امام خامنه ای و جوانان

ديدگاه مقام معظم رهبري در مورد جوانان
جوان، مظهر آئينه وار صفا و صميميت و همت و شوق به آرمان ها و ايده الها است. ممکن است گذشت سن، بعضي ها را محافظه کار کند، اما موتور حرکت، جواني است. جوان ما نبايد محافظه کار شود. جوان بايد آرمانگرا باشد.

از آرمان ها کوتاه نياييد. آرمان ها را بخواهيد، قله ها را بطلبيد تا يقين بکنيم که به نيمه راه لا اقل خواهيم رسيد. البته اگر قله را بطلبيد، بنده يقين مي کنم به خود قله هم خواهيد رسيد. روحيه آرمانگرايي را که از جمله مصاديق(آن)،تمسک به اصول و مباني فکر است، از دست ندهيد.

جوانان! احساس مسؤوليت

جوان بايد در درون خود، در دل خود، در وجدان خود احساس کند که نسبت به آينده اين کشور، آينده اين ملت، آينده اين تاريخ مسؤوليت دارد. همين احساس مسؤوليت بود که در دوران دفاع مقدس، اکثر جوان هاي متعهد را به ميدان دفاع کشاند. جوان ها مي توانستند توي خانه هاي خودشان، زير سايه پدرها و مادرها و ناز و نوازش آن ها بمانند، نه در زمستان ها در کوههاي برف آلود و سربه فلک کشيده غرب، نه در تابستان ها در بيابان هاي تفتيده خوزستان حاضر نشوند و راحت باشند، اما احساس مسؤوليت نگذاشت دنبال راحتي باشند. آنها توي ميدان آمدند و نتيجه، يک نتيجه معجزآسا شد. من مشتاقم که جوان هاي ما قصه جنگ تحميلي هشت ساله را بدانند که چه بود. اين را بارها گفته ايم، افراد هم گفته اند و تشريح کرده اند، اما يک نگاه کلان به اين هشت سال، با اطلاع از جزئياتي که وجود داشته است، خيلي براي برنامه ريزي آينده جوان در روزگار ما مهم است. خوشبختانه کتابهاي خوبي هم نوشته شده است. من با اين که وقت زيادي ندارم، بسياري از کتابهايي را که در باب مسائل دفاع مقدس هست، نگاه مي کنم، براي خود من مفيد است. اين کتابها را بخوانيد، بدانيد، ببينيد، شرح حال اين جوان هاي برجسته را بشناسيد. تعدادي از اين جوان هاي برجسته ميدان جنگ، همان کساني بودند که در روز سيزده آبان، آن حماسه بزرگ را آفريدند، بعد هم(به )ميدان جنگ رفتند. بسياري از آن ها امروز جزو چهره هاي ماندگار واقعي تاريخ ما هستند. احساس مسؤوليت، اين است. من به جوانها مي گويم:تحصيل، تهذيب، ورزش. تحصيل کنيد، يعني نيروي خرد، فکر، مغز، علم در شما تقويت شود. از لحاظ علمي خودتان را تقويت کنيد، پيش ببريد، نه فقط براي اين که حرف شما در ديگري اثر کند، براي اين که شما مي خواهيد يک ستوني باشيد که اين بناي عظيم، اين کاخ مجلل- کاخ مدنيت و پيشرفت ملت ايران - روي اين ستونها سرپا بايستد و بنا شود. در کنار تحصيل، تهذيب باشد. دلهاي شما جوانها نوراني است، فطرت الهي در شماها زنده و درخشان است. امروز شما خودتان را به کارهاي نيک، خلق نيک، رفتار نيک اگر وادار کنيد و عادت بدهيد، هويت انساني شما همين جور شکل مي گيرد و تا آخر عمر اين دستاورد با شما خواهد ماند، به خصوص در اين مقطع سني شماها که يک مقطع زرين است، يک مقطع طلايي است. در اين مقطع خيلي کارهاي بزرگ مي شود روي شخصيت خود انجام داد؛ خودسازي. ارتباطتان را با خدا قوي کنيد. در مسائل ديني برنقاط عقلاني و ظريف بپردازيد و آنها را از استادان ماهرش فرا بگيريد. دين، عواطف هم دارد، لکن اين عواطف به معنويات عميق، به فکر عميق تکيه دارد، اين فکر را بايد آموخت و با مباني ديني آشنا شد و براساس آن، روي شخصيت خود، روي دل خود اثر گذاشت. روي دل خودتان بايد اثر بگذاريد. ما بايد دل خودمان را خيلي اوقا ت مخاطب قرار بدهيم.

تهذيب شامل رفتارها هم مي شود؛ رفتار با پدر و مادر. پدر و مادرهايتان را هم دوست بداريد و هم اين دوستي را به آنها ابراز کنيد، هم احترامشان کنيد، هم اطاعتشان کنيد، داخل محيط خانه، اخلاق شما، رفتار شما مي تواند يک خانواده را بسازد. يک جوان گاهي در يک خانواده، پدر، مادر، برادران، خواهران را تحت تأثير قرار مي دهد. يک جوان مؤمن و مهذب داخل خانواده، مثل يک چراغ، محيط خانواده را روش مي کند و برادرها، خواهرها از او فرا مي گيرند، در داخل محله، درداخل محيط زندگي، در داخل محيط کار .

جوانان! تدين و استحکام بنيه ديني

يک عنصر(ي) که با جوانها بايد در ميان گذاشت، مسأله تدين است. جوانهاي عزيز! تدين، رعايت ديني، در حد وسع و امکان، اين مايه توجهات الهي است، مايه توفيقات انساني است، مايه پيشرفت است، اين را دست کم نگيريد. من مي خواهم بگويم شما اگر فلان فرمول رياضي يا فلان عنصر شيميايي يا فلان اختراع را به وجود مي آوريد يا کشف مي کنيد و پيدا مي کنيد و حل مي کنيد، در همان حال توجه تان به خدا، به شما کمک خواهد کرد. اولا خداي متعال شما را مدد مي کند، کارها دست خدا است. نقش معنويت را دست کم نبايد گرفت. با توجه به خدا و تقرب به خدا،با توسل به دامان قدس الهي و ذيل عنايت الهي مي توان خيلي کارهاي دشوار را انجام داد. شماها جوانيد، شما با ما فرق داريد، اين را به شما بگويم، شما خيلي از اين جهت جلوتر از ما هستيد. دلهاي شما پاک، نوراني،بي تعلق، بي آلايش ، مثل يک آئينه روشن ، بلافاصله نور را منعکس مي کند، آلوده نشده ايد، اين را قدر بدانيد. با خداي متعال رابطه برقرار کنيد. با نماز، با نافله، با تلاوت قرآن، با دعا، با صحيفه سجاديه. اين صحيفه سجاديه پر از معارف ديني است. با اين کار، بنيه ديني و انقلابي خودتان را هم محکم مي کنيد. جوان ما اگر بنيه ديني ا ش مستحکم باشد، خيلي از اين کساني که مشغول تلاشند براي منحرف کردن ذهنها به ستمهاي گوناگون، وقتي ديدند جوان ما محکم است، کنار مي کشند. اين استحکام بنيه اعتقادي با همين توجه ها، با همين تضرع، توسل به پروردگار، در همين دعاهاي صحيفه سجاديه به دست مي آيد. اين دعاها فقط"يا رب يا رب" گفتن نيست، لبريز از معارف اسلامي است که اعتقاد انسان را عميق مي کند. تلاوت قرآن هم همين طور، خود نماز هم همين طور. به هر حال، اين توصيه من به همه شما جوانان است

منفعل نشدن از جنگ رواني دشمن

امروز(دشمنان)جنگ سرد و جنگ رواني را با شکلهاي مختلفي انجام مي دهند. مي خواهند به ملت ايران و به جوان ايراني بباورانندکه شما نمي توانيد بدون ارتباط و اتصال با قدرتهاي سلطه گر به جايي برسيد. اين خطر بزرگي است که امام(ره) به آن توجه داده اند. آنها پيشرفتهاي عظيم ملت را انکار مي کنند. انقلاب در طول اين سي سال از موانع بسياري گذشته است. در تاريخ انقلابها که انسان نگاه مي کند، اين همه موانع در راه يک ملت و يک انقلاب بسيار به ندرت ديده مي شود و انقلابها معمولا پشت اين موانع مي مانند و خود را تسليم دشمن مي کنند،(اما انقلاب ما)با اين همه تهديد، با تحريم، با انواع و اقسام دشمني ها و حيله ها، و کارشکنيها توانسته است پيش برود، قله ها را فتح کند، همچنان چشم به قلعه هاي بالاتري دارد و همچنان با قدرت پيش مي رود. مي خواهند اين انگيزه را از ملت ايران بگيرند. من به جوانان عزيزمان، جوانان دانشگاهي، جوانان حوزوي، جوانان فعال در صحنه صنعت يا کشاورزي يا علم يا هنر عرض مي کنم: شما در نيمه راه هستيد و آنچه از راه گذرانيده ايد، با مشکلات بسيار بزرگي مواجه بوده است، اما توانسته ايد. آن نيمه ديگر راه و آن بخش باقيمانده راه را- که دشمن مي خواهند نگذارد شما آن نيمه اصلي، نيمه آخر را طي کنيد و به قله ها برسيد- با عزم راسخ مي توانيد دنبال کنيد، شما مي توانيد، همچنان که ثابت کرده ايد که مي توانيد.

منبع : سایت بسیج اساتید

مشروح بیانات امام خامنه ای در دیدار مردم قم

مشروح بیانات امام خامنه ای در دیدار مردم قم:
 
