« باسمه تعالی »
« وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً » ( الأحزاب /33 )
و در خانههايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليّتِ قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستادهاش را فرمان بريد. خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند .
« ذلِكَ الَّذي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ » ( الشورى /23 )
اين همان [پاداشى] است كه خدا بندگان خود را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند [بدان] مژده داده است. بگو: «به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر دوستى درباره خويشاوندان.» و هر كس نيكى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد]، براى او در ثواب آن خواهيم افزود. قطعاً خدا آمرزنده و قدرشناس است.
« وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً » ( الإسراء / 26 )
و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه مانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن .
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ » ( الأنفال / 41 )
و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد ، يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راهماندگان است ، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حقّ از باطل]- روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند- نازل كرديم، ايمان آوردهايد. و خدا بر هر چيزى تواناست .
« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ » ( القصص/ 83 )
آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند ، و فرجام [خوش] از آنِ پرهيزگاران است .
عاقبت بخیری موهبت عظیمی است نباید فرصت را از دست داد .
آثار قیام حیات بخش عاشورا هیچ شکّی در پیروزی آن باقی نمی گذارد و این پیروزی از همان لحظات اولی آثار خود را نشان می دهد . بیدار شدن برخی دلهای خفته از آثار قطعی قیام حضرت امام حسین علیه السلام است که مسیر و مصیراز آن حکایت می کند و از همان ابتدا ی حرکت قافله این بیداری به چشم می خورد بطوری که گاهی اعتراضات مردمی سردمداران را به تغییر مسیر کاروان مجبور می سازند که حاصل بیداری مردم و نمودی بارز و بی نیاز از دلیل و برهان پیروزی بی بدیل قیام است . بیداری دلهایی که عمری خود را مفتخر می دانستند که ملازم قرآن هستند و سنگ قرآن خوانی بر سینه می زدند و خطّ و شعار محروم ساز « حسبنا کتاب الله » را استمرار می بخشند « لَمَّا طَلَبَ فِي حَالِ مَرَضِهِ دَوَاةً وَ كَتِفاً لِيَكْتُبَ فِيهِ كِتَاباً لَا يَخْتَلِفُونَ بَعْدَهُ وَ أَرَادَ أَنْ يَنُصَّ حَالَ مَوْتِهِ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام فَمَنَعَهُمْ عُمَرُ وَ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ لَيَهْجُرُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ » پيامبر در بيماريى كه به مرگ ايشان منتهى شد ، كاغذ و قلمى طلبيد تا نوشتهاى برجا نهد كه پس از او ميان مسلمانان اختلاف پديد نيايد و آهنگ داشت كه نام على عليه السّلام را به صراحت مكتوب كند. عمر مانع شد و گفت: «پيامبر خدا هذيان مىگويد و كتاب خدا ما را بس است.» علامه حلى ، نهج الحق و كشف الصدق ، موضوع: كلام ، وفات: 726 ق ، عربى ، تعداد جلد: 1 ، ناشر: دار الكتاب اللبناني ، چاپ: بيروت ، چاپ: 1982 م ، چاپ: اول ، ص273 ، دریغا ؛ سادگی مردم بستر یی است که بستری بمانند آن برای سوء استفاده چی ها دست نمی دهد و آنان با بی مهابایی تمام به جولان می پردازند وآنچه از بانشان بر می آید می گویند و آنچه از دسشان بر می آید انجام می دهند در حالیکه قرآن دان و فهم قرآنی در قاموس اینان معنی ندارد و اگر به آویختند برای حفظ و حراست از مطامع و حطام دنیایی خویش بود و از کمترین فهم قرآنی بهره ای نبرده اند « أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها »( محمد/ 24 ) آيا به آيات قرآن نمىانديشند ؟ يا [ مگر ] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است ؟ « كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ » ( المطففين/ 14 )نه چنين است ، بلكه آنچه مرتكب مىشدند زنگار بر دلهايشان بسته است. علامه حلى ، نهج الحق و كشف الصدق ، موضوع: كلام ، وفات: 726 ق ، عربى ، تعداد جلد: 1 ، ناشر: دار الكتاب اللبناني ، چاپ: بيروت ، چاپ: 1982 م ، چاپ: اول ، ص 273 ؟ علامه مجلسى ، محمد باقر ، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، وفات : 1111 ق ، عربى ، تعدادجلد: 42 ، ناشر: اسلاميه ، چاپ: تهران ، ج10 ، ص 216 چون دست از دامن معلّمان حقیقی قرآن کوتاه کرده اند « كَما أَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ » ( البقرة/151 )
