نظم و تعلیم و تربیت

باسمه تعالی

نظم و تعلیم و تربیت

نظم ؛ روح آرام را تبلور می بخشد . تعلیم و تربیت با روح آرام ، انسان ساز است .

کمال بارعی - تبریز

نظم و اثر آن2

باسمه تعالی

نظم از محبت و انگیزه نشآت می گیرد .

کمال بارعی - تبریز

نظم و اثر آن 1

باسمه تعالی

نظم و اثر آن 1

نظم ، از محبت و  وجود علاقه نشأت می گیرد و  به پیشرفت امور قوام می بخشد . نبود پیشرفت در امور از بی علاقگی است .

کمال بارعی - تبریز

نظم و اثر آن

باسمه تعالی

نظم و اثر آن

نظم ؛ سدّ راه ناهنجاری ها و بد اخلاقی های فردی و اجتماعی و ناکامی دشمنان است .

پس هرچه توان داریم باید به نظم بکوشیم و به نظم دعوت کنیم .

کمال بارعی تبریز

عزاداری اجابت دعوت

 

باسمه تعالی

 

عزاداری شیعیان، حقیقی اجابت دعوت الله تبارک و تعالی

 

کمال بارعی - تبریز

 

عزاداری شیعیان حقیقی ، اجابت دعوت الله تبارک و تعالی و رسول الله و ائمة اطهار صلوات الله علیهم اجمعین است . اجابت باید با خواسته متناسب باشد . برای اینکه جواب با خواسته مناسب و همخوانی داشته باشد باید مطابق تعلیمی باشد که وحی و حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین انجام داده اند و تربیت کرده اند . در غیر این صورت، خواسته و دعوت کننده به شایستگی اجابت نشده و  حقش اداء نگشته است و فایده ای به حال فرد و جامعه نخواهد داشت چون عزاداری شیعیان امری فردی ، اجتماعی و الهی است که از تعالیم  وحی و سنّت حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین نشأت گرفته است و می خواهد صراط مستقیم تبیین گردد و انسان ها در آن ثابت قدم باشند و به ضلالت گرفتار نشوندو به ظلم ظالمان تن ندهند .

 

پس عزاداری در شیعه رسالتی است که می خواهد انسان و جامعه را از پس رفت ، خود بین و خود گرفتاری باز دارد و برای نفوذ و تسلط شیاطین راهی وجود نداشته باشد .

 

بنابراین ؛ عزاداری شیعیان ، امری مقدس و هدفداری است که به امر الله بوده و راه را برای تقرّب الی الله هموار می سازد .

 

کمال بارعی - تبریز


عزاداری الهی اساس سلامتی

باسمه تعالی

 

عزاداری الهی اساس سلامتی

 

کمال بارعی - تبریز

عزاداری برای حضرات معصومین و اولیاء الله صلوات الله علیهم اجمعین صبغه الهی دارد و ازتقوای دل و برای تقوای دل است و موجب پایایی و پویایی جامعه است .

هر محفلی که برای اقامه حق بر گزار می شود تهدیداتی نیز دارد که به  سخت و نرم تقسیم می شود و یا هر دو توام می تواند باشد .

در تهدید سخت ، موجودیت و قالب را نشانه رفته است و می خواهد وجودش را از میان بردارد . درتهدید نرم پوست را حفظ می نماید و محتوا را خالی می کند و خواسته های باطل را محتوای آن قرار دهد و محتوا سازی می کند . ارزش ها را کنار می گذارد و غیر ارزش ها مثل خرافات ، بدعت و غلورا ارزش جلوه می دهد و جایگزین می سازد .

دشمنان می خواهند :

1 -  مجالس و محافل دین با قالب و محتوا و مفاهیم دین مثل امامت و امام برگزار نشود و امامت و امام حق شناخته نشود .

2 - خنثی باشند یعنی قالب باشد ولی خبری از محتوا و مفاهیم حق نباشد ونقشی نکند و در حد سرگرمی و وقت گذرانی باشد .

3 -  نه تنهاکاری به دین نداشته باشد بلکه قالب و محتوا و مفاهیم مورد نظرآنان باشد .