وظایف انتخاباتی مردم، مسئولان و رسانه‌ها و هشدار نسبت به نقشه‌های دشمن/ هدف ملموس دشمن مانع تراشی در راه حضور پر شور مردم است (۱۳۹۱/۱۰/۱۹ - ۱۲:۰۱)
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامي، صبح امروز (سه شنبه) در جمع هزاران نفر از مردم متدين و انقلابي قم، پيامدهاي مبارك و تعيين كننده قيام 19 دي مردم قم را جلوه هايي از تحقق وعده هاي صدق الهي خواندند و با تأكيد بر ايستادگي و هوشياري كامل در مقابل طرحها، روشها و حركات دشمن بويژه در قبال انتخابات خرداد آينده، نكات مهمي را درباره وظايف مسئولان، خواص، مردم، رسانه ها و كساني كه قصد نامزدي در اين انتخابات را دارند بيان كردند.
حضرت آيت الله خامنه اي با تأملي در حوادث دوران انقلاب و سه دهه اخير، درس آموزي از مناسبتهاي ماندگاري همچون قيام 19 دي را ضروري دانستند و خاطرنشان كردند: برخي، پيروزي ملت بر رژيم پر كبكبه و مغرور طاغوت و خارج شدن ايران عزيز از چنبره حقارت آميز سلطه امريكا را امري محال مي دانستند اما به ياري پروردگار رژيم سلطنتي در ايران به زباله دان تاريخ رفت و جمهوري اسلامي و ملت ايران با استقلال كامل در مقابل امريكا، در چشم جهانيان به ملت و نظامي تبديل شدند كه نامشان ملتهاي جهان را به وجد مي آورد.
ايشان پيروزيها و موفقيتهاي سه دهه اخير را جلوه هايي از تحقق وعده هاي نصرت الهي دانستند و با استناد به آيات متعدد قرآن افزودند: ملتهاي مؤمن، هوشيار و با استقامت در زمان متناسب، قطعاً و يقيناً از ياري پروردگار برخوردار مي شوند و اين حقيقت، سنت تغيير ناپذير الهي است و بر اساس همين سنت الهي ملت ايران در اين مرحله وهمه مراحل ديگر بر دشمنان خود پيروز خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامي، با اشاره به ضرورت طرح صحيح اهداف، حرفهاي ناب ملت ايران در جهان و تدبير براي پيشبرد اين اهداف افزودند: اگر ملت عزيز و جوانان خوش روحيه و پر توان ايران، مسير خود را با پايداري ادامه دهند بدون شك و براساس سنت صادق الهي در زمان مناسب، همه آمال، آرزوها و شعارهاي «ملي، اسلامي و جهاني» آنان تحقق پيدا مي كند، مسير تاريخ عوض مي شود و زمينه هاي ظهور حضرت وليعصر (عج) فراهم خواهد شد.
حضرت آيت الله خامنه اي همدستي دولتهاي استكباري را براي تحريم ايران و به ستوه درآوردن ملت يادآور شدند و افزودند: مستكبران برخلاف گذشته به صراحت اذعان مي كنند كه هدف تحريم ها، خسته كردن ملت، تحريك مردم به مقابله با جمهوري اسلامي، افزايش فشار بر مسئولان ايران و در نتيجه تغيير محاسبات مسئولان است.
ايشان افزودند: اما گرايش مردم اين سرزمين بزرگ، به مباني اسلام و انقلاب و عزت ملي ايرانيان روز به روز بيشتر مي شود و اين، درست نقطه مقابل خواست دشمنان است.
ايشان در تحليل عوامل تأثيرگذار در تقابل دولتهاي مستكبر با ملت ايران، هوشياري و زيركي ملت را كاملاً ضروري دانستند و خاطرنشان كردند: بايد با «تقواي جمعي و مراقبت و هوشياري همگاني»، متوجه طرحهاي دشمن باشيم و اجازه ندهيم هيچ مسئله اي، حواسمان را از دشمن پرت كند.
رهبر انقلاب، توصيه ها و تأكيدات مكررشان به مسئولان، مطبوعات و پايگاههاي اينترنتي را براي پرهيز از سرگرم كردن مردم به مسائل فرعي و نادرست، يادآوري كردند و افزودند: همه اين توصيه ها، بخاطر اين است كه بايد حواسمان به دشمن جمع باشد تا بفهميم كه دنبال چه طرح و هدفي است.
حضرت آيت الله خامنه اي در چارچوب منطق ارائه شده يعني هوشياري ملي براي درك اهداف و طرحهاي دشمن افزودند: بررسي رفتار و گفتار مستكبران، نشان مي دهد كه ذهن دشمن بر انتخابات مهمي كه 5 ماه ديگر يعني در خرداد 92، برگزار مي شود،‌متمركز شده است.
ايشان در تشريح اهداف، تكنيكها و روشهاي بيگانگان در قبال انتخابات يازدهم رياست جمهوري افزودند: آنها در درجه اول اگر بتوانند مانع برگزاري انتخابات مي شوند اما مي دانند كه نمي توانند بنابراين از اين مسئله مأيوسند.
رهبر انقلاب در همين زمينه خاطرنشان كردند: يك بار برخي تلاش كردند كه انتخابات را حتي اگر شده دو هفته به عقب بياندازند اما ما تأكيد كرديم كه انتخابات حتي يك روز هم نبايد عقب بيافتد به همين علت راه تعويق يا برگزار نشدن انتخابات كاملاً مسدود است.
حضرت آيت الله خامنه اي مانع تراشي در راه حضور پرشور و همگاني مردم در انتخابات را هدف ملموس دشمنان برشمردند و افزودند: همه، حتي كساني كه ممكن است از سردلسوزي درباره انتخابات توصيه هاي عمومي كنند حواسشان باشد كه به اين مقصود دشمن كمك نكنند.
ايشان با انتقاد از برخي كه بطور مكرر مي گويند انتخابات بايد آزاد برگزار شود افزودند: معلوم است كه انتخابات بايد آزاد باشد، مگر بيش از سي انتخابات سه دهه اخير آزاد نبوده است؟ در كدام كشور انتخابات از ايران آزادتر است؟ مراقب باشيد اين حرفها ي شما مردم را از انتخابات مأيوس نكند.
حضرت آيت الله خامنه اي در ادامه ي بيان روشهايي كه به تحقق هدف دشمن در انتخابات كمك مي كند خاطرنشان كردند: در كدام كشور درباره صلاحيتها، ملاحظات لازم اعمال نمي شود؟ چرا اينقدر بر اين مسئله تكيه و تلاش مي كنيد در ذهن مردم اين تصور بوجود بيايد كه شركت در انتخابات فايده ندارد؟
رهبر انقلاب به اشخاصي كه خواسته يا ناخواسته در ا ين چارچوب حركت مي كنند تأكيد كردند: مبادا دچار غفلت شويد و جدول مورد نظر دشمن را پر كنيد.
ايشان با انتقاد از كساني كه سعي مي كنند به مردم تلقين كنند كه انتخابات سلامت لازم را ندارد اينگونه رفتارها و سخنان را از ديگر روشهايي برشمردند كه به تحقق اهداف دولتهاي مستكبر كمك مي كند.
رهبر انقلاب تأكيد كردند: البته بنده نيز اصرار و تأكيد دارم كه انتخابات بايد با سلامت و امانتداري كامل انجام شود و مسئولان دولتي و غيردولتي با رعايت كامل قوانين و تقوا و پاك دستي،‌انتخابات سالمي را برگزار كنند كه مطمئناً همينجور خواهد شد.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به راهها و روشهاي بسيار خوبي كه در قوانين براي سالم برگزار شدن انتخابات پيش بيني شده است افزودند: پايبندي همه به اين راهها و قوانين سلامت انتخابات را تضمين مي كند مگر اينكه كساني بخواهند از راههاي غيرقانوني عمل كنند همچنانكه برخي در سال 88 اينطور عمل كردند و براي مردم و كشور مزاحمت و ضرر بوجود آوردند و براي خودشان نيز در زمين و در ملاءاعلي، اسباب سرشكستگي و بدبختي فراهم كردند.
رهبر انقلاب اسلامي در تشريح بيشتر روشهايي كه به هدف اصلي دشمن در انتخابات يعني حضور كمرنگ مردم كمك مي كند افزودند: ممكن است كساني سعي كنند در ايام انتخابات با بوجود آوردن حادثه اي يا ماجرايي اقتصادي، سياسي يا امنيتي سر مردم را به چيزهاي ديگري گرم كنند كه اين هم جزو نقشه هاست البته بنده مطمئنم كه ملت ايران بسيار با بصيرت تر و با هوش تر از اين است كه با چنين ترفندهاي خصمانه دشمنان يا عوامل آنها فريب بخورد.
رهبر انقلاب در ادامه سخنانشان نكاتي را درباره نامزدهاي احتمالي انتخابات رياست جمهوري آينده بيان كردند.
ايشان شركت در انتخابات را يك حق و يك وظيفه دانستند و افزودند: فردفرد ملت كه به نظام جمهوري اسلامي معتقدند و قانون اساسي را قبول دارند مي خواهند از حق خود استفاده كنند و يا وظيفه شان را انجام دهند و در اين ميان عده اي هم مي خواهند صلاحيتهاي خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهند.
رهبر انقلاب با اشاره به سنگين بودن كار اداره اجرايي كشور افزودند: اداره مملكت، كار اجرايي كوچكي نيست بلكه كار سنگيني است كه بر دوش مجريان سطح بالا قرار مي گيرد بنابراين كساني به ميدان نامزدي بيايند كه اين توانايي را در خود احساس مي كنند و كار اجرايي را بلدند.
ايشان در همين زمينه افزودند: ممكن است كساني كه در سطوح ديگري كار مي كنند بعضاً تشخيص ندهند كه اداره كشور چقدر بار سنگيني است بنابراين اشخاصي نامزد شوند كه توان انجام دادن اين وظيفه را در خود مي بينند.
رهبر انقلاب اسلامي افزودند: افرادي كه مي خواهند نامزد شوند علاوه بر درك سنگيني كار، صلاحيتهاي لازم در قانون اساسي را كه شوراي نگهبان نيز بر آنها تكيه خواهد كرد، در خود ملاحظه كنند.
ايشان افزودند: نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري بايد واقعاً وابسته و دلبسته نظام و قانون اساسي باشند و بخواهند حقيقتاً قانون اساسي را اجرا كنند چرا كه رئيس جمهور در اين زمينه قسم مي خورد و طبعاً نمي تواند قسم دروغ بخورد.
حضرت آيت الله خامنه اي در پايان سخنانشان درباره انتخابات آينده تأكيد كردند: انشاءالله به اذن الهي و فضل پروردگار، در خرداد 92 انتخاباتي خوب و پرشور برگزار خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامي در جمع هزاران نفر از مردم قم، همچنين با تجليل از نقش تأثيرگذار مردم اين شهر در حوادث قبل و بعد از انقلاب افزودند: خاطره قيام 19 دي را نبايد فراموش كرد چرا كه بيان اينگونه مسائل ضمن اينكه نسل جوان را با سابقه تاريخي خود آشنا مي كند موجب قدرشناسي از مجاهدتهاي افتخار آفرين اين ملت خواهد شد و به جوانان امروز مي آموزد كه هوشياري و ايستادگي در مقابل دشمنان به ظاهر قدرتمند، حتماً به پيروزي منجر خواهد شد.
منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

برگزاری مجلس ترحیم حضرت آیت الله العظمی مجتبی تهرانی از سوی امام خامنه ای

www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
 
www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir

عاقبت بخیری

« باسمه تعالی »

« وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً » ( الأحزاب /33 )

و در خانه‏هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليّتِ قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستاده‏اش را فرمان بريد. خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند .

« ذلِكَ الَّذي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ  » ( الشورى /23 )  

اين همان [پاداشى‏] است كه خدا بندگان خود را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند [بدان‏] مژده داده است. بگو: «به ازاى آن [رسالت‏] پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر دوستى درباره خويشاوندان.» و هر كس نيكى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد]، براى او در ثواب آن خواهيم افزود. قطعاً خدا آمرزنده و قدرشناس است.

« وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً » ( الإسراء / 26 ) 

و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏ مانده را [دستگيرى كن‏] و ولخرجى و اسراف مكن .

« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ » ( الأنفال / 41 )

و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد ، يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان است ، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حقّ از باطل‏]- روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند- نازل كرديم، ايمان آورده‏ايد. و خدا بر هر چيزى تواناست .

« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ » ( القصص/ 83 )

آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‏دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند ، و فرجام [خوش‏] از آنِ پرهيزگاران است .

عاقبت بخیری موهبت عظیمی است نباید فرصت را از دست داد .

