مانند کاری راز و رمز ماندگاری

 

باسمه تعالی

 

ماند کاری راز و رمز ماندگاری

کمال بارعی

ماندگاری یکی از دغدغه های انسانی است که هر انسانی می خواهد بماند و از بین نرود . این خواست او از دو جنبه است . یکی از نظر جسمی است که همیشه بماند . از این لحاظ بیشتر مردم حسرت دوران نوجوانی و جوانی را می کشند و آرزو می کنند که آن دوران می بود و سپری نمی شد و آرزو می کنند که به آن دوران بازگردند . این خواست بشر ممکن نیست مگر الله تبارک و تعالی خواسته باشد. نوع دیگر ماندگاری بسته به اثر و آثاری است که انسان آنها را به وجود می آورند و کاری انجام می دهند . در این بعد ،  ماندگاری و اثر نسبت مستقیم دارند یعنی عمر ماندگاری به عمق اثر و آثاری است که از انسان باقی مانده است. اگر آثاری باشد که عمر آنها در چارچوب زمان و مکان خاص باشد و به آن چارچوب گره خورده باشد ، ماندگاری آن نیز محدود به همان زمان و مکان خواهد بود و با ازبین رفتن شرایط زمان و مکانی، ماندگاری نیز زنده نخواهد ماند . برخی اثر و آثار هم هست که هرچند در چهارچوب زمان و مکانی شکل می گیرند ولی محدود به آن زمان و مکان نبوده و تا دهر هست و انسانی در عرصه حیات نفس می کشد ، آن هم باقی بوده و صاحب اثر و آثار نیز نفس می کشد هر چند جسم او در میان نباشد .

بنابراین ماندگاری بسته به دید و بینش انسان است یکی از دید مادی و مادی اندیشی است و دیگری از دید الهی است . در دید الهی ماندگاری برای خود دارای رمز و رموز است و به هر چیزی که حجم زمانی بیشتری را اشغال کرده باشد و یا به سرزبانها افتاده باشد ، ماندگار گفته نمی شود . ماندگاری مطلق از آن الله تبارک و تعالی می باشد و هرچه در راستای الله متعال باشد ، بهره ای از صفت ماندگاری خواهد داشت . پس ماندگاری از آن کسی است که با حقّ باشد وحقّ را حفظ کند و حقّ را تبلیغ نماید و برای حقّ بکوشد و پایداری بورزد و زبان مردم نیز ممکن است در این راستا باشد و ممکن است نباشد . در هر حال برای ماندگاری باید ماندکاری کرد اما نه هر کاری که بماند موجب ماندگاری خواهد بود بلکه ماند کاری حقّ را باید کرد وآن به تأسی از الگوهای الهی ممکن است که باید از آنها تبعیت و اطاعت کرد و الّا هلاکت سرانجام انسانهای دور مانده از قافله حقّ است  .

کمال بارعی

 

وقایع ماه محرم نتیجه انکار روزغدیر خم

باسمه تعالی

وقایع ماه محرم نتیجه انکار روزغدیر خم

وقایع ماه محرم نتیجه عملکرد کسانی است که  نه تنها اتفاق روز غدیر خم را تبیین و تبلیغ نکردند  و به  رسالت وحیانی روزغدیر ایمان نداشتندبلکه در مقابل وحی الهی و ابلاغ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم سقیفه را تشکیل دادند  و عملا به انکار واقعه غدیر خم دست زدند  .