هر یک از معصومین و اولیاء الله و تربیت یافتگان دین صلوات الله علیهم اجمعین به نوبه خود برای حفظ و تبلیغ دین کوشیده اند و برای ترویج آن مجالس و محافل برگزار کرده اند . در این مجالس ، دین الهی را تشریح و تبیین و هدف آن را روشن کرده اند ومردم را به وظایف فردی و اجتماعی آشنایی داده اند . یعنی قرآن را به مردم آموخته اند و آن را تفسیر کرده اند و سیره رسول الله و ائمه اطهار علیهم السلام واحکام الهی را فرموده اند . به سوالات مردم  پاسخ داده اند و شبهات را رفع نموده اند . مسائل و اوضاع زمان و موقعیت های خود و دشمنان را طرح کرده اند و نحوه مقابله با تهدیدات را اعلام و اعلان ساخته اند . ابعاد حق را به وضوح و در فرصت های پیش آمده بیان کرده اند و پیش از آنکه تهدیدات قد علم نمایند راه های مقابله و برون رفت را ارائه نموده اند . اجازه نداده اند مردم به حیرانی گرفتار شوند و به خود فراموشی بگیرند و خود زنی نمایند . در نفی خرافات و خرافه گرایان و بدعت گزاران که دین و اساس دین را مورد هدف قرار داده اند لحظه ای را از دست نداده اند حتی گاهی آنها را به عینه به مردم شناسانده اند . چون خرافه و بدعت و غلو با لباس و شعار دین علیه دین و امامت شمشیر می کشد و به ضلالت و دوری انسان از الله تبارک و تعالی می کوشد . به ذکرمصایب پرداخته اند تا مردم هرگز عبرت را فراموش نکنند و به حق عمل کنند .

حق و تبیین حق و حرکت براساس حق که فلسفه وجودی محافل و مجالس دین است ، موجب قوت و قدرت است . هر انسان و هر جامعه ای که از حق فاصله بگیرد به زبونی ، ناتوانی و ضعف می افتد . یاس و افسردگی و درماندگی بر او روی می آورد .

فرد و جامعه افسرده رشته های اعتماد را از دست می دهد و بلحاظ از هم گسیختن اعتماد به بلای خود زنی به جای دشمن زنی مبتلا می شود . افسردگی نمود ها و مراتب گوناگون دارد . دامنه آن گاهی فردی وگاهی اجتماعی است و ممکن است هر دو همزمان اتفاق بیفتد .

دین و مجالس دینی که با قالب و محتوا و مفاهیم دین انجام می گیرد راه حق را می نمایاند و راه نجات از ضلالت را ارائه می دهد و انسان را به الله نزدیک می کند و اجازه نمی دهد انسان و جامعه در دام  حیرانی و درماندگی بیفتد .

هر یک از محافل جشن و سرور و یا عزاداری که در دین وجود دارد ، در حقیقت چراغی است که دل ظلمت ها و تاریکی ها را می شکافد و سیره حق و هدف حق را پیش روی انسان و جامعه قرار می دهد. تا انسان بدون دغدغه طی طریق نماید و به کمال حقیقی خود نایل آید یعنی هر یک از محافل دینی ستاره ای از آسمان هدایت الهی است که راه روشن ومقصد را نشان می دهد و موجب قوت دل و آرامش خاطر انسان در سیر و دست یابی به سعادت حقیقی می گردد .

این مجالس رسالتی دارند که از قرآن وحضرات معصومین و اولیاء الله صلوات الله علیهم اجمعین است . برای بهره مندی از برکات دنیوی و اخروی این مجالس ، طهارت جسمی و روحی یک واجب عینی فرد و اجتماعی است.

بهداشت و سلامتی فردی و اجتماعی ریشه تمام کسالت ها و بطالت ها و خمود ی ها را می سوزاند و راه نفوذ و بازار گرمی آلودگی ها را از بین می برد و روحیه شجاعت را دو چندان می سازد . اقامه حق به شجاعت نیاز دارد . شجاعت از حق شناسی ، ایمان به حق ، عمل به حق و زمان شناسی جان می گیرد و تنومند می شود . آلوده ها ترسوهایند . آلوده ها را در عرصه شجاعت راهی نیست . خرافه ستیزی و مبارزه با بدعت ها با وجود شجاعت امکان پذیر است که شرط اولی آن طهارت روحی و جسمی و ایمان به حق است .