همان طور كه در ميان شما ، فرستادهاى از خودتان روانه كرديم ، [كه] آيات ما را بر شما مىخواند ، و شما را پاك مىگرداند ، و به شما كتاب و حكمت مىآموزد ، و آنچه را نمىدانستيد به شما ياد مىدهد. « وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ راغِبُونَ » ( التوبة/ 59 ) و اگر آنان بدانچه خدا و پيامبرش به ايشان دادهاند خشنود مىگشتند و مىگفتند: « خدا ما را بس است به زودى خدا و پيامبرش از كَرَم خود به ما مىدهند و ما به خدا مشتاقيم» [قطعاً براى آنان بهتر بود]. بخاطر اینکه عده ای خود خدا باور نداشتند وبه او راضی نبودند تا چه رسد به رسول خدا که به او راضی باشند و بپذیرند وحتی در رسیدن به مقاصد خود کمترین اصول پذیرفته شده میان انسانها یعنی حفظ و احترام به عهد و پیمان را نیز محترم نمی دارند و در مقام عمل و اتخاذ تصمیم ظاهر قرآن را هم که به حفظ پیمان تاکید می ورزد و پیمان شکنان را با لعن یاد می فرمایند « وَ الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ » ( الرعد/ 25 ) و كسانى كه پيمان خدا را پس از بستنِ آن مىشكنند و آنچه را خدا به پيوستن آن فرمان داده مىگسلند و در زمين فساد مىكنند ، بر ايشان لعنت است و بد فرجامى آن سراى ايشان راست . مراعات نمی کنند . آری برای بهره مند از این دریای بیکران الهی امام علی علیه السلام می فرمایند « الْقُرْآنُ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لَا تَفْنَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِي غَرَائِبُهُ وَ لَا تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ فَتَفَكَّرُوا وَ انْزَجِرُوا » شيخ حسن ديلمى ، إرشاد القلوب إلى الصواب ، موضوع: اخلاق ، وفات : 841 ق ، زبان: عربى ، تعداد جلد: 2 ، ناشر: شريف رضى ، چاپ: قم ، چاپ: 1412 ق ، چاپ : اول ، ج1 ، ص 8 كه قرآن ظاهرش شگفت انگيز و باطنش دريائى ژرف و بىپايان از حقايق است شگفتي هاى قرآن نابود شدنى نيست و مشكلات و اسرارش بپايان نميرسد تاريكي ها برطرف نمي شود مگر به واسطه قرآن پس انديشه كنيد و بپرهيزيد از بدىها . نه تنها دلخوشی صرف به مشروط کارساز نیست بلکه باید شرط را بجا آورد ، تا در سایه ی آن توفیق عمل به قرآن را یافت و از ضلالت وگمراهی رها گردید . صف خود را از صفوف گمراهان جدا ساخت و در جمع هدایت یافتگان در آمد . تحقق چنین سعادتی بسته به شرطی است و آن شرط عبارت است از این که فاصله ی میان خود و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین را کم کرد و حائلها را کنار زد . « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ » ( آلعمران / 103 )
و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد ، و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد: آن گاه كه دشمنان [يكديگر] بوديد ، پس ميان دلهاى شما الفت انداخت ، تا به لطف او برادران هم شديد و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد. اين گونه ، خداوند نشانههاى خود را براى شما روشن مىكند ، باشد كه شما راه يابيد. تا فاصله هست و حائلی وجود دارد و وهم زدگی هست ؛ خود یابی و دست یابی به سعادت امری محال و ناممکن است و آرزو و پندار سعادت ، سرابی بیش نخواهد بود « وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَريعُ الْحِسابِ » ( النور/ 39 ) و كسانى كه كفر ورزيدند ، كارهايشان چون سرابى در زمينى هموار است كه تشنه ، آن را آبى مىپندارد ، تا چون بدان رسد آن را چيزى نيابد و خدا را نزد خويش يابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زود شمار است. چون سراب در بیابان نیاز هر لحظه بر گمراهی و هلاکت دلدادگان خواهد افزود و جالب اینکه فریب خوردگان آگاهانه و با اختیار پای خویش راه سراب هلاکت را در پیش گرفته اند و با هلاکت فاصله کم می کند .
اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین شرط و خط شاخص سعادت حقیقی با سعادت خود پندار و سرابی است تا در خدمت اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین گام برداشته نشود و از خطی که استمرارخط سرخ محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است ، پیروی نشود « قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ » ( آلعمران /32 ) بگو: «خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد.» پس اگر رويگردان شدند ، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد. ، سعادت حقیقی دست نخواهد داد.« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً » ( النساء /59 ) اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد ، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد ، آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد ، اين بهتر و نيكفرجامتر است. چون شرط سعادت و عاقبت بخیری یک امر بیشتر نیست و آن عبارت است از کتاب خدا و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند « إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْض » شيخ مفيد ، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ، موضوع: تاريخ ، وفات: 413 ق ، زبان: عربى ، تعداد جلد: 2 ، ناشر: كنگره شيخ مفيد ، چاپ: قم ، سال: 1413 ق ، چاپ : اول ج1 ، ص 233 همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران مي گذارم ، چيزى كه اگر به آن دو چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهید شد و آنها عبارتند از كتاب خدا (قرآن) و عترت من أهل بيتم ، و قطعاً اين دو از يك ديگر جدا نمی شوند تا اینکه در كنار حوض كوثر بر من درآيند . بنابراین دوئیتی بین این دو وجود ندارد و یکی بدون دیگری وجود ندارد و به مقصود نمی رساند بخاطراینکه اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین و در رأس آنان شخص رسول الله صلی الله علی محمد وآل محمد مفسران حقیقی کتاب خدای تبارک و تعالی هستند که تبیین کلام خدا بر عهده ی ایشان است « وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ » ( النحل/ 64 ) و ما [اين] كتاب را بر تو نازل نكرديم ، مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف كردهاند ، براى آنان توضيح دهى ، و [آن] براى مردمى كه ايمان مىآورند ، رهنمود و رحمتى است . و حضور در محضر اینان و کلام اینان یک توفیق الهی است که بستر سازی آن بر عهده ی انسان ها است تا این بستر را فراهم نیاورند از هدایت آنان بهره مند نخواهند بود یکی از این بستر ها و لوازم بستر ساز « گوش » است . علاوه براینکه حضور شرط است با گوش جان شنیدن هم شرط است . باید گوش دل را باز کرد و فرصت شنیدن دعوت حق را به او داد چون از راه های بسیار مهم دریافت حق و هایت یافتن و سعادتمند شدن ، « گوش کردن » است . هر یک از اعضا و جوارح انسان دارای حق و حقوقی است و از حقوق مسلّم گوش ، شنیدن حق است و اگر آن در معرض ندای حق قرار نگیرد تا آن را بشنود ، حقّش پرداخت نشده است .