کمال بارعی

غدیر خم نقطه ثقل رسالت وحیانی انبیاء الهی علیهم السلام

باسمه تعالی

غدیر خم نقطه ثقل رسالت وحیانی انبیاء الهی علیهم السلام

کمال بارعی

تلاش هایی که دشمنان وحی و وحیانیت در طول حیات بشریت انجام داده است ؛ بیشتر به دو جهت معطوف بوده است ؛ یکی غافل کردن انسان ها از حق است و دیگری بکارگیری استعدادهای انسان در جاهایی است که خیر و سودی برای بشریت ندارد . چون صرف توجه به حق و تبعیت از حق مایه بصیرت و آگاهی الهی است و چنین بصیرتی زمینه تن دادن به ظلم و رضایت به ظالمان را از بین می برد و توجیهی برای پذیرش ستمگران و عمل ظالمانه باقی نمی گذارد . روز غدیر و رسالت وحیانی آن روز ، امری اساسی است که به دلهای انسان ها در اقصی نقاط عالم  نور حیات و امید می بخشد و راه سعادت را بیش از پیش فراروی انسان ها نمایان می سازد  و نیروی آنان را در دوری از ظلم و ظلم ستیزی دو چندان می گرداند . در این میان  ظلمت پرستان که حیات خود را در غفلت انسان ها می جویند ، ساکت ننشسته اند و برای غفلت سازی از رسالت وحیانی دین و روزغدیر بیشترین تلاش و حیله خود را بکار گرفته اند و هر لحظه به تنیدن حیله و حیل شیطانی و ابلیسی دست می زنند و اینهم آخرین حیله نبوده و نخواهد بود . چرا ؟ چون آنان شناخته شدن چهره حقیقی انسان دوستان الهی را تاب نمی آورند و حیات ظلمانی خود را در تضاد با آئین حقیقی انسان دوستی و کمال سعادت حقیقی انسان می بینند . رسالت وحیانی روز غدیر راه سعادت انسانها را در اقصی نقاط عالم بیش از پیش روشن تر و امیدوار تر می کند  و پرده از چهره ظالمان دوست نما را برمی گیرد .

اگر غدیر خم و امر الهی آن به درستی شناخته شود و به انسان ها تبیین گردد ، ظالمان و غاصبان یارای نفس کشیدن نخواهند یافت و به تنگی نفس دچار خواهند شد و در عرصه حیات جای پایی نخواهند داشت و عرصه عالم با این وسعت بر آنان تنگ و تنگ تر خواهد شد . ظالمان این مطلب را بخوبی دریافته اند که با روشن شدن حقایق روز غدیر طومار زندگی آنان پیچیده خواهد شد. از این رو تمام تلاش خود را بکار گرفته اند تا اگر ممکن باشد غدیر را از بشریت بگیرند وگرنه کالبد زندگانی بشریت را از روح تمامیت بخش نعمت الهی خالی سازند و به رو ح سازی و محتوا سازی بپردازند و دلهای انسانها را به غفلت گرفتار سازند . آنان در این راه از هیچ طرفند شیطانی فرو گذاری نکرده اند و کوتاه نمی آیند و حتی از به تن کردن لباس دین شناسان حقیقی ابایی ندارند و عبایی به تن می کنند . تمام طرح و برنامه های شیطانی خود را پیاده می کنند و شکل ها ی گوناگون پیدا می کنند و به شکل های گوناگون در می آیند و دسیسه های جورواجور می تنند . هر لحظه به چهره و رنگی در می آیند و چهره سازی می کنند تا شناخته نشوند از هر فرصتی برای نیت های پلید و شومشان بهره می گیرند و نفوذ می کنند .