انسان های حق مدار و شجاع راه های نفوذ را می بندند یعنی آلودگی ها را می میرانند و انقطاع الی الله دارند بدین ترتیب علم ناامیدی را در دل دشمن به احتزاز در می آورند و قدم از قدم برنمی دارند مگر اینکه دشمن را ناامیدتر نمایند . محافل و مجالس الهی از آنجمله، عزاداری برای حضرات معصومین و اولیاء الله صلوات الله علیهم اجمعین راه قله رفیع سلامتی انسانی الهی را هموار می سازند و به آن دعوت می کند و سستی و نخوت و افسردگی و ترس فردی و اجتماعی را از بین می برند .

عزاداری الهی دوری جستن از ظلمت ظالمان و نورانی شدن به نورانیت وحدانی است. منشأ قالب و محتوای آن قرآن و سنت علیهماالسلام است.

عزاداری غیر الهی که دشمنان دین وامامت بدان دلبسته اند بازار خرافات و بدعت ها و غلوها است که هر کس براساس منیّت وشهرت طلبی متاع خود را عرضه می کند . این منیّت ها به حذف شعائر الله وامامت و امام می پردازند .

این منیت ها بود که علیه امام زمان علیه السلام شمشیر می کشند و سر او را از تن جدا می کنند و اهل بیتش را اسیر می سازند .

کمال بارعی - تبریز

bareeit@gmail.com

انقلابی بودن راز و رمز پایداری جامعه

باسمه تعالی

انقلابی بودن راز و رمز پایداری جامعه

کمال بارعی تبریز

پایداری جامعه به جزء نهادینه کردن و نهادینه شدن ارزش های ثقلینی یعنی قرآن و سنت اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین ممکن و میسور نیست . بنابراین برای پویایی و پایایی جامعه ، باید در هرجا و به هر عنوان که بود به تعظیم شعائر الله و تبیین و ترویج و محقق شدن ارزش ها و منویات ولایت و امامت کوشید و آرام نگرفت چون هدف اساسی دشمن ،حذف ولایت و امامت هست هرچند به صرف نام باشد.

ساکت و بی تحرک بودن دلیل ساکت و بی تحرکی دشمن نیست ، دشمن در هرلحظه به دنبال شیطنتی است تا نیروی محرکه جامعه را از او بگیرد و از اثر بیندازد و جامعه را از آن غافل سازد . نباید منتظر دشمنان و بافته های دشمنان بود تا پاسخ گفت و مقابله کرد . همین انتظارهای بی اساس و بی تحرک ، مایه پررویی دشمنان گشته است و نقطه مقابل اتتظار مهدوی و مهدویت است. چون انتظار مهدوی ؛ تحرک ، هوشیاری ، بیداری و مشغول کردن دشمن به خود است و در دل دشمن خیمه بر پا کردن است  . باید چنان حرکت کرد که دشمن را در موضع پاسخگویی و پاسخ یابی قرار داد و به دنباله رویی واداشت تا فرصت شبه افکنی و شبه سازی را پیدا نکند .

چنین حرکتی راز ورمز انقلابی بودن ، شادی دل دوستان الله تبارک و تعالی و رسول الله و حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین در سرتاسر عالم خواهد بود و ناکامی و زبونی دشمنان بشریت را در برخواهد داشت .

کمال بارعی تبریز

اشرافی گری

باسمه تعالی

اشرافی گری

کمال بارعی - تبریز

اشرافی گری یعنی ویژه کردن خود و برای خود خواستن و توجیه آن و محقّ نشان دادن آن . خواستگاه اشرافی گری منیّت هاست . با توجه به اینکه سطح منیت از فردی به فردی دیگر متفاوت است ، اشرافی گری یک مرتبه و یک سطح نخواهد بود . برای جهاد با اشرافی گری باید ریشه آن و سطح آن را به دقت شناخت و شناساندن و آنگاه راهکار درمان آن را ارائه کرد.  بدون این شناخت و شناسندن هر چه گفته شود ازسطح حرف بالا نخواهد رفت و در همان سطح باقی خواهد ماند و شاید به لوث شدن و غفلت ازمسئله نیز بینجامد.