آثار قیام حیات بخش عاشورا هیچ شکّی در پیروزی آن باقی نمی گذارد و این پیروزی از همان لحظات اولی آثار خود را نشان می دهد . بیدار شدن برخی دلهای خفته از آثار قطعی قیام حضرت امام حسین علیه السلام است که مسیر و مصیراز آن حکایت می کند و از همان ابتدا ی حرکت قافله این بیداری به چشم می خورد بطوری که گاهی اعتراضات مردمی سردمداران را به تغییر مسیر کاروان مجبور می سازند که حاصل بیداری مردم و نمودی بارز و بی نیاز از دلیل و برهان پیروزی بی بدیل قیام است . بیداری دلهایی که عمری خود را مفتخر می دانستند که ملازم قرآن هستند و سنگ قرآن خوانی بر سینه می زدند و خطّ و شعار محروم ساز « حسبنا کتاب الله » را استمرار می بخشند « لَمَّا طَلَبَ فِي حَالِ مَرَضِهِ دَوَاةً وَ كَتِفاً لِيَكْتُبَ فِيهِ كِتَاباً لَا يَخْتَلِفُونَ بَعْدَهُ وَ أَرَادَ أَنْ يَنُصَّ حَالَ مَوْتِهِ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام فَمَنَعَهُمْ عُمَرُ وَ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ لَيَهْجُرُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ » پيامبر در بيماريى كه به مرگ ايشان منتهى شد ، كاغذ و قلمى طلبيد تا نوشته‏اى برجا نهد كه پس از او ميان مسلمانان اختلاف پديد نيايد و آهنگ داشت كه نام على عليه السّلام را به صراحت مكتوب كند. عمر مانع شد و گفت: «پيامبر خدا هذيان مى‏گويد و كتاب خدا ما را بس است.» علامه حلى ، نهج الحق و كشف الصدق‏‏ ، موضوع: كلام‏ ، وفات: 726 ق‏ ، عربى‏ ، تعداد جلد: 1 ، ناشر: دار الكتاب اللبناني‏ ، چاپ: بيروت‏ ، چاپ: 1982 م‏ ، چاپ: اول ، ص273 ، دریغا ؛ سادگی مردم بستر یی است که بستری بمانند آن برای سوء استفاده چی ها دست نمی دهد  و آنان  با بی مهابایی تمام  به جولان می پردازند وآنچه از بانشان بر می آید می گویند و آنچه از دسشان بر می آید انجام می دهند در حالیکه قرآن دان و فهم قرآنی در قاموس اینان معنی ندارد و اگر به آویختند برای حفظ و حراست از مطامع و حطام دنیایی خویش بود و از کمترین فهم قرآنی بهره ای نبرده اند « أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها »( محمد/ 24 ) آيا به آيات قرآن نمى‏انديشند ؟ يا [ مگر ] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است ؟ « كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ » ( المطففين/ 14 )نه چنين است ، بلكه آنچه مرتكب مى‏شدند زنگار بر دلهايشان بسته است. علامه حلى  ، نهج الحق و كشف الصدق‏‏  ، موضوع: كلام‏  ، وفات: 726 ق‏  ، عربى‏  ، تعداد جلد: 1  ، ناشر: دار الكتاب اللبناني‏  ، چاپ: بيروت‏  ، چاپ: 1982 م‏  ، چاپ: اول  ، ص 273‏  ؟ علامه مجلسى‏  ، محمد باقر  ، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار  ، وفات  : 1111 ق  ، ‏ عربى  ، ‏تعدادجلد: 42 ،  ناشر: اسلاميه  ، چاپ: تهران‏  ، ج‏10 ، ص 216 چون دست از دامن معلّمان حقیقی قرآن کوتاه کرده اند « كَما أَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ » ( البقرة/151 )

همان طور كه در ميان شما ، فرستاده‏اى از خودتان روانه كرديم ، [كه‏] آيات ما را بر شما مى‏خواند ، و شما را پاك مى‏گرداند ، و به شما كتاب و حكمت مى‏آموزد ، و آنچه را نمى‏دانستيد به شما ياد مى‏دهد. « وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ راغِبُونَ  »  ( التوبة/ 59 ) و اگر آنان بدانچه خدا و پيامبرش به ايشان داده‏اند خشنود مى‏گشتند و مى‏گفتند: « خدا ما را بس است به زودى خدا و پيامبرش از كَرَم خود به ما مى‏دهند و ما به خدا مشتاقيم» [قطعاً براى آنان بهتر بود]. بخاطر اینکه عده ای خود خدا باور نداشتند وبه او راضی نبودند تا چه رسد به رسول خدا که به او راضی باشند و بپذیرند وحتی در رسیدن به مقاصد خود کمترین اصول پذیرفته شده میان انسانها یعنی حفظ و احترام به عهد و پیمان را نیز محترم نمی دارند و در مقام عمل و اتخاذ تصمیم ظاهر قرآن را هم که به حفظ پیمان تاکید می ورزد و پیمان شکنان را با لعن یاد می فرمایند « وَ الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ » ( الرعد/ 25 ) و كسانى كه پيمان خدا را پس از بستنِ آن مى‏شكنند و آنچه را خدا به پيوستن آن فرمان داده مى‏گسلند و در زمين فساد مى‏كنند ، بر ايشان لعنت است و بد فرجامى آن سراى ايشان راست . مراعات نمی کنند . آری برای بهره مند از این دریای بیکران الهی امام علی علیه السلام می فرمایند « الْقُرْآنُ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لَا تَفْنَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِي غَرَائِبُهُ وَ لَا تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ فَتَفَكَّرُوا وَ انْزَجِرُوا » شيخ حسن ديلمى‏  ، إرشاد القلوب إلى الصواب‏  ، موضوع: اخلاق‏  ، وفات : 841 ق‏  ، زبان: عربى‏  ، تعداد جلد: 2  ، ناشر: شريف رضى‏  ، چاپ: قم‏  ، چاپ: 1412 ق‏  ، چاپ : اول‏  ، ج‏1 ، ص 8 كه قرآن ظاهرش شگفت انگيز و باطنش دريائى ژرف و بى‏پايان از حقايق است شگفتي هاى قرآن نابود شدنى نيست و مشكلات و اسرارش بپايان نميرسد تاريكي ها برطرف نمي شود مگر به واسطه قرآن پس انديشه كنيد و بپرهيزيد از بدى‏ها . نه تنها دلخوشی صرف به مشروط کارساز نیست بلکه باید شرط را بجا آورد  ، تا در سایه ی آن توفیق عمل به قرآن را یافت و از ضلالت وگمراهی رها گردید . صف خود را از صفوف گمراهان جدا ساخت و در جمع هدایت یافتگان در آمد . تحقق چنین سعادتی بسته به شرطی است و آن شرط عبارت است از این که فاصله ی میان خود و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین را کم کرد و حائلها را کنار زد . « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ » ( آل‏عمران / 103 ) 

و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد ، و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد: آن گاه كه دشمنان [يكديگر] بوديد ، پس ميان دلهاى شما الفت انداخت ، تا به لطف او برادران هم شديد و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد. اين گونه ، خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏كند ، باشد كه شما راه يابيد. تا فاصله هست و حائلی وجود دارد و وهم زدگی هست  ؛ خود یابی و دست یابی به سعادت امری محال و ناممکن است و آرزو و پندار سعادت  ، سرابی بیش نخواهد بود « وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَريعُ الْحِسابِ » ( النور/ 39 ) و كسانى كه كفر ورزيدند ، كارهايشان چون سرابى در زمينى هموار است كه تشنه ، آن را آبى مى‏پندارد ، تا چون بدان رسد آن را چيزى نيابد و خدا را نزد خويش يابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زود شمار است. چون سراب در بیابان نیاز هر لحظه بر گمراهی و هلاکت دلدادگان خواهد افزود و جالب اینکه فریب خوردگان آگاهانه و با اختیار پای خویش راه سراب هلاکت را در پیش گرفته اند و با هلاکت فاصله کم می کند .

اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین شرط و خط شاخص سعادت حقیقی با سعادت خود پندار و سرابی است  تا در خدمت اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین گام برداشته نشود و از خطی  که استمرارخط سرخ محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است  ، پیروی نشود « قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ » ( آل‏عمران /32 ) بگو: «خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد.» پس اگر رويگردان شدند ، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد.  ، سعادت حقیقی دست نخواهد داد.« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً » ( النساء /59 ) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى‏] اختلاف نظر يافتيد ، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد ، آن را به [كتاب‏] خدا و [سنت‏] پيامبر [او] عرضه بداريد ، اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است.  چون شرط سعادت و عاقبت بخیری یک امر بیشتر نیست و آن عبارت است از کتاب خدا و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند « إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْض‏ » شيخ مفيد  ، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد  ، موضوع: تاريخ‏  ، وفات: 413 ق‏  ، زبان: عربى‏  ، تعداد جلد: 2  ، ناشر: كنگره شيخ مفيد  ، چاپ: قم‏  ، سال: 1413 ق‏  ، چاپ : اول ج‏1 ، ص 233 همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران مي گذارم  ، چيزى كه اگر به آن دو چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهید شد و آنها عبارتند از  كتاب خدا (قرآن) و عترت من أهل بيتم ، و قطعاً اين دو از يك ديگر جدا نمی شوند تا اینکه  در كنار حوض كوثر بر من درآيند . بنابراین دوئیتی بین این دو وجود ندارد و یکی بدون دیگری وجود ندارد و به مقصود نمی رساند بخاطراینکه اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین و در رأس آنان شخص رسول الله صلی الله علی محمد وآل محمد مفسران حقیقی کتاب خدای تبارک و تعالی هستند که تبیین کلام خدا بر عهده ی ایشان است « وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ » ( النحل/ 64 ) و ما [اين‏] كتاب را بر تو نازل نكرديم ، مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف كرده‏اند ، براى آنان توضيح دهى ، و [آن‏] براى مردمى كه ايمان مى‏آورند ، رهنمود و رحمتى است . و حضور در محضر اینان و کلام اینان یک توفیق الهی است که بستر سازی آن بر عهده ی انسان ها است تا این بستر را فراهم نیاورند از هدایت آنان بهره مند نخواهند بود یکی از این بستر ها و لوازم بستر ساز « گوش » است . علاوه براینکه حضور شرط است با گوش جان شنیدن هم شرط است . باید گوش دل را باز کرد و فرصت شنیدن دعوت حق را به او داد چون از راه های بسیار مهم دریافت حق و هایت یافتن و سعادتمند شدن ، « گوش کردن » است . هر یک از اعضا و جوارح انسان دارای حق و حقوقی است و از حقوق مسلّم گوش ، شنیدن حق است و اگر آن در معرض ندای حق قرار نگیرد تا آن را بشنود  ، حقّش پرداخت نشده است .