دشمنان برای غدیر زدایی ، روزانه کارخانه هایی از بدعت ها را افتتاح می کنند و در افتتاح آنها عمروعاصانه قرآن می آورند و قرآن بالا می گیرند و بوق و کرنا می دمند و عَلَم های بدعت برمی افرازند و بر آنها منقبت ها می تراشند و معجزه آفرینش می نامند تا اینکه فرصت اندیشیدن وریشه یابی و ریشه شناسی بدعت و اداء و اطوار ساختگی را از انسان ها بگیرند . در این بین دشمنان بشریت بیشترین همت و سرمایه گذاری را بر روی ساده لوحانی قرار می دهند که شاید با تابلوی حق و دین در بین مردم نام و نشانی یافته و بافته اند در حالیکه نه تنها شناختی از حق و دین و شعائر الهی آن ندارند بلکه وصله دین شده اند و زالو صفتانه با نام دین از مردم ارتزاق می کنند و سستی ایمان مردم می کوشند  و با اصل توحید می ستیزند . اَعلام و نمادهای دین را کنار زده اند و به ترویج نماد های نفسانی و شیطانی با نام دین می پردازند . در بدعت و نماد سازی بدعتی ، در کمین کمترین فرصت ها نشسته اند و هیچ فرصتی را طلایی تر از جهل انسان ها به دین و حقایق دین نمی دانند تا نمادهای بدعتی را نماد دین تبلیغ نمایند و آویختن به بدعت ها را راه نجات نشان دهند چون هیچ بستری برای بدعت مناسب تر از جهل و جهالت انسان ها نیست  . این ساده لوحان کمترین جایگاه و ارزشی در دین ندارند و هیچگونه سازگاری و هماهنگی نیز با دین ندارند و جایگاهشان عملگی دشمنان بشریت است و به سخره گرفتن دین است . ساده لوحان هر چه می کنند جنگ با توحید و سنت و سیره اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین است . نمادهای بدعتی  به تعداد هواهای نفسانی و شیطانی متعدد است وثباتی ندارند و از  قاعده و قانونی پیروی ندارند و قابل شمارش نیستند . ازشکل و اندازه های متفاوت برخورداند و رنگ های گوناگون به خود می گیرند و هرکدام توانایی این را دارد که به رنگهای گوناگون در آید و منشأ و ملجأ انها  ازشیاطین است و از شیاطین نیز الهام می پذیرند  . در حالیکه که تمام حرکات و سکنات دینی با برخورداری از ثبات مستقیم و غیر مستقیم قائم به دستورات « ثقلین شریفین » بوده و جاری و ساری در تمام عالم هستی و رایج در میان تمام انسان ها می باشد و هیچیک از سر هوای نفس و خواهش های نفسانی نبوده و از آن آب نمی خورد و بخودی خود گامی در کمال حقیقی انسان بوده و انسان را به کمال حقیقی او نزدیک می سازد .

مبلغین ومتدینین حقیقی دین ، هیات ها و سیره هایی که حیاتشان بر اساس توحید و ثقلین شریفین است باید به رسالت الهی خویش عمل نمایند و « دین الهی و غدیر وحیانی » را چنانچه هست بر اساس توحید و ثقلین شریفین بر مردم بشناسانند و اهمیت و جایگاه آن را در حیات بشری عیان سازند و خواست و هدف آن را تبیین و روشن نمایند و مردم را بیش از پیش از ابعاد خیرات و برکات فردی و اجتماعی آن آگاه گردانند . ترتیب و تنظیم مجالس و محافل را بر طبق ثقلین شریفین اولویت کاری خود قرار دهند و هر آنچه مغایر با ثقلین شریفین است از دامن محافل و هیات ها و سیره ها اگر وجود داشته باشد ، بپیرایند تا بازار کارخانه داران بدعت را رکود بخشند و چهره بدعت کاران را روشن و راه نفوذ دشمنان و فعالیت آن را بسته باشند . در عصری که ثقلین زدایی و عمروعاص مآبی وجهه همت دشمنان دین و بشریت است و تلاش دارد با شعار نومن ببعض و نکفر ببعض ؛ با علم کردن بخشی از دین به نفی دین و با  بسنده کردن به امامی به انکار امامی دیگر و امامت بپردازد . اقدام ، تبلیغ وترویج هرآنچه وفق طریق و مراد دین نیست و در ثقلین ریشه ندارد و در دین به آنها ارزشگزاری نشده ، خواست دین ستیزان بوده و همراهی با دین ستیزان است و برخلاف رسالت وحیانی وروح رسالت الهی غدیر خم می باشد . رسالتی که کمال یافتگی دین و تمامیت نعمت الهی ومحقق شدن اسلام شریف است .

کمال بارعی  تبریز

اطرافیان دنیا طلب خطر جدی برای مسئولین

 

 

 

باسمه تعالی

 

کمال بارعی

 

اطرافیان دنیا طلب خطر جدی برای مسئولین

 

مسئولین در امر خطیر مسئولیت و مقام و منزلتی که در جامعه پیدا کرده اند در معرض انواع خطرات قرار دارند که این خطرات در حوزه های مختلف اشکال متفاوتی دارند و هر مسئولیتی خطراتی دارد که گاهی خاص آن می باشد .