نباید ثروت و ثروتمندی را معادل با اشرافی گری گرفت . برای مبارزه با اشرافی گری باید با ویژه خواری و ویژه گرایی از جیب دیگران برخورد کرد و از آن شروع کرد. در نظام تعلیم و تربیت و رسانه ها بخشی برای شناسایی و نحوه جهاد با آن وجود داشته باشد چون این دو در شکل گیری آن خیلی موثر است . نادیده گرفتن  منویات دین در تشدید اشرافی گری نقش مهمی دارد.

کمال بارعی - تبریز

نقش ارزشها

باسمه تعالی

ارزش هاموجب پایایی و پویایی است ولی ارزش سازی و ارزش های ساختگی ، بلای جان جامعه است .

کمال بارعی - تبریز

طاغوتیان و مومنان

باسمه تعالی

طاغوتیان و بچه طاغوت ها هرچیز و همه چیز را تحمل می کنند و کنارمی آیند ولی وجود یک مومن و یک عمل مومنانه را برای یک لحظه هم که باشد تحمل نمی کنند و کنار نمی آیند .

کمال بارعی - تبریز

مباهله ؛ هدایت به حق ، سلامتی ، سرمدی و سعادت .

باسمه تعالی

مباهله ؛ هدایت به حق ، سلامتی ، سرمدی و سعادت .

کمال بارعی – تبریز

سلامتی ، سرمدی ، سعادت و هدایت اساسی ترین نیازها وخواسته های انسان است که انسان همواره برای آن کوشیده است و برای رسیدن و حفظ آنها از جان مایه گذاشته است و در این راه از کمترین لحظه نیز فرو گذاری نمی کند . هر خبری که نشان از تهدید و تحدید او باشد ناگوار می شمارد و روی خوش نشان نمی دهد تا چه رسد به عملی که در صدد از نابود کردن حیات او باشد  .

اسلام شیعی که دین برای تمام عوالم انسان ها در همه عصرها و مکان هااست ؛ با آگاهی و اشرافیتی که بر ابعاد انسان دارد ، آئین دست یابی و اغنای نیازها و ارضای خواسته ها را به او می نمایاند و آئین سلامتی و بهروزی را روشن کرده و در پیش روی او قرار می دهد.

برای اینکه  انسان به آسانی و سهولت به آئین سلامتی و سرمدی عمل کند، انبیاء و انسان های تعلیم و تربیت یافته به تعلیم و تربیت وحیانی علیهم السلام به یاری او می آیند و راه را به او نشان می دهند و او را به سرمنزل مقصود راهنمایی و هدایت می نمایند تا او با تبعیت و اطاعت از آئین سعادت ، خواسته ذاتی و فطری خود را به درستی پاسخ دهد و به تعطیلی ودرماندگی مبتلا نشود و هر گونه حیرانی را که مایه افسردگی است از خود دور سازد و زندگی پر نشاط و شاداب را فراهم آورد و با آسودگی و اطمینان خاطر راه جاودانگی را طی نماید و با سلامتی در سر منزل مقصود سعادت حقیقی قرار گیرد .

اساس دین بر سلامتی و سرمدی و سعادت انسان استوار است . دین ، جهاد را با تمام مراتبش برای زدودن تهدید و تحدیدها از قاموس زندگی و تضمین سعادت انسان به رسمیت می شناسد و احکام آن را روشن می سازد و شرط خلد برین می شمارد . مجاهدان فی سبیل الله از جایگاه و عظمت والایی برخوردار هستند .

اسلام شیعی با آگاهی بی نظیر و دقیقی که از ابعاد وجودی انسان ارائه می دهد ، او را از هر چیزی که تهدید برای سلامت جسمی و روحی هست ، برحذر می دارد و او را از آسیب رساندن  به بدن و ظلم به نفس گرفته تا جنگ و خونریزی و تجاوز به دیگران نهی می نماید و برای سرکشان و متجاوزان به حقوق دیگران ، عقوبت سختی تعریف و ترسیم می کند .

جنگ برای توسعه طلبی و تنگ گرفتن عرصه زندگی بر انسانها  صورت می گیرد و از زیاده خواهی ها و زبونی انسان در برابر هوی های نفسانی و ظلم به خود آب می خورد . بوسیله جنگ به منابع حیاتی دیگران چنگ انداخته می شود و بخاطرزندگی خود ، زندگی دیگران پایمال و قربانی می گردد. هیچگونه شفقت و مهربانی در جنگ وجود ندارد و جنگ طلبان ، تمام قصاوت قلبی خود را به نمایش می گذارند .