شیخ شامی از آن کسانی است که هر چند عمری در ضلالت و گمراهی گذرانده است ولی نیک درمی یابد که  برای رستگاری و نجات از باتلاق نه تنها قرین قرآن صامت شد بلکه باید به حبل الله یعنی قرآن ناطق چنگ زد « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً  » که اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هستند « عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وسلّم مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَرْكَبَ سَفِينَةَ النَّجَاةِ وَ يَتَمَسَّكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏* وَ يَعْتَصِمَ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِينِ فَلْيُوَالِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع بَعْدِي وَ لْيُعَادِ عَدُوَّهُ ثُمَّ لْيَأْتَمَّ بِالْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ خُلَفَائِي وَ أَوْصِيَائِي وَ حُجَجُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِي وَ سَادَةُ أُمَّتِي وَ قَادَةُ الْأَتْقِيَاءِ إِلَى الْجَنَّةِ حِزْبُهُمْ حِزْبِي وَ حِزْبِي حِزْبُ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِمْ حِزْبُ الشَّيْطَان‏ » شيخ حسن ديلمى‏  ، إرشاد القلوب إلى الصواب‏  ، موضوع: اخلاق‏  ، وفات : 841 ق‏  ، عربى‏  ، تعداد جلد: 2  ، ناشر: شريف رضى‏  ، چاپ: قم‏  ، چاپ: 1412 ق‏  ، چاپ : اول‏  ، ج‏2 ، ص 424 از حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا از پدرانش عليهم السّلام روايت كند كه رسول خدا می فرمایند : هر كس دوست دارد كه بر كشتى نجات سوار شود و به دستگيره محكم چنگ بزند و ريسمان را محكم بگيرد بايد بعد از من امير المؤمنين على بن ابى طالب را دوست داشته باشد و با دشمنان او را دشمن باشد آنگاه  به امامان هدايت كننده از نسل على اقتداء کند  همانا اينان خليفه‏ها و اوصياء و حجت‏هاى خداى تبارك و تعالى پس از من بر مردم هستند . اينان سادات و بزرگان امت من هستند  برندگان پرهيزكاران به سوى بهشت می باشند  ، گروه اينان گروه من و گروه من گروه خدا هستند و گروه دشمنانشان گروه شيطان می باشند و حقوق ذوی الحقوق را پرداخت . او حق گوش را بجای آورد « وَ أَمَّا حَقُّ السَّمْعِ فَتَنْزِيهُهُ عَنْ أَنْ تَجْعَلَهُ طَرِيقاً إِلَى قَلْبِكَ إِلَّا لِفُوَّهَةٍ كَرِيمَةٍ تُحْدِثُ فِي قَلْبِكَ خَيْراً أَوْ تَكْسِبُ خُلُقاً كَرِيماً فَإِنَّهُ بَابُ الْكَلَامِ إِلَى الْقَلْبِ يُؤَدِّي إِلَيْهِ ضُرُوبُ الْمَعَانِي عَلَى مَا فِيهَا مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه »ابن شعبه حرانى‏  ، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله و سلّم‏  ، موضوع: اخلاق‏  ، وفات: قرن چهارم‏  ، عربى‏  ، تعداد جلد: 1  ، ناشر: جامعه مدرسين‏  ، چاپ: قم‏  ، چاپ: 1404 ق  ، چاپ: دوم‏  ، ص 257  حق گوش اين است كه پاكش نگه دارى ، و اين مجراى قلب را جز به روى دهان ارزشمندى كه خيرى در آن بوجود آرد ، يا خوى ارجمندى بدان بخشد نگشائى ، گوش دريچه ورود سخن به قلب است كه مفاهيم گوناگون و نيك و بد را به آن مى‏رساند و لا قوة الا باللَّه‏ ، و آن را از هرزه گری باز داشت  «  وَ سَجَّمُوا أَسْمَاعَهُمْ أَنْ يَلِجَهَا خَوْضُ خَائِض » علامه مجلسى‏ ، محمد باقر ، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، وفات  : 1111 ق ، ‏ عربى ، ‏تعدادجلد: 42،  ناشر: اسلاميه ، چاپ: تهران‏ ، ، ج‏ 65، ص171 و به کلام وحیانی و کریمانه و حیات بخش که همه خیر و علم نافع است واداشت «  وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُم‏ » و پس از عمری ضلالت به حبل الله چنگ می زند بخاطر اینکه حق حبل الله « وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدينَ » ( الأنبياء/ 73 )  و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‏كردند، و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند . بالاترین حقّی است که ابنای بشر در مقابل آن تکلیف دارند « وَ أَمَّا حَقِّي عَلَيْكُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَيْعَةِ وَ النَّصِيحَةُ فِي الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ وَ الْإِجَابَةُ حِينَ أَدْعُوكُمْ وَ الطَّاعَةُ حِينَ آمُرُكُم‏  » سيد رضى‏ ، نهج البلاغة ، وفات: 406 ق‏ ، عربى‏ ، تعداد جلد: 1 ، ناشر: هجرت‏ ، چاپ: قم‏ ، چاپ: 1414ق‏ ، چاپ: اول ، ص 79‏  امّا حقّ من بر شما اين است كه به بيعت وفا كنيد و در نهان و آشكارا حقّ خيرخواهى ادا كنيد. چون شما را بخوانم بياييد، و چون فرمان دهم بپذيريد، و از عهده برآييد . و از بابت  آن مورد موآخذه قرار می گیرد . بدینسان درهای هدایت بروی او گشوده می گردد و هدایت می یابد و بدین ترتیب عاقبت بخیری خود را رقم می زند . « تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ » ( القصص/ 83 ) آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‏دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند ، و فرجام [خوش‏] از آنِ پرهيزگاران است .

در اینجا جریان آن را از کتاب وزین « الإحتجاج على أهل اللجاج »‏ « احمد بن على طبرسى »‏ طاب ثراه نقل می نماییم .

وَ عَنْ دَيْلَمِ بْنِ عُمَرَ قَالَ :               از ديلم بن عمر نقل است كه گفت :

كُنْتُ بِالشَّامِ حَتَّى أُتِيَ بِسَبَايَا آلِ مُحَمَّدٍ صَلَی اللّه عَلَی مُحَمَّدِ وَ الِ مُحَمَّدِ فَأُقِيمُوا عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ حَيْثُ تُقَامُ السَّبَايَا وَ فِيهِمْ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَیهِما الصلاةُ وَالسَّلامُ فَأَتَاهُمْ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ أَهْلِ الشَّامِ .

هنگامى كه اسيران آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را به شام آوردند من آنجا بودم ، پس آنان را بر پلّكان مسجد كه هميشه جاى اسيران بود بر پاى داشتند و علىّ بن حسين عليهما السّلام در جمع آنان بود  ، پس پير مردى شامى نزد ايشان آمد .

فَقَالَ – الشَيْخُ - :                           شيخى گفت :

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي قَتَلَكُمْ وَ أَهْلَكَكُمْ وَ قَطَعَ قُرُونَ الْفِتْنَةِ فَلَمْ يَأْلُ عَنْ سَبِّهِمْ وَ شَتْمِهِمْ

حمد خدا را كه مردان شما را كشت و آشوب را خاموش كرد و هر چه توانست به آنها بد گفت  .

فَلَمَّا انْقَضَى كَلَامُهُ                               چون سخن خود تمام كرد .

قَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَیهِ السّلامُ :       امام به او گفتند :

إِنِّي قَدْ أَنْصَتُّ لَكَ حَتَّى فَرَغْتَ مِنْ مَنْطِقِكَ وَ أَظْهَرْتَ مَا فِي نَفْسِكَ مِنَ الْعَدَاوَةِ وَ الْبَغْضَاءِ فَأَنْصِتْ لِي كَمَا أَنْصَتُّ لَكَ من سكوت كردم تا سخنت به پايان رسيد و هر آنچه عداوت و كينه در دل داشتى اظهار نمودى  ، پس تو نيز همچو من كه برايت سكوت نمودم ، خاموش  باش‏ .

فَقَالَ لَهُ :                                         مرد شامی به امام گفت :

هَاتِ                                              بگو :

قَالَ عَلِيٌّ عَلَیهِ السّلامُ :                         امام فرمودند :

أَ مَا قَرَأْتَ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ؟            آیا کتاب خدای عزّ و جلّ را خوانده ای ؟

قَالَ :                                             گفت :

نَعَمْ                                                بلی

فَقَالَ لَهُ عَلَیهِ السّلامُ :                           پس به او فرمودند :

أَ مَا قَرَأْتَ فِي الْآيَةِ- قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ‏؟   

آیا در این آیه خوانده ای   قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ‏؟ 

قَالَ :                                              گفت :

بَلَى :                                               بلی

فَقَالَ عَلَیهِ السّلامُ :                               پس به او فرمودند :

نَحْنُ أُولَئِكَ فَهَلْ تَجِدُ لَنَا فِي سُورَةِ بَنِي إِسْرَائِيلَ حَقّاً خَاصَّةً دُونَ الْمُسْلِمِينَ ؟  

فرمودند ما آنان هستیم . پس آیا نیافتی برای ما در سوره ی بنی اسرائیل حقی که  ویژه  ی ماست و شامل کسی از مسلمانان نمی شود ؟

فَقَالَ :                                         پس گفت  :

 لَا :                                            نه

فَقَالَ عَلَیهِ السّلامُ :                          گفت  :

أَ مَا قَرَأْتَ هَذِهِ الْآيَةَ وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ ؟  

آيا تا حال اين آيه را تلاوت نموده‏اى : « وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ  »  ؟

قَالَ :                                         گفت :

 نَعَمْ                                          آرى .

قَالَ عَلِيٌّ عَلَیهِ السّلامُ :                    امام می فرمایند :

فَنَحْنُ أُولَئِكَ الَّذِينَ أَمَرَ اللَّهُ نَبِيَّهُ أَنْ يُؤْتِيَهُمْ حَقَّهُمْ

مائيم آن گروهى كه خداوند به رسولش امر فرموده كه حقّ ايشان را بپرداز.

 فَقَالَ الشَّامِيُّ  :                                   پيرمرد شامى گفت :

إِنَّكُمْ لَأَنْتُمْ هُمْ ؟                                  آيا واقعاً شما همان افراديد؟

فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَیهِ السّلامُ :                         حضرت سجّاد عليه السّلام فرمود :

نَعَمْ فَهَلْ قَرَأْتَ هَذِهِ الْآيَةَ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ ؟

آرى ما همان افراديم ، آيا اين آيه را تلاوت كرده‏اى :

 « وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ » ؟

 فَقَالَ لَهُ الشَّامِيُّ :                                گفت :

بَلَى                                                 آرى .

فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَیهِ السّلامُ :                         حضرت می فرمایند :

فَنَحْنُ ذُو الْقُرْبَى فَهَلْ تَجِدُ لَنَا فِي سُورَةِ الْأَحْزَابِ حَقّاً خَاصَّةً دُونَ الْمُسْلِمِينَ ؟

ما ذو القربى مى‏باشيم ، آيا در سوره احزاب حقّى كه فقط مخصوص ما نه ديگر مسلمين باشد يافته‏اى؟

 فَقَالَ :                                             گفت :

 لَا .                                                    نه .

قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَیهِ السّلامُ :               امام می فرمایند :

أَ مَا قَرَأْتَ هَذِهِ الْآيَةَ- إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ؟

مگر اين آيه را نخوانده‏اى : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » ؟

 قَالَ - دَيْلَمُ بْنُ عُمَرَ –  :                                        دیلم بن عمر گوید :

فَرَفَعَ الشَّامِيُّ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ                                       پيرمرد شامى دست خود را به آسمان بلند كرد .