از جمله خطراتی که صاحب منصبان را تهدید می کند ، ابزار شدن برای دنیای دیگران و اطرافیان ناصالح است و اطرافیان بخاطر دنیای خود دور او را گرفته اند . آنان با استفاده از موقعیت و منصبی که او در جامعه دارد به طرق مختلف و با عناوین رنگارنگ از مردم اخاذی می کنند و  به زراندوزی می پردازند و بدون اینکه کاری کرده باشند و متحمل رنج و زحمتی شده باشند به ثروت های بادآورده دست پیدا می کنند . 

مسئولین برای جلو گیری از این حرکت چرکین و در امان ماندن از بلای آخرت فروشی برای دنیای دیگران باید با مردم ارتباط صمیمی داشته باشند و در میان مردم حضور یابند و با سعه صدر اجازه دهند ، مردم به راحتی و طمانینه خاطر نقطه نظرات و کاستی ها و معایب را بیان نمایند و گرنه مسئولانی که از مردم گریزان باشند و از دیدن مردم دلتنگ شوند و یا دربین مردم باشند ولی مجال بیان نظرات به مردم را ندهند قطعاً آخرتشان را به دنیای اطرافیان ناصالح و دنیا طلب خواهند بخشید و این خسران و  خسارتی است که بالاتر از آن خسارتی وجود ندارد .

 

کمال بارعی - تبریز

 

 

 

اثر نااهلان و نامحرمان

 

باسمه تعالی

 اثر عملکرد نااهلان و نامحرمان 

نااهلان و نامحرمان تلاش می کنند به هر طریقی شده مقام و منصب ها را به دست آورند . در پشت قانون پنهان می شوند . به بیشترین بهره کشی از مقام و منصب می کوشند . در مقام قانع ساختن مردم و از میدان به در بردن و محروم کردن آنان از حق مسلم ،دستورالعمل و بخشنامه و قانون را پیش می کشند در حالیکه اصلا چنین قصدی ندارند و به آن ایمان ندارند . به خود رایی دست می زنند و چارچوبی برای خود قائل نیستند و چون دارای مقام و منصب هستند هر چیزی را برای خود حلال و خود را محق همه چیز می دانند . قانون و بخشنامه ها زمانی معتبر هستند که باب میل آنان باشد و خواسته آنان را تأمین نماید و موافق خواست آنان باشد در اینصورت با چنگ و دندان به آن می چسبند و تا توان دارند به ارضای هوای نفس و منافع فردی و جناحی می کوشند . و از سوی دیگر به تضعیف و ناکارآمد نشان دادن قانون همت می گمارند . با بکار گری بوق و کرنای شیطانی به صاحبان حق ، برچسب می زنند . به شایستگان جفتگ می اندازند تا از حقشان دور سازند . به سیاه نمایی می کوشند وظلمت و تاریکی را نور و نور را ظلمت و تاریکی معرفی و تبلیغ می کنند . خیانت را خدمت و پیشرفت معرفی می کنند و خدمت را عقب ماندگی و خیانت می خوانند .

نااهلان و نامحرمان ، از یک جهت مردم را بی اعتماد و بد بین و دلسرد می کنند و  از جهت دیگر با توجیهات به ظاهر قانونی با آسودگی خاطر به غارت بیت المال دست می زنند و از بیت المال به زراندوزی شخصی و جناحی می پردازند.

آن امام همام رحمة الله تعالی علیه با بصیرت الهی خطر این غافلان از انسانیت را خوب دریافته و می فرمایند :

من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می‌کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.

صحیفه امام خمینی رحمة الله تعالی علیه ، ج۲۱ ،ص ۹۳

 کمال بارعی - تبریز

 

 

ارزش های ثقلینی موجب استحکام و انسجام جامعه

باسمه تعالی

 استحکام و انسجام جامعه در گرو ارزش های ثقلینی

نهادینه شدن ارزش های ثقلینی یعنی قرآن و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین ، موجب استحکام و انسجام جامعه است.  برای ترویج ارزشهای الهی باید همتی بصیرتمندانه و مضاعف داشت . کسانی آگاهانه و ناآگاهانه با ارزشهای ساختگی بشری و من در آوردی که هیچ مبنای عقلی و دینی ندارند ، در مقابل دین و خواست دین دکان باز کرده اند و با تابلوی ارزشهای دینی ، کیان جامعه  دین را از درون مورد حمله و هدف قرار داده اند و می خواهند با ترویج ارزشهای بی مایه ، جامعه را از ارزش های حقیقی دین تهی نمایند و جامعه الهی را از مسیر خود خارج نموده و با رواج دادن خرافات ، انحراف و انحطاط در جامعه بوجود آورندو خواست دشمنان ثقلین و دین را برآورده سازند .