شیخ شامی از آن کسانی است که هر چند عمری در ضلالت و گمراهی گذرانده است ولی نیک درمی یابد که برای رستگاری و نجات از باتلاق نه تنها قرین قرآن صامت شد بلکه باید به حبل الله یعنی قرآن ناطق چنگ زد « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً » که اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هستند « عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وسلّم مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَرْكَبَ سَفِينَةَ النَّجَاةِ وَ يَتَمَسَّكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى* وَ يَعْتَصِمَ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِينِ فَلْيُوَالِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع بَعْدِي وَ لْيُعَادِ عَدُوَّهُ ثُمَّ لْيَأْتَمَّ بِالْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ خُلَفَائِي وَ أَوْصِيَائِي وَ حُجَجُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِي وَ سَادَةُ أُمَّتِي وَ قَادَةُ الْأَتْقِيَاءِ إِلَى الْجَنَّةِ حِزْبُهُمْ حِزْبِي وَ حِزْبِي حِزْبُ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِمْ حِزْبُ الشَّيْطَان » شيخ حسن ديلمى ، إرشاد القلوب إلى الصواب ، موضوع: اخلاق ، وفات : 841 ق ، عربى ، تعداد جلد: 2 ، ناشر: شريف رضى ، چاپ: قم ، چاپ: 1412 ق ، چاپ : اول ، ج2 ، ص 424 از حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا از پدرانش عليهم السّلام روايت كند كه رسول خدا می فرمایند : هر كس دوست دارد كه بر كشتى نجات سوار شود و به دستگيره محكم چنگ بزند و ريسمان را محكم بگيرد بايد بعد از من امير المؤمنين على بن ابى طالب را دوست داشته باشد و با دشمنان او را دشمن باشد آنگاه به امامان هدايت كننده از نسل على اقتداء کند همانا اينان خليفهها و اوصياء و حجتهاى خداى تبارك و تعالى پس از من بر مردم هستند . اينان سادات و بزرگان امت من هستند برندگان پرهيزكاران به سوى بهشت می باشند ، گروه اينان گروه من و گروه من گروه خدا هستند و گروه دشمنانشان گروه شيطان می باشند و حقوق ذوی الحقوق را پرداخت . او حق گوش را بجای آورد « وَ أَمَّا حَقُّ السَّمْعِ فَتَنْزِيهُهُ عَنْ أَنْ تَجْعَلَهُ طَرِيقاً إِلَى قَلْبِكَ إِلَّا لِفُوَّهَةٍ كَرِيمَةٍ تُحْدِثُ فِي قَلْبِكَ خَيْراً أَوْ تَكْسِبُ خُلُقاً كَرِيماً فَإِنَّهُ بَابُ الْكَلَامِ إِلَى الْقَلْبِ يُؤَدِّي إِلَيْهِ ضُرُوبُ الْمَعَانِي عَلَى مَا فِيهَا مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه » ابن شعبه حرانى ، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله و سلّم ، موضوع: اخلاق ، وفات: قرن چهارم ، عربى ، تعداد جلد: 1 ، ناشر: جامعه مدرسين ، چاپ: قم ، چاپ: 1404 ق ، چاپ: دوم ، ص 257 حق گوش اين است كه پاكش نگه دارى ، و اين مجراى قلب را جز به روى دهان ارزشمندى كه خيرى در آن بوجود آرد ، يا خوى ارجمندى بدان بخشد نگشائى ، گوش دريچه ورود سخن به قلب است كه مفاهيم گوناگون و نيك و بد را به آن مىرساند و لا قوة الا باللَّه ، و آن را از هرزه گری باز داشت « وَ سَجَّمُوا أَسْمَاعَهُمْ أَنْ يَلِجَهَا خَوْضُ خَائِض » علامه مجلسى ، محمد باقر ، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، وفات : 1111 ق ، عربى ، تعدادجلد: 42، ناشر: اسلاميه ، چاپ: تهران ، ، ج 65، ص171 و به کلام وحیانی و کریمانه و حیات بخش که همه خیر و علم نافع است واداشت « وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُم » و پس از عمری ضلالت به حبل الله چنگ می زند بخاطر اینکه حق حبل الله « وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدينَ » ( الأنبياء/ 73 ) و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مىكردند، و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند . بالاترین حقّی است که ابنای بشر در مقابل آن تکلیف دارند « وَ أَمَّا حَقِّي عَلَيْكُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَيْعَةِ وَ النَّصِيحَةُ فِي الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ وَ الْإِجَابَةُ حِينَ أَدْعُوكُمْ وَ الطَّاعَةُ حِينَ آمُرُكُم » سيد رضى ، نهج البلاغة ، وفات: 406 ق ، عربى ، تعداد جلد: 1 ، ناشر: هجرت ، چاپ: قم ، چاپ: 1414ق ، چاپ: اول ، ص 79 امّا حقّ من بر شما اين است كه به بيعت وفا كنيد و در نهان و آشكارا حقّ خيرخواهى ادا كنيد. چون شما را بخوانم بياييد، و چون فرمان دهم بپذيريد، و از عهده برآييد . و از بابت آن مورد موآخذه قرار می گیرد . بدینسان درهای هدایت بروی او گشوده می گردد و هدایت می یابد و بدین ترتیب عاقبت بخیری خود را رقم می زند . « تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ » ( القصص/ 83 ) آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند ، و فرجام [خوش] از آنِ پرهيزگاران است .
