پیکر مطهر شهید مدافع حرم صادق عدالت اکبری در تبریز تشییع می شود .

پیکر مطهر شهید مدافع حرم صادق عدالت اکبری عصر امروز از طریق فرودگاه شهید مدنی وارد تبریز شد.

 

تاریخ : 1395/02/05 20:19
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •  
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •  
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •  
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •  
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •  
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •  
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •  
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •  
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •  
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •  
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •   سزهنگ پاسدار حاج رضا عدالت اکبری پدر شهید مدافع حرم
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •  
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    •  
    •  
    • ورود پیکر مطهر شهید صادق عدالت اکبری به تبریز
    • منبع : آناج
      پیکر مطهر این شهید پرورش یافته در دامن جهاد و شهادت ،دوشنبه 95/2/6 ،ساعت 10/30 صبح از میدان شهدای تبریز تشییع خواهدشد .

تبعات اظهار نظرهای نسنجیده

باسمه تعالی

تبعات اظهار نظرهای نسنجیده

النساء : 150 إِنَّ الَّذينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُريدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُريدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبيلاً
كسانى كه الله و رسولانِ او را انكار مى ‏كنند، و مى ‏خواهند ميان الله و رسولانش تبعيض قائل شوند، و مى‏ گويند: «به بعضى ايمان مى ‏آوريم، و بعضى را انكار مى كنيم» و مى‏ خواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب كنند

نباید فراموش کرد که جامعه از یک سویه نگری و اظهار نظرهای جو گیرانه چنان صدمه و لطمه می بیند که از هیچ تهدید دیگری ندیده باشد چون همین اظهار نظرها  مطمع نظر دشمن بوده و محل طرح و برنامه آنن است . اظهار نظرها انگیزه های متفاوتی دارند . گاه از سر ابراز چیز فهمی وابراز وجود است . گاه به جهت حب و بغض های بی پایه و اساس ، گاه برای خوشایند دشمنان  و گاه از سر منطق و دلسوزانه صورت می گیرد . در هر صورت اظهار نظرهایی که به دور از قسم اخیر بوده باشد نه تنها نمی تواند  باری از دوش مردم بردارد و جامعه را به هدف نزدیک سازد و به مصلحت و خیر جامعه بکوشد ، بلکه باری برجامعه تحمیل می کند و به غفلت آفرینی می پردازد .

خیرخواهان جامعه چه موافق امری باشند و چه مخالف آن  هرگز به چنین اظهار نظرهایی روی نمی آورند و روخوش هم نشان نمی دهند و از نظرات خود نمایانه استقبال نمی کنند چون نظراتی جامعه را به پیش خواهد برد که به موضوعات پیش آمده از تمام زوایا و ابعاد نگریسته باشند و در ارائه نظر جانب انصاف و صلاح و فلاح جامعه را لحاظ نموده باشند. و مومن به بعضی و نکفر به بعضی نبوده باشد .

کمال بارعی - تبریز

نامزدها و افراد و عوامل انتخاباتی .

باسمه تعالی

نامزدها و افراد و عوامل انتخاباتی .

کمال بارعی  - تبریز

امر انتخابات و جذب آراء و اعتماد مردم به عوامل گوناگونی بستگی دارد از اظهارنظر گرفته تا هواداران و دوستان . بی توجهی به هر یک از آنها خواهی نخواهی در نتیجه آراء و اعتماد عمومی و حتی دوستان نیز اثر خواهد گذاشت . نیروی انسانی وشناخت و اقبال مردم ازعوامل مهم و تعیین کننده در امر انتخاب است . بدین جهت هریک از شرکت کنندگان در انتخابات اعم از کاندیداها و رای دهندگان باید بدانها توجه جدی داشته باشند و الا امکان دست یابی به نتیجه مطلوب و مفید و کار آمد میسور نخواهد بود و یا نتیجه ضعیفی در پی خواهد داشت و آتار دور از انتظاری بوجود خواهد آورد .

