏(10) وَ يَتَجَنَّبهَُا الْأَشْقَى(11) الَّذِى يَصْلىَ النَّارَ الْكُبرَْى‏(12) ثمُ‏َّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَ لَا يحَْيىَ‏(13) قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكىَ‏(14) وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلىَ‏(15) بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا(16) وَ الاَْخِرَةُ خَيرٌْ وَ أَبْقَى(17) إنَّ هَاذَا لَفِى الصُّحُفِ الْأُولىَ‏(18) صحُُفِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسىَ‏(19)

بهتر است در رکعت دوم بعد از آنکه سوره ی حمد را قرائت شد سوره ی الشمس را قرائت کرد :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَ الشَّمْسِ وَ ضحَُئهَا(1) وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلَئهَا(2) وَ النهََّارِ إِذَا جَلَّئهَا(3) وَ الَّيْلِ إِذَا يَغْشَئهَا(4) وَ السَّمَاءِ وَ مَا بَنَئهَا(5) وَ الْأَرْضِ وَ مَا طحََئهَا(6) وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا(7) فَأَلهَْمَهَا فجُُورَهَا وَ تَقْوَئهَا(8) قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّئهَا(9) وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّئهَا(10) كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَئهَا(11) إِذِ انبَعَثَ أَشْقَئهَا(12) فَقَالَ لهَُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَ سُقْيَهَا(13) فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّئهَا(14) وَ لَا يخََافُ عُقْبَاهَا(15)

 با آرزوی طول عمر باعزّت و عظمت به تمام شیعیان بالاخص به امام خامنه ای و تمام مراجع عظام دامت برکاتهم و تعجیل ظهور بقیة الله الاعظم ارواحنا له الفداء . التماس دعا

 

خطبه حضرت ابوالفضل علیه السلام بر بام كعبه

باسمه تعالی
 
متن خطبه حضرت ابوالفضل علیه السلام بر بام كعبه

هیهات بنگرید سزاوار است از چه كسی پیروی كنید، به كسی كه شراب می نوشد [مراد یزید ملعون است] یا كسی كه صاحب حوض و كوثر است؛ كسی كه در خانه وحی و قرآن است [مراد امام حسین علیه السلام است] یا كسی كه در بیتش اسباب لهو و نجاست است [مراد یزید ملعون است]؛ و یا كسی كه در خانه اش نزول آیات [نشانه ها] و [آیه] تطهیر است. ...

گروه دين و انديشه پايگاه اطلاع رساني حج - حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام هشتم ذیحجه سال 60 هجری قمری و زمانی كه قافله امام حسین علیه السلام قصد ترك مكه و عزیمت به كربلا را داشت، بر بام كعبه خطبه‌ای در ستایش از سیدالشهداء ایراد فرمود.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی شَرَّفَ هذا (اشاره به بیت الله‌الحَرام) بِقُدُومِ اَبیهِ، مَن كانَ بِالاَمسِ بیتاً اَصبَح قِبلَةً.

أَیهَا الكَفَرةُ الفَجَرة اَتَصُدُّونَ طَریقَ البَیتِ لِاِمامِ البَرَرَة؟

مَن هُوَ اَحَقُّ بِه مِن سائِرِ البَریه؟

وَ مَن هُوَ اَدنی بِه؟

وَ لَولا حِكمَ اللهِ الجَلیه وَ اَسرارُهُ العِلّیه وَاختِبارُهُ البَریه لِطارِ البَیتِ اِلیه قَبلَ اَن یمشی لَدَیه قَدِ استَلَمَ النّاسُ الحَجَر وَ الحَجَرُ یستَلِمُ یدَیه وَ لَو لَم تَكُن مَشیةُ مَولای مَجبُولَةً مِن مَشیهِ الرَّحمن، لَوَقَعتُ عَلَیكُم كَالسَّقرِ الغَضبانِ عَلی عَصافِیرِ الطَّیران.

اَتُخَوِِّنَ قَوماً یلعَبُ بِالمَوتِ فِی الطُّفُولیة فَكَیفَ كانَ فِی الرُّجُولیهِ؟ وَلَفَدَیتُ بِالحامّاتِ لِسَید البَریاتِ دونَ الحَیوانات.

هَیهات فَانظُرُوا ثُمَّ انظُرُوا مِمَّن شارِبُ الخَمر وَ مِمَّن صاحِبُ الحَوضِ وَ الكَوثَر وَ مِمَّن فی بَیتِهِ الوَحی وَ القُرآن وَ مِمَّن فی بَیتِه اللَّهَواتِ وَالدَّنَساتُ وَ مِمَّن فی بَیتِهِ التَّطهیرُ وَ الآیات.