از نظر دین کل هستی یک کشور است ومحبت و مهربانی پایه و مایه تمدن سلامتی و سعادت است . در منظر دین ، انسان علاوه از اینکه به دیگران باید محبت بورزد . حقوق آنان را باید بسان حقوق خود محترم بشمارد و از دست انداختن به حقوق دیگران خود داری بورزد .

هر جا صحبت و نشانه ای از سلامتی و امنیت هست از اسلام است . هر چند بدان تصریح و اشاره ای نشده باشد چون سلامتی و امنیت مقتضای فطرت و سرشت انسان است و اسلام ، ترجمان فطرت است .

اسلام آحاد بشری را به صلح و صمیمیت دعوت می کند و از تمام فرصت ها برای زندگی مسالمت آمیز و عاری از خشنونت استقبال می کند و درتحقق آن ، فوت لحظه ای را هم روا نمی دارد و تاخیر کنندگان را مورد عتاب و سرزنش قرار می دهد و برایشان مجازات تعیین می نماید .

اسلام از مردم می خواهد برای سلامتی و حفظ آن ، تمام توان خود را بکار گیرند و دانش ها و مهارت های لازم را یاد بگیرند و یاد بدهند و اگر آنها را در پیرامون و دسترس خود  ندارند ، برای توان افزایی به سایر محیط ها کوچ کنند و به توانمندی خود و جامعه بپردازند و سلامتی و امید به حیات جاودانه را تقویت و بهبود بخشند چون خشونت از عجز و جهالت است و عاجزان و جهالان خشونت طلب هستند وخشونت می کنند .

اگر به حیات انبیاء و اولیای الهی صلوات الله علیهم اجمعین نگاه شود در جای جای حیات و دعوت آنان هیچ چیزی مشهود تر از تقلاء برای سلامتی فردی و اجتماعی و نفی ظلم نیست . برای مثال اگر به زندگی رسول الله و ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین توجه شود به خوبی دیده می شود هیچکدام از آنان به خشونت دعوت نکرده و باخشونت طلبان نیز به جهاد پرداخته اند و تهدیدات جانی نیز مانع از رسالت آنان نشده است و از هر فرصت پیش آمده برای سلامتی فرد و جامعه کوشیده اند . حیات اسلام مملو از مجاهدت هایی است که آنان برای سلامتی و بقای ابنای بشرکشیده اند و خیل آن بیشتر از آن است که بتوان شمرد .

یکی از این موارد جریان « مباهله » است که در سال دهم هجری در روز بیست و چهارم ذی الحجة قرار شد با مسیحیان نجران انجام بگیرد ولی اتفاق نیفتاد . در مقابل رفتار مسیحیان نجران ، اگرچه می شد چندین نوع رفتار داشت که امروز در جهان دیده می شود  اما بنا به ذات دین که رسالت سلامتی را بر عهده دارد ؛ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم به آنان فرصت می دهند تا بیندیشند و تصمیم بگیرند و برای اجرای تصمیم نیز باز فرصت آفرینی می کنند فرصتی که امکان بازگشت به تصمیم عاقلانه را برای حفظ سلامتی و امنیت فراهم می سازد و دست آخر نیز برای حفظ حیات بشر، « مباهله » هم انجام نمی گیرد و التهاب به وجود آمده که می رفت مجازات سرکشان را در پی داشته باشد ، در سایه تدابیر داهیانه دین واقدامات رسول الله صلی الله علیه و آله وسلّم ، به تعمیق معرفت ، تنظیم و تقویت روابط اجتماعی و بین المللی مسالمت آمیز ختم شد و به اهمیت سلامتی و مجرای سلامتی تأکید ورزید . و این پیام را به جهانیان مخابره کرد که" هر مدعی نمی تواند حامل پیام و طریق سلامتی و عزت باشد بلکه مدعی باید خود پاک از ناسلامتی ها باشد تا مردم را به تندرستی جسمی و روحی رهنمون گردد ."

کمال بارعی – تبریز