در این عوامل برجسته شدن و برجسته نشان دادن برخی عوامل انسانی و غیر انسانی جای خاص خود را دارد چون گویای نگرش و سمت و سوی حرکت آتی است ، چه بسا این برجسته نماییها و برجسته کردن ها بخودی خودی انقلابی در نتیجه آراء بوجود آورد و نتیجه را از این رو به آن رو برگرداند . صاحب حقی را از حقش محروم و نا حقی را صاحب حق بنمایاند . در مسائلی مربوط به جامعه و سرنوشت جامعه است که مسائل فردی نیز از این خصیصه به دور نیست نباید اصول واقتضائات عقلی را نادیده گرفت و هرکسی و هر عاملی را برجسته و رسانه ای کرد . برخی نیروها ، عوامل و اظهار نظرها نه تنها به جذب و اعتماد مردم کمکی نمی کند بلکه بر عکس به از دست دادن و رماندن آراء می انجامد .

رسانه ای شدن برخی ها هرچند از یک نظر خوب تلقی شود و موثر پنداشته گردد اما باید به فکر داشته ها و برداشت های ذهنی مردم نیز بود چون در انتخابات حتی یک رای هم نقش خود را دارد ، از یک رای هم نباید غفلت کرد . ظرافتی است که ظرافت افراد و عوامل را می طلبد . افراد و عوامل اغلب نقش شناسه را دارند. نسنجیده برجسته کردن برخی ، خواهی و نخواهی پرهیزاز دادن رای را رقم می زند و این خلاف هدفی است که دنبال می شود تابه اکثریت آراء دست یافت  . روند حمایت ها را می سازد و سست و بی تفاوتی بوجود می آورد و به اعتمادهای موجود را نیز آسیب می رساند  و سمت و سوی شعور وشور و اقبال مردم را از این سو به آن عوض می کند و یا بی تفاوتی و کسلی را می آفریند .

بدین جهت کاندیداها باید از باری به هر جهت به برجسته سازی هر عاملی پرهیز نمایند و مسلمات و بدیهیات عقلی چنین اقتضاء می نماید و گرنه نقض غرض است . اهمیت این موضوع اگربه اندازه خود نامزدها و تالش های آنان نباشد به یقین کمتر از آنها نیست چرا که همین ها در اغلب موارد شناسه محسوب می شوند و دیدگاه و اهداف آنان را عیان می سازند و زوایا و ابعاد نگرشی آنان را به نمایش می گذارد . جلب یا سلب اعتماد را در پی دارد و در بسیاری از موارد مردم به همین عوامل بسنده می کنند ، قانع می شوند و اعتماد می کنند و نفرت می یابند و اعتماد موجود را نیز از دست می دهند.

این موضوع چنان اهمیتی دارد که گاهی رای دهنده با وجود علاقه وافر و وصف ناپذیربه نامزد خاص ؛ از نزدیک شدن و دادن رای به او پرهیز می کنند  برای اینکه می دانند با دادن رای و رای آوری او در حقیقت به آن فرد و عامل برجسته شده رای داده است و به تقویت او کوشیده است و وجه سازی کرده است . این تحلیل و پرهیز براساس یک عادت نادرست و رایج یافته انجام می گیرد که پیش از این بارها تجربه ها شده است و در ذهن انتخاباتی مردم جای دارد .

منخبین گذشته اغلب به کسانی میدان داده اند و مناصب و عرصه های اقتصادی را به کسانی سپرده اند که در لیست فعالین انتخاباتی آنان بوده اند  و جزء سیاهی لشکر محسوب شده اند هرچند در بین مردم چندان نقش و اهکیتی نیز نداشته و در برخی موراد مردم خاطره هایی نیز از آنان دارند. و منخبین هیچ الطافتی به خارج از لشکر گاه ستاد انتخاباتی خود نداشته اند و باوری نیز نیافته اند و حتی خواسته به حق مردم را چه بسا به دیده تردید و خصمانه انگاشته اند و جانب حزم و دفاع پیش گرفته اند و از خواست مردم دوری گزیده اند و هوشمندان را کسانی یافته اند در جانب آنان خیمه زده اند و غیر از آنها دیگر استعداد و توانمندی در بین مردم نیافته اند . داخل سقیفه را متعهد و متدین ستوده اند و دیگرانرا به تعهد و تدین فرا خوانده اند و خود را ملاک قطعی و یقیینی دانسته اند و مردم با شعار باما و برما تقسیم کرده اند دریغ از اینکه در جامعه آگاه تر و مومن تر و  کار آمدتری نیز وجود دارند.

