تجلیل از معلمان

باسمه تعالی

محضراستادگرانقدر

سلام علیکم ؛ ارزش و مقام معلّم چنان قداستی دارد که خداوند تبارک وتعالی خودرا معلّم یاد می فرمایند « وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا » به آدم نام های همه را آموخت (بقره/31). « عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ » به آدمى آنچه را كه نمى‏دانست بياموخت (العلق / 5) . فقط با نگاهی الهی و وحیانی می توان دریافت که معلم فیض و فضل الهی بوده « لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ  » خدا بر مؤمنان انعام فرمود ، آن گاه كه از خودشان به ميان خودشان پيامبرى مبعوث كرد (آل‏عمران/ 164) . وبه واسطه ی اوفیض الهی در هستی جریان و سریان می یابد واگرشغل اورا « شغل انبیاء » فرمودند بدین خاطر بود که اوطریق وراه انبیاء صلوات الله علیهم اجمعین را دارد وپذیرای هدایتی است که آنان به عهده ی ایشان قرارداده است « الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا »کسانی هستند که رسالت های خدا را می رسانند و از او می ترسند و از کسی جز خدا نمی ترسند، و کافی است که خدا حسابرس باشد (احزاب/39).

     تأسی به قرآن و احادیث شریفه اقتضاء می کند که به معلّم و مسئولیت خطیر او با بصیرت و اعتبار خاص و ویژه ای نگاه شود . قدردانی واقعی و راستین از زحمات آنان مختص عصرخاصی نبوده بلکه باید همواره معلّمان مورد تجلیل قرارگیرند « وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ » و علماء تا روزگار باقى است پايدارند ، ظاهرا وجودشان مفقود است . احترام و تکریم معلّم که مورد تاکید دین مبین اسلام و خاصه اسلام فقاهتی و ناب و بزرگان نظام اسلامی وعلمای اعلام است ، نقش ارزنده ای در هدایت و اصلاح و انتقال درست ارزشهای اسلامی که امروزه جوامع با تمام پیشرفت هایش به شدت و حدت تمام بدان نیازمند خواهد داشت و این برهمگان فرض مسلم است و ما برخود فرض دانستیم با گرامیداشت یاد و خاطر شهید گرانقدر حضرت علامه مطهری رحمة الله علیه ، ایّام خجسته معلّم را به جنابعالی تبریک وتهنیت عرض نماییم.

چکیده ی اخلاص در قرآن

 

 

چکیده

     موضوع رساله « اخلاص در قرآن » می باشد برای رسیدن به اخلاص که سعادت حقیقی انسان یا قرب الی الله را درپی دارد ؛ معرفت نفس ضروری است . مخلوق بودن ، وجود گرایشات گوناگون و محدودیتهای علمی وعملی ازموانع این شناخت و اخلاص بشمار می روند . برای رسیدن به سعادت باید معرفت نفس وجود داشته باشد ونیل به این منظور معرفت خدا را ایجاب می کند . حصول به این دو شناخت وجود منابع مطالعاتی تردید ناپذیری مانند قرآن و حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین را ضروری می نماید تا ضمن ارائه ی شناخت ، راه و طرز طی طریق و موانع آن را بنمایاند و دست یابی به را سهل و آسان نماید .

    پایان نامه از هشت فصل بخش های متعدد تشکیل یافته است :

     فصل اول کلیات است . اهداف ، ضرورت ، روش و سابقه ی اخلاص را مطرح می سازد .

     فصل دوم  مفهوم شناسی اخلاص است . به معانی لغوی و تعریف و اصطلاحی و تعابیر دیگر اخلاص می پردازد .

     فصل سوم ، اخلاص در قرآن را مورد توجه است که با چهار شیوه اخلاص را مطرح کرده ،آنگاه به اهمیت آن از منظر آیات  و روایات  می پردازد .

     فصل چهارم ، عوامل اخلاص را با توجه به بعد فردی و اجتماعی انسان مورد ارزیابی قرار می دهد .

     فصل پنجم ، مراتب اخلاص مورد نطر است و براساس تعابیر و مترادفات و متعلقات ، مراتب آن را بیان می دارد . سپس مراحل رسیدن به اخلاص را یاد آورمی گردد .

     فصل ششم ، موانع اخلاص ؛  شرک ، شیطان ، ریاکاری و... از عواملی است که مانع از دست یابی به اخلاص می باشند .

     فصل هفتم ، برخی اشخاص را که به مقام اخلاص رسیده اند را معرفی کرده واز ذکر دلایل وجودی آنان غفلت نمی نماید و گاهی بعضی ویژگی های آنان را یاد می کند .