کمال بارعی - تبریز

 

جهاد کبیر

باسمه تعالی

جهاد کبیر یعنی رشد و پیشرفت و حفظ استقلال که خواست دین است . مجاهدان فی الله جهادتان

مقبول حق .

کمال بارعی - تبریز

قانون اساسی میثاق همگانی و همگامی

باسمه تعالی

قانون اساسی ، میثاق همگانی و همگامی .

قانون اساسی ، میثاق همگانی و همگامی است . بی توجهی به آن ، انواع بی اعتمادی ها را رقم می زند و بی اعتمادی گام اول انحطاط است . کسانی که باعث بی اعتمادی می شوند یا جاهلند و یا مزدور و سرسپرده دشمنند .

کمال بارعی - تبریز

 

 

تبیین و تبلیغ دین کمال جهاد با باطل

باسمه تعالی

تبیین و تبلیغ دین کمال جهاد با باطل

تنیین و تبلیع دین کمال جهاد با باطل است هرکس بخواهد با باطل جهاد نماید به تبیین و تبلیغ دین بکوشد .

کمال بارعی - تبریز

 

تبیین حق مقدم برتمام مسائل

 

باسمه تعالی

تبیین حق مفدم بر تمام مسائل

تا حق برمردم تبیین نشده باشد بحث از انحرافات و پرداختن به انحرافات ، تبلیغ انحرافات است .

کمال بارعی - تبریز

توحید ، اصل سعادت و کمال حقیقی انسان

باسمه تعالی

توحید ، اصل سعادت و کمال حقیقی انسان

کمال بارعی

تمام هستی از الله و از آن اوست و از امر او خلق شده است و قائم به امر اوست و نبود اختلاف در نظم و انسجام ازدلایل یکتایی اوست .

درچنین خلقت و آفرینشی، وجود هرموجودی از روی حکمت است و اتفاقی و تصادفی نیست و زندگی و سرانجام زندگی مخلوقات براساس برنامه بوده و دارای هدف است و به اندازه و مقدار معین و مشخصی که در شأن هدف اوست آفریده شده است .

موجودات برای طی مسیر وادامه زندگی و رسیدن به سعادت حقیقی ؛ باید از تناسب در بیرون و درون برخوردار باشند و این تناسب درچند جنبه است :

1 - هدف .

2 – مقام و منزلت درونی و بیرونی .

3 – ساختار و میان اجزاء .

4 – روش .

5 – ابزار و تجهیزات . یعنی تمام ادوات و ابزارهایی که لازمه مقام و هدف اوست در اختیار داشته باشد و یا توان دست یابی به آنها را داشته باشد .

6 -  بجا بودن اجزاء و با کمال سازگاری ، هماهنگی و کارآیی

تمام مخلوقات به ویژه انسان مملو از نیازها است و مسیر زندگی از نیازها می گذرد . سعادت حقیقی او زمانی ممکن و میسور خواهد بود که تک تک نیازهایش بدون کم و کاست پاسخ داده شود . در مسیر دست یابی به سعادت ، هیچ یک از نیازها  نباید فراموش شود و یا مهمل و بیهوده فرض گردد و به تعطیلی کشانده شود . پندار تعطیلی در این عرصه معنا و مفهوم ندارد . و به عبارتی در مخلوقات عدالت وجود دارد .

در تحقق سعادت انسان ، اولویت بندی نیازها ، اهمیت دارد و باید بدان اهتمام کرد و با برنامه ریزی به تحقق آنها همت گماشت  که چنین امری در زندگی انسان از جایگاه خاصی برخوردار است . از اولویت بندی نیازها می توان به عنوان « حکومت » یاد کرد .