ثُمَّ قَالَ :                                                              سپس گفت  :

اللَّهُمَّ إِنِّي أَتُوبُ إِلَيْكَ                                              خدايا به درگاهت توبه مى‏كنم !

ثَلَاثَ مَرَّاتٍ                                                          سه بار .

اللَّهُمَّ إِنِّي أَتُوبُ إِلَيْكَ مِنْ عَدَاوَةِ آلِ مُحَمَّدٍ                      بار الها از عداوت به آل محمّد توبه مى‏كنم .

وَ أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّنْ قَتَلَ أَهْلَ بَيْتِ مُحَمَّدٍ    و از قاتلان أهل بيت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله اظهار بيزارى مى‏جويم .

وَ لَقَدْ قَرَأْتُ الْقُرْآنَ مُنْذُ دَهْرٍ فَمَا شَعُرْتُ بِهَا قَبْلَ الْيَوْم‏ . تا حال قرآن تلاوت مى‏كردم ولى متوجّه اين مطالب نشده بودم . احمد بن على طبرسى‏  ، الإحتجاج على أهل اللجاج‏  ، موضوع: كلام- مناظره‏  ، وفات : قرن 6  ، عربى‏  ، تعداد جلد: 2  ، ناشر: مرتضى‏  ، مكان: مشهد  ، سال: 1403 ق‏  ، نوبت: اول‏  ، ج‏2 ، ص307 -306  / شيخ صدوق‏  ، أمالي الصدوق‏  ، وفات : 386 ق‏  ، عربى‏  ، تعداد جلد: 1  ، ناشر: اعلمى ‏ ، چاپ: بيروت‏  ، چاپ: 1400 ق‏  ، چاپ: پنجم‏  ، ص 165

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ هَذَا مِنْكَ وَ مِنْ رَسُولِكَ وَ اَهلِ بَیتِهِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِم اَجمَعین

کمال بارعی تبریز

پیام تسلیتامام خامنه ای به مناسبت ارتحال حضرت آیت الله العظمی مجتبی تهرانی

 

 

در پی ارتحال آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی، امام خامنه ای در پیام تسلیتی ، درگذشت آن عالم عامل پیام به مناسبت ارتحال آیت‌الله مجتبی تهرانی ربانی و معلم اخلاق را ضایعه‌ای برای حوزه‌ی علمیه و روحانیت و جامعه‌ی مذهبی تهران خواندند و این مصیبت را به بازماندگان بیت شریف ایشان تسلیت گفتند.
متن پیام حضرت آیت الله العظمی امام  خامنه‌ای به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
با تأسف و تأثر فراوان، خبر درگذشت عالم عامل ربّانی، مرحوم آیت الله آقای حاج آقا مجتبی تهرانی رحمت الله علیه را دریافت کردم. این حادثه ناگوار، ضایعه‌ای برای حوزه‌ی علمیه و روحانیت و جامعه‌ی مذهبی تهران و به ویژه ارادتمندان و شاگردان ایشان و جوانانی است که از مجالس پر فیض و درس‌های سازنده‌ی این معلم اخلاق بهره می‌بردند.
اینجانب تسلیت صمیمانه‌ی خود را به آن بیت شریف و بازماندگان، بویژه اخوی بزرگوار و نیز به همسر مکرّم و آقازادگان ارجمند و دیگر بازماندگان این بیت شریف تقدیم داشته، علوّ درجات آن فقید سعید را از خداوند متعال مسألت می‌نمایم.

سیّد علی خامنه‌ای
13/ دی ماه/ 1391

 

خطبه بدون الف مولای متقیان علی علیه السّلام

باسمه تعالی

خطبه ی بدون الف مولای متقیان علی علیه السّلام

امام علی

روزى اصحاب رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله گرد هم جمع شده بودند و درباره این كه چه حرفى از سایر حروف در كلام از اهمیت بیش‏ترى برخوردار است گفتگو مى‏كردند. در نهایت همگى بر حرف «الف» اتفاق نظر پیدا نمودند. در این اثنا، على علیه‏السلام مرتجلاً و بدون هیچگونه تأمل و توقفى خطبه‏اى خالى از حرف «الف» ایراد فرمودند كه بعدا به خطبه «مونقه» (شگفت‏انگیز و تعجب‏آور) نامیده شد.

حَمِدْتُ مَنْ عَظُمَتْ مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَتْ نِعْمَتُهُ، وَ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ، وَ تَمَّتْ كَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَتْ مَشِیَّتُهُ وَ بَلَغَتْ حُجَّتُهُ، وَ عَدَلَتْ قَضِیَّتُهُ، حَمِدْتُ حَمْدَ مُقِرٍّ بِرُبُوبِیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبُودِیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِنْ خَطیئَتِهِ، مُعْتَرِفٍ بِتَوْحیدِهِ، مُسْتَعیذٍ مِنْ وَعیدِهِ، مُۆَمِّلٍ مِنْ رَبِّهِ مَغْفِرَةً تُنْجیهِ، یَوْمَ یُشْغَلُ عَنْ فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَسْتَعینُهُ، وَ نَسْتَرْشِدُهُ، وَ نُۆْمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَكَّلُ عَلَیْه، وَ شَهِدْتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخْلِصٍ مُوقِنٍ، وَ فَرَّدْتُهُ تَفْریدَ مُۆْمِنٍ مُتْقِنٍ، وَ وَحَّدْتُهُ تَوْحیدَ عَبْدٍ مُذْعِنٍ لَیْسَ لَهُ شَریكٌ فى مُلْكِهِ، وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ فى صُنْعِهِ، جَلَّ عَنْ مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَنْ مِثْلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَكَ فَقَهَرَ، وَ عُصِىَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَكَرَ، وَ حَكَمَ فَعَدَلَ، وَ تَكَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَمْ یَزَلْ وَ لَنْ یَزُولَ، وَ لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ‏ءٌ.وَ هُوَ قَبْلَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ، وَ بَعْدَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مُتَمَلِّكٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَكَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیْسَ یُدْرِكُهُ بَصَرٌ، وَ لَمْ یُحِطْ بِهِ نَظَرٌ، قَوِىٌّ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، عَلِىٌّ، حَكیمٌ، رَۆُفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ،

خواسته‏اش در امور نافذ گردیده است. حجّتش كامل و حكمش عدل است. حمد مى‏گویم او را حمدِ كسى كه:

به پروردگارى او اقرار دارد، به فرمانبردارى او سر فرود آورده است، از گناهان خود عذرخواه است، به وحدت و یگانگى او اقرار دارد، به او از كیفر و جزایش پناه برده است، و از او امید آمرزش دارد؛ آمرزشى كه نجاتش مى‏دهد در روزى كه سختى آن به حدّى است كه او را از اینكه به اهل و فرزندان خود بیندیشد باز مى‏دارد. از او یارى مى‏طلبیم و به او ایمان مى‏آوریم و بر او توكّل مى‏كنیم.

پناه مى‏برم به پروردگار مهربان از شر هر رانده شده‏ى گمراه كننده. پس باید تضرع كنند تضرع كنندگان و زارى نمایند زارى كنندگان. [در آخر] براى خودم و شما از پروردگار هر تربیت شده‏اى طلب مغفرت مى‏كنیم

از روى اخلاص و یقین به او گواهى مى‏دهم و یگانه‏اش مى‏دانم همان گونه كه مۆمن محكم و استوار او را یگانه مى‏داند. او را یكتا مى‏شناسم، یكتا شناختن بنده‏اى كه اقرار و اعتراف دارد بر اینكه شریكى براى او در ملك و سلطنتش نیست و كمك كار و یاورى در صُنعش ندارد. بزرگ‏تر است از اینكه براى خود مشیر و وزیرى بگیرد و پاك و منزه است از اینكه مثل و مانندى داشته باشد. مى‏داند و پنهان مى‏كند و مى‏پوشاند و از باطن خبر دارد. مالك و قاهر است.

چون نافرمانى شود بیامرزد و چون عبادت شود، جزاى نیك دهد. وقتى حكم كند، در حكم خود عادل باشد و كرم نماید و تفضل فرماید. همیشه بوده و خواهد بود و چیزى مانند او نیست.

او پیش از هر چیزى بوده و بعد از هر چیز خواهد بود. پروردگارى است كه: به عزّت خود یگانه است، به قدرت خود، مالك است، به توانایى و قوّت خود، از هر عیبى مبرّا است، و به برترى خود، بزرگوار است. هیچ دیده‏اى او را درك نكند و نظر و دقتى او را فرا نگیرد. توانا است و كسى بر او قدرت نیابد. بینا، شنوا، بلندمرتبه، حكیم، مهربان، رحیم، قادر و علیم است.

 

عَجَزَ فى وَصْفِهِ مَنْ یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فى نَعْتِهِ مَنْ یَعْرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعْوَةَ مَنْ یَدْعُوهُ، وَ یَرْزُقُ عَبْدَهُ وَ یَحْبُوهُ، ذُو لُطْفٍ خَفِىٍّ، وَ بَطْشٍ قَوِىٍّ، وَ رَحْمَةٍ مُوَسِّعَةٍ، وَ عُقُوبَةٍ مُوجِعَةٍ، رَحْمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مُونِقَةٌ، وَ عُقُوبَتُهُ جَحیمٌ مُۆْصَدَةٌ مُوبِقَةٌ، وَ شَهِدْتُ بِبَعْثِ مُحَمَّدٍ عَبْدِهِ وَ رَسُولِهِ وَ صَفِیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فى خَیْرِ عَصْرٍ، وَ فى حینَ فَتْرَةٍ، وَ كُفْرٍ، رَحْمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّى بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ كَدَحَ، رَۆُفٌ بِكُلِّ مُۆْمِنٍ، رَحیمٌ، وَلِىٌّ، سَخِىٌّ، ذَكِىٌّ، رَضِىٌّ، عَلَیْهِ رَحْمَةٌ، وَ تَسْلیمٌ، وَ بَرَكَةٌ، وَ تَعْظیمٌ، وَ تَكْریمٌ مِنْ رَبِّ غَفُورٍ رَحیمٍ،قَریبٍ مُجیبٍ، وَصَّیْتُكُمْ مَعْشَرَ مَنْ حَضَرَنى، بِتَقْوى رَبِّكُمْ، وَ ذَكَّرْتُكُمْ بِسُنَّةِ نَبِیِّكُمْ، فَعَلَیْكُمْ بِرَهْبَةٍ تُسَكِّنُ قُلُوبَكُمْ، وَ خَشْیَةٍ تَذْرى دُمُوعَكُمْ، وَ تَقِیَّةٍ تُنْجیكُمْ یَوْمَ یُذْهِلُكُمْ، وَ تُبْلیكُمْ یَوْمَ یَفُوزُ فیهِ مَنْ ثَقُلَ وَزْنُ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزْنُ سَیِّئَتِهِ، وَلْتَكُنْ مَسْئَلَتُكُمْ مَسْئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضُوعٍ، وَ شُكْرٍ، وَ خُشُوعٍ، وَ تَوْبَةٍ، وَ نَزُوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجُوعٍ وَلْیَغْتَنِمْ كُلُّ مُغْتَنِمٍ مِنْكُمْ، صِحَّتَهُ قَبْلَ سُقْمِهِ، وَ شَیْبَتَهُ قَبْلَ هَرَمِهِ، وَسِعَتَهُ قَبْلَ عَدَمِهِ، وَ خَلْوَتَهُ قَبْلَ شُغْلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبْلَ سَفَرِهِ، قَبْلَ هُوَ یَكْبُرُ، وَ یَهْرَمُ، وَ یَمْرَضُ، وَ یَسْقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعْرِضُ عَنْهُ حَبیبُهُ، وَ یَتَغَیَّرُ عَقْلُهُ، وَ یَنْقَطِعُ عُمْرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوْعُوكٌ، وَ جِسْمُهُ مَنْهُوكٌ، قَدْ جَدَّ فى نَزْعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ كُلُّ قَریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَكَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَتْ نَفْسُهُ، وَ نُكِبَتْ عِرْسُهُ، وَ حُفِرَ رَمْسُهُ، وَ یَتَمَ مِنْهُ وُلْدُهُ، وَ تَفَرَّقَ عَنْهُ عَدَدُهُ،

امام علی

 هر كه او را وصف كند، عاجز و ناتوان مى‏گردد، و هر كه به معرفت او رسد، در تعیین صفت براى او گمراه مى‏شود. در عین دورى، نزدیك و در عین نزدیكى، دور است.