در اینجا جریان آن را از کتاب وزین « الإحتجاج على أهل اللجاج » « احمد بن على طبرسى » طاب ثراه نقل می نماییم .
وَ عَنْ دَيْلَمِ بْنِ عُمَرَ قَالَ : از ديلم بن عمر نقل است كه گفت :
كُنْتُ بِالشَّامِ حَتَّى أُتِيَ بِسَبَايَا آلِ مُحَمَّدٍ صَلَی اللّه عَلَی مُحَمَّدِ وَ الِ مُحَمَّدِ فَأُقِيمُوا عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ حَيْثُ تُقَامُ السَّبَايَا وَ فِيهِمْ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَیهِما الصلاةُ وَالسَّلامُ فَأَتَاهُمْ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ أَهْلِ الشَّامِ .
هنگامى كه اسيران آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را به شام آوردند من آنجا بودم ، پس آنان را بر پلّكان مسجد كه هميشه جاى اسيران بود بر پاى داشتند و علىّ بن حسين عليهما السّلام در جمع آنان بود ، پس پير مردى شامى نزد ايشان آمد .
فَقَالَ – الشَيْخُ - : شيخى گفت :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي قَتَلَكُمْ وَ أَهْلَكَكُمْ وَ قَطَعَ قُرُونَ الْفِتْنَةِ فَلَمْ يَأْلُ عَنْ سَبِّهِمْ وَ شَتْمِهِمْ
حمد خدا را كه مردان شما را كشت و آشوب را خاموش كرد و هر چه توانست به آنها بد گفت .
فَلَمَّا انْقَضَى كَلَامُهُ چون سخن خود تمام كرد .
قَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَیهِ السّلامُ : امام به او گفتند :
إِنِّي قَدْ أَنْصَتُّ لَكَ حَتَّى فَرَغْتَ مِنْ مَنْطِقِكَ وَ أَظْهَرْتَ مَا فِي نَفْسِكَ مِنَ الْعَدَاوَةِ وَ الْبَغْضَاءِ فَأَنْصِتْ لِي كَمَا أَنْصَتُّ لَكَ من سكوت كردم تا سخنت به پايان رسيد و هر آنچه عداوت و كينه در دل داشتى اظهار نمودى ، پس تو نيز همچو من كه برايت سكوت نمودم ، خاموش باش .
فَقَالَ لَهُ : مرد شامی به امام گفت :
هَاتِ بگو :
قَالَ عَلِيٌّ عَلَیهِ السّلامُ : امام فرمودند :
أَ مَا قَرَأْتَ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ؟ آیا کتاب خدای عزّ و جلّ را خوانده ای ؟
قَالَ : گفت :
نَعَمْ بلی
فَقَالَ لَهُ عَلَیهِ السّلامُ : پس به او فرمودند :
أَ مَا قَرَأْتَ فِي الْآيَةِ- قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ؟
آیا در این آیه خوانده ای قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ؟
قَالَ : گفت :
بَلَى : بلی
فَقَالَ عَلَیهِ السّلامُ : پس به او فرمودند :
نَحْنُ أُولَئِكَ فَهَلْ تَجِدُ لَنَا فِي سُورَةِ بَنِي إِسْرَائِيلَ حَقّاً خَاصَّةً دُونَ الْمُسْلِمِينَ ؟
فرمودند ما آنان هستیم . پس آیا نیافتی برای ما در سوره ی بنی اسرائیل حقی که ویژه ی ماست و شامل کسی از مسلمانان نمی شود ؟
فَقَالَ : پس گفت :
لَا : نه
فَقَالَ عَلَیهِ السّلامُ : گفت :
أَ مَا قَرَأْتَ هَذِهِ الْآيَةَ وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ ؟
آيا تا حال اين آيه را تلاوت نمودهاى : « وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ » ؟
قَالَ : گفت :
نَعَمْ آرى .