مرور زمان و اختلاف مکان ها از علل غفلت است و موجب بد برداشتی از اولویت ها  می شود و حرکت از مسیر صحیح گشته و مقاصد غلط در حکومت می گردد . به خود باوری و اعتماد فردی و اجتماعی آسیب می زند . آسیب دیدن اعتمادها ، درماندگی و حیرانی ببار می آورد  و انسان را اسیر شک و تردیدها می سازد و مجال گام برداشتن در مسیر سعادت را از او می گیرد و نای نفس کشیدن در فضای سعادت را برای او باقی نمی گذارد . برای گرفتار نشدن درنیاز های سراب نما ، و در امان ماندن از اوضاع زمان ، انسان  باید سلاح و صلاح ذکر را داشته باشد و به ذکر گفتاری و عملی بپردازد و به تقویت و ارتقاء خود بپردازد و دامن خویش از خود فراموشی پاک نماید که خود شناسی و ذکر، ارتباط مخلوق را با خالق محکم و محکمترمی سازد و سایر ارتباطات او را نظم و انسجام می بخشد .

پاسخ به نیازها ، در صورتی مفید و کارآمد و کارساز خواهد بود که :

1 - دارای اساس و مبنایی باشد که محدود و محکوم زمان و مکان خاص نباشد و از آن رنگ نپذیرد .

2 - انسان به شایستگی و چنان که حقّش است، شناخته شود و حفظ شأن گردد وآن را به قیمت ناچیز نباخته باشد .

هر دو عامل باید از جانب خالق باشد چون خالق به تمام زوایای وجودی و نیازهای مخلوقات بالاخص انسان آگاهی و اشرافیت دارد و پاسخ مناسب نیازهای او را می داند . در این صورت بر اساس و مبنا توان تفسیر و هدایت شرایط برخاسته از زمان و مکان را می یابد و از عهده نیازهای زمانی و مکانی انسان برمی آید . از این مبنا به عنوان « دین » یاد می گردد . که  شأن و ارزش حقیقی انسان را به او می شناساند و قواعد حیات حقیقی را به او می نمایاند .

دین فراخور انسان ویژگی هایی دارد که برخی عبارتند از :

1 -  انسان آئین زندگی سالم خود را دریافته و با عمل به آنها به زندگی خود معنا و مفهوم بخشد وحیات طیبه را فراهم آورد .

2 -  انسان می تواند سمت و سوی تقلاها و تلاش ها خود را بشناسد و به تنظیم آنها بپردازد و ارزیابی درستی از عملکرد خود داشته باشد .

3 -  به درستی و متقن بودن تلاش هایش اطمینان پیدا کند و با امیدورای گام بردارد و ثبات در زندگی داشته باشد وگرفتار حیرانی و سرگشتگی نشود و بسترها ی افسردگی و خمودگی را در حیاتش از بین ببرد .

با این وصف ، الله تبارک و تعالی حکیم و عادل است و حکمت او در عالم خلقت ظاهر، و عدالت او نمایان است و هیچ موجودی را بی هدف نیافریده و کمترین ظلمی در خلقت او راه ندارد و سعادت حقیقی انسان در گرو میزان فرمانبری از حکومت دین است .

سلامت ، سرمدی و سعادت از جدی ترین و چشمگیر ترین نیازهای انسان است . تمام تلاش های انسان برای این است که سالم بماند و از بین نرود و سعادت حقیقی خود را از دست ندهد . هیچ چیزی به اندازه این نیاز او را به تقلاء و تلاش وادار نکرده است و نمی کند . سرّ و راز تمام تلاش های او در همین نکته نهفته است . پس ، از عدالت است که راه تامین این نیاز انسان به درستی ارائه گردد و آموخته گردد . لازمه آن ، دو عامل است ؛ یکی اینکه دین داشته باشد و دوم اینکه دین برای او به درستی و یقینی تبیین و روشن گردیده باشد و هدایت گرددو اصل هدایت از آن الله تبارک و تعالی می باشد . بنابراین از عدالت است که در میان انسان ها ، باید کسانی باشند که از جانب الله و فرستاده اوهستند ، تا دین الهی را در جامع ترین و کاملترین وجه دریافت نمایند و آن را بدون کم و کاست به انسان ها ابلاغ و تبیین و روشن کنند و راه را از چاه نشان دهند . از این انسان ها با عنوان « خلیفه » ، « نبی » ، « رسول الله » ، « امام » و « کسانی که با آنان هستند » یاد می شود  .