بدینسان گاهی ستاد انتخابات یک شرکت سهامی است و حضور و شاید حمایت شاخصه تعهد و تدین آنان است . برخی نبض داران سهم خواه انتخاباتی در بیش از یک ستاد خیمه برپا می کنند و انگشت حضور در کارتخوان های ستادهای مختلف را به ثبت می رسانند هرچند این ستاده سنخیتی هم نداشته باشند و عملا در مقابل هم موضع گرفته باشند . برای سهم خواهان مهم سهمشان است تا اگر این نامزد نتوانست خط پایان را پشت سر بگذارد ؛ لااقل از آن دیگری سهم بستاند . برای چنین سهم پیشگان خط و خطوط کاندیداها نیز اهمیت ندارد و آنچه مهم است از دست ندادن سهم است و بس .

معمولا برخی نامزدها وزنه خود را با این سیاهی لشکرها می سنجند . به سیاهی لشکرها دل می سپارند و روی این سیاهی لشکر ها حساب باز می کنند و پر تردد بودن ستاد را اعتماد و کثرت رای می شمارند و به حفظ و گرم داشتن آن می کوشند و برای گرمیت بیشتر آن به تعیین سهم فعالین ستاد انتخاباتی می پردازند شاید عزیزان با شور و شوق مضاعف و به هرقیمتی که باشد  به  کرسی وی بکوشند . گاهی در این سهم دهی و سهم پردازی ملاحظه هایی را که داشته باشند نمی کنند . شایستگی مناصب و واگذاری عرصه ها به میزان حضور و فعالیت درستادها سپرده می شود و ملاک های دین و قانون و منافع مردم به دست فراموشی و غربت سپرده می شود . غفلت و پشت کردن به ملاک های دین و قانون و منافع مردم عواقب سوء خود را دارد . مزایده گری مناقصه عملی در واگذاری مناصب ، طولانی و پیچیده تر شدن روند امور مردم در ادارات ، کنار گذاشته شدن ضوابط واختلاس ها و ... را درگذشته رقم زده و زاد و ولد ها جدیدی دارد .

با این وصف آگاهان و دلسوزان مردم با در نظر گرفتن این امر و برای میدان نیافتن چنان افراد و حاکم نشدن ملاک های هوای نفسی ، از دادن رای به افراد مورد علاقه و حتی شایسته نیز پرهیز می نمایند .

بنابراین جا دارد برای دست یابی به موفقیت شایسته به حضور افراد و عوامل شایسته در ستاد ها و پیرامون خود توجه نمود و کوشید . از ساماندهی افراد و عوامل غفلت نشود و الا دست یابی به موفقیت امری نزدیک به محال خواهد بود زیرا از یک سوء عده ای که برخی شخص اورا شایسته نمی دانند و یا نمی شناسند رای نمی دهند و ازسوی دیگر به خاطر عده ای معلوم حال که چهره قابل قبولی ندارد و برای او چاکری و سینه چاکی می کند ، رای نخواهند داد چون مردم نمی خواهند دیگر بار چنین افراد را برصدر محافل و مجالس ببینند .

در نتیجه ، موفقیت چندان امید بخش نیست و به فرض موفقیت  آنهم در عرصه عمل یعنی بعد از انتخاب توفیر و توفیق چندانی نخواهد داشت و کارنامه درخشانی رقم نخواهد زد .

کمال بارعی – تبریز