هر كه او را بخواند، اجابت كند و بندگان را روزى عطا فرماید. صاحب لطف نهان و عقوبت شدید است. رحمتش وسعت دارد و عقوبتش دردناك است؛ رحمتى كه همچون بهشتى است پهناور و شگفت‏انگیز، و عقوبتى كه كیفرش دوزخى است طبقه‏بندى شده و هلاك كننده. گواهى مى‏دهم كه محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بنده و فرستاده و اختیار شده و حبیب او است كه او را در بهترین زمان‏هایى كه مقتضى برانگیختنِ پیامبر بوده، برانگیخت؛ زیرا مدّتى در فَترت گذشته بود و پیامبرى مبعوث نشده بود و كفر، عالم را فرا گرفته بود. این پیامبر، رحمتى براى بندگان و ازدیاد منت خداوند بر آنان بود. نبوت را به او ختم نمود و حجّت خود را با ارسال حضرتش قوت بخشید. و اما آن پیامبر؛ موعظه كرد، نصیحت نمود، تبلیغ فرمود و به رنج افتاد. براى هر مۆمنى، مهربان، رحیم، دوست، با سخاوت، پاكیزه و پسندیده بود. رحمت و سلام و بركت و عظمت و كرامت خداوندِ آمرزنده مهربانِ نزدیكِ اجابت كننده بر او باد. من شما را به پرهیزگارى از نافرمانى خداوند سفارش مى‏كنم و به پیروى از روش پیامبرتان یادآورى مى‏نمایم.پس بر شما باد: به ترسى كه دل‏ها را آرامش دهد، به رعبى كه اشك‏ها را جارى كند، و تقوایى كه باعث نجات شما گردد از روزى كه به فراموشى اندازد و مبتلا گرداند. همان روزى كه بهره‏مند شود از آن هر كس كه كارهاى نیكش بسیار و كارهاى زشت و ناپسندش كم باشد.باید سۆال شما از پروردگارتان، سۆال بنده‏اى باشد كه خوار و فروتن، و سرافكنده و شكرگزار است. مانند بنده‏اى كه توبه كرده و از نافرمانى كناره‏گیرى كرده و پشیمان شده است. بنابراین، هر غنیمت‏شمارى از میان شما، باید غنیمت شمارد: سلامت خود را پیش از آنكه بیمار شود، میانسالى خود را قبل از آنكه پیر و فرتوت گردد، وسعتش را قبل از آنكه فقر گریبانگیرش شود، آسایش خود را پیش از آنكه گرفتار گردد، و فرصتهایش را پیش از سفر از این‏دار فانى: پیش از آنكه از كار افتاده گردد و مریض و ناتوان شود، پیش از آنكه طبیبش از علاج او باز ماند و دوستانش از او روى گردانند، پیش از آنكه عقلش زایل و عمرش تمام شود و اطرافیان آهسته با هم بگویند: «دیگر از حركت بازافتاده، جسمش كاهیده شده و سخت گرفتار جان كندن است.» در این حال، هر خویشاوندِ دور و نزدیكى بر بالینش حاضر شود، اما او در حالى كه چشم به بالا دوخته و پیشانیش را عرق فراگرفته؛ قلبش از حركت بازمانَد و جانش گرفته شود. و همسرش بیچاره و بدبخت گردد. قبرش را كنده و مهیا كنند، اولادش یتیم گردند، نزدیكانش پراكنده شوند

امام علی

وَ قُسِّمَ جَمْعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمْعُهُ، وَ كُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِىَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِّىَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیْهِ كَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنْهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِّعَ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمِلَ فَوْقَ سَریرٍ، وَ صُلِّىَ عَلَیْهِ بِتَكْبیرٍ، وَ نُقِلَ مِنْ دُورٍ مُزَخْرَفَةٍ، وَ قُصُورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حُجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فى ضَریحٍ مَلْحُودٍ، ضَیِّقٍ مَرْصُوصٍ بِلِبْنٍ، مَنْضُودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلْمُودٍ، وَ هیلَ عَلَیْهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِىَ عَلَیْهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِىَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنْهُ وَلِیُّهُ، وَ نَدیمُهُ وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قَرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفِیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشْوُ قَبْرٍ، وَ رَهینُ قَفْرٍ، یَسْعى فى جِسْمِهِ دُودُ قَبْرِهِ و یَسیلُ صَدیدُهُ مِنْ مِنْخَرِهِ، یُسْحَقُ ثَوْبُهُ وَ لَحْمُهُ، وَ یُنْشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظْمُهُ، حَتّى یَوْمَ حَشْرِهِ، فَیُنْشَرُ مِنْ قَبْرِهِ، وَ یُنْفَخُ فِى الصُّورِ، وَ یُدْعى لِحَشْرٍ وَ نُشُورٍ، فَثَمَّ بُعْثِرَتْ قُبُورٌ، وَ حُصِّلَتْ صُدُورٌ، وَجىءَ بِكُلِّ نَبِىٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنْطیقٍ، وَ تَوَلّى لِفَصْلِ حُكْمِهِ رَبٌّ قَدیرٌ، بِبَعیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَكَمْ مِنْ زَفْرَةٍ تُضْنیهِ، وَ حَسْرَةٍ تُنْضیهِ، فى مَوْقِفٍ مَهُولٍ عَظیمٍ، وَ مَشْهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَیْنَ یَدَىْ مَلِكٍ كَریمٍ، بِكُلِّ صَغیرَةٍ وَ كَبیرَةٍ عَلیمٍ، حینَئِذٍ یُلْجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحْفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبْرَتُهُ غَیْرُ مَرْحُومَةٍ، وَ صَرْخَتُهُ غَیْرُ مَسْمُوعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیْرُ مَقْبُولَةٍ، وَ تَۆُلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ وَ نَطَقَ كُلُّ عُضْوٍ مِنْهُ بِسُوءِ عَمَلِهِ، وَ شَهِدَ عَیْنُهُ بِنَظَرِهِ، وَ یَدُهُ بِبَطْشِهِ، وَ رِجْلُهُ بِخَطْوِهِ، وَ جِلْدُهُ بِمَسِّهِ، وَ فَرْجُهُ بِلَمْسِهِ، وَ یُهَدِّدُهُ مُنْكَرٌ وَ نَكیرٌ، وَ كَشَفَ عَنْهُ بَصیرٌ، فَسُلْسِلَ جیدُهُ، وَ غُلَّتْ یَدُهُ، وَ سیقَ یُسْحَبُ وَحْدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِكَرْبٍ شَدیدٍ، وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فى جَحیمٍ،

و اموالش تقسیم شود. در حالى كه دیدن و شنیدنش از دست رفته و كفنِ او را مهیا مى‏كنند؛ دست و پایش كشیده شود، رو به قبله گردد، جامه‏اش كنده و عریان شود، غسل داده شده و خشك گردد. آنگاه جایش آماده شده و كفنش را باز مى‏كنند. چانه‏اش را بسته، پیراهن (كفن) را بر او پوشانده، عمّامه بر سرش نهاده و در نهایت پیچیده شده و وداع كرده مى‏شود. و بر تابوت گذارده و بر او نماز مى‏خوانند. سپس از خانه‏ى زینت داده شده و قصرهاى محكم و اطاق‏هاى بر هم قرار گرفته [به سوى قبرستان] منتقل گردیده و در شكاف زمین جاى داده مى‏شود. مكانى كه میان لحدى تنگ كه با خشت‏ها به هم بسته شده و سقف آن از سنگ‏ها ترتیب داده شده قرار دارد.

از روى اخلاص و یقین به او گواهى مى‏دهم و یگانه‏اش مى‏دانم همان گونه كه مۆمن محكم و استوار او را یگانه مى‏داند. او را یكتا مى‏شناسم، یكتا شناختن بنده‏اى كه اقرار و اعتراف دارد بر اینكه شریكى براى او در ملك و سلطنتش نیست و كمك كار و یاورى در صُنعش ندارد.

در این زمان، بر او خاك و ریگ گور ریخته شود و او را سنگ‏هاى قبر فراگیرد. و آنچه از آن مى‏ترسید بر سرش آید. دوستانش، ندیمانش، خویشان و یارانش همه او را واگذارند و بازگردند. و همسر او، همسر دیگرى اختیار كند؛ او كه زمانى دوست و انتخاب شده و همخوابه‏اش بود، در آغوش دیگرى درآید در حالى كه او گرفتار تنهایى قبر باشد. [پس از مدتى نه چندان دور] كِرم‏هاى زمین بر جسدش هجوم آورند و از بینى و دهانش چرك و خون بیرون زند. جامه و گوشت بدنش پوسیده شود، خونش به زمین فرو رَوَد، جسمش خشك گردد و استخوانهایش باریك شود. او به همین حال بماند تا روز حشر فرا رسد و سر از قبر درآورد. روزى كه نفخه در صور دمیده شده و براى حشر خوانده شود. روزى كه قبرها زیر و رو شده و آنچه در دل آنهاست بیرون آید. روزى كه هر پیامبر و هر صدیق شهید و سخنورى حضور یابد و اختیار حكم و داورى براى پروردگارى است كه به افعال و كردار بندگان، دانا و بینا است.پس چه ناله‏هاى دلخراشى كه برنمى‏آید و چه حسرت‏هاى جانسوز كه پدیدار نمى‏شود؛ زیرا در جایگاه هولناك بزرگى نگهداشته شود و در برابر پادشاه كریمى قرار گیرد كه به هر كردار كوچك و بزرگ آگاه است. در این هنگام، عرق سراپاى او را فراگیرد، به شدت مضطرب شود، اشك بریزد؛ ولى كسى به او رحم نكند و بر آنچه فریاد كند، فریادرسى نباشد. حجّت او قبول نشود و نامه عملش به سویش بازگردد و نافرمانیهایش آشكار شود و [آنگاه] هر عضو او به سخن آید و از بدى كردارش خبر دهد: چشم او گواهى دهد به آنچه نظر افكنده، دست او گواهى دهد به سوى آنچه یازیده، پایش گواهى دهد به آنچه به سوى آن رفته، پوست او گواهى دهد با آنچه كه تماس داشته، فرج او گواهى دهد به آنچه كه لمس كرده. سپس منكر و نكیر او را تهدید كرده و بترسانند. رسوایى‏اش پدیدار شود [تا اینكه] زنجیر به گردن او گذارند و دستهایش را به غل ببندند و او را به تنهایى بِكِشند و به سختى در دوزخ وارد كنند. به ناچار، در آتش عذاب شود.