انبیاء و رسولان الله صلوات الله علیهم اجمعین تکلیف دارند که دین را برای تمام انسان ها بیان و ابلاغ نمایند هر چند بر آنان تسلط ندارند چون انسانها مختار و آزادند . هیچ زمانی و مکانی خالی از حجت الهی نبوده و نخواهد بود چون تبیین حق و خواست و لازمه انسان است و بدون حجت الهی هدایت انسان میسر نیست . اما رسولان الهی نیز مانند سایر انسانها هستند و در چارچوب زمان و مکان قرار دارند یعنی اگر در زمانی و مکانی حضور دارند در همان زمان در زمان و مکان دیگر ظهور ندارند و در غیبت هستند . غیبت ممکن است مکانی باشد و ممکن است زمانی  باشد . در هر صورت نبود حجت الهی در میان بخشی از مردم ، خلاء هدایتی بشمار می رود و خلاء در حکمت و عدالت الهی راه ندارد  و با نیاز انسان به هدایت ، تناسب ندارد و از عدالت به دور است .

بنابراین ، فرستادگان الهی که وظیفه دارند تمام انسانها را هدایت نمایند ،  باید در میان جامعه ای که در آن ظهور ندارد ، کسانی را که :

1 - تربیت یافته دین هستند .

2 - به ابعاد و زوایای وجودی انسان آگاهی دارند .

3 - رسالت ، اهداف و روش های هدایت را می دانند .

به عبارتی کسانی که « تفقه در دین »  دارند و صلاحیت هدایت انسانها را یافته اند ، برگزینند تا حجت الهی بر مردم تمام شود و انسانها عاطل و باطل نمانند . از این انسان ها به عنوان « نماینده » ، « جانشین رسولان الهی  » ، « ادامه دهندگان راه انبیاء علیهم السلام » و « همراهان رسولان الهی » یاد می شود و به خاطر « تفقه و فهم عمیق در دین داشتن » از آنان بنام « فقیه » نیز یاد می شود . اما نباید فراموش کرد که « کسانی که همراهان فرستادگان الهی هستند » در یک سطح نیستند و آنان در یک دید کلی دو دسته اند یک دسته در نصب بسان رسولان الهی صلوات الله علیهم اجمعین هستند که ازجانب الله تعیین می شوند تا در غیبت به ماموریت الهی بپردازند و حتی « رسول الله صلوات الله علیه و آله و سلّم » وظیفه دارند که به امر الهی ، آنان را به مردم تبلیغ کنند و سستی و عدم تبلیغ آنان ؛ برابر عدم انجام ماموریت ورسالت الهی است . از آنجایی که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم افضل فرستادگان الهی هستند و مجموع رسالت انبیاء الهی را دارند . بنابراین در صورت عدم تبلیغ امام ، هیچ رسالتی انجام نگرفته است  ، بنابراین اگر گفته شود که رسالت تمام انبیاء و رسولان الهی صلوات الله علیهم اجمعین براین بوده است که برای « امامت » زمینه  را فراهم آورند ؛ سخن گزافی گفته نشده است . اگر اینان به مردم معرفی نمی شدند گویی هیچ رسالت و کاری از سوی انبیاء الهی انجام نیافته است و « دین » بیان نشده است و حق رسالت الهی یا حق رسالت امام اداء نشده است . انسان ها و راه یافتگان به مقام امامت « امام » نامیده می شوند . دسته دیگر از جانب رسولان الهی هستند . گزینش اینان براساس هوی و هوس نبوده و نسبت فامیلی و قبیله ای صرف در آن دخالت ندارد بلکه براساس ویژگی های الهی بوده و خواهد بود . بخاطر اینکه تمام نطق و بیان رسول الله صلوات الله علیه و آله و سلّم از وحی و با وحی است و اینان متصف به ویژگی های مشابه ونزدیک به انبیاء و امامان هستند و براساس وحی می باشند و راهی که می روند راه و مأموریت برگزیدگان الهی است و ادامه دهنده و استمرار بخش راه و سیره آنان بشمار می آیندو حتی از برخی انبیاء هم افضل هستند .