     فصل هشتم ، نتایج اخلاص بیان می شود و نظر به اینکه انسان حیات دو بعدی دارد  لذ این نتایج را از در هر دو بعد مورد توجه قرار می گیرد .

     کلمات کلیدی : اخلاص ، ریا ، وجه الله ، قلب سلیم ، مخلِصین ، مخلَصین ، تجلی مصادیق اخلاص

 

نماز

بسم الله الرحمن الرحیم

فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً (النساء : 103)

و چون نماز را به جاى آورديد، خدا را [در همه حال‏] ايستاده و نشسته و بر پهلو آرميده، ياد كنيد. پس چون آسوده‏خاطر شديد، نماز را [به طور كامل‏] به پا داريد، زيرا نماز بر مؤمنان، در اوقات معيّن مقرّر شده است.

رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ (النور : 37 )

مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات، به خود مشغول نمى‏دارد، و از روزى كه دلها و ديده‏ها در آن زير و رو مى‏شود مى‏هراسند.

ما سَلَكَكُمْ في‏ سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ  (المدثر :42 - 43 )

 ( ای اهل آتش ) چه چيز شما را در آتش [سَقَر] درآورد ؟

گويند :از نمازگزاران نبوديم .

قال علی علیه السلام :

تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلَاةِ وَ حَافِظُوا عَلَيْهَا وَ اسْتَكْثِرُوا مِنْهَا وَ تَقَرَّبُوا بِهَا فَإِنَّهَا  كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً

(النساء : 103) أَ لَا تَسْمَعُونَ إِلَى جَوَابِ أَهْلِ النَّارِ حِينَ سُئِلُوا – ما سَلَكَكُمْ في‏ سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ  (المدثر :42 - 43 ) وَ إِنَّهَا لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَقِ وَ تُطْلِقُهَا إِطْلَاقَ الرِّبَقِ وَ شَبَّهَهَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلّم ‏بِِالْحَمَّةِ تَكُونُ عَلَى بَابِ الرَّجُلِ فَهُوَ يَغْتَسِلُ مِنْهَا فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ خَمْسَ مَرَّاتٍ فَمَا عَسَى أَنْ يَبْقَى عَلَيْهِ مِنَ الدَّرَنِ وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّهَا رِجَالٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ لَا تَشْغَلُهُمْ عَنْهَا زِينَةُ مَتَاعٍ وَ لَا قُرَّةُ عَيْنٍ مِنْ وَلَدٍ وَ لَا مَالٍ

يَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ :

رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ (النور : 37 )

وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلّم نَصِباً بِالصَّلَاةِ بَعْدَ التَّبْشِيرِ لَهُ بِالْجَنَّةِ لِقَوْلِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها فَكَانَ يَأْمُرُ بِهَا أَهْلَهُ وَ [يُصْبِرُ يَصْبِرُ عَلَيْهَا نَفْسَه‏ .

كار- گزاردن- نماز را بر عهده بگيريد و نگاهداشت آن را بپذيريد ، و آن را بسيار به جاى آريد و با نماز خود را - به خدا - نزديك داريد . كه نماز نوشته است بر مؤمنان - و بايد گزارده شود - به وقت آن . آيا گوش فرا نمى‏دهيد به پاسخ دوزخيان كه چون از آنان پرسيدند « چه چيز شما را در آورد در آتش سوزان ؟ »

« گفتند : نبوديم از نمازگزاران »

و نماز گناهان را مى‏زدايد چنانكه برگ را از درخت بزدايند ، و گناهان را - از گناهكار- مى‏گشايد چنانكه بند از كسى بگشايند ، و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم نماز را به چشمه آب گرم كه بر در سراى مردى بود همانند فرمود ، كه او روزان و شبان پنج بار خود را بدان بشويد ديگر چركى بر تن وى نخواهد بود . همانا كسانى از مؤمنان حق آن را شناختند كه زيور دنيا از نمازشان به فكر ديگر كار نيفكند و نه آنچه موجب روشنى چشم بود از مال و فرزند .

خداى سبحان فرمايد : « مردانى كه باز نمى‏دارد آنان را بازرگانى و نه خريد و فروخت از ياد خدا و بر پاداشتن نماز و پرداخت زكات ، » و رسول خدا خود را با گزاردن نماز رنجه مى‏فرمود ، با آنكه مژده بهشت شنيده بود . چون خداى سبحان بدو گفت : « و كسان خود را بفرما تا نماز كنند و خود بر آن شكيبا باش »، پس كسان خود را امر به نماز مى‏كرد و خود بر گزاردن نماز طاقت مى‏آورد .

نهج البلاغة ترجمه شهيدى ، ص 316- 317