 

وَ یُسْقى شَرْبَةً مِنْ حَمیمٍ تَشْوى وَجْهَهُ، وَ تَسْلِخُ جِلْدَهُ، یَضْرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمِقْمَعٍ مِنْ حَدیدٍ، یَعُودُ جِلْدُهُ بَعْدَ نَضْجِهِ بِجِلْدٍ جَدیدٍ، یَسْتَغیثُ فَیُعْرِضُ عَنْهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمَ، وَ یَسْتَصْرِخُ فَیَلْبَثُ حُقْبَهُ بِنَدَمٍ، نَعُوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِنْ شَرِّ كُلِّ مَصیرٍ، وَ نَسْئَلُهُ عَفْوَ مَنْ رَضِىَ عَنْهُ، وَ مَغْفِرَةَ مَنْ قَبِلَ مِنْهُ، فَهُوَ وَلِىُّ مَسْئَلَتى وَ مُنْجِحَ طَلِبَتى، فَمَنْ زُحْزِحَ عَنْ تَعْذیبِ رَبِّهِ، سَكَنَ فى جَنَّتِهِ بِقُرْبِهِ، وَ خُلِّدَ فى قُصُورٍ مُشَیِّدَةٍ، وَ مُكِّنَ مِنْ حُورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ، وَ طیفَ عَلَیْهِ بِكُئُوسٍ، وَ سَكَنَ حَظیرَةَ فِرْدَوْسٍ، وَ تَقَلَّبَ فى نَعیمٍ، وَ سُقِىَ مِنْ تَسْنیمٍ، وَ شَرِبَ مِنْ عَیْنٍ سَلْسَبیلٍ، مَمْزُوجَةٍ بِزَنْجَبیلٍ، مَخْتُومَةٍ بِمِسْكٍ عَبیرٍ، مُسْتَدیمٍ لِلْحُبُورِ، مُسْتَشْعِرٍ لِلسُّرورِ، یَشْرَبُ مِنْ خُمُورٍ، فى رَوْضٍ مُشْرِقٍ مُغْدِقٍ، لَیْسَ یَصْدَعُ مَنْ شَرِبَهُ، وَ لَیْسَ یَنْزِفُ، هذِهِ مَنْزِلَةُ مَنْ خَشِىَ رَبَّهُ، وَ حَذَّرَ نَفْسُهُ، وَ تَلِكَ عُقُوبَةُ مَنْ عَصى مُنِشْئَهُ، وَ سَوَّلَتْ لَهُ نَفْسُهُ، مَعْصِیَةَ مُبْدیهِ، ذلِكَ قَوْلٌ فَصْلٌ وَ حُكْمٌ عَدْلٌ، خَیْرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعْظٍ بِهِ نَصَّ، تَنْزیلٌ مِنْ حَكیمٍ حَمیدٍ، نَزَلَ بِهِ رُوحُ قُدُسٍ مُبینٍ، عَلى نَبِىٍّ مُهْتَدٍ مَكینٍ، صَلَّتْ عَلَیْهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُكَرَّمُونَ بَرَرَةٌ، عُذْتُ بِرَبٍّ رَحیمٍ مِنْ شَرِّ كُلِّ رَجیمٍ، فَلْیَتَضَرَّعْ مُتَضَرِّعُكُمْ، وَلِیَبْتَهِلْ مُبْتَهِلُكُمْ، فَنَسْتَغْفِرُ رَبَّ كُلِّ مَرْبُوبِ لى وَلَكُمْ.

 چندان كه روى او پخته شود و پوست بدنش بعد از سوختن به پوستى دیگر تبدیل گردد. در برابر ناله‏ها و فریادهایى كه مى‏زند، خازنان جهنم از او روى بگردانند و جوابش را ندهند. و هر چه فریاد زند، كسى به فریادش نرسد [ و بدین ترتیب ] سال‏هاى درازى به ندامت و پشیمانى بگذراند. پناه مى‏بریم به خداوندِ قادرِ توانا از بدى هر پیشامد ناگوارى، و از او بخشش و عفو كسى را كه از او خشنود شده است درخواست مى‏كنیم و آمرزش كسى را كه از او قبول فرموده مسألت مى‏نماییم؛ كه او ولى نعمت خواسته‏ها و برآورنده‏ى حاجات من است. پس كسى كه از عذاب پروردگار نجات یابد، به مقام قرب در بهشت ساكن شود و در قصرهاى محكمِ جاویدان بماند؛ در حالى كه به حورالعین و خدمتگزاران بهشتى دست یابد. جام‏ها از نوشیدنى‏ها برایش مهیا كنند و در فردوس اعلى جایگزینش نمایند. او در ناز و نعمت بگردد و از آب تسنیم بیاشامد و از چشمه سلسبیل؛ كه آمیخته به زنجبیل، و مُهر كرده به مُشك و عبیر است سیراب شود. او همواره در این نعمت‏ها و شادى‏ها زندگى مى‏كند و از شراب‏هایى كه در باغ‏هاى روشن و پر نور است، و آب‏هاى روان در آن جارى است، شرابى كه درد سر نیاورد و عقل را زایل نكند مى‏نوشند. این است منزلت و مقام كسى كه از پروردگار خود بترسد و نفس خود را بر حذر بدارد. و آن است كیفر كسى كه بر آفریننده‏ى خود عصیان بورزد و نفسش معصیت خالقش را براى او زینت داده و آسان نماید. این است گفتار به تفصیل و حُكم به عدل؛ بهترین قصه‏اى كه نقل شده و بهترین پندها كه بیان گردیده. از نزد حكیم حمید فروفرستاده شده و جبرئیل آن را به پیامبر هدایت كننده و صاحب جاه و مقام فرو آورده است. پیامبرى كه رسولان و سفیران مكرّم بر او درود فرستادند.

پناه مى‏برم به پروردگار مهربان از شر هر رانده شده‏ى گمراه كننده. پس باید تضرع كنند تضرع كنندگان و زارى نمایند زارى كنندگان. [در آخر] براى خودم و شما از پروردگار هر تربیت شده‏اى طلب مغفرت مى‏كنیم.

منبع : تبیان

مطلوبتر آن است که بنویسیم ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

الإسراء : 70 وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ .

و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم

یکی ازتابلوهای بیمارستانها توجهم را جلب کرد که نوشته بود « مرکز آموزشی و درمانی ...» چرا آموزش را بر درمان مقدّم قرار داده است ؟ چراکه حداقل تغییر و تعبیری که در این تابلوها باید مدنظرقرار گیرد و اِعمال شود آن اینکه بنویسیم « مرکز درمانی و آموزشی ...»

از عبارت اول آنچه تداعی می شود این است که علت مراجعین به این بیمارستانها جهت موضوع قرار گرفتن برای آموزش است و ارزش دیگری داده نخواهد شد و اگرفرصت دست داد به خواست ودرمان و طبابت آنان توجه خواهد شد یعنی از یک دید ابزاری وبه ارزش و مقام ابزاری به آنان نگریسته می شود و هر مشکل و صدمه ای هم دیده باشند جای ملال و تاثر و تاسف نخواهد بودو هیچگونه تعهدی اولی  هم نسبت به خواست آنان وجود ندارد چون آنان  اصلاً برای هدف آموزش بوده است.

 اگر درست بنگریم این یک دیدگاه نه غالب اومانیسمی و انسان گرای است و حاصل آموزش و تربیت چنین دیدگاه نژاد پرستی و خودمحوری و خودرا برتر از دیگران انگاشتن و دیگران را برای خود خواستن است . بعبارت دیگر اینکه دیگران ابزار نیل به مقصود فرد و گروه هستند و وجودشان با وجود آنها ارزش می یابد و بدون خواست اراده آنان هیچ ارزشی ندارند . اگر درمیان ملت ها و افراد انسان محور جرم و جنایتی است وبه آسانتر از آب خوردن خونریزی و قتل و غارت انجام می دهند و ارزشی برای دیگران قائل نیستند ناشی ازهمین نگرش ودیدگاه است و اگر ازاین ملل بخصوص دولت مردان آنان بیانیه و اعتراضی در رفتارهای خشنونت آمیز دیده می شود نه از این حیث است که چرا جرم و جنایت اتفاق می افتد و جرم وجنایت بد است ، بیانیه صادر می کنند بلکه چرا آنا ن قتل و کشتاررا انجام نداده اند نشأت می گیرد .

با این وصف با توجه به این که در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که براساس قرآن وتعالیم مقدس اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین شکل گرفته ، انسان و هر فرد انسان دارای مقام کرامت و شرافتمند است ؛

 الإسراء : 70 وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ .

و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم] و ناشی از خدا باوری و الله محوری است و تمام موجودات الهی دارای اهمیت است بالاخص انسان - مگر بنا بدلایلی خودش آن را نقض کرده باشد و جاری مجرای خود را دارد و بیمارستان ها جاری مجرا ی آن نمی تواند باشد  - باید با دیدگاه انسان گرای فرق جدی دیده شود که تابلوی با عنوان « مرکز آموزشی و درمانی » آن را نشان نمی دهد امّا در عنوان دوم « مرکز درمانی و آموزشی » این تفاوت را می توان ملاحظه کرد یعنی در درجه اول به وجود و علت رجوع و خواست و باز گرداندن آرامش و رفع دغدغه خاطراو اهمیت داده می شود و وجه مشترک بین مراجعین و شاغلین بیمارستانها وجود دارد یعنی ابتدا درمان سپس در کنار درمان اگر فرصتی هم دست داد به آموزش پرداخته می شود . در حالیکه د رعنوان اولی

اولاً : وجه مشترکی بین آنان وجود ندارد .

ثانیاً : رجوع مراجعین یک فرصت طلایی تجاری برای شاغلین و مشکلات دیگران مایه خرسند ی و فصل بهار آنان محسوب می شود و رونق بازار امید هر لحظه آنان است .

ثالثاً : اصلاخواست مراجعین و ارباب مورد توجه نیست و عملاً نادیده گرفتن آنهاست .

واینها همه بر خلاف میل باطنی و عمل کردی شاغلین محترم بوده و هست .

بنابراین مطلوبتر آن است که تمام عناوین مراکز درمانی از « مرکز آموزشی و در مانی » حداقل به « مرکز درمانی و آموزشی » تغییر یابد . ان شاء الله تبارک و تعالی .