امامان به نوبه خود در سرزمین هایی که حضور و ظهور ندارند ، نماینده دارند تا به مردم دین و احکام آن را بیان نمایند و بیاموزند . زیرا هستی و هر آنچه در آن است بسان یک کشور است و تقسیم آن به بالا و پائین به دور از عقل است و امام به اذن الهی در رأس آن قرار دارد . برای اینکه دین الهی به همگان بیان و تبیین شود هیچ نقطه ای از عالم  نباید از حجت الهی خالی باشد ، فطرت و ندای فطرت حجت عمومی الهی است که برای هدایت به حق ، رسول باطنی بشمار می رود و زمینه دعوت رسولان الهی می باشد .

دین واحکام دین وآموزش و عمل به آن در تعلیم و تربیت دین ، تمام حوزه بشریت را شامل می شود و حجم و محتوای اصلی زندگی الهی انسان را تشکیل می دهد . بدون احکام دین و عمل به آن ، انسان دیندار متصور نیست و زندگی دینی وجود ندارد و چنانکه بیان شد « فقیه » در دین کسی است که در دین تفقه و فهم عمیق دارد و مساعی خود را برای تحقق حاکمیت و اهداف دین در روی زمین بکار می گیرد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی ورزد . با وجود این ، سطح فقیهان با توجه به استعداد و فعالیت های علمی و معنوی و غور در ثقلین و استنباط احکام ، متفاوت است و این باعث می شود که در بین آنان افضلیت و افضلی پیدا شود که هرآنکه رتبه و تقوا و ورع او بالاتر باشد بر همگان « ولایت » و « امامت » دارد و تبعیت و اطاعت از او برهمگان واجب می باشد یعنی با وجود او رجوع به دیگران دلیلی ندارد مگر اینکه رخصت و اجازه باشد . اگر چنین انسانی اطاعت نشود ، آگاهانه و ناآگاهانه ، خواسته الهی اطاعت نشده است  و سرپیچی از الله و خواست او بشمار می رود  .

بنابراین ، وجود « امام » و « ولیّ فقیه » در راستای استمرار هدایت انبیاء علیهم السلام از عدل و توحید بوده و با وجود او رجوع و فرمانبری از دیگران ، نه تنها تکلیف را از انسان ساقط نمی کند بلکه شانه او را از زیر بار تکلیف الهی خالی نمی سازد و همچنان تکلیف برگردن او باقی است . و از سویی رجوع به افضل فقیهان و علماء ، حکم فطرت و عقل سلیم است و حکم عقل نیز تبعیت و اطاعت از « ولی فقیه » را دو چندان می سازد و تاکید موکد است و شک و شبهه ای در آن باقی نمی گذارد و مخصوص زمان و خاص نیز نیست .

ارسال « رسل » ، « امام »  و « ولی فقیه » و « تبین دین و احکام الهی » هدفی دارد که آن هدف « کمال حقیقی انسان » است در این راه باید راستی عملکرد انسان مورد آزمایش و ارزیابی قرار گیرد و خالص و ناخالصی از هم جدا گردد و هرانسانی نتیجه اعمال و کرده های خود را دریافت نماید. اگر چنین نباشد همه آن تلاش ها امر بیهوده و لغو خواهد بود وکارلغو نیزدر آفرینش راه نیافته است چون الله حکیم علی الاطلاق است و در شأن او نیست . از حساب کشی و ارزیابی و ارزشگزاری و جدا کردن صالح و ناصالح و مقام و منزلت یابی ، به عنوان « یوم الدین » ، « یوم الجزاء » و « معاد » یاد می شود .

پس « توحید » در معنایی عبارت است از مجموع « یگانگی الله » ، « عدل » ، « نبوّت » ، « امامت » و « معاد » است که اصل سعادت و کمال حقیقی انسان است و فقدان هر یک موجب نقص و ناکامی انسان در رسیدن به سعادت  و کمال حقیقی خواهد شد  .

کمال بارعی تبریز