وَ أَنتُم وَقَعتُم فِی الغَلطَةِ الَّتی قَد وَقَعَت فیهَا القُرَیشُ لِأنَّهُمُ اردُوا قَتلَ رَسولِ الله صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ أنتُم تُریدُونَ قَتلَ ابنِ بِنتِ نَبیكُم وَ لا یمكِن لَهُم مادامَ اَمیرُالمُؤمِنینَ  علیه السلام حَیاً وَ كَیفَ یمكِنُ لَكُم قَتلَ اَبی عَبدِاللِه الحُسَین  علیه السلام مادُمتُ حَیاً سَلیلاً؟

تَعالوا اُخبِرُكُم بِسَبیلِه بادِروُا قَتلی وَاضرِبُوا عُنُقی لِیحصُلَ مُرادُكُم لابَلَغَ الله مِدارَكُم وَ بَدَّدَا عمارَكُم وَ اَولادَكُم وَ لَعَنَ الله عَلَیكُم وَ عَلی اَجدادكُم.

بنام خداوند بخشنده مهربان

سپاس خدای را كه بیت الله را با قدوم پدرش(منظور امام حسین علیه السلام است) مشرف كرد؛ كسی كه دیروز بیت بود،[امروز] قبله گردید.

ای ناسپاسان گناهكار آیا راه بیت را بر امام نیكوكاران می بندید؟

چه كسی سزاوارتر به این بیت است از دیگر موجودات؟

و چه كسی نزدیكترین به این خانه است؟

و اگر حكمت های خداوند بلند مرتبه نبود و اسرار بالا و امتحانات موجودات نبود، همانا بیت به سوی ایشان [ امام حسین علیه السلام] پرواز می كرد؛ قبل از اینكه مردم حجر را لمس كنند، حجر دستانش [ امام حسین علیه السلام ] را استلام می كند و اگر خواست مولای من خواست خداوند رحمن نبود هر آینه بر سر شما مانند بازِ شكاری كه بر گنجشكان فرود می آید نازل می شدم.

آیا قومی را كه مرگ را در كودكی به بازی می گرفتند می ترسانید، در حالی كه الان در مردانگی قرار دارند. همه جانم فدای آقا و مولای همه موجودات كه برتر از حیوانات [هستند].

هیهات بنگرید سزاوار است از چه كسی پیروی كنید، به كسی كه شراب می نوشد [مراد یزید ملعون است] یا كسی كه صاحب حوض و كوثر است؛ كسی كه در خانه وحی و قرآن است [مراد امام حسین علیه السلاماست] یا كسی كه در بیتش اسباب لهو و نجاست است [مراد یزید ملعون است]؛ و یا كسی كه در خانه اش نزول آیات [نشانه ها] و [آیه] تطهیر است.

شما در غلطی واقع شدید كه قریش واقع شدند. چرا كه اراده قتل پیامبر صلی الله علی محمّد و آل محمّد را كردند و شما اراده قتل پسر دختر پیامبرتان را و [این حیله] برای ایشان تا وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام  زنده بود ممكن نشد. پس چگونه ممكن است كشتن ابا عبدالله الحسین علیه السلام تا وقتی كه من زنده ام؟

بیایید تا به راهش [راه كشتن امام حسین علیه السلام] آگاهتان كنم؛ پس مبادرت به كشتن من كنید، و گردنم را بزنید تا به مقصودتان برسید. خدا شما را به مقصودتان نرساند و عمرتان و فرزندانتان را كوتاه كند و لعنت خدا بر شما و پدرانتان [كه قصد كشتن پیامبر صلی الله علی محمّد و آل محمّد را داشتند ] باد.

.................

كتاب مناقب ساده الكرام، تألیف سید عین العارفین هندی، در كتابخانه علامه میر حامد حسین موسوس نیشابوری كشمیری بدست آمده و در قالب كتابی با عنوان "خطیب كعبه" از سوی علی اصغر یونسیان تألیف شده است .

منبع :حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت

قدردانی

باسمه تعالی

کمال بارعی

والدین محترم دانش آموزان عزیز

  سلام علیکم ؛ احتراماً حمایت های فکری و عملی والدین محترم در سرنوشت سعادتمندانه ی فرزندان نقش تعیین کننده دارد و مدرسه و مدیریت محترم آن بهترین و مورد اعتمادترین محل و شخص انجام این حمایت هاست ، و آن بزرگوارن با این تفکر مقدّس شرکت در جلسه ی انجمن اولیاء و مربیان سالتحصیلی 91-92 را به سایر امور برتری دادید و اعضای محترم انجمن را انتخاب نمودید ، ازحسن تدبیر و اعتماد شما کمال قدردانی را داریم و ازخداوند تبارک و تعالی بالاترین کامیابی ها را برای شما و فرزندان عزیز آرزو می نماییم .           

                                                                                  باتقدیم احترام -  کمال  بارعی

 انجمن اولیاء و مربیان مدرسه ی راهنمایی شیخ عطار و فیوضات