 با تقدیم احترام  کمال بارعی از تبریز

 091411441191

kabareei@iran.ir

دست یابی به رحمت الهی

باسمه تعالی

دست یابی به رحمت الهی

هرانسانی در طول زندگی خود دارای دغدغدهایی است که مهمترین و اساسی ترین آنها سعادت و راه رسیده به سعادت است که چگونه می توان به آن رسید ؟ برای پاسخگویی به این دغدغه ی او یک راه بیشتروجود ندارد وآن رجوع به خالق هستی است وقرآن که کلام اوست ودرراستای آن رجوع به مفسرین حقیقی کلام الهی یعنی حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین می باشد که فهم قرآن بدون آنان ممکن نیست لذا برای رسیدن به سعادت که از آن بعنوان « رحمت الهی » یاد کرد ، باید موارد زیر را سرلوحه ی زندگی خویش قرارداد .

1 - اطاعت از خدا ی متعال و رسول خدا و امامت و ولایت :

النساء : 59   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى‏] اختلاف نظر يافتيد، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، آن را به [كتاب‏] خدا و [سنت‏] پيامبر [او] عرضه بداريد، اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است.

آل‏عمران : 132   وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ .

خدا و رسول را فرمان بريد ، باشد كه مشمول رحمت قرار گيريد .

2- پیروی از قرآن :

الأنعام : 155   وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

و اين ،  خجسته كتابى است كه ما آن را نازل كرديم پس ،  از آن پيروى كنيد و پرهيزگارى نماييد ،  باشد كه مورد رحمت قرار گيريد .

2-1- گوش دادن و ساکت بودن در هنگام تلاوت قرآن :

الأعراف : 204   وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

و چون قرآن خوانده شود ،  گوش بدان فرا داريد و خاموش مانيد ،  اميد كه بر شما رحمت آيد .

2-2-  تقوا پیشگی براساس قرآن :

الأعراف : 63   أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلى‏ رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

آيا تعجب كرديد كه بر مردى از خودتان ،  پندى از جانب پروردگارتان براى شما آمده تا شما را بيم دهد و تا شما پرهيزگارى كنيد و باشد كه مورد رحمت قرار گيريد .

3- پیروی از رسول خدا صلوات الله تعالی علیه :
آل‏عمران : 31   قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ

بگو: «اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد، و خداوند آمرزنده مهربان است.»

4- اقامه ی نماز و پرداختن زکات :

النور : 56   وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

و نماز را برپا كنيد و زكات را بدهيد و پيامبر [خدا] را فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد .

۵ –  مقدم داشتن نیکی و طلب آمرزش از خدا :

النمل : 46   قالَ يا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

 [صالح‏] گفت: «اى قوم من ،  چرا پيش از [جُستنِ‏] نيكى ،  شتابزده خواهان بدى هستيد؟ چرا از خدا آمرزش نمى‏خواهيد؟ باشد كه مورد رحمت قرار گيريد .»

۶ - اصلاح بین مومنین و تقوا پیشگی  :

الحجرات : 10   إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

در حقيقت مؤمنان با هم برادرند ،  پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد ،  اميد كه مورد رحمت قرار گيريد .

۷- تمسک و چنگ زدن به  قرآن و اهل بیت علیهم السلام و جدا نکردن آنان از همدیگر :

قَال رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلّم :

إِنِّي تَرَكْتُ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ أَهْلَ بَيْتِي فَتَمَسَّكُوا بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا

«اى مردم، من در ميان شما دو چيز گرانبها باقى گذاشتم: كتاب خدا و اهل بيتم. به اين دو تمسّك كنيد تا گمراه نشويد».

هلالى، سليم بن قيس‏ ، كتاب سليم بن قيس الهلالي‏ ،وفات: 76 ق‏ ، محقق / مصحح: انصارى زنجانى خوئينى، محمد ، موضوع: تاريخ‏ ، عربى ، ‏تعداد جلد: 2، ناشر: الهادى‏ ، چاپ: قم ، چاپ: 1405 ق‏ ، چاپ: اول‏ ، ج‏2، ص 792

۸ –  قاضی خود بودن :

يس : 45   وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّقُوا ما بَيْنَ أَيْديكُمْ وَ ما خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

و چون به ايشان گفته شود: «از آنچه در پيش رو و پشت سر داريد بترسيد ،  اميد كه مورد رحمت قرار گيريد» [نمى‏شنوند] .

عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وسلّم :

حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَ زِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَر.

خودتان بحساب خويشتن برسيد قبل از اينكه به حساب شما برسند، و خود كارها را به سنجيد قبل از اينكه اعمال شما را وزن كنند، و خود را براى معرض بزرگ مجهز سازيد.

سيد ابن طاووس‏ ، مُحَاسَبَةُ النَّفْسِ، موضوع: اخلاق‏ ، وفات: 664 ق ، ‏ عربى ‏، تعداد جلد: 1، ناشر: مرتضوى ، ‏ چاپ: تهران ، چاپ: چاپ: سوم‏ ، ص 13

علامه مجلسى‏، محمد باقر ، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، وفات  : 1111 ق ، عربى ، ‏تعداد ، جلد: 42،  ناشر: اسلاميه ، چاپ: تهران‏ ، ج‏67، ص 72

 

با التماس دعا – کمال بارعی

09144114491

وبلاگ : هوالبارع

kabareei@iran.ir

 

 

 

در پیشگاه کلام حضرت علی علیه السلام نامه ی 69

در پیشگاه کلام حضرت علی علیه السلام نامه ی 69

باسمه تعالی

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است

اِلَى الْحارِثِ الْهَمْدانِىِّ
به حـارث هَمْـدانى

وَ تَمَسَّكْ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ وَ اسْتَنْصِحْهُ، وَ اَحِلَّ حَلالَهُ، وَ حَرِّمْ حَرامَهُ،
به ريسمان قرآن چنگ زن و از آن طلب پند كن، حلالش را حلال، و حرامش را حرام شمار،
وَ صَدِّقْ بِما سَلَفَ مِنَ الْحَقِّ، واعْتَبِرْبِما مَضى مِنَ الدُّنْيا ما بَقِىَ مِنْها،
به آنچه كه از حق گذشته است تصديق كن، از گذشته جهان براى باقيمانده آن پند گير،
فَاِنَّ بَعْضَها يُشْبِهُ بَعْضاً، وَ آخِرَها لاحِقٌ بِاَوَّلِها، وَ كُلُّها حائِلٌ مُفارِقٌ.
زيرا بعضى از آن شبيه بعض ديگر است، و انجامش به آغازش مى پيوندد، و همه آن از بين رفتنى و از دست دادنى است.

وَ عَظِّمِ اسْمَ اللّهِ اَنْ تَذْكُرَهُ اِلاّ عَلى حَقٍّ.
نام خدا را بزرگ دار در اينكه از نام خدا جز به حق ياد كنى.
وَ اَكْثِر ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ ما بَعْدَ الْمَوْتِ. وَ لاتَتَمَنَّ الْمَوْتَ اِلاّ بِشَرْط وَثيق.
بسيار ياد مرگ و بعد از مرگ باش. مرگ را جز با شرط محكم و استوار

وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَل يَرْضاهُ صاحِبُهُ لِنَفْسِهِ وَ يُكْرَهُ لِعامَّةِ الْمُسْلِمينَ
آرزو مكن. از هر عملى كه كننده اش آن را براى خود مى پسندد و براى مسلمین و خوشايند نيست برحذر باش.

وَاحْذَرْ كُلَّ عَمَل يُعْمَلُ بِهِ فِى السِّرِّ، وَ يُسْتَحى مِنْهُ فِى الْعَلانِيَةِ.
و از هر برنامه اى كه در نهان انجام مى گيرد و در آشكار از آن شرم مى رود دورى كن.
وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَل اِذا سُئِلَ عَنْهُ صاحِبُهُ اَنْكَرَهُ اَوِ اعْتَذَرَ مِنْهُ.
از كارهايى كه اگر از كننده اش سؤال شود به انكار برمى خيزد يا از آن پوزش مى طلبد بپرهيز.
وَ لاتَجْعَلْ عِرْضَكَ غَرَضاً لِنِبالِ الْقَوْلِ،

آبرويت را نشانه تيرهاى گفته هاى مردم قرار مده،

وَ لا تُحَدِّثِ النّاسَ بِكُلِّ ما سَمِعْتَ بِهِ، فَكَفى بِذلِكَ كَذِباً،
و هر آنچه را شنيدى با مردم

وَ لا تَرُدَّ عَلَى النّاسِ كُلَّ ما حَدَّثُوكَ بِهِ، فَكَفى بِذلِكَ جَهْلاً.
در ميان مگذار، كه همين كار بر دروغگويى كفايت مى كند، و نيز هر آنچه را براى تو مى گويند ، تكذيب مكن، كه اين گواه بر جهل است.

وَ اكْظِمِ الْغَيْظَ، وَ تَجاوَزْ عِنْدَ الْمَقْدُرَةِ،
خشم را فرو خور، به هنگام توانايى گذشت كن،
وَ احْلُمْ عِنْدَ الْغَضَبِ،

و به وقت غضب بردبار باش،

وَ اصْفَحْ مَعَ الدَّوْلَةِ تَكُنْ لَكَ الْعاقِبَةُ.
و زمان حكومت و قدرت چشم پوشى داشته باش تا عاقبت خوشى برايت باشد.
وَ اسْتَصْلِحْ كُلَّ نِعْمَة اَنْعَمَها اللّهُ عَلَيْكَ، وَ لاتُضَيِّعَنَّ نِعْمَةً مِنْ نِعَمِ اللّهِ عِنْدَكَ،
از هر نعمتى كه خداوند در اختيارت گذاشته به راه صلاح مصرف كن، و هيچ نعمت خداداده را به تباهى نبر،
وَلْيُرَ عَلَيْكَ اَثَرُ ما اَنْعَمَ اللّهُ بِهِ عَلَيْكَ.
بايد نشانه نعمت هايى كه خداوند به تو داده در تو ديده شود.
وَاعْلَمْ اَنَّ اَفْضَلَ الْمُؤْمِنينَ اَفْضَلُهُمْ تَقْدِمَةً مِنْ نَفْسِهِ وَ اَهْلِهِ وَ مالِهِ،
آگاه باش بهترين مؤمنين بهترين ايشان است در پيش فرستادن جان و اهل و مالش در راه حق،
فَاِنَّكَ ما تُقَدِّمْ مِنْ خَيْر يَبْقَ لَكَ ذُخْرُهُ، وَ ما تُؤَخِّرْهُ يَكُنْ لِغَيْرِكَ خَيْرُهُ.
كه هر آنچه از نيكى پيش فرستى براى تو ذخيره شود، و آنچه را به جاى گذارى خيرش براى غير تو خواهد بود .
وَ احْذَرْ صَحابَةَ مَنْ يَفيلُ رَأْيُهُ وَ يُنْكَرُ عَمَلُهُ،
از همنشينى با كسى كه رأيش سست و كارش زشت است

 منبع : پایگاه حضرت استاد حسین انصاریان ادام الله توفیقاته

السلام اي مهدي صـاحـب زمان

السلام اي مهدي صـاحـب زمان