قَالَ عَلِيٌّ عَلَیهِ السّلامُ : امام می فرمایند :
فَنَحْنُ أُولَئِكَ الَّذِينَ أَمَرَ اللَّهُ نَبِيَّهُ أَنْ يُؤْتِيَهُمْ حَقَّهُمْ
مائيم آن گروهى كه خداوند به رسولش امر فرموده كه حقّ ايشان را بپرداز.
فَقَالَ الشَّامِيُّ : پيرمرد شامى گفت :
إِنَّكُمْ لَأَنْتُمْ هُمْ ؟ آيا واقعاً شما همان افراديد؟
فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَیهِ السّلامُ : حضرت سجّاد عليه السّلام فرمود :
نَعَمْ فَهَلْ قَرَأْتَ هَذِهِ الْآيَةَ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى ؟
آرى ما همان افراديم ، آيا اين آيه را تلاوت كردهاى :
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى » ؟
فَقَالَ لَهُ الشَّامِيُّ : گفت :
بَلَى آرى .
فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَیهِ السّلامُ : حضرت می فرمایند :
فَنَحْنُ ذُو الْقُرْبَى فَهَلْ تَجِدُ لَنَا فِي سُورَةِ الْأَحْزَابِ حَقّاً خَاصَّةً دُونَ الْمُسْلِمِينَ ؟
ما ذو القربى مىباشيم ، آيا در سوره احزاب حقّى كه فقط مخصوص ما نه ديگر مسلمين باشد يافتهاى؟
فَقَالَ : گفت :
لَا . نه .
قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَیهِ السّلامُ : امام می فرمایند :
أَ مَا قَرَأْتَ هَذِهِ الْآيَةَ- إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ؟
مگر اين آيه را نخواندهاى : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » ؟
قَالَ - دَيْلَمُ بْنُ عُمَرَ – : دیلم بن عمر گوید :
فَرَفَعَ الشَّامِيُّ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ پيرمرد شامى دست خود را به آسمان بلند كرد .
ثُمَّ قَالَ : سپس گفت :
اللَّهُمَّ إِنِّي أَتُوبُ إِلَيْكَ خدايا به درگاهت توبه مىكنم !
ثَلَاثَ مَرَّاتٍ سه بار .
اللَّهُمَّ إِنِّي أَتُوبُ إِلَيْكَ مِنْ عَدَاوَةِ آلِ مُحَمَّدٍ بار الها از عداوت به آل محمّد توبه مىكنم .
وَ أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّنْ قَتَلَ أَهْلَ بَيْتِ مُحَمَّدٍ و از قاتلان أهل بيت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله اظهار بيزارى مىجويم .
وَ لَقَدْ قَرَأْتُ الْقُرْآنَ مُنْذُ دَهْرٍ فَمَا شَعُرْتُ بِهَا قَبْلَ الْيَوْم . تا حال قرآن تلاوت مىكردم ولى متوجّه اين مطالب نشده بودم . احمد بن على طبرسى ، الإحتجاج على أهل اللجاج ، موضوع: كلام- مناظره ، وفات : قرن 6 ، عربى ، تعداد جلد: 2 ، ناشر: مرتضى ، مكان: مشهد ، سال: 1403 ق ، نوبت: اول ، ج2 ، ص307 -306 / شيخ صدوق ، أمالي الصدوق ، وفات : 386 ق ، عربى ، تعداد جلد: 1 ، ناشر: اعلمى ، چاپ: بيروت ، چاپ: 1400 ق ، چاپ: پنجم ، ص 165
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ هَذَا مِنْكَ وَ مِنْ رَسُولِكَ وَ اَهلِ بَیتِهِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِم اَجمَعین
کمال بارعی – تبریز